ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XIX)

ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
قسمت دوم اثر، یک میان پرده ی مختصر چوپانی است که احتمالا الهام گرفته از “برینکولز”، خانه ی الگار در شهر ساسکس می باشد؛ جایی که او از ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹ در آن به سر برده و سرمنشا بسیاری از الهامات وی می باشد. پس از یک مقدمه ی کوتاه، ویلنسل وارد یک ملودی پر جنب و جوش میشود. ملودی ای که نوای آزادی پرند گان در هنگام پرواز را فریاد می زند. این اپیزود، یادمان روزهای خوش گذشته است و سرخوشی آن، سایر قسمت های تیره و تار کنسرتو را به تعادل نزدیک می نماید.

آداجیوی قسمت دوم، از همان نت “سی بمل ماژور” بهره برده و اتمسفری مانند اتمسفر نیمه شبان دارد. به عنوان یک هنرمند جوان، الگار بارها و بارها آثار شومان را با آن اشعار جادویی ” ایده آل من!” که شومان برای دوستش نگاشته بود، شنیده و پس از سی و شش سال، آداجیوی ساخته شده بر اشعار او را که حرکتی آرام و ثابت در ضربآهنگ خود داشتند را به خوبی به ذهن خود سپرده بود. این آثار، الهام بخش قسمت سوم کنسرتوی الگار گردید.

تاکنون، دیالکتیک موجود در این کنسرتو، همواره کمتر از ساختارهای متداول در کارهای الگار در نظر گرفته میشود. اما در قسمت چهارم، یک جنب و جوش موسیقایی شکل می گیرد. اگر الگار می خواست درباره ی این قسمت از قطعه ی خود چیزی بگوید، حتما بر این باور بود که “غم سراسر جهان را در بر می گیرد!”. ارکستر در این قسمت بسیار پرطمطراق و با شکوه است و ویلنسل عزادار باید راه خود را در این میان بازگشاید. ویلنسل در ابتدا نیمه، آگاهانه قصد ورود به تم ارکستر را داشته و در اواسط راه، تم دومی را خود پایه گذار میکند.

اکنون، ویلنسل، سولویی طولانی می نوازد که هسته ی اصلی کنسرتو محسوب می شود. ابتدا، به اولین تم قطعه باز می گردد و سپس در حالی که انتظار می رود ارکستر وارد معرکه شود، ویلنسل به تنهایی به عزاداری خود ادامه میدهد. در انتهای کار ارکستر وارد صحنه شده و اوضاع را برای یک پایان زیبا و عجولانه آماده می کند. پایانی عجولانه که به گفته ی مایکل کندی، به گونه ایست که “انگار بیش از آنچه که باید برملا شده است!”.

این کنسرتو شنوندگان را به یاد کارهای قبلی الگار می اندازد. اولین تم آن، مخاطب را به یاد ملودی نه-هشت آغازین اثر ” سرناد برای سازهای زهی” می اندازد. ریتم های کوبنده ی بخش دوم آن، مخاطب را به یاد قسمت هایی از ” مقدمه و آلگرو” می اندازد. همچنین، روح “فالستف” در قسمت پایانی اثر مستولی است. در این قطعه، با این حال، الگار تمامی این نواها را به سبکی بدیع تر و اصیل تر به کار گرفته و قطعه ای به یاد ماندنی به وجود آورده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گفت و گو با جان کیج (III)

در انتهای طولانی ترین راهروی بین مثلث ها یک فیلم پخش می شد و در راهرو دیگر اسلایدهایی به نمایش درآمدند. من بر یک نردبان رفتم و به سخنرانی پرداختم که سکوت هایی را نیز در بر داشت. نردبان دیگری نیز وجود داشت که ام. سی. ریچاردز (M. C. Richards) و چارلز اسلن (Charles Oslen) در زمان های متفاوتی بر روی آن رفتند. در برهه هایی، که من پرانتزهای زمانی (Time bracket) می نامم، بازیگران با رعایت محدودیت هایی آزاد بودند – فکر می کنم شما به آنها بازه (compartment) می گویید – بازه هایی که آنها مجبور به پر کردنشان نبودند مانند چراغ سبز در ترافیک. تا این بخش آغاز نمی شد آنها اجازه نداشتند اجرا کنند، اما وقتی که شروع می شد می توانتسند تا زمانی که می خواستند در طول آن به اجرا بپردازند. رابرت راشنبرگ (Robert Rauschenberg) گرامافونی قدیمی که شیپور داشت را روشن کرده بود و یک سگ در گوشه ای به آن گوش می داد، دیوید تیودر (David Tudor) پیانو می نواخت و مرس کانینگهام (Merce Cunningham) و رقصنده های دیگر بین و اطراف تماشاچیان حرکت می کردند. عکس های راشنبرگ بالای سر تماشاچیان آویزان شده بود.

