نمود علم و خلاقیت در پایگاه های مجازی

سجاد پورقناد
سجاد پورقناد
نوشته ای که می خوانید متن سخنرانی سجاد پورقناد، نوازنده و سردبیر ژورنال گفتگوی هارمونیک است که در نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران، در خبرگزار مهر خوانده شد: هر اثر موسیقی دو وجه دارد، یکی بخش علمی که همان تجربه های مشترک ماست و دیگری بخش خلاقه که در بخش علمی موسیقی جایی ندارد و این در واقع همان قسمتی است که باعث میشود هر تحصیل کرده موسیقی نتواند به جایگاه هنرمندی برسد و در حد یک تکنیسین بماند.

یک نقد موسیقی (و یا نقد هر هنر دیگری) تا وقتی که نظر بر دو میدان خلاقیت و علم نداشته باشد، نمیتواند یک نقد کارآمد باشد و در واقع عدم احاطه بسیاری از منتقدان قدیم موسیقی کلاسیک به این دو میدان، باعث شد که آنها قادر به تشخیص میزان قدرت یک اثر جاودانه موسیقی نباشند.

لازم به ذکر است، اکثرا منتقدان موسیقی فقط به علم موسیقی تسلط دارند و این تنها یک وجه از آنالیز موسیقی را در برمی گیرد، به همین دلیل آثار جدید موسیقی که توسط بزرگانی مانند، بتهوون، چایکوفسکی، استراوینسکی و… خلق میشد، اکثرا با نظرات منفی این منتقدان روبرو می شد.

تا اینجا به این موضوع مهم رسیدیم که یک منتقد هنر باید مانند یک هنرمند، راه او را دوباره برود تا بتواند نقد با ارزشی در مورد یک اثر بنویسد.

سایتهای موسیقی و منابع بی شمار علمی موسیقی همواره در راه بیشتر به ثبت رساندن بخش علمی این هنر تلاش می کنند؛ در این میان برخی وب سایتها، مطالبی به صورت نقد موسیقی ارائه می دهند که در بیشتر مواقع ۸۰ درصد به مسائل علمی و ۲۰ درصد به پیشنهادهای آوانگارد و نوآورانه اختصاص دارد.

کمتر از ۱۰ سال است که فضای اینترنت ایران با پدیده جدیدی به نام وبلاگ آشنا شده است؛ خصوصیتی که وبلاگ دارد، نگاشته شدن نظرهای شخصی (و کمتر علمی) درباره مسائل مختلف به صورت روزنوشت است. طبیعتا این نوع نوشتار اگر در مورد مسائل هنری باشد بیشتر به پیشنهادهای خلاقانه می پردازد تا به بخش علمی (که البته طبق سنت تمام حرکتهای آوانگارد با درصد خطای بالایی همراه است). در روزنوشت های وبلاگها (برخلاف سنت سایتها)، ما با ۸۰ درصد مطالب غیر علمی و احساسی در مقابل ۲۰ درصد گفته علمی مواجه هستیم.

با این توصیف هرچه تعدد وبلاگها بیشتر باشد، تعداد پیشنهاداتی که در قید و بند علم نیستند و آزادانه مطرح می شوند بیشتر می شود، پس تعدد وبلاگها اتفاق بسیار خوبی برای هنر می تواند باشد، ولی برخلاف وبلاگها، اگر سایتها که نقش مراجع علمی را بازی می کنند بیشتر باشند (به این خاطر که عنوان کننده مسائل علمی هستند و علم ذاتا تکرار شونده است)، تعددشان می توان موجب بی نظمی در جمع آوری مسائل علمی و موازی کاری شود.

در واقع به همین خاطر بوده که مرجع بزرگی به نام ویکیپدیا بوجود می آید و بسیاری از مطالب سایتها را در خود جای میدهد (به جز بخشی که مربوط به نقد است و طبیعتا قسمتهایی از آن غیر علمی است) ولی کمپانیهایی مثل یاهو و گوگل، با سرویس های مختلف مانند گروه ها و وبلاگها، قصد به میان آوردن آرای مردمی را بر روی اینترنت دارد.

