شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۸۳
در بسیاری از بیوگرافی های نوشته شده راجع به راجر واترز (Roger Waters) آمده است، او مردی بوده كه به اندازه صدها مرد دیگر در زندگی سختی و زجر كشیده است.از مرگ
زود هنگام پدر و بی مهری های مادرش گرفته تا نمك نشناسی های همسر او.
به گوشه ای از ترجمه آزاد یکی از شعر های آلبوم The Wall بنام One of my turns دقت کنید :
هر روزی كه میگذره، عشق ما خاكستری تر میشه،
همانند پوست انسانی كه در حال مرگه،
هر شبی كه میگذره، باز بخودمون وانمود میكنیم كه نه، مشكلی وجود نداره،
اما من پیر تر میشم و تو سرد تر،
دیگه هیچ شادی و خوشی در زندگی ما وجود نداره،
من حس میكنم كه یك چهره دیگه ای داره در من ظاهر میشه،
چهره ای كه سرده مثل تیغ، سفت مثل طناب، خشكه مثل طبلهای تشیع جنازه ....
گفتگوی هارمونیک