«نیاز به کمالگرایی داریم» (II)

سجاد پورقناد
سجاد پورقناد
با توصیف فعالیت های گوناگونی که داشته اید، امروز خودتان را چطور معرفی می کنید؟
یکی از اهالی موسیقی! عنوان ها را بهتر است از طرف جامعه موسیقی و منتقدان دریافت کنیم.

اگر از بیرون به خودتان نگاه کنید چه عنوان هایی می توانید برای سجاد پورقناد در نظر بگیرید؟
شاید نویسنده و نوازنده سه تار و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک به نظر من عنوان قابل قبولی است، چراکه در این سه زمینه به اندازه ای کار کرده ام که قابل توجه باشد البته در کنار این ها به تار نوازی و آواز کلاسیک هم پرداخته ام و توانسته ام آنها را نیز به جایگاه آبرومندی برسانم و کارهایی نیز در این زمینه انجام دادم که کم و بیش به دست اهالی هنر رسیده است.

عناوینی که جامعه موسیقی به دست اندرکاران موسیقی می دهد تا چه اندازه ای منطقی و صحیح می دانید؟
اصولا اینگونه عنوان ها، با در نظر گرفتن ترکیبی از وضعیت کمی و کیفی تولیدات افراد مختلف شکل می گیرد و گاهی نسبت به وضعیت بومی یک کشور هم تغییر می کند؛ مثلا یک نوازنده حرفه ای ترمپت در ایران ممکن است در اروپا یک نوازنده حرفه ای محسوب نشود چه از منظر سطح تکنیکی و چه نوع فعالیت حرفه ای. شاید با استاندارد کشوری مانند آلمان یا اتریش ما در ایران به اندازه انگشتان یک دست هم نوازنده حرفه ای در ساز ترمپت نداشته باشیم. جدا از این بحث، یک مسئله بسیار مهم نیز وجود دارد و بوجود آمدن توهم «دانش مطلق» است برای کسانی که به سطحی از کمیت و کیفیت در رشته خود رسیده اند… روزی در کنار بهزاد عبدی در حال دیدن فیلمی از ضبط یکی از آثار این آهنگساز با ارکستر سمفونیک ملی اکراین بودیم و من هیجان زده از توانایی آنها در اولین برخوردشان با نت این اثر بودم که از عبدی پرسیدم چطور اینها به چنین سطحی از توانایی رسیده اند؟ او پاسخ داد «چون هیچوقت استاد نمی شوند!»

این واقعیت تلخ در فرهنگ موسیقی ایران وجود داشته که هنرمند ما بعد از رسیدن به سطح قابل قبولی از توانایی و تولید موسیقایی (یا نوشتاری) دیگر کار را تمام شده می بینند و خود را بری از هرگونه اشتباه یا نیاز به یادگیری می دانند و به همین دلیل است که بیشتر هنرمندان موسیقی ایرانی بعد از ورود به دهه سوم زندگی خود، نه تنها پیشرفتی نمی کنند بلکه سال به سال ضعیف تر نیز می شوند.

به طور کلی نباید این عنوان ها باعث شود کسی توهم پیدا کند چراکه مسائل تخصصی هم چند لایه ها چند بعدی هستند، مثلا یک خواننده کلاسیک ممکن است تسلط بسیار خوبی روی رپرتوار ایتالیایی داشته باشد در حالی که از پس قطعات کلاسیک آوازی آذربایجان بر نیاید یا بالعکس؛ این مسئله در مورد پژوهشگران باز پیچیدگی بیشتری دارد، مثلا یک موزیکولوگ ممکن است در زمینه آثار یک دوره توانایی بیشتری داشته باشد یا در مورد موسیقی یا مسائل مربوط به موسیقی در منطقه خاصی، پس به راحتی نمی شود یک استاندارد ثابت را در نظر گرفت و همه را با آن سنجید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

یادداشتی بر آلبوم «مجنون زمانه»

هم باید اهل ریاضت و مراقبه باشی و هم بخواهی خود را به تنگنای صبوری بیازمایی. چنین اگر بود، یک بار چهل دقیقه آنچه را در «مجنونِ زمانه» موسیقی نامیده شده چله می‌نشینی، با سِیلی از پرسش‌ها در سر، آمرزیده برمی‌خیزی.

