گفتگو با علی صمدپور (IV)

علی صمدپور
علی صمدپور
موضوع دیگر هم ماجرای عمده‌شدن ردیف بود و اینکه ردیف یک دریایی تصور شد که همه در آن غوطه‌زده بودند و غرق آن بودند. اینکه اصلاً ردیف را ما باید حفظ باشیم برای همیشه یا نباید باشیم برای کسی سوال نبود. همه فکر می‌کردند باید ردیف را حفظ باشند. اینکه چگونه باید حفظش کنند و راه و روشش چیست معلوم نبود. چون در نسل بعد کسی نوازنده‌ی تمام وقت نبود. بخش تئوری موسیقی ایرانی هم خیلی ضعیف بود. متنی راجع به آن وجود نداشت (امروز حداقل ده کتاب درآمده که می‌شود خواند و رد کرد یا پذیرفت). به هر حال همین وصل بودن به یک نفر، برای عده‌ای این احساس اطمینان را می‌آورد که مثلاً ما درون یک خیل هستیم. ثمره‌اش شد این شیفتگی. خیلی‌ها اینگونه‌اند و استقلال هنری را فراموش کرده‌اند.

اما به‌نظر من آن نسل میانه کارش را و پایداری‌اش را کرد. آنها نقش تاریخی خودشان را انجام دادند. واقعاً شرایط خوبی نبود: من یادم است که مثلاً وقتی نت «ای ایران» را می‌خواستیم منتشر کنیم، وقتی رفت تا ارشاد و آمد، همه‌ی ما جان‌مان به لب‌مان رسید. شما ببینید چه وضعیتی بوده! یا مثلاً سخنرانی می‌گذاشتند راجع به اینکه وزیری چه خیانت‌هایی به موسیقی ایرانی کرده! و درویش خان چه خدماتی! مگر درویش‌خان خودش آدم انقلابی نبوده در موسیقی؟ ولی انقلاب او را قبول داشتند و از وزیری را نه. در چنین وضعیتی آدم‌هایی که مقداری به اصطلاح بازتر بودند داشتند کار می‌کردند و کار خلاقه می‌کردند و برای همین آن نسل میانه شیفته‌ی آنها می‌شدند که به‌نظرشان می‌آمد که کمِ کم نتیجه‌ی کارشان آفرینندگی در موسیقی است.

این باعث می‌شد که یک تقابلی به‌وجود آید که آن طرف مثلاً خیلی سنت‌گراست و اینطرف خیلی خلاق و آفریننده است. آدم‌هایی که جذب اینطرف می‌شدند پس آدم‌های روشنفکرتری بودند و شیفتگی زیادتر و زیادتر می‌شد. این بیماری هنوز هم وجود دارد: برخی حتی قیافه‌‌شان را هم شبیه استادان‌شان کردند و نوع نگاه‌شان هم شبیه استادان‌شان شد. در واقع شخصیت هنری را وام گرفتند. اگر استاد می‌رفت تاری از یکنفر می‌خرید همه می‌رفتند از همان می‌خریدند. یا حتا ماشین و محله و …

از استقلال هنری گفتید. در نسلِ زاده‌ی حفظ و اشاعه، آن استقلال وجود داشت. هیچکدام شبیه استادان‌شان ساز نزدند و همه برای خود به بیان مستقل و متمایزی رسیدند. شبیه خودشان ساز زدند. اما از طرفی دوست نداشتند شاگردان‌شان اینگونه باشند و تنها شبیه خودشان را تأیید می‌کردند. شاید بعد از آن بود که یکمرتبه سدی جلوی آن استقلال بوجود آمد.
این ویژگی آن نسل بود. گلیم‌شان را از آب بیرون می‌کشیدند. با سیستمی که مشکل داشتند می‌توانستند کار کنند اگر تشخیص می‌دادند که امورات‌شان می‌گذرد. همه‌شان بعد از انقلاب با ایده‌های راجع به موسیقی مشکل داشتند و دارند ولی بیشترین همکاری‌ها را هم کردند. بیشترین امکانات را هم می‌گیرند. این ویژگی این نسل است. ویژگی عجیب غریبی است ولی به هر حال هست. آن نسل اهل معامله است. نسل ما بود که به دلایل قابل‌بحثی به تعهد و صداقت هم فکر می‌کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برنامه گردشگری موسیقی نواحی ایران همزمان با کنگره مشاهیر کُرد در سنندج

