گفتگو با علی صمدپور (VI)

علی صمدپور
علی صمدپور
یعنی غیر از موسیقی خیلی چیزهای دیگر هم برایتان مهم بودند.
ببینید؛ من می گویم برای نوازنده شدن آیا فقط باید روزی ۸ ساعت ساز زد؟ آنچه محقق می‌شود هنر است؟ آدمی که امروز نگاه گسترده‌ای به جهان ندارد یا به اندازه‌ی خودش رمان نخوانده، فیلم ندیده، روانشناسی نخوانده، چه می‌خواهد بگوید؟ مسأله زاویه دید است. چه چیز در شما منجر به تولید می‌شود؟ فروش و شهرت یا کشف در موسیقی؟ یا استنتاجی از روابط انسانی‌تان؟

نمی‌خواهم پیچیده‌اش کنم ولی ببینید چرا تقلید در موسیقی ما زیاد است. کسی چرا از خودش این را نمی‌پرسد؟ کسی که ساز کلهر را می‌شنود و عین آن را تحویل می‌دهد شخصیت هنری ندارد و امنیت هنری شخص تقلید شونده را تهدید می‌کند. شما غیر ممکن است ساز هوشنگ ظریف را گوش کنید و بپرسید این کیست؟ کما اینکه شما موزیک پاپ همان نسل را در ایران نگاه کنید همین است: کسی تقلید کسی را نمی‌کند. یا در شعر. مگر شعر اخوان را با شاملو اشتباه می‌گیریم؟

وقتی فقط بلد باشی نوازندگی کنی طبیعتاً فقط همان کار را می‌کنی. من اگر کاری در موسیقی غیر از نوازندگی کردم به خاطر کنجکاوی هم بوده. در ارکستر مضرابی آقای دهلوی اگر پذیرفتم تارباس بزنم که کسر شأن خیلی‌ها بود، دوست داشتم ببینم در بخش باس چگونه آهنگسازی شده است یا در گروه هم آوایان اگر خوانندگی کردم گذشته از اینکه به خاطر این بود که یک نفر را می‌خواستند که گوش موسیقی داشته باشد و فواصل را تشخیص بدهد برای خودم هم جذاب بود که بتوانم در یک کر ایرانی فعالیت داشته باشم.

در زمان همکاری با «هم آوایان» این ایده را نداشتید که خودم تولید کنم و کار کس دیگری را نزنم؟
چرا ولی اهم و فی‌الاهم می‌کردم که ببینم روی کدام کار وقت بگذارم. مثلاً همان دوره من موسیقی تئاتر هم کار می‌کردم. از طرف دیگر اگر می‌خواستم گروه جمع کنم بنیه مالی نداشتم.

که آقای علیزاده این امکان را داشت…
به هرحال اگر هم نداشتند هنرمندان بدون چشم‌داشت از خودشان خرج می‌کردند می‌رفتند تا در کارش باشند. چون تجربه‌ی یگانه‌ای بود.

هیچوقت پیش نیامد که به خاطر اینکه شما کاری از آقای علیزاده را دوست نداشتید یا قبول نداشتید، برای همکاری پاسخ منفی بدهید؟
همین که همکاری کمرنگ شد…

مهمترین دلایلش چه بود؟
مشکل اصلی‌ام از «به تماشای آب‌های سپید» شروع شد. این موسیقی ترانهاست و در واقع دیگر موسیقی ایرانی نیست. وحدت موضوع ندارد که البته بعدها در کار خیلی‌ها این مشکل پیداشد. در کاری که خواننده دارد این عدم وحدت را انتخاب نامناسب اشعار تشدید می‌کند. کمااینکه در «به تماشای…» اگر شعرها را حذف کنیم باز فقدان وحدت موضوع هست. «پرنده‌ها به تماشای آب‌ها رفتند» یک شعر موج نو و ۳ خطی‌ست که ۱۳ دقیقه موسیقی روی آن ساخته شده. خیلی هم ترکیب‌های تا آن موقع بدیع آوازی درش هست و زیباست… این چه تناسبی دارد با ساری گلین؟ تازه یکمرتبه شعر ترکی می‌شود و بعد ارمنی و بعد فارسی و بعد یکدفعه پرت می‌شویم به قرن هفتم و مولانا. این یعنی چه؟ ساده‌انگارانه‌اش این است که بگوییم همه‌اش موسیقی است. بله ولی موسیقی هم مراتبی دارد. اینها باهم تناسبی ندارند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (III)

