گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.

بسیاری از شهرها هم جلوه قدیم خود را از دست دادند و بصورت شهرهای غربی درآمدند. به همین‏ نسبت تا دو سه سال پیش در موسیقی جهش بزرگ به سوی‏ غرب صورت گرفته بود یا سعی می شد اینطور بشود. در تهران‏ ارکستر سنفونیک ایجاد شد.

ارائی به شیوه غربی بنیان‏ گذاشته شد که در آن آثار موتسارت تا هومپردینک «هنزل و گرتل» بر روی صحنه می ‏آمد. کنسرواتور موسیقی تا چند سال منحصرا موسیقی غربی‏ تدریس می‏ کرد و چندی بعد یک قسمت موسیقی ایرانی به آن‏ افزوده شد. ارکستر تلویزیون برنامه‏ هائی دارد که‏ در تالارهای کنسرت آلمان هم می‏ توانند اجرا کنند.

تنها با این تفاوت که آثار آهنگسازان معاصر ایرانی هم ضمنا به اجرا درمی‏ آورند. مثلا علیرضا مشایخی از شاگردان هانس ایلینگ در وین‏ بود. ایرج شیمی که هنوز هم در وین زندگی می‏ کند شاگرد کارل شیسکه بود و خانم فوزیه مجد که باز درباره‏اش‏ صحبت خواهیم کرد نزد نادیا بولانژه در پاریس درس گرفته‏ است.

طبقه تحصیلکرده بالا شروع کرده توجه خود را به آوانگاردهای موسیقی و تأثر و هنرهای تجسمی معطوف‏ کند. البته به این ترتیب سنت‏های ملی و اروپائی به هم آمیخته‏ میشوند. چهره غم انگیز غرب گرائی متاسفانه مقدار زیادی دگرگونی‏ های فرهنگی وجود دارد که خوشایند نیست.

سادگی اجرای موسیقی ایرانی‏ شگفت انگیز است اما همین سادگی که از گذشتگان به یادگار رسیده باعث شده از آن فرار کنند. از سده گذشته ساز ویولون در تمام خاور نزدیک جانشین‏ کمانچه که یک ساز قدیمی ایرانی-عربی بود، شده و بخصوص در حیطه موسیقی سبک به کلّی آنرا رانده است.

به همین منوال تمام جزئیات فرهنگ بورژوازی اروپائی کپیه‏ می‏ شود. در آغاز این قرن کسانی که ثروتمند بودند فکر می‏کردند که اثاث خانه بدون پیانو تکمیل نمی‏شود و حقیقتا هم کوشیدند روی این ساز نغمه‏های ایرانی را به اجرا درآورند. واقعا دردناک است وقتی یک ملودی قدیمی شنیده‏ میشود که در گام تعدیل شده به شکل دیگری درمی‏ آید، نوآنس‏ و حالت ایرانی آن گرفته میشود و در عوض هارمونی دوره رومانتیک به آن افزوده می‏ گردد.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است