گفتگو با علی صمدپور (VII)

علی صمدپور
علی صمدپور
حین کار شما اعتراضی داشتید؟
بله نشان هم می‌دادم. با چند چیز دیگر هم مشکل داشتم. یکی مخاطب زیاد داشتن بود. اساساً موسیقی ما با این سازگاری ندارد. نقص معماری موسیقی قرار نیست با اسپیکرهای بزرگ رفع شود. ما نه سازهایمان را درست کردیم نه معماری‌مان را. رفته‌ایم سراغ آمپلی‌فایر: این هم مثل همان قوانین ارشاد است، دیگران برای‌مان دانه‌دانه همه‌چیز را می‌سازند: هرآنکس که دندان دهد نان دهد! شما یک کوارتت زهی را می‌شنوید در کلیسا بی هیچ میکروفونی. اما اینجا می‌روید کنسرت تک‌نوازی سه‌تار. سه‌هزار نفر هم شنونده دارد. یکی در بالکن پنجم نشسته گوش می‌کند. و یک انسان ۱ در ۲ سانت می‌بیند که برای شنیدن سازش و هیس هیس کردن برای ساکت کردن شنوندگان بی‌حوصله‌ی اطرافش احتیاج به یک دوربین شکاری و یک عصا از چوب گیلاس هست: خوب برو خانه موسیقی را با خیال راحت گوش کن.

بین این جمعیت چه حس مشترکی رخ می‌دهد با آن ساز آمپلی‌فاید شده؟ در موسیقی کلاسیک در یک سالن چندهزار نفره ۱۵۰ نفر دارند ساز می‌زنند. معماری هم کاملاً متناسب موسیقی است. معماری موسیقی ما کجاست؟ کسی به این فکر نکرده است. صحنه‌ی این موسیقی کو؟ برای همین می‌گویم موسیقی ما موسیقی بازاری نیست. اگر می‌خواهی کلاهی از این پوست بسازی باید بلایی سرش بیاوری که آورده‌اند. خواننده‌های امروز ما لازم نیست خیلی صدا هم داشته باشند الحمدالله میکروفون هست.

و در پایان اگر بخواهیم به نسل امروز برسیم؛ همانطور که در ابتدا گفتم جالب بود که بعد از آن خلأ، نسلی که ظهور کرده، به نظر وسوسه‌ی مخاطب دارد و در این کار موفق هم بوده. شما چطور می‌بینید این مسأله را؟
به نظر من مخاطبی ندارند. روی صحنه بودن یک چیز است و پیرامون صحنه بودن یک چیز دیگر. ما اشکالی در برداشت‌هایمان داریم از اینکه هرکسی چه هست و چه انتظاری ازاو میرود. مثلاً کسی را که می‌بینیم روی صحنه نوازندگی می‌کند در صندوقش چند ژتون دیگر هم می‌اندازیم و می‌گوییم آهان پس این موزیسین تمام عیاری هم هست. آهنگساز هم هست ، تئوریسین هم هست و کلاً باسواد است. ولی کسی را که نمی‌بینیم می‌گوییم پس اینها هم نیست. باید تفکیک کنیم کسی را که روی صحنه می‌نوازد و نوازنده ا‌ست از یک آهنگساز. در موسیقی هنری، مخاطب داشتن چندان چیز مهمی نیست. مگر شهنازی مخاطب داشت؟ شما شهنازی را زنده کن بگو امشب کنسرت دارد: غیر از ۳۰۰ نفر کسی حاضر نیست برود و کنسرتش را ببیند. بگویید پایور امشب کنسرت دارد. چه کسی می‌رود کنسرت پایور ببیند صرفاً به این انگیزه که می‌خواهم از ساز پایور لذت ببرم؟

جامعه امروز فراموش کرده که نکته بین باشد و حساس. برای گذران وقت کنسرت می‌روند. این موسیقی، موسیقی سرگرمی نیست. هیچ وقت هم نبوده. برای عموم مرغ ‌سحرش سرگرم‌کننده است. آن چیزی که از موسیقی ما مانده و هست با تأکید بر اینکه نمی‌خواهم حرف سنت‌گراها را تکرار کنم، موسیقی ایرانی نیست اگر راستش را بخواهید.

