ایران در کشاکش موسیقی (V)

متاسفانه حتی آهنگسازان تحصیل کرده ما بدنبال عادت مردم به شنیدن موسیقی با کلام و نگران از افت درآمد مالی‌، بیشتر آثار خود را به آواز اختصاص می‌ دهند و ذهن مردم را محدود نگاه داشته و شرکت های انتشارت موسیقی که موسسات تجاری هستند نه هنری و فرهنگی، اکثرشان از خرید موسیقی بدون کلام خودداری می کنند. بیشتر اینگونه کاسبکاران خریدار و خواهان انتشار موسیقی بی کلامی هستند که کلامش سالها سال در گوش های مردم بوسیله خوانندگان معروف خوانده شده و جا گرفته باشد و در واقع شنونده این آثار خاطرات شان را زمزمه می کنند.

در اوایل قرن بیستم پرده های اطاق های زیر زمینی هنرمندان به تدریج باز شد و توانستند فضا و هوای امید بخشی را استشمام کنند. افتتاح رادیو تهران و بالاخره کنسروتوار موسیقی جهانی و ملی و بعد از جنگ جهانی دوم، تدریس موسیقی در دانشگاه هنرهای زیبا، افتتاح تلویزیون، وزارت فرهنگ و هنر، موسیقی دانان و نوازندگان بسیار فعال شدند اما بنا‌ به خواست حاکمیت آنزمان ایران، مدرن کردن جامعه بسیار عجولانه انجام گرفت و مردم مظلوم ایران در گیر دو دیدگاه متضاد حیران ماندند.

با ظهور انقلاب و روی کار آمدن بعضی از دیدگاه های متعصب و ناآگاه، وقایع و ظلم های قرون گذشته باز به دامنگیر اهالی هنر شد. در ابتدای انقلاب موسیقی و سرودهای حماسی انقلابی در شکوفایی انقلاب نقش بسیار درخشانی داشت اما کمتر از یک سال تاریخ تکرار شد و موسیقی ممنوع شد. علیرغم دوران ممنوعیت موسیقی و خانه نشینی موسیقیدانان و نوازندگان در اواخر دهه ۵۰ و اوایل دهه ۶۰ شمسی، ممنوعیت اجرای خوانندگان مختلف، بویژه زنان و در سالهای بعد، لغو شدن کنسرت ها و حرام خطاب شدن کنسرت از طرف برخی از امامان جمعه، هنرمندان موسیقی همچنان مصمم به خلق آثارشان می پردازند…

ما در قرن بیست یکم هستیم! موسیقی دانان و آهنگسازان متعهد ایران مراحل شکوفایی درخشانی را طی می کنند، کلاس های موسیقی که زمانی ممنوع اعلام شده بودند امروز شدیدا فعال هستند. شاگردان موسیقی در ایران به بیش از دو میلیون نفر رسیده است و از طرفی فرصت طلبان و مافیای دنیای هنر ایران کنترل و سانسور را در دست دارند.

هنرمندان برجسته و پرتوانی همانند علی‌ رهبری بخاطر عدم تملق به امپراتوری مافیای هنر موسیقی ایران از رهبری ارکستر سنفونیک تهران دست کشید و جانشین اش به هیچوجه قابل مقایسه با او نیست. به همین دلیل موسیقیدانان، نوازندگان و خوانندگان بسیار ارزشمندی جلای وطن کردند.
کوتاه سخن اینکه: موسیقی به همراه شعر و ادب ماندنی است و هیچ نیرویی قادر به فنایش نیست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

از روزهای گذشته…

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (III)

نقدی بر نقد کتاب «پیوند شعر و موسیقی» (III)

نمونه های زیادی از انواع فرهنگ های موسیقایی بدوی در جهان وجود دارد که در آنها، نوازنده و آهنگساز و حتی شاعر و خواننده یکنفر است؛ در موسیقی قرون وسطای اروپا هم این پدیده زیاد دیده می شود. ارتباط دادن این مسئله با تفکرات عرفانی و فلسفی ایرانیان، نوعی فلسفه بافی است که متاسفانه در نوشته های نوازندگان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی بسیار دیده می شود (۱) ضمن اینکه همین فلسفه بافی هم بدون توجه به مشکلاتی که در اسناد تاریخی اش دارد، دچار مشکلات منطقی است؛ همانقدر که یک اثر بداهه نوازی تحت تاثیر نواخته گذشتگان اش است (۲)، یک قطعه کلاسیک هم در موسیقی غربی، تحت تاثیر تکنیک های هارمونی، کنترپوان، فرم و… گذشتگان اش است.
کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (IV)

کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (IV)

سخنرانی ای نامنسجم، آشفته و ضعیف (به شیوه ی از هر دری سخنی) که گاهی در آن شعری عاشقانه و خام از جانب ایشان خوانده می شد، گاهی به بحث های سیاسی می کشید، گاهی به جوک تعریف کردن و گاه گاهی هم به متلک انداختن به سایر هنرمندان، بی آنکه ارتباط چندانی بین این موضوعات وجود داشته باشد، چه دستاورد علمی و عملی ای برای نوازندگان تنبک و به طور کلی علاقه مندان به موسیقی داشت؟ آیا «نامتعارف» و «جسور و صریح» بودن به هر قیمتی ارزش این را دارد که به جای پرداختن به اصل موضوع (که ظاهراَ تغییر نظام تنبک نوازی و پرداختن به بحثی فنی و موسیقایی است) این چنین مدام به بیراهه زده شود؟
گیتار با کوک خودکار

