گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIX)

قسمت دوم اثر، یک میان پرده ی مختصر چوپانی است که احتمالا الهام گرفته از “برینکولز”، خانه ی الگار در شهر ساسکس می باشد؛ جایی که او از ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ در آن به سر برده و سرمنشا بسیاری از الهامات وی می باشد. پس از یک مقدمه ی کوتاه، ویلنسل وارد یک ملودی پر جنب و جوش میشود. ملودی ای که نوای آزادی پرند گان در هنگام پرواز را فریاد میزند. این اپیزود، یادمان روزهای خوش گذشته است و سرخوشی آن، سایر قسمت های تیره و تار کنسرتو را به تعادل نزدیک می نماید.

قسمت دوم اثر، یک میان پرده ی مختصر چوپانی است که احتمالا الهام گرفته از “برینکولز”، خانه ی الگار در شهر ساسکس می باشد؛ جایی که او از ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ در آن به سر برده و سرمنشا بسیاری از الهامات وی می باشد. پس از یک مقدمه ی کوتاه، ویلنسل وارد یک ملودی پر جنب و جوش میشود. ملودی ای که نوای آزادی پرند گان در هنگام پرواز را فریاد می زند. این اپیزود، یادمان روزهای خوش گذشته است و سرخوشی آن، سایر قسمت های تیره و تار کنسرتو را به تعادل نزدیک می نماید.

آداجیوی قسمت دوم، از همان نت “سی بمل ماژور” بهره برده و اتمسفری مانند اتمسفر نیمه شبان دارد. به عنوان یک هنرمند جوان، الگار بارها و بارها آثار شومان را با آن اشعار جادویی ” ایده آل من!” که شومان برای دوستش نگاشته بود، شنیده و پس از سی و شش سال، آداجیوی ساخته شده بر اشعار او را که حرکتی آرام و ثابت در ضربآهنگ خود داشتند را به خوبی به ذهن خود سپرده بود. این آثار، الهام بخش قسمت سوم کنسرتوی الگار گردید.

تاکنون، دیالکتیک موجود در این کنسرتو، همواره کمتر از ساختارهای متداول در کارهای الگار در نظر گرفته میشود. اما در قسمت چهارم، یک جنب و جوش موسیقایی شکل می گیرد. اگر الگار می خواست درباره ی این قسمت از قطعه ی خود چیزی بگوید، حتما بر این باور بود که “غم سراسر جهان را در بر می گیرد!”. ارکستر در این قسمت بسیار پرطمطراق و با شکوه است و ویلنسل عزادار باید راه خود را در این میان بازگشاید. ویلنسل در ابتدا نیمه، آگاهانه قصد ورود به تم ارکستر را داشته و در اواسط راه، تم دومی را خود پایه گذار میکند.

اکنون، ویلنسل، سولویی طولانی می نوازد که هسته ی اصلی کنسرتو محسوب می شود. ابتدا، به اولین تم قطعه باز می گردد و سپس در حالی که انتظار می رود ارکستر وارد معرکه شود، ویلنسل به تنهایی به عزاداری خود ادامه میدهد. در انتهای کار ارکستر وارد صحنه شده و اوضاع را برای یک پایان زیبا و عجولانه آماده می کند. پایانی عجولانه که به گفته ی مایکل کندی، به گونه ایست که “انگار بیش از آنچه که باید برملا شده است!”.

این کنسرتو شنوندگان را به یاد کارهای قبلی الگار می اندازد. اولین تم آن، مخاطب را به یاد ملودی نه-هشت آغازین اثر ” سرناد برای سازهای زهی” می اندازد. ریتم های کوبنده ی بخش دوم آن، مخاطب را به یاد قسمت هایی از ” مقدمه و آلگرو” می اندازد. همچنین، روح “فالستف” در قسمت پایانی اثر مستولی است. در این قطعه، با این حال، الگار تمامی این نواها را به سبکی بدیع تر و اصیل تر به کار گرفته و قطعه ای به یاد ماندنی به وجود آورده است.

ابراهیم قائدی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است