از تحصیل تا تدریس گیتار (II)

در اینجاست که متوجه می شویم سیستم آموزش موسیقی در ایران همی شه در حال انجام یک پروسه باطل است یعنی خروجی دانشگاه با چیزی که در واقعیت برای وی مهیا کرده تفاوت بسیاری دارد یک تحصیلکرده موسیقی بهیچ عنوان هیچ مهارتی در آموزش ندارد. بلکه شخصا می بایست طی سالها با قلع و قمع کردن بسیاری از هنرجویان و آموزش های پی در پی دست به آمون و خطا بزند تا مسیر را برای خود هموار کند و دی نتیجه امروز شاهد اساتید بسیاری هستیم که هرکدام شیوه آموزش خود را اصلح تر از دیگری میبینند و اینجا تنها چیزی که قربانی می شود علاقمندان به موسیقی است.

در این سیستم صرفا دانشجو پذیرفته می شود بی آنکه حتی نگاهی به نیازهای جامعه بکند در تمامی مراکز آکادمی ک در جهان نوازندگی و پداگوژِی دو بخش کاملا مجزا می بایشند و به همان اندازه یک فرد برای مهارت در نوازندگی می بایست تلاش نماید چه بسا بیشتر برای اینکه یعنوان مدرس فعالیت نماید دوره های طولانی و اموزش های متعددی را می بایست فراگیرید در حالیکه در ایران صرفا به امر نوازندگی پرداخته می شود هرچند در همین داستان نیز انقدر نقص و اشکالات وجود دارد که بنظر می رسد بحث در مورد آن بی فایده باشد.

در نهایت این مدرس تازه کار ما وارد فضایی می شود که هیچ شباهتی با محیط آکادمی ک ندارد شما در طی نیم ساعت این وقت را دارید تا به هنرجوی علاقمند به موسیقی خود آموزش دهید. از اینها بگذریم مدرس تازه کار ما باید با فضایی دست و پنجه نرم کند که با فضای دانشگاه بسیار تفاوت دارد دیگر خبری از رپرتوار جدی نیست! این شما هستید و ساعتها متمادی در کلاس درس و هر نیم ساعت بایستی منتظر یک هنرجو باشید این هنرجو میتواند حال هر کسی با هر سنی و گرایش فکری و تفکرات مختلف باشد. مدرسی که هیچ تجربه و توانایی و حتی صلاحیت در امر تدرس ندارد اما پروسه معیوب سیستم آموزشی وی را در جایی قرار میدهد که مسلما هدف اولیه وی که نوازندگی بوده نمی باشد و نکته جالب اینست که گاهی مدرسین بدون هیچ تجربه آکادمی ک که ماحصل همین سیستم آموزشگاهی می باشد چه بسا موفق تر از وی عمل نمایند چرا که می داند چگونه می بایست در این محیط فعالیت نماید البته قسمت طنز داستان از اینجا شروع می شود که دانشجوی مورد اشاره ما شاید علاقمند شدنش به موسیقی از یکی از همین آموزشگاه ها و از همین اساتید غیر تحصیل کرده باشد!

در هر حال در امر آموزش موسیقی در ایران بنظر می رسد تا زمانیکه حداقل شاخه ای مجزا در دانشگاه برای آن معین نشود نمی شود انتظار رشد چشمگیری داشته باشیم و صرفا خروجی که از این نهاد بیرون می آید هیچ کارکرد مفیدی در جامعه موسیقی نخواهد داشت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره اتصالات چسبی ویولن (I)

زمانی که در یک وسیله چوبی تغییراتی رخ می دهد، دامنه این تغییرات می تواند منجر به واکنش هایی متفاوت از سمت چوب گردد. همان طور که می دانیم چوب ماده ای پویا و تغییرکننده می باشد و تغییرات آن بر اثر دگرگونی های دما، رطوبت، فشارهای فیزیکی و مکانیکی درونی و بیرونی به وجود می آید.