«بازخوانی آرای فارابی در باب موسیقی» در کنگره فارابی

کنگره «فارابی» با همکاری نهادها و سازمان‌‌های فرهنگی و هنری در سال ۹۹ برگزار می‌شود. بخشی از این کنگره به «بازخوانی آرای فارابی در باب موسیقی» اختصاص دارد که با هدف ایجاد بستری مناسب برای شناخت آرای موسیقایی فارابی و تأثیرات آن بر موسیقی حوزه ایرانی، عربی و ترکی توسط فرهنگستان هنر برگزار می‌شود.

از روزهای گذشته…

نماد‌شناسی عود (IV)

نماد‌شناسی عود (IV)

اولین کسی که عود ده زهی را ساخت الفارابی (نه آن فیلسوف مشهور با همین نام) بود و ماجرا از این قرار بود که مردی در شهری که الفارابی در آن زندگی می‌کرد از دنیا رفت و چون الفارابی از افراد برجسته‌ی شهر بود به مراسم تدفین آن مرد رفت… در گورستان، وقتی از کنار قبری می‌گذشت که رویش برداشته شده بود، اسکلتی را دید…که ساق‌ها و رگ‌های آن معلوم بود. او تعداد رگ‌ها را شمرد و دید که ده تا هستند. همین موضوع بود که وی را برانگیخت تا عودِ ده زهی را بسازد.
بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (II)

بوگی: ژانری که آرام و قرار ندارد (II)

هر بار که “Sweet Home” را از رادیو می شنوم، سعی می کنم که معنی آن را بفهمم اما نهایتا تسلیمِ گروو (groove) قوی آن می شوم. البته در “Delta Swamp” گروو های فراوانتری وجود دارند. مانند “Stone Fox Chase” از “Area Code 615″، حتی اگر نام و عنوان آهنگ هم چیزی را برایتان تداعی نکنند، تمِ تیرهء ریف هارمونیکای آن را در “The Old Grey Whistle Test” به خاطر می آورید. وقتی که این قطعهء سازی را برای اولین بار شنیدم، فهمیدم که چقدر به گروه فانکِ معاصری مانند جنگ (War) نزدیک است.
بیایید موسیقی بسازیم (I)

بیایید موسیقی بسازیم (I)

بسیاری از دوستان بارها طی ارسال نامه راجع به روشهای ساده برای آهنگسازی سئوالاتی را مطرح کرده اند، سعی می کنیم طی چند نوشته بدون آنکه خود را درگیر مسائل پیچیده تئوری نماییم، با حداقل معلومات تئوری روشی را برای اینکار ارائه کنیم. در این نوشته با ذکر یک مثال کوچک به بیان ایده کلی می پردازیم و در نوشته های آینده سعی در تهیه قطعات بلند موسیقی خواهیم کرد.
حرکت های پنجم و اکتاو

حرکت های پنجم و اکتاو

در ادامه بحث های قبل راجع به هارمونی چهار بخشی و انواع حرکت ها، امروز می خواهیم راجع به چند حرکت دیگر که معمولا” توصیه به انجام آنها نمی شود صحبت کنیم.
چه نوع موسیقی میل دارید؟ (IV)

چه نوع موسیقی میل دارید؟ (IV)

در حالیکه برخی از پژوهش ها نشان می دهند که دانش آموزانی که به موسیقی رپ یا هوی متال گوش می دهند نمره های پایین تری در امتحان های خود می آورند، یافته های یک تحقیق حاکی از این است که نه تنها توانایی تحصیلی دانش آموزان سفید پوست پس از تماشای کلیپ های رپ بهبود یافته بلکه نگرش آن ها نیز بهتر شده است، پس از تماشای کلیپ های رپ با موضوعات سیاسی تمایل آن ها به حمایت از نامزد های سیاه پوست لیبرال در برنامه های سیاسی افزایش می یابد.
نقشه‌برداری موسیقایی (IV)