انتشار آلبوم بیداد با تکنوازی تار استاد غلامحسین بیگجه خانی و پس از آن درگذشت استاد در فروردین ماه سال هزار و سیصد و شصت و شش باعث شد که توجه بسیاری از نوازندگان دوباره به شیوه ایشان جلب شود. من به شیوه نوازندگی ایشان علاقمند بودم و به همین دلیل، وقتی جناب داوود آزاد از تبریز به تهران آمدند حدود یک سال البته به طور پراکنده درخدمت ایشان، بعضی از بخش های ردیف موسیقی و تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی را نواختم که البته فراگیری آثار خیلی برایم مهم نبود؛ بلکه لحن و شیوه نوازندگی ایشان برایم اهمیت بیشتری داشت. پس از آن نیز به تدریج به آوانگاری تعدادی از آثار استاد بیگجه خانی پرداختم.

از بحران اندیشه تا نااندیشیدگی بحران در موسیقی ایران (IV)

در چنین شرایطی حتی امر هنری که دیگر نقش وجودی خود را از کف داده و با فاصله گرفتن از نقش اثرگذار و هستی بخش خود، تنها به یک ابزار در دست قدرتها و یا حتی یک شیء تزئینی بدل شده است، ناتوان از ایجاد بسترهای یک جریان تاریخی نوشونده و پویا به ورطه های تکرار و فراموشی فرومیغلتد و فرد مصداق جریان کلی جامعه، اندک اندک خود را در مغاک توهم غرقه می یابد: از نگاه اراده گرایانه و کوشش بیهوده برای اعمال آن به واقعیت جریان تاریخی، تا اشکال گوناگون جزم اندیشی و حتی غرقه شدن در بسترهای فروبستۀ تجرید و تفکر محدود انتزاعی، همه و همه به نظر می رسد که محصول چنین وضعی باشند.

از روزهای گذشته…

فواصل خنثی یا میانه (II)

فواصل خنثی یا میانه (II)

معکوس فاصله چهارم بزرگ فاصله ای است به نام پنجم کوچک (Minor Fifth) که معادل ۶۵۰ سنت در سیستم ۲۴ قسمتی مساوی است. ناگفته نماند که ویشنگردسی فاصله چهارم بزرگ را از جهت آنکه معادل هارمونیک ۱۱ (فاصله ۸/۱۱) هست دارای نقش مهمی می داند.
ستارگان موسیقی در یک کنسرت بزرگ

ستارگان موسیقی در یک کنسرت بزرگ

در خبرها داشتیم که در ماه فوریه شستمین سالگرد تولد باب مارلی با یک برنامه یک ماهه پر از وقایع هنری در اتیوپی جشن گرفته خواهد شد.
چشمه ای جوشیده از اعماق (II)

چشمه ای جوشیده از اعماق (II)

اما رگه هایی از سریالیسم و موسیقی شوئنبرگ نیز اندک اندک در کارهای او نمایان شد. آنجا که هاینو ایلر(۵) ، استاد پارت در کنسرواتوار، او را با شوئنبرگ و سیستم دوازده تنی او آشنا کرد. در آن سالهای اتحاد جماهیر شوروی، دسترسی به کتابها و سایر منابع موسیقی غرب برای پارت مشکلی جدی بود و او اینگونه با این مسأله کنار می آمد:
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (II)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (II)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی، هم مبنای آوازی دارد و هم مبنای سازی. اما ویژگی‌های مبنای سازی دارای معانی متفاوتی ا‌ست. در این خصوص، عود که از سازهای موسیقی سنتی ترکیه است، نقش مهمی در اجرای موسیقی دارد. تأثیر متقابلی که نوازندگی ساز عود در موسیقی ترکیه و انواع دیگر موسیقی‌ها در طی قرن‌ها بر یکدیگر نهاده‌اند، اهمیت بسیاری دارد.
نکوداشت وارطان ساهاکیان برگزار می شود

