«نیاز به کمالگرایی داریم» (III)

سجاد پورقناد
سجاد پورقناد
برای دوره فوق لیسانس، تصمیم گرفتم از شاخه نوازندگی خارج شوم و بر موسیقی شناسی متمرکز شوم، به همین دلیل از محضر استادان محسن حجاریان و محمدرضا آزادفر استفاده کردم و در ادامه در دانشگاه هنر از محضر استادان هومان اسعدی، پیام یوسف، کیوان آقامحسنی و رضا صمیم استفاده کردم.

اما باید اینجا به یک واقعیت مهم اشاره کنم که همیشه در بیوگرافی ها مغفول می ماند؛ همه ما همانقدر که تحت تاثیر آموزه های اساتیدمان در دوره تحصیل هستیم، تحت تاثیر محیط زندگی هنری خود هستیم؛ در واقع این دوستان و همکارانمان هستند که بار اصلی آموزش غیر مدرسی و غیر مکتوب ما را به عهده دارند؛ من از رضا ضیایی سازساز، در زمینه فیزیک و طراحی ساز بیشتر آموخته ام تا بعضی از استادانی که نام شان در بیوگرافی ام نوشته می شود، همینطور در مسائل تاریخ معاصر موسیقی ایران از علیرضا میرعلینقی و بهروز مبصری، درباره مسائل فلسفی حوزه هنر و اجتماع از زنده یاد محسن قانع بصیری، درباره مسائل نظری موسیقی از امیرآهنگ هاشمی، درباره تاریخ موسیقی کلاسیک غرب از فرهاد پوپل، مسائل مربوطه به فلسفه هنر از نگار صبوری، در مورد مسائل زیبایی شناسی هنر ایران از علیرضا سیفی، مسائل مربوط به صدابرداری و آکوستیک حامی حقیقی، در مورد ساز نی از خود شما!

خود را تحت تاثیر چه شخصیت هایی می دانید؟
تمام این افرادی که نام بردم روی من تاثیر داشته اند.

ولی بیشتر از مکتب وزیری و افرادی مثل پایور و دهلوی صحبت می کنید…
بله ولی تحت تاثیر بودن معنی متفاوتی دارد. وقتی شما در مواجهه با شخصیتی، دچار تغییر و تحول می شوید، می توانیم بگوییم تحت تاثیر فلان شخص بوده اید ولی وقتی یک خط فکری منجر به یک همسانی با یک شخصیت دیگر شود، موضوع متفاوت است؛ من به این نوع همسانی به تقلید از ترمینولوژی زیست شناسی می گویم «تکامل همگرا». اگر هیچوقت وزیری و دهلوی و حنانه پا به عرصه وجود نمی گذاشتند، باز امروز این مکاتب (نه موسیقی ها) در موسیقی ما وجود داشتند چون بر اساس یک ذهنیت منطقی بوجود آمده اند و از یک تفکر منطقی، یک خروجی مشابه اخذ می شود. به گمان من تفکر این بزرگان در راستای منطق بوده و به همین دلیل اگر هیچوقت وزیری پا به عرصه وجود نمی گذاشت کس دیگری به همین مکتب فکری می رسید.

درباره بوجود آمدن دو سایت گفتگوی هارمونیک و سل صحبت کنید.

گفتگوی هارمونیک در ابتدا وبلاگی بود با نویسندگی کامران وطن آبادی که در اصل یک مهندس و برنامه نویس و یکی از مدیران شرکت داتک بود ولی مدتها موسیقی کلاسیک و جز آموخته بود و با پیانو آشنایی کامل داشت. پس از حدود صد روز از تاسیس این وبلاگ، او تصمیم گرفت از این پس این وبلاگ تبدیل به سایت شود و بعد از سه سال سردبیری این سایت به من سپرده شد و تا امروز هم این سایت هر روز به روز رسانی می شود. فهرست سل جریانی متفاوت داشت؛ گروهی از وبلاگ نویسان و مدیران سایت های موسیقی در اواسط دهه ۸۰ تصمیم گرفتند یک سایت طراحی شود که در آن لینک تمام پایگاه های مفید موسیقی باشد و بعد به پیشنهاد من، بخش خبر هم به این سایت اضافه شد که در واقع بازتاب دهنده تمام اخبار و مقالات روز موسیقی بود. این فهرست تا دو سال پیش که به دلیل مشکلات فنی از کار افتاد، فعال بود و شخصا در این سایت بیشتر از ۴۴ هزار لینک پست کردم ولی دریغ از ۱۰ نفر که به تعطیلی این فهرست عکس العمل نشان دهند… البته برای من چندان این مسائل مهم نیست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پوریا رمضانیان: تسکینِ ۷۵۰ نفر؟!

