غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (I)

غلامرضا مین‌باشیان (۱۲۴۰-۱۳۱۴)
غلامرضا مین‌باشیان (۱۲۴۰-۱۳۱۴)
غلامرضا مین باشیان در تاریخ موسیقی ایران در چند مورد مختلف با عنوان اولین شناخته می شود. غلامرضا مین باشیان یا سالار معزز که به امیر پنجه و موزیکانچی باشی، نیز معروف بوده است، اولین موسیقیدان تحصیل کرده ایرانی در زمینه موسیقی کلاسیک است، او اولین ایرانی است که نت اثرش به چاپ رسید و در اروپا منتشر شد، او اولین موسس و معلم ایرانی کلاس موسیقی کلاسیک غربی است، همچنین اولین پایه گذار ارکستر زهی در ایران و نگارنده ردیف، اولین ایرانی که در اروپا تحصیل موسیقی کرده است و…

بدون شک سالار معزز را باید پدر موسیقی کلاسیک و همچنین موسیقی نظامی ایران دانست. غلامرضا مین باشیان فرزند نصرالله، در سال ۱۲۴۰ در تهران متولد شد. مادر او قمر الزمان اولین زن ایرانی بود که پیانو مینواخت. او دوران تحصیل خود را در مدرسه دالفنون آغاز کرد؛ او پیش از شروع به تحصیل موسیقی در نقاشی و زبان استعداد هایی از خود نشان داده بود و در مدرسه به مقام دوم رسیده بود که به این خاطر نشانی هم از ناصرالدین شاه قاجا دریافت کرده بود.

به خاطر علاقه ای که به موسیقی داشت پدرش نصرالله خان او را در شعبه موسیقی دالفنون نام نویسی کرد و او هشت سال زیر نظر آلفرد ژان بابتیس لومیر (رئیس موسیقی پیاده نظام فرانسه که از طرف ناصرالدین شاه برای تدریس مسویقی به ایران دعوت شده بود) به تحصیل موسیقی پرداخت و به عنوان اولین شاگرد موسیقی دالفنون، فارغ التحصیل شد. سیستم تدریس موسیقی در دالفنون توسط لومیر (Lemaire) بیشتر بر مبنای موسیقی نظامی بود تا موسیقی کلاسیک.

غلامرضا مین باشیان پس از فارغ التحصیلی، با درجه نظامی افسری به عنوان دستیار لومیر در دارالفنون به تدریس موسیقی پرداخت. در سال ۱۲۶۱ او به درجه سلطانی رسید و فرمانده موزیک سوار قزاق شد و این درجه چهار سال بعد به یاوری ارتقا یافت و او فرمانده موزیکانچیان قزاق شد.

او پس از یازده سال خدمت در این سمت به درجه میرپنجی رسید و در همین سال او به شوروی و کنسرتوار سن پترزبورگ (پتروگراد آن زمان) رفت تا زیر نظر موسیقیدان نامی آن زمان ریمیسکی کورساکوف به تحصیل بپردازد. او در این سفر فرزند ارشدش نصرالله مین باشیان (که هم نام پدربزرگ و مسلط به نوازندگی پیانو و تا حدی ویولون، ویولونسل و کلارینت بود) را هم با خود برد. تحصیل غلامرضا مین باشیان زیر نظر کورساکوف کوتاه بود و او به ایران بازگشت ولی نصرالله هفت سال در آنجا به تحصیل پرداخت.

پس از بازگشت به ایران، غلامرضا مین باشیان به همان مقام قبلی اش برگشت. همزمان با انقلاب مشروطه، او به دلیل علاقه اش به مشروطه چیان از سمت خود کنار گرفت و برای مطالعات بیشتر در زمینه موسیقی به فرانسه عزیمت کرد. در همین دوران او به ساخت سرود رسمی ایران پرداخت با عنوان ” سلام دولت علّیه ایران” که نت آنرا برای پیانو در اروپا منتشر کرد.

در اوایل سلطنت احمد شاه به ایران بازگشت و با درجه سرتپی به ریاست کل سته های موزیک نظام یعنی موزیک ژاندارمری، نظمیه، نصرت و گارد سلطنتی بگزیده شد.

