سلطانی: من اهل ایرانم!

پیمان سلطانی
پیمان سلطانی
شما از گذشته آموخته اید؟
من بیشتر از آن که از گذشته آموخته باشم، از روزگار و کشاکش دهر آموخته ام؛ از آموخته های نوجوانی ام و تاوانی که بابتش پرداخته ام. امیر کبیر برای تاریخ شخصیت مهمی است و برای من هم. او می توانست خیلی چیزها را زیر پا بگذارد و خیلی از کارهایی را که نکرد، انجام دهد، اما انجام نداد. او به عهدش با خود و ملت پایبند ماند و برای همین خوشنام است. خوشنامی یک ارثیه ی قابل توجه از دوران دور است که غالباً همه با دل و جان در پی اش می گردند.

همین؟ فقط خوشنامی؟
نه، امیر کبیر صرفاً در پی نام نیک نبود، او برای هوشیاری یک ملت می کوشید و الحق به مقدار بی حدی که زحمت کشید، مهری دریافت نکرد و عزتش را پس از مرگ به دست آورد. البته خیلی ها هستند که بیش از استحقاقشان دریافت می کنند و حتا به موقع.

در مورد خودتان چه فکری می کنید؟
من از هیچ بی مهری ای هراسان نیستم، چرا که فکر می کنم زندگی یک مبارزه است. من در چنین شرایطی بود که شیفته ی نگاه چرخان و کامل رضا براهنی شدم. این نگاه چند بُعدی دکتر براهنی حواسم را به خودم و دور و برم جلب کرد. براهنی می گفت دیر است؛ و من این دیر بودن را خودم نیز حس کرده بودم، به همین دلیل ساکت نمی ماندم. الان هم همین طور است. در بچگی که مدافع همکلاسی ها در مدرسه بودم هم همین طور بود.

احساس خوبی بود وقتی بعد از زنگ پایان مدرسه، عده ای پشت من پنهان می شدند تا من از آن ها دفاع کنم و مقابل قلدر ها بایستم. آن موقع فکر می کردم رابین هود شده-ام، اما همین که به خانه می رسیدم، کیف و کلاه را می انداختم و می رفتم سراغ سنتور، سنتور که تمام می شد، دوچرخه ام را اوراق می کردم و در بین همین کار می رفتم سراغ یخچال، یک سیب بر می داشتم، نصفش می کردم و تخمش را توی باغچه می کاشتم و آب می دادم، که البته هیچ وقت هم چیزی در نمی آمد، شاید به این خاطر بود که زیاد آب می دادم! و بعد آب می پاشیدم روی موزاییک ها، در ظل آفتاب و با یک شاخه می رفتم به نجات مورچه ها! همیشه می خواستم بگویم که فکر دیر شدن و دیر بودن مرا رها نمی کند.

شما اهل کجا هستید؟
ایران.

منظورم این است که کجایی هستید؟
جدی گفتم ایرانی ام. من مدتی تبریز بوده ام، مدتی بیشتر کرمان، یک مادر بزرگم اصفهانی است، یک پدر بزرگم شیرازی است، پدر و مادرم کرمانی اند و از میانه ی نوجوانی تهران زندگی کرده ام، اما نهایتاً الگوها را در جاهای دیگر هم جستجو کرده ام. به همین دلیل احساس می کنم که به جغرافیایی بزرگتر، دنیایی بدون مرز، تعلق دارم. هر جای ایران ملغمه ی غریبی از شمال و جنوب و شرق و غرب است، همان قدر که احساس می کنم کرمانی ام، خودم را اهل تبریز هم می دانم، همین طور کُرد یا بلوچ، اما اصولاً مردمان جنوب را بیشتر درک می کنم.

بعضی آذری اند و دوست دارند آذری باقی بمانند و یا عرب اند و عرب هم باقی می مانند، آن ها این طوری فکر می کنند، اما من ناهمگونی را در کنار همگونی دوست دارم، راحت تر بگویم من بدم نمی آید وسط تابستان برف بیاید! سرما و گرمایش مهم نیست، اما این که حیرت همه را بر انگیزد، بسیار جالب است.