موسیقی‌ای که وقتی روی سن می‌آید دارای رپرتوار و ابزارآلاتی‌ست که در این موسیقی هیچ وقت نبوده موسیقی ایرانی نیست. حتی می‌خواهم بگویم صدایی که در ضبط‌ها می‌شنویم هم صدای سازهای‌مان نیست. موسیقی ما موسیقی سالن سه چهارهزارنفری نبوده و نیست. مخاطب موسیقی ایرانی، همیشه هزار نفری بوده در شکل خالص‌اش و الان هم هست. یعنی هرچیز روشنفکرانه و قابل تحلیل و محتاج به پیش‌زمینه‌بودن در این جامعه مخاطبش همین حدود بوده و هست و هرچیزی مثل سریال هفتگی که پیش‌زمینه نمی‌خواهد مخاطبش صدبرابر است. کمااینکه تیراژ کتاب هم همین است. هنرمند روشنفکر باید کار خودش را بکند. موسیقی جدی همیشه تحت حمایت اشراف یا سوبسید دولت بوده. حالا که اینجا به خودش واگذاشته‌شده، نتیجه شده این. شما با قطعه ساختن آن‌طور که درویش‌خان می‌ساخت مگر پولدار می‌شوید؟

مگر درویش به پول یا بازار و فروش فکر می‌کرده هنگام ساختن؟ برای حفظ جریان روشنفکرانه و با پشتوانه، همیشه نیاز به یک ثبات اقتصادی و فرهنگی هست وگرنه می‌شود موسیقی که برای پول ساخته می‌شود و بس. ملودی‌های ساده و بسیار سرراست که سریع ارتباط برقرار می‌کنند. موسیقی‌ای که نیاز به فکر کردن ندارد. در ادبیات، گلشیری و ساعدی و دولت‌آبادی رمان می‌نویسند برای اینکه باید بنویسند. یک وقتی هم حسین‌قلی مستعان پاورقی می‌نویسد و فلان مجله می‌گوید تا ۶ ماه بنویس من پیش‌پیش چک‌اش را می‌کشم. هنرمندی که سالی سه آلبوم می‌دهد احتمالاً زیاد ویتامین می‌خورد. چطور می‌شود یک نفر هرشب روی سن باشد و بتواند موسیقی غیربازاری تولید کند؟! بنابراین مشخص است که مخاطبی نیست و در برداشت‌ها سوءتفاهم وجود دارد.

ماهنامه شهر کتاب

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «اپرای رستم و سهراب»

رستم و سهراب، این تراژیک‌ترین قله‌ی حماسه‌های فارسی را لوریس چکناوریان به هیات اپرایی درآورده و برای دومین بار منتشر کرده است. اجرای پیشین (ضبط سال ۲۰۰۰) را انتشارات هرمس سالی پس از ضبط منتشر کرده بود. این اجرای تازه با تکخوان‌هایی متفاوت (و به همین دلیل با لهجه‌ی برآمده از آواخوانی و تاکید متفاوت) و البته همان ارکستر و کر و احتمالا رهبری خود آهنگساز، گویا نسبت به اجرای پیشین نسخه‌ای دگرگون شده است (۱).

تاریخ ادبیات عالمانه در موسیقی (II)

در نوشته‌های فارسی امروزی وقتی حرف از ادبیات و موسیقی به میان می‌آید عادت کرده‌ایم دنبال تحقیقاتی برویم که عمدتاً در پی رد پای اصطلاحات موسیقایی در آثار ادبی به مفهوم هنری آن هستند اما این کتاب از آن نوع نیست. در مقام مقایسه کتاب فلاح‌زاده کم و بیش رویکردی معکوس در پیش می‌گیرد و دگرگونی‌های ادبی متن‌های تخصصی موسیقی را در کانون توجه می‌آورد و تطور زبان آنها را بررسی می‌کند.