مروری بر آلبوم «زمین»

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.

از روزهای گذشته…

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (III)

جایگاه موسیقی در عهد ساسانیان (III)

گویند گنج هایی را امپراطور روم از ترس خسرو پرویز سوار بر کشتی کرد و به آب انداخت تا به دست خسرو پرویز نیفتد اما طوفان و باد آنها را به ساحل مصر برد از قضا آنجا جایگاه سربازان خسرو بود که آن سواحل را فتح کرده بودند به این ترتیب این گنجها ازآن ایرانیان شد و این چنین بود که باربد آهنگی را به نام «گنج باد آورده» ساخت چنان که اشاره شد هر یک از الحان باربد بر اساس داستانی شکل گرفته است.
جوابیه شرکت صوت آذین به مطلب “حکایت یک اختراع موسیقایی ایرانی”

جوابیه شرکت صوت آذین به مطلب “حکایت یک اختراع موسیقایی ایرانی”

چندی پیش مطلبی با عنوان “حکایت یک اختراع موسیقایی ایرانی” درباره دستگاه ابداعی آقای افشین سپهوندی در این مجله به چاپ رسیده بود که امروز نامه آقای سپهوندی را در سایت می بینید که در جواب این مطلب فرستاده شده است.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

پس از آن او به نوشته‌ای از خودش اشاره کرد با عنوان «شکافتن یک بافته» (درباره‌ی «پرسه در آیینه» اثر «محمدرضا فیاض») که در «فرهنگ و آهنگ» شماره ۱۷ منتشر شده بود، که در متن آن هم به شکلی واضح (و دامنه‌دارتر از نوشته قبلی) تجزیه و تحلیل موسیقی به کار گرفته شده است (قسمت ۱، قسمت ۲). همچنین نوشته‌ی خود «محمدرضا فیاض» با عنوان «رمزگشایی راز نو» منتشر شده در فصلنامه‌ی ماهور شماره‌ی ۲ همین تکنیک را به شکل گسترده‌تر به کار گرفته است.
پونچیلی، شهرت با یک اپرا!

پونچیلی، شهرت با یک اپرا!

آمیلکاره پونچیلی (Amilcare Ponchielli) آهنگساز مشهور ایتالیایی است که بیشتر در زمینه اپرا فعالیت داشته است. پونچیلی در سن ۹ سالگی برای تحصیل موسیقی، بورسیه کنسرواتوآر میلان را به دست آورد و در سن ۱۰ سالگی اولین سمفونی خود را نوشت! دو سال پس از ترک کنسرواتوآر اولین اپرای خود را بر اساس رمان مشهور “نامزد” نوشته الساندرو مانزونی (Alessandro Manzoni) ساخت، پس از اجرای این اپرا بود که وی به عنوان آهنگساز شناخته شد. اوایل دوران حرفه ای پونچیلی بسیار مایوس کننده بود. برکنار شدن از تدریس در کنسرواتوآر میلان با وجود آنکه رقابت آهنگسازی را در آنجا برده بود!
کلودیو آبادو در هشتاد سالگی درگذشت

کلودیو آبادو در هشتاد سالگی درگذشت

کلودیو آبادو رهبر هشتاد ساله ایتالیایی امروز صبح پس چندین ماه مقاومت در برابر بیماری در منزلش در بولونیا در ایتالیا درگذشت. به گفته خانواده اش او در آرامش و در حضور اعضای خانواده اش چشم از جهان فرو بست. آبادو از سوی رئیس جمهور این کشور به عنوان سناتور مادام العمر پارلمان گمارده شده بود. مردم ایتالیا او را یکی از بزرگترین و قابل احترام ترین شخصیت های فرهنگی این کشور به شمار می آورند.
فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (VI)

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (VI)