نکوداشت وارطان ساهاکیان برگزار می شود

مؤسسه فرهنگی و هنری رادنواندیش با مشارکت بنیاد فرهنگی و هنری رودکی، آیین نکوداشت آهنگساز و استاد موسیقی «وارطان ساهاکیان» را سه شنبه نهم مرداد ماه ساعت۲۱:۳۰ در تالار وحدت برگزار می کند.
آکوردهای شش

آکوردهای شش

کافی است در گامی که هستید فاصله ششم بزرگ را هم به آکورد پایه – مینور یا ماژور – اضافه کنید، آکورد جدیدی با صدای پر رنگ تری بنام آکورد ششم بدست می آید.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و یکم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و یکم)

بعد از جنگ جهانی دوم زندگی کردن در ژاپن بسیار دشوار بود. زمستانهای شهر ماتسوموتو سخت است در آنجا بعضی از روزها درجه حرارت به سیزده تا هجده درجه زیر صفر می‌رسد. در یکی از این روزها که خواهر من از کارش بر گشته بود و در حالیکه برف هایش را تکان می‌داد، گفت که بر روی پل هون ماچی (Hon-Machi) در هوای سخت یک سرباز زخمی ایستاده و دارد گدائی می‌کند. آنجا در این برف سنگین می‌لرزد و هیچکس پولی در جعبه ای که بر جلوی پایش قرار دارد نمی‌اندازد… من می خواستم او را به خانه گرم خودمان دعوت کنم برای یک فنجان چای گرم؛ بلافاصله پرسیدم: این فقط یک خواسته در درون تو بود؟ جواب داد: بله و بلافاصله دوباره به طرف خیابان دوید.
آستور  پیازولا آهنگساز برجسته  nuevo tango (قسمت دوم)

آستور پیازولا آهنگساز برجسته nuevo tango (قسمت دوم)

در سال ۱۹۵۳ به اصرار Ginastera، پیازولا سمفونی “Buenos Aires” خود را در یک مسابقه آهنگسازی شرکت داد و به عنوان جایزه از طرف دولت فرانسه موفق به دریافت بورسیه تحصیلی در پاریس، نزد Nadia Boulanger آهنگساز و رهبر ارکسترشد. Boulanger در مدت کوتاهی زندگی پیازولا را متحول کرد، او خود در این باره می گوید:
گزارشی از جلسه نقد و رونمایی آلبوم «مانترا» با آهنگسازی و اجرای سام اصفهانی (II)

گزارشی از جلسه نقد و رونمایی آلبوم «مانترا» با آهنگسازی و اجرای سام اصفهانی (II)

شاید من و بهنام ابوالقاسم بعد از خود سام اصفهانی نزدیکترین افراد به جزییات این آثار هستیم و خیلی خوشحالم و برایم جذاب است که شاهد نقطه نظرات مشترکی از جانب مخاطبین و متخصصین موسیقی حاضر هستم. مانترا از دید من، شبیه تابلویی نیست که شما به یک دیوار خالی نصب کنید تا صرفا از جنبه ی دکوراتیو آن بهره ببریم در اصل باید آنرا نصب کرد و عمیق به آن نگاه کرد و از داشتنش لذت برد. باید آنرا عمیق گوش داد.
گفتگو با حسین علیشاپور (VI)

گفتگو با حسین علیشاپور (VI)

شما دقت بفرمایید موسیقی ما پر است از این گونه موارد. برای مثال عرض می کنم گستره ی صوتی صدای استاد بنان در حد – مثلا – آقای گلپایگانی و ایرج نبود، منتهی طوری از کلام استفاده می کرد که مخاطب را پای کار می نشاند. یا – خدا رحمتشان کند – استاد محمودی خوانساری با این که شعر را که می خواند هجابندی های خوبی – آنچنان که در نظر بنده و شما هست و استاندارد است – نداشت اما آنقدر شعر را خوب انتخاب می کرد و مضمون شعری که می خواند خوب بود که من دیده ام مخاطب عام صدای او را می شنود – مخاطبی که به موسیقی ایرانی دلبستگی ای ندارد – و پای صدای او می نشیند.