گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

از تحصیل تا تدریس گیتار (I)

مطلب را با داستانی شروع می کنم که اولین بار شخصا یک هنرجو مبتلا به اوتیسم روبرو شدم؛ شاید ساده ترین کار این بود که از پذیرش چنین هنرجویی سرباز زنم اما همیشه در امر تدریس چالش های متعددی را گذرانده بودم، پس آموزش شروع شد اما جزوه های سابق و آموخته ها کافی نبود. داستان را همینجا تمام می کنم.

مطلب را با داستانی شروع می کنم که اولین بار شخصا یک هنرجو مبتلا به اوتیسم روبرو شدم؛ شاید ساده ترین کار این بود که از پذیرش چنین هنرجویی سرباز زنم اما همیشه در امر تدریس چالش های متعددی را گذرانده بودم، پس آموزش شروع شد اما جزوه های سابق و آموخته ها کافی نبود. داستان را همینجا تمام می کنم.

به دانشگاه برمی گردیم؛ یک هنرجوی علاقمند به گیتار وارد فضای آکادمی که می شود و بالاجبار هم نوازندگی گیتار به سبک کلاسیک و اجرای قطعاتی صرفا از دوره های مختلف را تجربه می کند و در این دوره در ایران بیش از اینکه دانشجو موزیسین خوبی شود، نت خوان حرفه ای می شود چراکه موسیقی نیازمند بستر مناسب از همان دوران کودکی می باشد، در هر حال نیازی به نقد فضای محیط دانشگاه نیست.

دانشجوی کارشناسی موسیقی، در طی چهار سال انواع و اقسام قطعات را می نوازد تا مهارتش در اجرای نت بالاتر و بالاتر رود و مسلما در طی این دوره نهایتا زیر نظر چند مدرس ساز تخصصی خود را فرا بگیرد. در اینجا بعد از چهار سال نتیجه این است که شما به مقام کارشناس موسیقی در نوازندگی ساز جهانی نایل می شوید یعنی دانشگاه از شما یک نوازنده ساخته است (!) که وارد عرصه نوازندگی شوید اما اینجاست که متوجه می شوید که اولین سوال اساسی در انتخاب یک رشته، آینده شغلی آن رشته تحصیلی است و شما هیچ آینده از جهت نوازندگی گیتار کلاسیک در ایران ندارید.

نوازنده مورد نظر ما مانند سازهای ارکستر سمفونیک حتی جایی در آنسامبل های کوچک ندارد چه رسد به ارکستر سمفونیک. در عرصه ساخت و تولید آلبوم نیز دستش خالی است چرا که این عرصه موسیقی مهارت های دیگری را می خواهد که وی عاجز از آن است و حتی اگر جسارت کنسرت هم داشته باشد مخاطبی برایش وجود ندارد (مستند این حرف خالی بودن بسیاری از رسیتال های گیتار کلاسیک می باشد) و تنها گزینه برای وی صرفا تدریس در آموزشگاه ها آزاد هنری می باشد.

حال اینجا با معلم آماتوری روبرو هستیم که بدون داشتن هیچ سابقه در تدریس و داشتن حتی معلومات لازم برای پداگوژی این ساز، وارد محیطی می شود که بسیار با دنیای آکادمیک تفاوت دارد. شما در این محیط با افرادی در سنین متفاوت و گرایشات فکری مختلف روبرو هستید؛ هنرجوی شما می تواند یک کودک ۷ ساله باشد یا یک مرد ۵۰ ساله.

اینجاست که حتی شیوه تدریس مدرسین دانشگاهی شما هم به کار نمی آید چون بسیاری از این هنرجویان صرفا برای اوقات فراغت به سمت موسیقی می آیند و الزامی هم به این نمی بینند که زندگی خود را وقف موسیقی کنند و نهایتاو تاس روزی نیم ساعت را به این کار اختصاص دهند و نکته مهم و تاسف بار اینکه، نسخه های تجویز شده از سوی اساتید بکار شما نمی آید چرا که آنها برای شما به عنوان دانشجویی گیتار بکار گرفته شده بود نه هنرجوی ۷ ساله یا ۵۰ ساله شما!

۱ نظر

بیشتر بحث شده است