موزه موسیقی ایران همزمان با کنگره مشاهیر کرد در سنندج، سفری تخصصی در زمینه موسیقی به این شهر برگزار می کند. این سفر با همکاری موزه موسیقی ایران و انجمن موسیقی سنندج برگزار می­گردد و هدف از آن، دیدار و همنشینی با اساتید گرانقدر موسیقی غنی کُردی، بهره ­گیری از دانش موسیقایی و اجرای زنده اساتید برجسته، آشنایی با فرهنگ موسیقی کُردی شامل سازها، موسیقی­ های آیینی و گروه­های موسیقی، دیدار از کارگاه­های کهن و منحصر به فرد ساخت سازهایی چون دف، دیوان، تنبور و سنتور به منظور آشنایی با سازهای بومی و تکنیک­های خاص ساخت آن­ها در منطقه، حضور در خانقاه و آشنایی با موسیقی عمیق خانقاهی، شرکت در برنامه گروه نوازی دف، تماشای حرکات موزون کردی، دیدار از موزه ­ها و ابنیه­ تاریخی شهر سنندج می ­باشد.

آثار مرتضی محجوبی به انتشار رسید

ردیف و قطعاتی از مرتضی محجوبی به انتشار رسید. این کتاب، حاصل اندیشه و انگیزه شهرام محذوف در تبدیل دست‌نوشته‌های مرتضی محجوبی به خط نت بین‌المللی است که با همکاری فخری ملک‌پور، در طول مدت ۳سال به انجام رسیده است که دارای ۱۲ مقام (شامل ۷ دستگاه و ۵ آواز) است. تنظیم تمامی پیش‌درآمدها، قطعات ضربی، تصنیف‌ها و رِنگ‌ها توسط شهرام محذوف صورت گرفته است.

از روزهای گذشته…

کتابی درباره رضا ورزنده (III)

کتابی درباره رضا ورزنده (III)

در این کتاب هر قطعه به دو شکل آوانگاری شده است: بخش اول آوانگاری براساس امکانات اجراییِ سنتور معمولِ نُه‌خرک و در مایه‌های مرسوم هر دستگاه یا آواز است، تا زمینۀ استفاده از این قطعات برای عموم نوازندگان سنتور فراهم آید، و بخش دومْ آوانگاری در مایۀ اصلی و همان‌گونه که استاد ورزنده با سنتور یازده‌خرک خود اجرا کرده است.
صد سال موسیقی ایران برای پیانو منتشر می شود

صد سال موسیقی ایران برای پیانو منتشر می شود

پروژه صد سال موسیقی ایران برای پیانو به نوازندگی لیلا رمضان در قالب یک مجموعه ۴ قسمتی توسط شرکت فرانسوی “هارمونیا موندی” در اروپا، آمریکا و کشورهای خاورمیانه منتشر می شود. لیلا رمضان نوازنده پیانو که دو سال گذشته برای اولین بار این پروژه را در قالب دو رسیتال در ایران اجرا کرد، در خصوص انتشار این مجموعه در قالب آلبوم می گوید: من همیشه کار با آهنگساز و اجرای قطعات معاصر را دوست داشته ام و فکر می کنم یکی از دلایل اصلی این امر مصطفی کمال پورتراب معلم اول من است که آهنگساز هم بود و همیشه من را تشویق به اجرای قطعات مدرن می کرد و این فرهنگ را از ابتدا به من یاد داد که قطعات آهنگسازان معاصر را در رپرتوارم داشته باشم.
روایت های دیگری از سیستم دستگاهی