این زرنگ‌بازی است که من بگویم به‌خاطر تسکین مردم‌ام کنسرت می‌دهم. تسکینِ ۷۵۰ نفر فقط؟ تکلیف دست‌کم ۵۰ ملیون نفر آدم چیست؟ پس این حرف بدترین دروغ است. سوماً، باز حتی اگر حق با شما باشد و بهبودِ حالِ همان هفتصد نفر را هم غنیمتی بدانیم، چرا باید بلیط بفروشم؟ قطعاً در این شرایط بهتر است کنسرت را رایگان کنم که لااقل کمترین خیری رسانده باشم. و درنهایت این‌که، بماند که در جای دیگر می‌شود مفصل‌تر در این مورد سخن گفت که اصلاً رسالت «موسیقی جدی» تسکین نیست، بلکه تربیت است.

بیانیه گروه کر شانته درباره عدم حضور در جشنواره موسیقی فجر

هنر برای هنرمند اعتراض است. او این اعتراض را نثار هرچیزی می‌کند که مانع رشد است و سلامت. تراژدی یونانی با سرنوشت انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، موسیقی بتهوون بر روزمرگی می‌تازد، شعر حافظ از تزویر و ریا می‌نالد، و نقاشی‌های کاراواجو تا اعماق درون شخصیت‌هایش را به‌مبارزه می‌کشد.

از روزهای گذشته…

لونید کوگان

لونید کوگان

لونید کوگان (Leonid Borisovich Kogan) یکی از برجسته ترین نوازندگان ویولون در قرن بیستم محسوب میشود. ویلونیستی با تکنیک که در سرزمین خود (شوروی سابق) به عنوان یک نوازنده با تکنیک بالا مطرح شده بود. او به همراه دیوید اویستراخ دیگر هموطن خود سبک اجرای ویولون به شیوه سنتی روسی را به دنیا معرفی نمودند.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت شانزدهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت شانزدهم)

بسیاری از سرودهای ساخته شده بوسیلهِ خالقی بنا به تقاضای سازمان یا تشکیلاتی خاصّ بوده و طبیعتاً متناسب با آنزمان ساخته شده اند. به همین علّت جای تعجب نیست که این سروده ها به ندرت شنیده شده اند یا امروزه در دسترس عموم قرار ندارند. امّا تردیدی نیست که جمع آوری و حفظِ همگی این ساخته ها در مجموعهِ آثار آهنگساز از اهمیتی تاریخی برخوردار است، بویژه آنکه در ساخت و پرداختِ تمامی این آثار دقت و ظرافتی کم نظیر بکار رفته است.
درباره آرشه (II)

درباره آرشه (II)

به علت کیفیت پایین و نامرغوب آرشه های قرون ۱۷ و ۱۸، تنها تعداد انگشت شماری از آنها حفظ و احیاء شده اند و هریک از آرشه های دوران مذکور که به هر دلیلی دچار آسیب دیدگی شده، به راحتی کنار گذاشته شده است. سازندگان آرشه دراین دوران (که عموما دستیاران ویولن سازان بوده اند) ارزش وکیفت کارشان چندان مورد توجه قرار نمی گرفت. تا اواخر قرن ۱۸، ساخت آرشه یک حرفه مجزا محسوب نمی شد ومهر زدن یا نشانه گذاری آرشه با نام سازنده آن پس از سال ۱۸۰۰ فراگیر و متداول شد.
مارسین دیلا؛ آقای برنده (II)

مارسین دیلا؛ آقای برنده (II)