در هفتم شعبان سال ۱۲۸۹ شمسی، او از طرف وزارت معارف (که بعدا به وزارت فرهنگ و هنر تغییر نام داد و امروز با عنوان وزارت فرهنگ و ارشاد شناخته میشود) مامور تشکیل ارکستر زهی سلطنتی شد که این ارکستر، اولین ارکستر زهی در ایران محسوب میشود. در این زمان بود که وی به درجه امیر تومانی ارتقا یافت و نشان مکلل به الماس و حمایل و سردوشی مخصوص این درجه به او اعطا گردید.

در سال ۱۲۸۵ معلم غلامرضا خان مین باشیان، ژان بابتیس لومیر درگذشت و پس از یک سال که امور شعبه موزیک دالفنون بی سرپرست بود به غلامرضا خان رسید (با حفظ سمت قبلی). غلامرضا خان دو سال بعد به لقب سالار معزز مفتخر گردید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

کنسرت تریوی فلوت و پیانو اجرا می شود

فیروزه نوائی، نولوون بارگین و لیلا رمضان، در روز ششم شهریور در تالار رودکی ساعت ۲۰:۰۰ به روی صحنه می روند. در این کنسرت آثاری از یوهان سباستین باخ (Johann Sebastian Bach)، فردریش کولاو (Friedrich Kuhlau)، ثیوبالد بوم (Theobald Boehm)، ژاک ایبرت (Jacques Ibert)، فرانتس داپلر (Franz Doppler)، نادر مشایخی و جوزف دیشلر (Josef Dichler) اجرا می شود.

از روزهای گذشته…

نت هایی از حاشیه های موسیقی (III)

نت هایی از حاشیه های موسیقی (III)

برخی از آنها نام مستعار برگزیدند، نام هایی مانند «خانم هارمونیکا»؛ بسیاری از آنها نیز به فراموشی سپرده شدند تا زمانی که رشته ی مطالعات جنسیت (gender studies) به جانبخشی به تاریخ فراموش شده ی زنان پرداخت. آرون کوهن (Aaron Cohen) در دانشنامه ی بین المللی زنان آهنگساز (International Encyclopedia of Women Composers) که در سال ۱۹۸۷ چاپ شد، از ۶۰۰۰ آهنگساز زن نام می برد.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (III)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (III)

در نگاهی کلی می توان از چند زاویه به بررسی قطعات و آثار پرویز مشکاتیان پرداخت که به طور خلاصه به شرح زیر است:
پیوندهایی که در آسمان “ویولون” بسته شده اند (I)

پیوندهایی که در آسمان “ویولون” بسته شده اند (I)

انجمن استرادیواری حامیان، نوازندگان و بهترین ویولون های دنیا را به هم پیوند می دهد. جفری فوشی (Geoferry Fushi) مردی از جنس دوره نوزایش هنر است که شباهت هایی نیز با پی تی بارنوم (P. T. Barnum) بازرگان آمریکایی دارد. فوشی که هم استاد فضل و کمال و هم استاد نمایشگریست، ویولون های چندین میلیون دلاری دارد که به خوبی می داند چگونه آن ها را در معرض نمایش بگذارد.
مروری بر آلبوم «برای کامیون‌ها»

مروری بر آلبوم «برای کامیون‌ها»

مهمترین امتیاز این آلبوم ایده‌ی اولیه‌ی آن است: اینکه مجموعه‌ای از آوازهای بکر و بومیِ مردمِ فرهنگ‌های جغرافیایی مختلف در محیطِ خودشان ضبط شود، سپس موسیقی‌ای ساخته شود و صداهای ضبط شده همچون نگینی در دل آن موسیقی‌ها نشانده شوند. چنین ایده‌ای تا حال بی‌اغراق در ده‌ها آلبوم موسیقی‌های الکترونیک، راک تجربی و امبینت به کار رفته است. مانند استفاده از صدای امواج رادیویی مختلف، آوازها و موسیقی‌های بومیان، صداهایی از طبیعت، گفتگوهای تلفنی، صداهای ضبط شده از صنایع مختلف و نمونه‌های پرشمارِ موسیقایی و غیرموسیقاییِ دیگر که دستمایه‌ی آلبوم‌های موسیقی شده‌اند. در اینجا نیز نسخه‌ی ایرانیِ چنین ایده‌ای مبنای کار بوده که کماکان جذاب می‌نماید: آوازخواندن‌هایِ مردانی از قومیت‌های مختلف ایران. برای هر ضبط نیز ماجرایی و توضیحی و ترجمه‌ای در دفترچه نوشته شده است.
نباید نگران بود (I)