روایت های دیگری از سیستم دستگاهی

ردیف متداول کنونی موسیقی دستگاهی ایران، میراثی ارزشمند و یادگار خاندان فراهانی می‌باشد. شاید اگر میرزاعبدالله و آقاحسینقلی با سخاوت و همت مثال‌زدنی شاگردانِ فراوان، سرشناس و نام آشنای این موسیقی را پرورش نمی‌دادند و اندوخته‌های ارزشمند خود را به ایشان منتقل نمی‌کردند، امروزه از این گنجینه ارزشمند بی بهره بودیم. همچنین در اواسط قرن سیزدهم هجری شمسی (اوایل قرن بیستم میلادی) {همزمان با ورود تکنولوژی های جدید و سرعت زیاد تغییرات در زمینه‌های مختلف}، رپرتوار موسیقی دستگاهی و کلاسیک ایران تدوین یافته و در قالب مجموعه‌ای تحت عنوان ردیف شکل می‌گیرد (اسعدی ۱۳۸۰ :۷۱) که این فرآیند خلاقانه، موسیقی دستگاهی ایران را از گزند هجمه‌های فرهنگی و تغییرات سریع ماهیتی مصون نگه داشت. بنابراین نقش بنیادین و تاثیرگذار خاندان فراهانی در موسیقی دستگاهی ایران پوشیده نیست و هنر ایران زمین وام‌دار ایشان می‌باشد.
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IX)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (IX)

در مورد دوره‌ی پس از اسلام تا حدودی وضعیت بهتر است، گرایش‌های دایره‌المعارفی در سده‌های نخست پس از استقرار اسلام موسیقی را نیز بخشی از دانش‌هایی می‌دانست که باید گردآوری شود. از سوی دیگر اقبال دربارها (مخصوصا عباسی) به موسیقی بسیار زیاد بود، بنابراین کسانی مایل بودند که وقایع موسیقایی را ثبت کنند. همچنین برخی از وقایع موسیقایی نیز در خلال ثبت و تاریخ‌نگاری وقایع دربارهای بزرگ باقی مانده است.
آن روزهای سالم سرشار!

آن روزهای سالم سرشار!

« پسران به یاد پدران»؛ تیتر اول روز یکشنبه ی شرق بود که اشاره ای داشت به کنسرت چند شب گذشته ی همایون شجریان و سهراب پورناظری با همراهی آیین مشکاتیان، و البته طراحی صحنه و لباس باران کوثری. این چهار اسم، هسته ی اصلی این کنسرت را شکل داده اند. چهار اسمی که هیچ کدام در عرصه ای برابر و سالم قد علم نکرده اند. همایون شجریان اگر پسر شجریان بزرگ نبود، احتمالاَ نه از لحاظ تکنیک در حد و اندازه های امروزش بود (به عبارت دیگر: فرصت دست یافتن به استادی به بزرگی محمدرضا شجریان را نمی داشت) و نه از لحاظ شهرت. سهراب پورناظری هم به همین شکل، از راه پدر و پسر عموی او، به فرصت هایی دست یافته که در دست دیگران نبوده.
نگاهی به اپرای عاشورا (III)

نگاهی به اپرای عاشورا (III)

با ترمولو های زهی ها و رنگ آمیزی بادی چوبی ها فضای شبی خوف انگیز را ترسیم میکند، همسر شمر در این پرده که در آواز دشتی به همراه شارح داستان، محتشم کاشانی میخواند “… بیا ای شمر بد گوهر بشو آسوده امشب را زمانی بر سر بستر” شمر بدون توجه به صدای همسرش با خود میگوید “نمیدانم شوم فردا به میدان ستم کشته و یا قالب شوم آنگه بر این شاه ملک لشکر…” حرکتهای خارج از گام ارکستر بر روی صدای خواننده نقش شمر، تشویش و اضطراب شیطانی وجود او را که همچون آتش زبانه میکشد را به خوبی به شنونده القا میکند.
به‌یاد «فلورانس لیپت» (II)