از روزهای گذشته…

بزرگترین خواننده موسیقی کلاسیک ایران در پایتخت هلند

بزرگترین خواننده موسیقی کلاسیک ایران در پایتخت هلند

۱۹ می یا ۲۹ اردیبهشت، محمد رضا شجریان، همراه با پسرش همایون، خواننده و نوازنده تمبک، مجید درخشانی، نوازنده تار، سعید فرج‌پوری، کمانچه و محمد فیروزی، بربط، در آمستردام کنسرت داشت. برنامه در تالار بزرگ موزه حاره‌ای (Tropenmuseum) برگزار شد و سازماندهی آن هم با همکاری بنیاد موسیقی ایرانی «پرنیان» در هلند صورت گرفته بود.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XII)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XII)

مشکل اساسی منطقه ما – یعنی منطقه های خارج از حیطه اروپای مرکزی که خاستگاه تمدن باستانی بوده و شامل هند، خاور میانه، آسیای صغیر (ترکیه امروز)، یونان، مصر و شمال آفریقا و ایتالیا و اسپانیای جنوبی می باشد – این است که برای این منطقه بزرگ فرهنگی که فرهنگ، هنر، علم و فلسفه ما در آن نشو و نما کرده و زمانی مرکز تمدن جهانی بوده است، نامی خاص و قابل استفاده مانند اروپا نداریم. برای منطقه بزرگ فرهنگی ما اغلب از نام شرق استفاده می شود. این نام نه دقیق است و نه صحیح. چرا که شرق نامی خاص نیست و حدود نسبتا دقیق مانند اروپا ندارد. نام دیگری که اروپاییان برای این منطقه به کار برده اند، اورینت (Orient) است که آن نیز به معنای شرق یا خاور است، اما اسم خاصی است که شامل شرق دور (چین و ژاپن) نیست.
نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (IV)

نگاهی گذرا به جریان بندی های موسیقی ایران؛ به بهانه سالروز درگذشت پرویز مشکاتیان (IV)

مشکاتیان در دهه ۷۰ آثار دیگری را به جامعه هنردوستان ایران تقدیم می کند که خوانندگان آن عموما قوت محمدضا شجریان را ندارند و بعضا مجری های خوبی برای آثار او نیستند ولی بی‌شک هنر آهنگسازی او به نهایت گوش نواز است؛ از جمله «مقام صبر» با صدای علیرضا افتخاری، «افق مهر» با صدای زنده یاد ایرج بسطامی، «کنسرت عارف» سال ۱۳۸۶ با صدای شهرام ناظری و…
محرابی: کمبودها موجب انزوای نی شده است

محرابی: کمبودها موجب انزوای نی شده است

دلیل استقبالی هم که از این طرح شده این است که در این طرح انگشت‌گذاری نی هیچ تغییری نمی‌کند فقط یک سامانه به انتهای آن اضافه می‌شود که کارآیی بسیار زیادی دارد که الان این کارآیی‌ها را برایتان می‌گویم. مهمترین کارآیی که این کلید توانسته به توانایی‌های ساز نی یا نوازنده آن اضافه کند این است که با کمک این نوت سی که تولید می‌شود، حلقه‌ی مفقوده اتصال صدای بم به صدای زیر در نی ساخته می‌شود و این وصل صدای بم و زیر بدون کوچکترین زحمتی برای نوازنده ممکن می‌شود و اجرای پاساژهایی که گستره‌ی صوتی بالای یک اکتاو و حتی دو اکتاو دارند را برای نوازنده ممکن می‌کند و این خیلی به توانایی‌های نی اضافه کرده حتی همین یک کلید و یک نت که اضافه شده. (الگوی کهن نی دارای سیزده کوک است که همگی کوک ها در تولید صدای مستقل درجه ی هفتم گام طبیعی راست ناتوان هستند و نوازنده ی با مهارت بناچار این صدا را تلویحا به کمک باز کردن لب در دستان لا یا بستن لب از دستان دو در صدای بم و زیر بدست می آورد. آشکار است که صدای تولید شده از کیفیت و وضوح لازم برخوردار نیست و بیشتر برای اجرای نت های زینت و اشاره های آنی بکار می آید.
تالار المپیا