مثل مولوی که از بلخ می آید و به قونیه می رود و یا مثل شمس که لامکان است، همه ی این چیزها را که کنار هم بگذاریم، الگوهای من اند که به من یاد داده اند چگونه و کجا جستجو کنم. باید یک نکته را یاد آوری کنم این که جوانی نکات مثبت و منفی دارد. این که گاهی در این جستجو به خودشیفتگی نزدیک شده ام، یا شاید هم به آن تظاهر می کنم. به هر حال باید این را تذکر بدهم که من برای رسیدن به معانی بزرگ تر و پیچیده تر از این واکنش به عنوان یک اهرم استفاده می کنم و به جایگاه بعدی که می رسم، خودم را دوباره پیدا می کنم و باز جستجو.

می دانم که این شیوه چه قدر مؤثر بوده و چه قدر مرا به عمق خویشتنم آگاه کرده است. پیوسته می کوشم که صاحب فهم و درکی گسترده تر نسبت به هستی شوم. من چون موسیقیدان هستم، به طبقه ای خاص تعلق ندارم، همین طور به جغرافیایی خاص.

من هنوز متوجه نشده ام، با این همه نشانه در زندگی، چه اصراری دارید در موسیقی نشانه ها را کنار بگذارید؟
هر نشانه ای می تواند گذرا باشد و انتهایی داشته باشد. موسیقی می تواند ناهنجاری ها را بیان کند که انتهایی ندارند. برخی از ارزش هایی که در حال از دست رفتن و ویرانی هستند، با بی اعتنایی به حال خود سپرده شده اند و این پر از افسوس است. بیان این وضعیت با موسیقی شدنی است، در حالی که نشانه ها وقتی وارد هنری غیر مفهومی می شوند، لوث و شعار گونه به نظر می آیند. به این شیوه دیگر موسیقی به صورتی پیش پا افتاده درک می شود. نیاز نیست که ما خودمان را پشت نشانه ها مخفی کنیم.

به نظر من، این هم می تواند یک نوع برخورد باشد.
من بیشتر از هر معلمی به خودم آموزش داده ام و شاید بتوان گفت که خودم را هم بزرگ کرده ام، برای همین بیشتر از آن که به نشانه ها وصل باشم، درون آن ها را می کاویدم، چرا که وقتی قرار باشد فرسنگ ها تنها بدوم، یاد می گیرم که درون خودِ صخره ها را هم کشف کنم، گاهی آن قدر سریع عبور می کنید که چیزی از آن چه که باید شناخته شود، باقی نمی ماند، به جز یک عنصر شریف، صدا، سکوت، ترکیب و نهایتاً موسیقی.

هفته نامه هنرمند شماره ۳۹

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

رهبری: از سرنوشت آثار ضبط شده آهنگسازان ایرانی در بنیاد رودکی خبری نیست!

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با علی رهبری، رهبر ارکستر و آهنگسازی نام آشنای موسیقی ایران، این گفتگو در برنامه رادیویی نیستان (شبکه فرهنگ) انجام شده است. به تازگی اثری از علی رهبری به نام «نوحه خوان» با همکاری انتشارات ناکسوس به انتشار رسیده است. علی رهبری با اینکه تا به حال رهبری بیش از ۲۵۰ اثر را با انتشارات ناکسوس به عهده داشته است، این اولین بار است که یک اثر آهنگسازی شده از او به انتشار می رسد. درباره این آلبوم با او گفتگویی داشته ایم:

درباره ملکه برومند

ملکه برومند که با نامهــای «م.ب»، «ملکه هنر» و «ملکه حکمت شعار»، شهرت داشت، نام اصلی اش ملکه الزمان برومندفرد و اهل نائیج از توابع نور مازندران بود. ابوالحسن صبا در مدت اقامت خود در مازندران او را کشــف کرد و با خود به تهران آورد. ۶ سال تحت تعلیم صبا بود و مدتی هم نواختن ســنتور را نزد حبیب سماعی آموخت. وی جزو معدود افرادی است که آواز را فقط از صبا آموخته و نزد هیچ یک از استادان آن روزگار برای آواز شاگردی نکرده است.

