رمضان: ریتم در آثار آهنگسازان ایرانی جایگاه خاصی دارد

لیلا رمضان
لیلا رمضان
من خودم الان حدود سه سال هست که مشغول انجام این پروژه هستم، جدیداً متوجه شدم چون من هم ایرانی هستم و ریتم را مثل همه‌ی ایرانی‌ها جور دیگری احساس می‌کنم و این را وقتی متوجه شدم که دیدم یک قطعه‌ای که از یکی از همین آهنگسازهای جوان من اجرا کرده بودم را روی سایت آهنگساز دیدم که با اجرای نوازنده دیگری توانستم این را بشنوم و برای من خیلی جالب بود که آن جور که من ریتم آن قطعه را احساس می‌کنم آن نوازنده کاملاً مدل دیگری احساس می‌کند و این یک چیزی هست که حتی اگر خود آدم هم به آن واقف نباشد، به طور غریزی این بیان را داشته باشد.

به هر حال برای شنوندگان غربی کاملاً ملموس است که این مدل نوازندگی این مدل برخورد با این ریتم کاملاً متفاوت است با آن چیزی هست که همان نوازنده غربی ممکن است با این مسئله‌ی ریتم در همان قطعه جور دیگری برخورد داشته باشد

این آثار را چقدر پیانیستیک می‌دانستید؟ غیر از تکنیک آهنگسازی که در این آثار رعایت شده به نظر شما پیانیستیک بودن یا تکنیک‌هایی پیانویی هم به خوبی در این آثار رعایت شده بود؟
بله، بعضی از قطعات این رپرتوار از لحاظ نوازندگی و تکنیک‌های خاص پیانو مشکل هستند و احتیاج به تمرین دارند و از لحاظ نوازندگی، توانایی نوازندگی خوب اجرا شود به خصوص قطعاتی که به دست آهنگسازهایی نوشته شده که خودشان پیانیست بودند مثل قطعات آقای ملیک اصلانیان یا مثلاً قطعه آقای رنجبران که خودشان ساز اصلی شان تا آنجایی که من می‌دانم ویولون بوده ولی خیلی با پیانیست‌ها کار کردند و خیلی موسیقی مجلسی (Chamber Music) انجام دادند و به هر حال کسی که خودش نوازنده است و آهنگسازی می‌کند، خوب یکسری تکنیک‌های نوازندگی را خیلی بیشتر ملموس است، در قطعه‌ای که می‌نویسد ولی نمی‌توانم بگویم که اجرای این قطعات مشکل‌‌تر از قطعه‌ی دیگری هست که آهنگساز به نسبت نوازنده نبوده و بیشتر از لحاظ ساختار آهنگسازی پیچیده است؛ این را نمی‌توانم بگویم چون به هر حال برای اجرای خوب یک قطعه فقط لازم نیست شما تکنیک‌های نوازندگی خوبی داشته باشید آن فهمی که از قطعه لازم است باید داشته باشید، آن دیدی که نسبت به رپرتوار مختلف نوازنده دارد، همه‌ی این‌ها کمک می‌کند که خوب آن نوازنده یک قطعه را خوب اجرا بکند مثلاً قطعه‌ی آقای نادر مشایخی از لحاظ تکنیک‌های نوازندگی مشکل است ولی می‌توانم بگویم که سطح‌های صدایی متفاوت در این قطعه است و این بالانس میزان صدای هر قسمت، به نسبت صدای قسمت دیگر خیلی مشکل است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.

از روزهای گذشته…

گفتگو با مائوریزو پُلینی (I)

گفتگو با مائوریزو پُلینی (I)

باعث افتخار من (بورووس دُفی) است که نوازنده پیانو مائوریزو پلینی (Maurizio Pollini) را در مجموعه گفتگوی خود معرفی کنم. این پیانیست ایتالیایی از طریق تمرینات فراوان، آثار ضبط شده غیر قابل شمارش و کنسرتهای زنده ای که با دقت آنها را انتخاب کرده، خود را از دیگران متمایز داشته. او در سال ۱۹۴۲ در ایتالیا متولد شد. بعد از دریافت جایزه اول در مسابقات Warsaw Chopin در سال ۱۹۶۰، تصمیم گرفت به جای اجراهای بیشتر بپردازد و تحصیلات خود را ادامه دهد البته قبل از اینکه هنوز حرفه بین المللی خود را برنامه ریزی کند!
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (IV)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (IV)

پیمان سلطانی در بخش دوم مطلبش می نویسد: “شعر کلاسیک یک پیشینه ی قدرتمندِ نقش بازی کردن برای ارضاء حس هنری ایرانی داشته است” راست اش در اینجا اصلا متوجه منظور ایشان نشدم! در ادامه می گوید: “به دلیل ممنوعیتِ سایر هنرها از جمله موسیقی نتوانست آهنگ درونی شعر را متبلور کند اما در دوره ی معاصر و به دلیل گذر از انقلاب صنعتی و هم آمیزی با دوران توسعه در علم و هنر موسیقی در شعر بسیاری از شاعران از جمله هوشنگ ابتهاج نمود عینی پیدا کرد”، چگونه می توان پذیرفت که ممنوعیت موسیقی باعث لطمه زدن به موسیقی شعر شده است؟! همان طور که گفتیم موسیقی یکی از عناصر جدا نشدنی شعر است و نه تنها شعر کلاسیک بلکه شعر نو و حتی شعر سپید هم از عنصر موسیقی بهره گرفته است. حال در شعری موسیقی کمتر است و در شعری بیشتر.
پنجمین دوره مسابقه کشوری گیتار کلاسیک تهران – تیر و مرداد ۸۸