در ایران نیز چهار سال است که فهرستی به نام www.Sol.ir بوجود آمده است تا هم به جمع آوری لینکهای سایتها و هم وبلاگها بپردازد تا در دو حوزه علم و خلاقیت در زمینه موسیقی بتواند تا حد امکان علاقه مندان را بهره مند کند.

یک دیدگاه

  • ناشناس
    ارسال شده در اردیبهشت ۱, ۱۳۸۸ در ۵:۱۸ ب.ظ

    علم همدوش خلاقیت و در جبهه مخالف کلیشه ها قرار دارند . شما کجای کاری ؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.

مروری بر آلبوم «لیله راست»

برخورد مستقیم گوش ایرانی با نغمات موسیقیِ عربی، در دوره‌ای (دهه‌های۴۰و۵۰) در کنارِ اشتهار ام‌کلثوم در ایران، در شاخه‌ی منحصربه‌فردی از موسیقی مردم‌پسند در خوانده‌های خوانندگانی چون قاسم جبلی یا داود مقامی و بعد از انقلاب بیش از همه عموماً در تلاوت قرآن بوده‌است. «لیله راست» (شبِ مقامِ راست) فرصتِ شنود و مواجهه‌ی مستقیم با اثری از موسیقی عرب را برایمان فراهم کرده‌است.

از روزهای گذشته…

یک تلفن مهم

یک تلفن مهم

به این قطعه بنام Coral که ساخته یک پیانیست Jazz بنام کیت جرت (Keith Jarrett) است و توسط ال دی میولا (Al De Meola) اجرا شده است گوش کنید.
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

درباره نت نویسی کتاب مذکور لازم به توضیح است که از ذکر علاماتی که مبین حالت است، در نت نویسی خودداری شده، گو اینکه موسیقی ردیفی ایران بدیهه سرائی است و این حالات را بنا به سلیقه نوازنده واگزار مینمایند ولی چقدر به جا بود که این حالات را همانگونه که اساتید گذشته اجرا مینمودند، در نت نویسی اضافه مینمودند، مطلب دیگر اختلافاتی که بین این ردیف و سایر آثار بازمانده ساز اساتید گذشته به چشم میخورد، مثلاً در اولین دستگاه کتاب مذکور که مشهور است آنچه ذکر شده با آواز شور که توسط آقای علینقی وزیری، حضوری از پنجه آقا حسینقلی به نت درآورده، اختلاف فاحش دارد، همچنین است اختلاف در ردیف چهارگاه، ولی در دستگاه ماهور مقدمه آواز آن کاملاً با آنچه آقای وزیری نت کرده اند منطبق است و نواها توافق دارد.
یادداشتی بر آلبوم «تاخت»

یادداشتی بر آلبوم «تاخت»

تردیدی نیست که فربه‌گی تجربه‌ی زیسته‌ی یک هنرمند، می‌تواند به خلق او غنا بخشد. اما هنر در نهایت با ابزار و تکنیک سر و کار دارد و قوه‌ی خلاقه-ای اگر باشد- در خاکِ شناختِ هر چه بیشتر و عمیق‌ترِ دانش و فن می‌تواند نمو یابد. فقدانِ چنین اشرافی پشت هر استعدادی را به خاک می‌نشاند. در مسیر آموختن نیز هر سطحی از شناختِ ابزار و تکنیک، قوه‌ی خلاقه را تنها تا سطح مشخصی امکان بروز می‌دهد و بیش از آن راهی پیش روی هنرمند باز نخواهد بود. به زانو درآوردن ابزار، و اشراف هرچه بیشتر بر دانش و فن، تازه آغاز نمودِ تجربه‌ی ‌زیسته است.
پاسخی بر نقد حافظ ناظری

پاسخی بر نقد حافظ ناظری

با فاصله کمی از انتشار مطلبی که به بررسی فعالیت های هنری “حافظ ناظری” و “بهرام تاج آبادی” پرداخته بودم، مطلبی در سایت دیگر (موسیقی ما) منتشر شد که به بررسی قسمتی از نوشته نگارنده میپرداخت که مربوط به “حافظ ناظری” بود. این نوع پاسخ ها در چند ساله اخیر بسیار باب شده است؛ نوعی مقالات که به سرعت از طرف طرفداران یک هنرمند در پاسخ به نقدهای (درست یا غلط ) نوشته شده، منتشر میشود. حتی در این اواخر هم دیگر حتی ژست بی طرفی گرفته نمیشود و علنا نویسنده خود را به عنوان “هواداران” آن هنرمند معرفی میکند. البته پاسخ بنده به این نوشته ها، بدون در نظر گرفتن این واقعیت است که طرف مقابل، صرفا “هوای” هنرمند مطبوعش را دارد یا به دنبال حقیقت است و در واقع به این ضرب المثل عمل میشود که “نگو که میگوید، ببین چه میگوید!”
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (VI)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (VI)