از روزهای گذشته…

چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی برگزار شد

چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی برگزار شد

چهارمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی شنبه نهم اسفند در فرهنگسرای نیاوران برگزار شد. در این جشنواره به برگزیدگان این مسابقه، هدایایی اهدا شد. در ابتدای این نشست یونس محمودی مجری این برنامه پس از خوش آمد گویی از دبیر جشنواره سجاد پورقناد خواست که به روی صحنه آمده و بیانیه دبیر جشنواره را قرائت کند. پس از سخنرانی دبیر، مجری برنامه سعید یعقوبیان (نوازنده تار)، پیمان ناصح پور (نوازنده دایره) و شایان یزدی زاده (نوازنده تنبک) را برای اجرای موسیقی به روی صحنه دعوت کرد. پس از اتمام این بخش، کلیپ جشنواره به نمایش درآمد و در ادامه از سید عباس سجادی مدیر عامل بنیاد آفرینش های نیاوران دعوت شد تا به ایراد سخنرانی بپردازد.
ارابه های آتش برنده جایزه اسکار

ارابه های آتش برنده جایزه اسکار

ونجلیس در اغلب کارهای خود مسئولیت ساخت قطعه، تنظیم و اجرا را خود بعهده می گیرد، او از روشی که بنام روش سیال از آن یاد می کند به ترکیب صداهای سازهای الکترونیک و اکوستیک می پردازد. ترکیب و میکس استادانه این صداها بیانگر آن است که ونجلیس در هر دو عرصه هنری و فنی (مهندسی صدا) دارای مهارت های بسیار می باشد.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

«فرهنگ های شرقی در حوزه فلسفه و تفکر مشترکات بیشتری داشتند تا در حوزه زیبایی شناختی. به اعتباری، تمدن های بزرگ آسیایی بنیادهای نسبتاً مشترک فکری و مبانی نسبتاً متفاوت زیبایی شناختی در هنرها داشتند. این تفاوت معیارهای زیبایی شناختی در میان فرهنگ ها و تمدن های بزرگ آسیایی، نه تنها باعث گسیختگی آنها نمی شد بلکه امکان ظهور و بروز دیدگاه های مشترک و متنوع بسیاری را نیز فراهم می کرد‌‌» (درویشی/۱۳۸۲، ۱۳).
موسیقی، «عین»ِ سیاست

موسیقی، «عین»ِ سیاست

سالی که گذشت، سال ۹۵، سالی بسیار خاص برای موسیقی بود، نه از آن بابت که شاهکارهایی دوران‌ساز را به خود دیده باشد و گلبانگ خبری در آن طنین افکنده و نه از آن جهت که دم و دستگاه بی سر و سامان آموزش رسمی و غیررسمی‌اش (که همه‌ی ما نیز در آن دست داریم) تکانی خورده باشد و نه نیز از آن رو که تغییری در مناسبات صنفی و تولید و توزیع کم رمق‌اش روی داده باشد. سال ۹۵ از این نظرها همچون ۹۴ و ۹۳ و … بود. با این‌همه این سال سالی خاص بود به دلیل سیاست و رابطه‌ی منفردش با موسیقی، رابطه‌ای که هرگز در تاریخ معاصر (و احتمالا در کل تاریخ ما نیز) سابقه نداشته است.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXV)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXV)

نامه از آلیس به کاریس، دوم ژوئن: عزیزم، روستا منتظر آمدن تو است و همچنین خود من! یک جشن خوب نیز در کنار تو به مناسبت تولد پدرت بر پا می کنیم که با حضور تو از عزیزترین جشن ها خواهد بود. هنوز هیچ نامه یا کادویی به دست او نرسیده است، به غیر از چند شاخه گل از طرف رزا!
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