در حقیقت دوران کوتاه موجودیت اورگانوم ملیسماتیک نشان از خاستگاه و طبیعت غیر اروپایی آن دارد چرا که موج علاقمندی فرهیختگان غرب به دنیا و فرهنگ ناشناخته ای که توسط جنگنده های صلیبی به ارمغان آورده شده بود، توجه بهترین موسیقی سازان آن زمان را جلب نمود و در عین حال باعث شد که یک عکس العمل غیرقابل اجتناب در جهت نفی ساختاری اورگانوم ملیسماتیک به کار افتد تا به جای آن فرم های دیگری عرضه شوند. این فرم ها هرچند در وهله اول ساده و ابتدائی بودند اما جهت گیری به سمتی بود که در قرون آینده به عنوان کاارئی خاص اروپا شناخته شد.
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (VI)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (VI)

اگر در میزان اول دوضربی به جای دو سیاه، ۸ دولا چنگ (میزان ۳) قرار داشته باشد، می توان گفت میزان سوم، ۸ ضربی ۴+۴ است با دو تاکید. اما چون اجزاء ترکیب کننده، زمان های یک اندازه (یک سیاه یا ۴/۱) دارند، این میزان ها همه با دو ضرب (با دوتا پا زدن یا دو ضربه مترونم) قابل اجرا هستند. یا دقیق تر واحد زمانی تعیین کننده در داخل میزان یک نت سیاه یا یک ۴/۱ است.
فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (IV)

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (IV)

از سوی دیگر تئودورگولنر یک آواز مذهبی (Benedicamus Domino) از اواخر قرن ۱۴ را نشان می دهد که در آن زمان هنوز با یک صدای واخوان شروع شده و خاتمه میابد. (۷) در مورد اورگانوم های لِه اونینوس، هم در یک گزارش تاریخی، اشاره ای به “burdo” شده است. همچنین در آوازهای مذهبی “cantus firmi” موسیقی آنچنان تنظیم شده است که هجاهای واژه “apti sunt” کاملاً برای اجرای نت های کشیده صدای واخوان مناسب می نمایند و بالاخره باید در نظر داشت که ملودیهای معروف مانند: “Haec dies, Benedicams Domino” از گردش صداهای فرعی دور و بر صدای اصلی ساخته شده اند و شباهت به آهنگ هائی دارند که مدتها پیش توسط اریش فون هورن بوستل در فرهنگ های مختلف از جمله در شرق دریای مدیترانه شناسایی شده اند و عملاً نوعی تزئین یک صدای واخون هستند. (۸)
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (IV)

ارتباط ملودیکی بین دو صدا هر چه قدر هم آرام نواخته شود همزمانی با یکدیگر پیدا می کنند و می توانند هارمونی به وجود آورند. هنگامی که سه صدا مانند دو-می-سل به صورت پیوسته و به دنیال هم خوانده شوند تصور یک آکورد را در ذهن به وجود می آورند و تمرین خوبی برای درک آکورد می باشد. فواصل هارمونیک (چهارم و پنجم) نیز در حین خواندن آکورد آن ها، شناسایی و توجه می شود. فواصل سوم و ششم را نیز در خواندن آکوردهایشان می توان درک کرد. فواصل دوم و هفتم دارای ماهیت پیوندی هستند که توسط فواصل هارمونیک قدرت و شدت می گیرند.
نیکل بک ، گروه محبوب راک کانادایی

نیکل بک ، گروه محبوب راک کانادایی

نیکل بک (Nickelback) یک گروه موسیقی راک، اهل کشور کاناداست که در سال ۱۹۹۵ در آلبرتا (Alberta)، با حضور “Chad Kroeger” ،”Mike Kroeger” و “Ryan Vikedal” شکل گرفت. آهنگ “How You Remind Me” از سومین آلبوم این گروه که “Silver Side Up” نام داشت، توانست در رده اول محبوب ترین آهنگ های کانادایی قرار گیرد و همزمان جزو صد آهنگ برتر بیلبورد (Billboard Hot 100)، چارت هفتگی مجله آمریکایی مشهور “بیلبورد” شد.