نباید نگران بود (I)

ابتدا قرار بود این نوشته یک گفتگوی مکتوب با «مهدی میرمحمدی» باشد و در ویژه نامه ی کنسرت سیمرغ به چاپ برسد. پس از آن که پرسش را فرستادند و من در قالب گفتگو پاسخ دادم بنا به صلاحدید همکاران، شکل نهایی یک یادداشت یافت. به دلیل مکتوب بودن مصاحبه و نیز انتشار نهایی آن به شکل یادداشتی از قلم من متن در گفتگوی هارمونیک به نام منتشر شده و نه چنان که رسم است، به نام گفتگو کننده.
سنتور، ساز کهن

سنتور، ساز کهن

بدون تردید، سنتور یکی از کهن ترین سازهای ایرانی است که حتی برخی ابداع آن را به فارابی نسبت می دهند. شاید این روایت، چندان صحت نداشته باشد، ولی همینکه نام این ساز بارها و بارها در کتب قدیمی ، در اشعار قدما و همینطور تصویر آن نیز در حجاریهای شوش دیده می شود، نشان از قدمت طولانی این ساز است.
پیانو – کوک ، قسمت اول

پیانو – کوک ، قسمت اول

کوک استاندارد برای پیانو هنگامی است که نت لا در اکتاو میانی صوت موسیقی با فرکانسی معادل ۴۴۰ هرتز را تولید کند. اینکه این فرکانس از کجا آمده است، داستان مفصلی دارد اما همین بس که در این فرکانس قدرت و رنگ صدای نت ها بهتر خود را نشان می دهد و پس از جنگ جهانی اول بعنوان استاندارد کوک شناخته شده است.
رضا سامانی: از نوجوانی در کنار این هنرمندان بزرگ بودم

رضا سامانی: از نوجوانی در کنار این هنرمندان بزرگ بودم

رضا سامانی از نوازندگان سازهای کوبه ای است که با وجود جوانی توانسته در نقاط مختلف اروپا به ویژه همراه گروه ضربانگ در کنسرت های گوناگون شرکت کند. وی علاقه بسیاری به تدریس و آموزش دارد و در پرتو فعالیتهای او شمار قابل توجهی از نوجوانان ایرانی در اروپا و حتی نوازندگان خارجی سازهای کوبه یی با سازها و ریتمهای ایرانی آشنا شده اند.
«لحظه های بی زمان» (IV)

«لحظه های بی زمان» (IV)

به طور قطع اگر من بخواهم قطعه ای برای کمانچه و ارکستر از ابتدا بنویسم، اثری یک سر متفاوت خواهد شد. پس این قطعه الزاما نشان دهنده دیدگاه آهنگسازی من نیست بلکه نشان دهنده نحوه نگاه من به تنظیم ارکستری یک ملودی از پیش موجود ایرانی است. ولی دو قطعه “لحظه های بی زمان” و “سه گانه ایرانی” از این لحاظ اوریجینال تر محسوب می شوند. اما حتی اینها هم نشان دهنده دید آهنگسازی من نیستند. چون آثاری که الان می نویسم با آنها کاملا متفاوت است و کارهایی که در سال های بعد خواهم نوشت نیز به همین ترتیب، با آثار امروز متفاوت خواهند بود. این ذات جستجو و تحول دائم است که راه آهنگسازی من را شکل می دهد. به نظر من هر هنرمندی باید یک دوره جستجو را طی کند.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (V)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (V)

قاعده ی هارمونیک ها خلاص شود ودر عین حال می دانیم که صدای خالص از دامان طبیعت گرفته می شود و پس از پالایش و فیلتر به دست ما نمی رسد، این امکان به وجود می آید، زمانی که صدا از دستان ما خارج می شود و مجدداً به دامان طبیعت باز می گردد ،به حیاتش ادامه می دهد. سؤال این جاست که در چنین شرایطی چگونه می توان پذیرفت که “سکوت” (Silence) اثر جان کیج (John Cage) در اتمسفر “۳۳:′۴ اش خالی از صدا بوده است؟ موسیقی کیج موسیقی طبیعت و انسان است، موسیقی ماندگار است؛ چرا که از مجموعه صداهای موجود در طبیعت استفاده می کند.