در این مرحله، قطعات «بغض» و «تا مهتاب» از مجموعه‌ی جوی نقره‌ای مهتاب باز هم بدون اعلام مشخصات و بدون اشاره به این که نقدی در مورد این قطعات دقایقی پیش در کارگاه خوانده شده است، پخش و از حاضران خواسته شد که برای آنچه می‌شنوند توصیف یا شرح بنویسند. نتیجه این بود که بدون استثنا (حتا آنها که آموزش موسیقی کلاسیک اروپایی دیده بودند) –نسبت به نمونه‌ی مادریگال‌های ایتالیایی- حضار نکات بیشتری برای گفتن داشتند (اغلب این نکات درباره‌ی تشخیص محتوای مدال و پرده‌گردی قطعه بود). تا آنجا که حتا یکی از اعضای کارگاه (عباس خدایاری) توصیفی از این اثر به دست داد، مبتنی بر مقایسه‌ای که او با گونه‌های قدیمی‌تر (به زعم وی اصیل‌تر) سه‌تارنوازی در ذهن صورت داده بود.
کریستف پندرسکی یا مسأله ی آوانگارد در قرن بیستم

کریستف پندرسکی یا مسأله ی آوانگارد در قرن بیستم

صحبت از آثار پندرسکی برای یک فیلسوف کار بسیار دشواری است. شاید این دشواری بیشتر به دلیل ماهیت آثار پندرسکی باشد، یعنی آثار موسیقایی. از زمان روسو و با انتشار اثرش با عنوان «رساله ای در باب ریشه زبان ها»، حدود سال های ۱۷۶۰، این تفکر که موسیقی به زبان دیگری غیر از زبان فیلسوف ها سخن می گوید، باب شد. موسیقی با زبان عقل سخن نمی گوید بلکه با زبان احساسات سخن می گوید. ورای انتقال ایده ها، موسیقی احساسات را به ما منتقل می کند. این تفاوت نه تنها در فُرم و نوع بیان بلکه در محتوا نیز وجود دارد و همین تفاوت است که باعث برتری موسیقی می شود: موسیقی آن چه را که وصف ناپذیر است، می سراید. برخلاف خردگرایی فلسفی، خردگریزی موسیقایی به مفهوم رمانتیکی، در قلب عارفانه زندگی حقیقی رخنه می کند: بدین مفهوم موسیقی مقوله ای متافیزیکی است.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (II)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (II)

در موسیقی چنین موضوعات آموزشی را سازه های میانی موسیقی می نامیم. این سازه ها هستند که می توانند موجب آشکار سازی و تجسد زدایی اثر شوند. از دهان ما که اصوات از آن خارج می شوند تا یک ساز که در اثر تمرین، توانایی نوازندگی آن را پیدا می کنیم تا نت ها و قوانین هارمونی و کنترپوآن را می توان سازه های میانی در قلمرو موسیقی نام نهاد که وظیفه شان همان آشکار سازی و تجسد زدایی و تنوع اثری بوده که در درون ما خلق شده است.
گفتگو با فرهاد فخرالدینی (I)

گفتگو با فرهاد فخرالدینی (I)

فرهاد فخرالدینی، امروز در مرز هشتاد سالگی‌اش در مقام یک آهنگساز و رهبر ارکستر، جایگاه تعریف‌شده و مشخصی دارد. اما جایگاه «فخرالدینیِ مؤلف» در حوزه‌ی پژوهش موسیقی کجاست؟ در چه زمینه‌هایی در پی پاسخ به چه پرسش‌هایی بوده‌است؟ محور گفتگوی حاضر، مقالات و کتاب‌های این موسیقیدان نام‌آشناست؛ آنگاه که چوب رهبری ارکستر را زمین می‌گذارد و قلم در دست می‌گیرد:
درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

درباره‌ی نقد نماهنگ (I)

و پرسش درست در آغاز این است که بپرسیم نماهنگ چیست؟ فیلم است یا موسیقی؟ یا از آن درست‌تر این که چگونه درک می‌شود؟ همچون صدای سازمان یافته یا تصویر متحرک؟ سوژه‌ی شنیدار ماست یا دیدارمان؟ پاسخی که بی‌درنگ به ذهن درمی‌جهد این است که هر دو. نماهنگ ابژه‌ی شنیدیداری (audiovisual) است. خواهیم دید که گاه چنین نیست، گرچه بناست همواره باشد. انتظار ما از ذاتش چنین می‌گوید. و این ذات چیست؟ یک مدیوم نسبتا تازه؟ یک هنر ترکیبی سرراست؟ یک راه جدید مصرف موسیقی؟ هر کدام که هست یک چیز را که میان همه‌ی آنها مشترک است می‌توان بدان نسبت داد و آن پیوند تصویر و موسیقی است.