سلطانی: ما در فضای چند زبانی و پلی فونیک قرار داریم

پیمان سلطانی
پیمان سلطانی
تحریر در موسیقی آوازی تبدیل به یک فرهنگ و یک شاکله شده، در واقع ساختار موسیقی آوازی را در کنار عناصر دیگری تعریف می کند، معانی بسیار زیادی در پی خود دارد و تعاریف و شیوه ها و علم خاص خود را دارد. با این وصف، تحریر را به دِلِی دِلِی یا با عرض معذرت عرعر عنوان کردن نشان از عدم آگاهی و عجولانه صحبت کردن ایشان دارد. از شاملو با آن دانش و خلاقیت و هوش سرشار در مورد قضاوت شان انتظار دیگری می رفت.

نظر خودتان در مورد موسیقی سنتی ایران چیست؟ عده ای می گویند که این موسیقی یأس انگیز است.
من چنین نظر غیر عادلانه ای ندارم. این یک نگاه مزدورانه است. من عنوان موسیقی دستگاهی را به آن می دهم و به تصور من برای رها شدن دوباره باید متولد شد، نه فرار لازم است، نه مقابله. قبلاً هم گفته ام که گرفتاری این موسیقی، وابستگی اش به شعر فارسی است. ارجاعات شعری بیش از عناصر خودِ موسیقی اهمیت یافته است. یأس یا حتا امید، مواردی هستند که برای هردوشان تعابیری بی شمار وجود دارد. بستگی دارد که شما یا من بخواهیم بمیریم یا زنده بمانیم، آن وقت است که مرگ تعریف دیگری می یابد و زندگی نیز تعریف دیگری.

شما چرا حضور هر نشانه ای در موسیقی را رد می کنید؟
سوسور هم در مورد نشانه ها نمی پذیرد که بین واژه و الگوهای آوایی پیوندی وجود دارد. در حالی که می دانیم واژه ها زاییده ی مفاهیم اند. موضوع استقلال در موسیقی در بسیاری از موارد وابسته به اسطوره است، گرچه می دانیم که اسطوره به معنای تصدیق نیست، اما اسطوره چیزی را پنهان نمی کند و افشاگر است. نشانه ها تکرار مکرّرات اند و موسیقی از این تکرار ها دوری می کند.

در دوران آغازین زندگی انسان، موسیقی در مقاطعی کاربردی خاص پیدا می کند. در عین این که برای انتقال مفاهیم بین انسان ها لباس بر تنِ مفاهیم می کند و خود را عریان می سازد و جالب است زمانی که موسیقی در این انتقال نقش به عهده دارد، پس از انجام مرحله ی انتقال، ارزش تولیدی خود را از دست می دهد، همان طور که در عصر کنونی چنین بلایی بر سر آن آمده است.

به نظر من ، نشانه ها و شیوه برخورد ما با آن ها بر آمده از تاریخ و ارتباط آن با انسان است. من فکر می کنم هنرمندان باید ارتباط خودشان را با تاریخ و گذشته حفظ کنند.
موافقم؛ اما باید توجه کنیم که تاریخِ جهان مانند تاریخِ زبان و صداست، براساس مرکب و ناموزون حرکت می کند. مراحل مختلف تاریخی در هم ادغام می شوند و نهایتاً هنرمندانی را از جهان سوم به وجود می آورند که نهضت های جدید را می سازند. اشخاص زیادی در جهان هستند که چهره های برجسته ای شده اند و اغلب شان هم از کشورهای پیشرفته ای بر نخاسته اند و حتا گروهی از آن ها، گرچه از کشورهای متمدن بیرون آمده اند، اما متأثر از کشورهای به اصطلاح غیر پیشرفته بودند.