نقشه‌برداری موسیقایی (IV)

نکتۀ اوّل تأثیرپذیری و رابطۀ همۀ هنرها با یکدیگر و با اوضاع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موجود در جامعه است. در این مجموعۀ به هم پیوسته، هر معماریْ از هنرهای دیگر و از جمله موسیقی؛ هر آهنگ‌سازی از هنرهای دیگر و از جمله معماری متأثر است. ادیب معاصر، محمدرضا شفیعی‌کدکنی، در مقاله‌ای با عنوان «ساختار ساختارها» در مجلۀ «بخارا» به این رابطه پرداخته است.
هماهنگی گیتار و پیانو در گروه های کوچک Jazz (قسمت سوم)

هماهنگی گیتار و پیانو در گروه های کوچک Jazz (قسمت سوم)

روش Freddie Green برای گیتار بسیار خوش صدا است و به قول معروف خوب صدا میدهد اما اگر پیانو بخواهد جای گیتار را بگیره موضوع عوض میشه چرا که زدن آکورد هایی با نت سیاه درهر میزان با پیانو برخلاف حالتی که گیتار اینکا را انجام میدهد، نتیجه جالبی بدست نمیدهد.
مقصد خودِ راه می تواند باشد (II)

مقصد خودِ راه می تواند باشد (II)

بعد از انقلاب بسیاری از این نوازندگان جلای وطن کردند و بعضی خانه نشین شده و بعضی دیگر به تدریس موسیقی پرداختند یا در ارکستری مشغول شدند تا اینکه در زمان وزارت عطاالله مهاجرانی، قرار بر این شد که دوباره آن ارکستر و آن موسیقی ها احیا شود؛ فرهاد فخرالدینی که سالها مشغول تدریس موسیقی و آهنگسازی برای فیلم بود به همراه هیأتی از آهنگسازانِ آشنا به این سبک آهنگسازی گرد آمدند، افرادی مانند حسین دهلوی، علی تجویدی، محمد سریر، حسین علیزاده تشکیل گروهی را دادند که در انتخاب قطعات، فخرالدینی را یاری کنند.
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (I)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (I)

مهم‌ترین بخش کارگان (رپرتوار) موسیقی کلاسیک ایران که همچنان از دوره‌ی پیش از ضبط موسیقی (مکتوب و صوتی) در دسترس قرار دارد ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران است. با توجه به اهمیت یافتن ردیف به عنوان ماده‌ی اصلی آموزشی پس از دهه‌ی ۱۳۴۰ شمسی و همچنین خطر از دست رفتن قسمت اعظم این میراث کلاسیک در آن سال‌ها، وزارت فرهنگ و هنر و رادیو و تلویزیون ملی وقت تلاش‌هایی در زمینه‌ی ضبط و نغمه‌نگاری ردیف از اجرای استادان بزرگ موسیقی ایرانی به عمل آورد.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (I)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (I)

پیش‌ترها، زمانی که خیلی دور نیست و بسیاری از ماها هنوز به یادش داریم، پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی بودند (نمی‌دانیم اندک یا پرشمار، اما بودند) که وقتی موسیقی ایرانی می‌شنیدند به آسانی تشخیص می‌دادند که در کدام دستگاه است، «ننه جون، نگاه کن قمره، دشتی می‌خونه». اکثرشان حتا سواد خواندن و نوشتن هم نداشتند چه رسد به انتظار آموختگی علمی و عملی در ساز و آواز. با این ترتیب چگونه می‌توانستند تشخیص دهند؟ جواب در رابطه‌های اندام‌وار اجزای یک فرهنگ است. اگر دقت بیشتری می‌کردی آنها شعر زیبا هم از بر داشتند یا زیبایی شعر پرمغز را اگر از پیش نشنیده بودند به محض شنیدن تشخیص می‌دادند، خط زیبا و تذهیب پرفن و نامه‌ی روان و معماری خانه‌ی زیبا و… را نیز همین‌طور، و در یک کلام مردم اهل دلی محسوب می‌شدند.