به‌یاد «فلورانس لیپت» (II)

یکی از جالب‌ترین ادعاهای لیپت که در کلاس مطرح می‌کرد، وجود تصورات اشتباه درباره‌ی آواز در خارج از ایران بود و مغالطات ایرانیان را به‌دلیل شاگردی این معلمان زیر نظر این دست از استادان در زمینه‌ی آواز می‌دانست؛ تصورات اشتباهی که از آناتومی و نوع استفاده از سیستم تنفسی وجود دارد؛ همچنین استیل‌های یکنواخت و تک‌رنگ‌بودن صدای بیشتر خوانندگان کلاسیک ایران را به‌سبب این دست تعلیمات نادرست وارداتی می‌دانست و البته وضعیت بدِ آواز کلاسیک در ایران را به‌مراتب بدتر از کشورهای پیشرفته در زمینه‌ی موسیقی کلاسیک می‌دانست. آموزش آواز به‌وسیله‌ی فلورانس لیپت بسیار حساب‌شده و دقیق بود؛ او به‌خوبی می‌دانست که چگونه مطلبی را به هنرجو آموزش بدهد که موجب گمراهی وی نشود.
اپرای توسکا (I)

اپرای توسکا (I)

توسکا (Tosca) اپرایی است ایتالیایی در سه پرده اثر جیاکومو پوچینی (Giacomo Puccini) و اشعاری از لوجیو الیکا (Luigi Illica) و ژوزپه جیاکوزا (Giuseppe Giacosa) بر اساس نمایش نامه ای از ویکتورین ساردو (Victorien Sardou) به نام “توسکا”. این اپرا برای اولین بار در تاتر کوستانزی در روم در ۱۴ ژانویه ۱۹۰۰ اجرا شد. توسکا؛ یکی از مشهورترین اپراهای دنیا می باشد، موفقیتی که در اولین اجرای آن با استقبال تماشاگران به دست آمد، بسیار چشمگیر بود. اگرچه در ابتدا مورد تائید کامل منتقدین واقع نشد. امروزه، توسکا یکی از استاندارهای اپراتیک می باشد و در لیست سال ۲۰۰۸ “اپرا آمریکا” مبنی بر بیشترین اپراهای اجرا شده در آمریکای شمالی در رده هشتم قرار دارد.
درباره‌ی نقد نماهنگ (II)

درباره‌ی نقد نماهنگ (II)

دیدراستای یک فرم‌گرایی موسیقایی ناب که به نقد ویرانگر رابطه‌ی معنی‌دار میان موسیقی و تصویر (و یا موسیقی و هر چیز دیگر، غیر از خودش و تا حدی رقص) بیانجامد یا دیدگاه‌های دیگری چون ضدیت با جریان مردم‌پسند نماهنگ، روابط سرمایه‌سالارانه‌ی چیره بر پیدایی و همه‌گیری‌اش و به یک واژه، مخالفت از بن با اصل…
ادامهٔ مطلب »
شبیه سازی فواصل گام ۲۴ قسمتی مساوی براساس هارمونیک ۱۱

شبیه سازی فواصل گام ۲۴ قسمتی مساوی براساس هارمونیک ۱۱

گام ۲۴ قسمتی مساوی گام پیشنهادی استاد وزیری برای موسیقی دستگاهی از ابتدا با بازخوردهای متفاوتی روبرو شد. با اینحال از همان ابتدا این گام مبنای تئوری موسیقی ایرانی قرار گرفته است. با توجه به اندازه هارمونیک ۱۱ ام و معادل بودن آن با یکی از درجات گام ۲۴ قسمتی مساوی در این نوشته سعی شده است حداقل به صورت نظری معادلی غیرمعتدل برای این گام با دقت بالا و براساس ساختار هارمونیک ارائه شود.