بی تردید مملکت ما از کلمبیا پیشرفته تر است، کلمبیایی که مارکز را به جهان ارائه داده و همین طور ایران، از آرژانتین و پرو و مکزیک که عقب مانده تر نیست؟! این همه روشنفکر، این همه نظریه پرداز، این همه با متخصص، این همه دانشگاه. مگر ایران از مکزیک عقب مانده تر است که اکتاو یو پاز را تحویل جهان داده است؟ مگر تهران کنونی از پاریس دوران پروست شهریت اش و حتی حالت هایش ضعیف تر است؟

در کجای دنیا گفته شده است که ما باید این همه تفاوت و تغییر را نادیده بگیریم، حتی اگر تاریخ و جغرافیا را هم مد نظر بگیریم، متوجه خواهیم شد که تهرانِ امروز از پاریسِ آن زمان جلوتر است. الان در شرایطی هستیم که با یک زمان بسیار اندک انواع مختلف اخبار دنیا را هم زمان می خوانیم، می شنویم و می بینیم که حتی پروست پیش بینی هم نمی کرد.

ما به طور کلی در فضای چند زبانی و پلی فونیک قرار داریم، چرا که همه ی زبان های دنیا چند زبانی اند و طبعاً چند صدایی. برای همین چهره های خلاق باید آثارشان را از جایی آغاز کنند که ناجای اثر باشد، در واقع در یک جغرافیای خیالی اثر را به وجود آورند.

ثمره ی توجه به آثار کلاسیک این است که مدام تاریخ از طریق آن ها به ما تذکر داده می شود، همین طور زبان و فرهنگ و خیلی چیزهای دیگر. بنابراین بهتر است زبان ها و صداهای مختلف را بیاموزیم. من فکر می کنم کوشش هنرمند می تواند این باشد که خودش را در وضعیتی قرار بدهد تا اثرش جهانی و ملی شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

از روزهای گذشته…

هستی و شناخت در منظر هنر (III)

هستی و شناخت در منظر هنر (III)

در جایی دیگر می گوید: آب کم جو، تشنگی آور به دست”. عقل هستی حضوری بی کران از قدرت می آفریند که ما صفات حاصل از آن را همان صفات خداوند تعریف می کنیم یعنی این خداوند است که صاحب عقل اول است. او در تمامی قلمرو هستی به همین دلیل حضور دارد و حضورش را به صورت ظهور گوهر عشق در ما آشکار می سازد.
مقام هنرمند در آثار شلینگ (III)

مقام هنرمند در آثار شلینگ (III)

هنرمند در آفرینش به آخرین چیزی که می اندیشد، جستجوی بعدی در پی زیبایی است، اما چون اثر آفریده شد و کار به پایان رسید، تازه کار فیلسوف و هنرشناس آغاز می شود. البته فیلسوفان – معمولا – با شهود سروکاری ندارند و ادراک آنان نمی تواند تا حد ادراک و شهود هنرمند کامل باشد.
اسطوره زنده دنیای Jazz

اسطوره زنده دنیای Jazz

Kieth Jarret یکی از قابل توجه ترین پیانیست هایی است که از دهه ۶۰ به بعد به دنیای موسیقی وارد شده اند و در حال حاضر از مهمترین پیانیستهای Jazz دنیا می باشد.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و سوم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و سوم)

یک جامعه خوب بر اساس آرزوهای افراد نمی تواند بنا شود، پس چه باید کرد؟ برای مثال، ما بیشتر نیازمند انسان هایی که استعداد و قابلیت همان ورزشکار پرتجربه فوتبال را دارد هستیم، انسان هایی با ایده ها و تاثیرگذاری‌های گوناگونِ عمیقِ فکری؛ اندیشه و اقدام انجام دادنِ آن از یکدیگر نمی‌توانند جدا باشند. افرادی که دارای قدرتِ تشخیص‌ِ خوب هستند هم انسان های توانایی هستند، زیرا برای اظهار عقیده کردن، اندیشیدن و تعمّق، عمیقاً بررسی کردن لازم است؛ هر چقدر کسی فوق العاده تر است، به همان میزان تواناتر است، برای فکر کردن خلّاق و طبیعی، انسان در خود فراگیری اش را قفل و مسدود می‌کند.
جانی لنگ