این گذرهای ناگهانی از دیسونانس های تند و تیز به کنسونانس های ملایم، از ویژگی های موسیقی آیوز است و در سراسر قطعه “اردوگاه پاتنام” شنیده می شود. پیانو، بادی های چوبی و بادی های برنجی برای جلب توجه شنونده رقابت می کنند و چندان نمی گذرد که گویی دو دسته همنواز، همزمان در تقابل با یکدیگر می نوازند.
فواصل خنثی یا میانه (II)

فواصل خنثی یا میانه (II)

معکوس فاصله چهارم بزرگ فاصله ای است به نام پنجم کوچک (Minor Fifth) که معادل ۶۵۰ سنت در سیستم ۲۴ قسمتی مساوی است. ناگفته نماند که ویشنگردسی فاصله چهارم بزرگ را از جهت آنکه معادل هارمونیک ۱۱ (فاصله ۸/۱۱) هست دارای نقش مهمی می داند.
نقش زنان در موسیقی ایرانی (III)

نقش زنان در موسیقی ایرانی (III)

اما اولین زن نوازنده که از نوازندگیش بر روی گرامافون ضبط شد سه تارِ خانم پروانه است که خواننده نیز بوده است؛ آواز او با سنتور حبیب سماعی و تار قوام السلطان در سال ۱۳۰۶ به ضبط شده که انتشارات آن کمپانی هیزمسترز ویس بوده است، نام اصلی اش بتول رضایی است اما به نام موچول (چون ماه) و پروانه بر روی صفحات گرامافون ثبت شده است. پروانه زنی بود لاغر اندام و سبزه که در سال ۱۳۱۱ ش در سن حدود بیست و پنج سال در اثر بیماری سل در گذشت. (۱)
گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (I)

گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (I)

گریگوریان گرم است، خوب است و حضورش پرکنده و در برگیرنده است. دربرگیرنده محیط و آدمهای دور و برش، و به همین دلیل در یک رابطه، در یک گفت و شنود، اوست که حاکم است. راطه را خودش رهبری میکند. سئوالها را مطابق میل با حوصله خودش تغییر میدهد و هر چه دلش میخواهد میگوید، اصلا بعضی پرسشها را نشنیده میگیرد و به حرف خودش ادامه میدهد.
آموزش مدون ساخت ویلن بر اساس علوم و تجربیات (I)

آموزش مدون ساخت ویلن بر اساس علوم و تجربیات (I)

برنامه مدون آموزش ساخت ویلن شامل بررسی و آموزش کلیه مراحل علمی و عملی از جمله تهیه و آماده سازی چوب، ابعاد و رواداری اجزا هر بخش، مراحل ترتیبی ساخت و نگهداری می باشد که براساس استانداردهای جهانی رایج این رشته در سطوح آماتور و تخصصی آموزش داده می شود که مشتمل بر تعداد عنوان فصل و تعداد جزئیات اجزای هر قسمت خواهد بود.
معمای مرگ موتسارت

معمای مرگ موتسارت

یکی از موضوعات اصلی، به موازات بررسی ساختار و اندیشه موسیقیدانان بزرگ از رهگذر آثارشان، بازخوانی سیر و سلوک روحی و تاریخی آنها در گذر زمان و مواجه با مشکلات اجتماعی فرهنگی و حتی سیاسی زمان خویش است. با اینکه این رویکرد در مورد آهنگسازان رمانتیک (بعنوان مثال بتهوون) بسیار به درک بهتر آثارشان یاری می رساند، قضیه در مورد آهنگسازان کلاسیک و بویژه موتسارت، کمتر همسویی قابل توجهی بین روند زندگی آنها و ساختار و مفهوم آثارشان را آشکار میسازد.