پنجمین دوره مسابقه کشوری گیتار کلاسیک تهران – تیر و مرداد ۸۸

پنجمین دوره مسابقات گیتار تهران بدون محدودیت سنی (به جز کودک و نوجوان) با عنوان “پنجاه سال گیتار در ایران” به شرح زیر است:
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (III)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (III)

گویی ارتباط هنری ایران و هند از این زمان آغاز شد و ایران از موسیقی هند تأثیر گرفت. این نوازندگان و خوانندگان در کوچه و بازار و روستاهای ایران به راه می‌افتادند و برای مردم ترانه می‌خواندند. این گروه به کولی معروف شدند و به ترانه‌هایی که می‌خواندند “ترنگ” یا “ترانک” می‌گفتند و گمان می‌رود که در زمان ساسانی، ترانک به اشعار هشت‌هجایی عشقی و انتقادی گفته می‌شده است که به تصنیف عامیانه امروز شباهت داشته است. (مستوفی، به نقل از انجمن آرای ناصری، بی‌تا)
دلاور سهند (III)

دلاور سهند (III)

به اعتقاد من اگر واقعه قتل او را نیز در اپرا میگنجاندند و تحقیرهائی را که دشمن دید آشکار می‌نمایاندند، نه تنها موقعیت قهرمانی‌ او تشدید میشد حتی اپرا میتوانست دارای دراماتیک‌ ترین صحنه‌های‌ حماسی باشد و از این راه تاثیری شدید، موثر -و حتی انقلابی- در پوبلیک‌ بجای بگذارد.
نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (V)

نگاهی به موسیقی رپ با رویکرد جامعه شناسی (V)

جنبش اجتماعی چپ جدید: بلند شدن صدای دانشجویان چپ گرا در اروپا به ویژه در فرانسه جهان غرب را با یک شوک بزرگ مواجه ساخت. شورش بزرگی که دانشجویان در ۱۹۶۸ به راه ‌انداختند، بدون گرایش به شوروی سابق، نسبت به رویه ‌های ظالمانه و فاصله طبقاتی در نظام سیاسی اقتصادی لیبرالیسم معترض بود. ریشه این جنبش در مکتب فرانکفورت قرار داشت که یورگن هابرماس آخرین و برترین فیلسوف آن به شمار می رود. جنبش تسخیر وال‌ استریت که به جنبش ۹۹% نیز مشهور است، از نسل های بعدی همان دانشجویان چپ گرا محسوب می شود.
آکوردهای هفتم ساده شده

آکوردهای هفتم ساده شده

تا سال ۱۹۴۰ اغلب پیانیست های Jazz از متدی که بنام oom-pah معروف بود برای همرای ملودی دست راست یا موسیقی استفاده میکردند. اما در این زمان Bud Powell (از پیانیست های مشهور Jazz) روش دیگری برای همراهی بکار برد که بتدریج موسیقی Jazz را متحول ساخت.
استیو گاد: پرکارترین درامر تاریخ موسیقی

استیو گاد: پرکارترین درامر تاریخ موسیقی

استیو گاد (Steve Gadd) یکی از مشهورترین درامرهای عصر حاضر، در نهم آوریل سال ۱۹۴۵ در شهر روچستر نیویورک متولد شده است. در طول فعالیت هنری اش با افراد صاحب سبک و سرشناسی چون پل سیمون Paul Simon، استیلی دان Steely Dan، جو کوکر Joe Cocker، باب جیمز Bob James، Chick Corea، اریک کلپتون Eric Clapton و ادی گومز Eddie Gomez همکاری داشته است و شاید بتوان گفت عمده شهرت خود را مدیون این قبیل فعالیتهاست. استیو گاد را می توان به جرات یکی از پرکارترین درامرهای تاریخ موسیقی به شمار آورد.
آوازهای نا تمام

آوازهای نا تمام

در زن عنصری است (ژوییسانس) که تن به نمادسازی نمی دهد. با اشاره به این سطر، می کوشیم تا از روایت دگرجنس خواهانه، خود را رها سازیم و در این رهایی از اختگی و حسرت قضیب که همانا تلقی ای فرویدی است، نیز دست کشیم و بکوشیم تا زن بیرونی موسیقی ایران را در برابر زنِ درون آن قرار داده و خودجانشینی برون زن از درون اش را به فهم واقعی نزدیک کنیم. آیا مواجه با تجلی چهره ای از تمامیتِ شخصیتِ زنِ دنیای موسیقی خواهیم شد؟ آیا آن را به غلط تجربه کرده ایم؟
موسیقی و معنا (II)

موسیقی و معنا (II)

پژوهش‌های فریگه (Frege) در اواخر قرن نوزدهم مهم‌ترین تأثیر را در پیشرفت نظریه‌های معناشناسی معاصر داشته است. او بر آن بود که در هر تحلیل باید به دو وجه ضروری معنا توجه شود: مرجع و مفهوم. به اختصار، مرجعِ یک لفظ همان پدیده‌ای است که لفظ، آنرا تداعی می‌کند. مفهوم نیز برگرفته از حوزه‌ای‌ست که در آن، لفظِ نخست با الفاظ دیگری ارتباط می‌یابد که قادر به تولید معانی مشابه‌اند. مثال متداول فریگه عبارت‌های ستاره‌ی صبح و ستاره‌ی شب است که سیاره‌ی ناهید در جهان خارج، مرجع مشترک آنهاست اما مفهوم این دو عبارت متفاوت است؛ یکی به ستاره‌ای اشاره دارد که در صبح ظاهر می‌شود و دیگری به ستاره‌ای که در غروب. در حقیقت مفهوم هر دو عبارت به کمک معنای الفاظی از نظام زبان حاصل می‌شود که در آنها به کار رفته‌اند.