جانی لنگ

جانی لنگ (Jonny Lang) نواختن گیتار را از سن ۱۲ سالگی پس از اینکه به همراه پدر خود به دیدن کنسرت گروه Bad Medicine( یکی از از معدود گروههای Blues در Fargo) رفت، آغاز کرد. او خیلی زود کلاسهای آموزش گیتار خود را نزد Ted Larsen نوازنده گیتار گروه Bad Medicine آغاز کرد. او به گروه Bad Medicine که بعدا نام خود را به Kid Jonny Lang and the Big Bang تغییر داد پیوست.
پازل ارکستر سمفونیک و سیاست‌های دولتی در ایران

پازل ارکستر سمفونیک و سیاست‌های دولتی در ایران

نام ارکستر سمفونیک تهران و جنجال‌های به‌ظاهر، تمام‌نشدنی پیرامون آن، از حدود دو سال پیش آغاز شد. زمانی که علی رهبری، موفق‌ترین رهبر ارکستر ایرانی، به عنوان رهبر ثابت ارکستر برگزیده شد. علی (الکساندر) رهبری که در هنرستان موسیقی ملی تهران و آکادمی موسیقی وین تحصیل کرده، در کارنامه هنری‌اش، هشت سال رهبری دائم ارکستر فیلارمونیک رادیو‌–‌ تلویزیون بلژیک و رهبری معروف‌ترین ارکسترهای اروپایی را به صورت میهمان دارد.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VIII)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VIII)

مقایسه‌ی روش‌ها بر حسب سبک نوازندگی نشان می‌دهد که سبک عودنوازی، مبین روش‌هایی است که نوازندگان پس از گذراندن آموزش‌های اصلی در پیش می‌گیرند. ممکن است چنین به نظر برسد که در روش تارگان، پس از آموزش اصلی، هدف، رسیدن به ویرتوئوزیته است. اگرچه تارگان نوازنده‌ی بسیار خوبی ا‌ست، به سبب تحصیل موسیقی غربی، سبک او فاقد سنت‌گرایی‌ ا‌ست که این امر بسیار طبیعی ا‌ست. بازتاب ذوق و قریحه‌ی تارگان در شیوه‌اش مشخص است، اما به نظر می‌رسد که روح مقام‌ها کاستی‌هایی‌ دارند و روش خاص تارگان، برای نوازندگان سنتی عود، مناسب نیست. اما این روش برای اجراهای تکنوازی بسیار مناسب است. تارگان در اجراهای گروهی شرکت نمی‌کرد و از مقام‌های سنتی مانند صبا و هُزام نیز بهره نمی‌برد (Yildiz,2005:42).
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (V)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (V)

شیوه رهبری بی پیرایه دیِگو مَتوز برخلاف شیوه پرشور و حرارت دودامِل است. او با ژست ها و اشاراتش به موزیسین ها اعتماد و معنا می بخشد. دیِگو می گوید: ” رسالت من آفرینش هیجان در مخاطب است، حضور او نیز به همین دلیل است. هر رهبری فرصت انتقال بینشِ خاصِ خود را به مخاطبانش دارد”.
آلبوم فراموش شده پینک فلوید

آلبوم فراموش شده پینک فلوید

خواه از موسیقی پینک فلوید لذت ببرید و خواه از آن متنفر باشید، هیچ شکی نداشته باشید که نام گروه پینک فلوید در سراسر جهان شناخته شده است و تنها شاید نام گروهی مانند بیتلز بتواند با نام پینک فلوید رقابت داشته باشد.
ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (V)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (V)

یکی از شکل‌های آرمانشهر سرمایه‌داری که در موسیقی معاصر پیشگویی شده –می‌توانیم آنرا مکتب شیکاگو یا شکل نئولیبرال بنامیم- ، تصویر آرمانی فروشگاه آثار صوتی با تکثیر باور نکردنی و گوناگونی کالای موسیقایی و وعده‌اش درباره ” اجرای متفاوت برای مردم متفاوت” است، چنانکه خصوصیت آدم حقه‌ باز است: …- (در اینجا نویسنده نام انواع مختلف موسیقی را می‌برد که چون بیشترشان برای خواننده غیر متخصص فارسی زبان ناآشنایند در برگردان حذف شده‌اند م.)