سال ۲۰۰۷ را با برگزاری تور موفق کنسرتو آرانخوئز سپری کرد. این تور برای ویلا دستاوردهای مهمی داشت. نویسندگان مختلفی به تمجید از شیوه نوازندگی و درک بالای او از این اثر مشهور قرن بیستم پرداختند. ری بلوم در نشریه The Advertiser این پدیده نوظهور گیتار کلاسیک را این طور توصیف کرد:”…با این که کنسرتو آرانخوئز قطعه ای برای گیتار و ارکستر است، دیلا سازش را همچون یک ارکستر -که شش سیم دارد- می نوازد. او در حالی که گردن سازش را با دست چپ در آغوش گرفته و دست راستش با مهارت کامل مشغول ضربه زدن به سیم ها است، همچون عاشقی است که گونه معشوق را در برابر دارد. نوازندگی و برداشت او از موسیقی ای که می نوازد یادآور در آغوش کشیدنی شهوانی و یا شاید سیلیِ آرامی است، حالتی نوسانی که در هر رابطه {انسانی} وجود دارد….”
تئوری بنیادین موسیقی (قسمت چهارم)

تئوری بنیادین موسیقی (قسمت چهارم)

گاه در یک قطعه به نت هایی غیر از ضریب دو نیاز میشود. نقطه یکی از ابزار های ایجاد نت هایی به این شکل میباشد. هر گاه نقطه ای در سمت راست نت قرار دهیم دیرندآن نت معادل نفصف ارزش آن نت به آن اضافه میشود.
جورج سولتی، آخرین فوق رهبر قرن بیستم

جورج سولتی، آخرین فوق رهبر قرن بیستم

جورج سولتی متولد مجارستان از بزرگترین رهبرهای ارکستر جهان در سال ۱۹۱۲ در بوداپست بدنیا آمد. پیانو را نزد موسیقی دانانی چون ارنست فون دونای (Ernst von Dohnanyi) و بلا بارتوک (Bela Bartok) در آکادمی فرانس لیست (Franz Liszt) در بوداپست فرا گرفت و اولین کنسرت بزرگ خود را در سن ۱۲ سالگی اجرا کرد.
درباره‌ی نقد نماهنگ (II)

درباره‌ی نقد نماهنگ (II)

دیدراستای یک فرم‌گرایی موسیقایی ناب که به نقد ویرانگر رابطه‌ی معنی‌دار میان موسیقی و تصویر (و یا موسیقی و هر چیز دیگر، غیر از خودش و تا حدی رقص) بیانجامد یا دیدگاه‌های دیگری چون ضدیت با جریان مردم‌پسند نماهنگ، روابط سرمایه‌سالارانه‌ی چیره بر پیدایی و همه‌گیری‌اش و به یک واژه، مخالفت از بن با اصل…
ادامهٔ مطلب »
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (IV)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (IV)

گروه دیگری از موسیقیدانان را نیز که شاگردان هسته‌ی اصلی گروه محوری بودند، باید جزء گروه محوری به حساب آورد چرا که فعالیت‌های بعدی این عده بود که جریان احیا را در سطح جامعه هنری مطرح و آنرا کامل کرد. به نظر می‌رسد در این مورد، گروهِ محوری دستکم به دو بخش تقسیم می‌شود: هسته اصلی و شاگردان۱۰٫ در حقیقت بدلیل نزدیکیِ زمانی و تاثیری که این شاگردان بر جریان موسیقی ایرانی نهادند، بسیار مشکل بتوان این دو بخش را از یکدیگر جدا کرد، در عین حال نباید از نظر دور داشت که زمانی که این شاگردان وارد جریان احیا شدند، خطر اصلی از موسیقی سنتی ایرانی دور شده و مرحله اصلی احیا (حداقل از دید خود احیاگرایان۱۱) تمام شده بود.
سونات شماره یک باخ

سونات شماره یک باخ

سونات شماره یک ویولن، اثر یوهان سباستین باخ را می توان از درخشان ترین آثار تصنیف شده این فرم برای ویولن دانست. این سونات و چهار بخش آن، جزئی از مجموعه سه سونات و سه پارتیتای باخ برای ویولن است که همواره از آثار پر ارزش تکنوازی برای این ساز شناخته شده است و تشکیل دهنده قطعاتی مشتمل بر – سی و دو- تصنیف کوتاه و بلند است.
موسیقی به مثابه ابزار ژست! (I)

موسیقی به مثابه ابزار ژست! (I)

یادداشت زیر نه قرار است نکته ای بدیع را در بر داشته باشد و نه در تکاپوی یافتن راه چاره ای است، بلکه بیشتر نوشته ای است که مروری اجمالی بر چرایی پدید آمدن وضع موجود موسیقی هنری در ایران بیندازد؛ این بار با تمرکز بر قشری خاص که می توانست بزرگترین حامی جریان موسیقی هنری کشور باشد و نیست.