گیتار با کوک خودکار

موسیقیدان های سراسر جهان با در دست داشتن نوع جدیدی از تکنولوژی، با رها شدن از کار شاق کوک کردن ساز، به آزادی هنری بیشتری دست میابند. این فناوری روباتیک که توسط کمپانی آلمانی ترونیکال (Tronical Gmbh) و با شراکت کمپانی گیتار گیبسون (Gibson) به وجود آمده و توسعه یافته است، موجب شده است که جدیدترین مدل گیتار لس پاول (Les Paul) گیبسون، تنها در حدود ثانیه، خود را کوک کند.
درگذشت پیِر بولِز، آهنگساز و رهبر ارکستر (II)

درگذشت پیِر بولِز، آهنگساز و رهبر ارکستر (II)

او با کنارگذاشتن فرم های رسمی سنتی همچون سونات، فوگ و … که هنوز مورد علاقه ی آهنگسازان هم نسلش بود، به نوعی موسیقی انتزائی دست یافت که هیچ تأثیری از گذشته را به ذهن متبادر نمی کرد. بولِز را به عنوان آهنگساز، گاهی کشیش اعضم کلیسای پسا-سریالیسم قلمداد می کنند. اما به عنوان رهبر ارکستر این وصله به او نمی چسبد، چرا که آثار ۱۵۰ سال از تاریخ موسیقی، از واگنر و مالر تا عصر حاضر را به روی صحنه برده است.
داوودیان: اثرم در حصار آرشیو استاد شجریان محبوس است!

داوودیان: اثرم در حصار آرشیو استاد شجریان محبوس است!

زندگی هنری من در امریکا بسیار سخت و در تنهائی و عدم امکانات انجام میگیرد، این وضیت برای هنرمندی که بخواهد با عشق و خلوص و عمق به هنرش بدور از شارلاتان بازی و بیزینس کردن در کارش بپردازد، بسیار سنگین و آزاردهنده است و در واقع هنرمند به مانند پرنده ای در قفس زندگی میکند. هنرمند برای کار خلاقه و کلا پرداختن به موسیقی و ساز زدن و غرق شدن در کارش، نیاز به شادابی در جهت کارش و احساس درک و حمایت و قدر دانی و احترام مردم دارد.
در باب متافیزیک موسیقی (III)

در باب متافیزیک موسیقی (III)

موسیقی هرگز کاری با موضوع ندارد و حتی هنگامی که با مضحک ترین و نامعقول ترین حرکات مسخره اپرای کمیک همراه می شود، باز هم زیبایی و خلوص و والایی ذاتی خود را حفظ می کند و تلفیقش با آن وقایع نمی تواند آنرا از جایگاه والایش که در واقع هر امر مضحکی برایش بیگانه است پایین بکشد. بنابراین معنای ژرف و جدی هستی ما وجه مضحک و مصائب بی پایان حیات بشری را در بر می گیرد و یک لحظه هم آنرا رها نمی کند.
گوران: بهتر است برای موسیقی جغرافیایی قائل نشویم

گوران: بهتر است برای موسیقی جغرافیایی قائل نشویم

شاید بر حسب جغرافیای زندگی هر کسی وجود داشته باشد ولی به طور کل موسیقی یک زبان بین المللی است. راجع به بعد دوم حرف شما که گفتید من ممکن است چنین تفکری داشته باشم – خوشبختانه در ادامه این تفکر را از من بعید دانستید – که آثار آهنگسازهای ایرانی در حد آهنگسازهای غربی نیست که متاسفانه کلمه ها زنگ زدند و من مجبورم بگویم که موسیقی ایرانی و موسیقی غربی… نه، آهنگسازها!
شرحی بر زندگی و آثار سید برت

شرحی بر زندگی و آثار سید برت

راجرسید برت مانند یک ستاره دنباله دار در مدتی کوتاه ظهور کرد و در این زمان اندک بسیار درخشید. او نشانی ماندگار بر موسیقی راک پیشرو و راک سایکدلیک باقی گذاشت و به عنوان یکی از بنیان گذاران و همچنین خواننده اصلی، ترانه سرا و نوازنده گیتار و سولوی گروه پینک فلوید، از یکی از موثرترین موسیقیدانان عصر خود به شمار میرفت.
لونید کوگان

لونید کوگان

لونید کوگان (Leonid Borisovich Kogan) یکی از برجسته ترین نوازندگان ویولون در قرن بیستم محسوب میشود. ویلونیستی با تکنیک که در سرزمین خود (شوروی سابق) به عنوان یک نوازنده با تکنیک بالا مطرح شده بود. او به همراه دیوید اویستراخ دیگر هموطن خود سبک اجرای ویولون به شیوه سنتی روسی را به دنیا معرفی نمودند.
نامه سرگشاده امیرعلی حنانه

نامه سرگشاده امیرعلی حنانه

بعد از ظهر طاقت فرساء توام با افسردگی همراه با دردها و رنجش هایی که انگار برای موسیقیدان شدن الزامی است و باید آن دردها را تجربه کنی… به آن دترمینیسمی که مرتضی حنانه درباره خود و آثارش گفته بود فکر می کردم؛ درست بود، انگار این تقدیر جبری هنوز جایی در اطراف مرا زیر نظر داشت و آزار می داد.