تالار المپیا

پاریس المپیا در سال ۱۸۸۸ به وسیله ژوزف اولر بنیانگذار مولن روژ بنا نهاده شد. المپیا قدیمی ترین تالار موسیقی پاریس و از معروف ترین تالارهای موسیقی دنیاست، تالاری که امروزه با چراغ های عظیم و قرمز رنگ نورانی اش شناخته می شود. این مجموعه در سال ۱۸۸۹ با نام “مونتان روز” بازگشایی و در سال ۱۸۹۳ به المپیا تغییر نام پیدا کرد.
بیرون آمدن از محدوده‌ی موسیقی ایرانی

بیرون آمدن از محدوده‌ی موسیقی ایرانی

شیرزاد شریف از نوازندگان جوان ایرانی مقیم کالیفرنیا است که تا کنون برنامه‌های زیادی با نوازندگان دیگر ملل اجرا کرده است. شنیدن آثار یک موسیقی‌دان جاز آمریکایی او را به همکاری با نوازندگان دیگر ملل علاقه‌مند کرده است. شیرزاد شریف معتقد است برای همه‌ی نوازندگان ایرانی لازم است که قدری از دایره‌ی موسیقی سنتی بیرون بیایند.
بی احترامی به موسیقی (II)

بی احترامی به موسیقی (II)

تنها به آنهایی اهمیت می دادم که به خاطر کارم باید چندین بار گوش می کردم. حتی با گستاخی تمام از آلبوم هایی که فکر می کردم دشوارترند روی بر می گرداندم. تعداد آهنگ های پیشنهادی هم که سر به فلک کشیده بود و نهایتا به گوش دادن به ریدیوهد (Radiohead) ختم می شد. وقتی که از جشنواره موسیقی SXSW که در تگزاس برگزار شد بازگشتم احساس می کردم که دچار اُوردوزِ موسیقی پاپ شده ام.
وداع با موسیقی آوانگارد (II)

وداع با موسیقی آوانگارد (II)

قدرت محدود شنیداری انسان و عدم تشخیص پیچیدگی های زیاد توسط گوش، حتی در گوشهای تعلیم دیده؛ این بخش خود شامل دو مشکل می شود: الف) عدم تشخیص یک اثر پیچیده و استادانه از یک اثر بی هدف و شلوغ و نهایتا آماده شدن فضا برای اهداف سودجویانه آهنگسازان کم ذوق، برای فریب شنوندگان. (۳)
واکاوی نظری موسیقی امبینت (X)

واکاوی نظری موسیقی امبینت (X)

به این دلیل که نیوایج، ریلکسیشن و موسیقی های شفابخش (به اصطلاح خودشان) به عنوان زیر مجموعه های موسیقی ناب امبینت به حساب می آیند و ممکن است این ادعاهای عجیب و غریب و اثبات نشدنی دامن موسیقی امبینت را نیز بگیرد لازم است در خصوص افسانه های مطروحه تامل بیشتری کرد. هرچند ضمن تحقیقاتی که در حوزه اشترکی علوم نورولوژی و آکوستیک انجام شده است و نتایج بالینی حاصل از این تحقیقات، موید تغییر فرکانس امواج مغز در مواجهه با انواع خاصی از موسیقی است و باز هر چند که این تغییرات امواج مغزی می تواند در مواردی سبب بهبود علملکرد مغز شود اما هنوز هیچ تحقیقی بهبود ضایعات فیزیولوزیک اندام یا دستگاهی از بدن انسان یا جانور دیگری در اثر عملکرد صرف موسیقی را نشان نداده است.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (IX)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (IX)

یازده اکتبر سال ۲۰۰۳، به مناسبت چهلمین سالگرد درگذشت ادیت پیاف، شهردار پاریس، برتران دُلَنوئه (Bertrand Delanoë)، از مجسمه ی پیاف که به صورت ویژه طراحی و در میدان ادیت پیاف، واقع در چند متری بیمارستان تنون (Tenon) محل تولد ادیت، نصب شده بود، رونمایی کرد. این مجسمه توسط لیسبِت دِلیل (Lisbeth Delisle) مجسمه سازِ فرانسوی ساخته شده است.