از روزهای گذشته…

بررسی الگوی عشقی (I)

بررسی الگوی عشقی (I)

یک سازساز برای خلق ساخته خود، پیش از هر چیز و در اولین قدم نیازمند طرحی مناسب است؛ الگویی که اصول طراحی و سازسازی در آن رعایت شده باشد. این اصول به سازند کمک خواهند کرد تا در هنگام اجرا و ساخت ساز با موانع کمتری مواجه شود و در نهایت اثری را خلق کند که علاوه بر ویژگی های هنری، دارای ساختاری علمی نیز باشد تا قدرت ماندگاری بیشتری به ساخته ببخشد.
مصاحبه با کیت جرت (III)

مصاحبه با کیت جرت (III)

به عنوان مثال، کل موسیقی “The Survivor’s Suite” [ضبط شده در لودویگزبرگ آلمان، آوریل ۱۹۷۶ و منتشر شده توسط ای سی ام] مخصوصا برای سالن اوری فیشر در نیویورک نوشته شد چون می دانستم که قرار است آنجا اجرا کنیم (و شاید این موضوع را کمتر کسی بداند). فکر می کنم که این اثر، به عنوان بخشی از جشنواره، دقیقا نقطه مقابل “Monk” بود. تجربه اجراهای زیاد در اوری فیشر هال نشان داده بود صدا بر صحنه این سالن آنقدر واضح نبود که بتوان با تمپوی بالا نواخت – در واقع، صدا مبهم می شد – پس من هم تصمیم گرفتم که برای آن شب موسیقی را بسازم. فکر کردم که آن شب، شب مهمی در موسیقی بود و نخستین اجرای ما از این اثر هم قرار بود در آن سالن صورت بگیرد و در واقع برای اجرا در آن سالن هم نوشته شده بود.
گزارش جلسه ی رونمایی از آلبوم «عشیران» (I)

گزارش جلسه ی رونمایی از آلبوم «عشیران» (I)

جلسه رونمایی از آلبوم «عشیران» به آهنگسازی علی کاظمی و سعید کردمافی و خوانندگی مجتبی عسگری، روز پنجشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۹۷، با سخنرانی دکتر ساسان فاطمی و دکتر بابک خضرائی و با حضور دست اندرکارانِ آلبوم و جمعی از اهالی موسیقی، در فرهنگسرای نیاوران، برگزار شد.
بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (III)

بلا بارتوک و اتنوموزیکولوژی (III)

آثار سالهای ۱۹۳۰ بارتوک بیش از دیگر آثارش به یاد مانده اند که اغلب به سفارش حامیان و طرفداران غیر مجاری او ساخته شده. در سال ۱۹۳۴ پنجمین کوارتت زهی خود را برای الیزابت اسپراگو کولیج آمریکایی (Elisabeth Sprague Coolidge) نوشت. در سال ۱۹۳۶ برای رهبر سوئیسی پائول ساشر (Paul Sacher) موسیقی برای سازهای زهی، کوبه ای و چلستا (Celesta) را ساخت، از جمله سونات برای دو پیانو و ساز کوبه ای در سال ۱۹۳۷ و آثاری متنوع در سال ۱۹۳۹… بنی گودمن (Benny Goodman) نوازنده کلارینت، به او سفارش قطعه ای برای کلارینت، ویولن و پیانو را در سال ۱۹۳۸ داد.
پادکست (I)

پادکست (I)

یک هنرمند در قالب ارائه هنرش شناخته میشود و هرچه ارتباط وی با دنیای روز بیشتر باشد میتواند آثار و ایده های به روزتری را یافته و اثر هنری با ارزشتری را خلق نماید و از طرفی با ارائه هرچه بهتره آن کار، فعالیت خود را بیشتر و بیشتر توسعه بخشد و مانا سازد؛ در حقیقت ارتباطات موضوعی است که ما همه روزه سعی در بالا بردن کیفیت آن داریم و میل داریم آنرا قوی تر، راحتتر، جذاب و در عین حال ارزان تر دریافت کنیم.
نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست فردا ۲۸ خرداد در ساعت ۱۳ در خبرگزاری تسنیم به آدرس پستی: تهران، خیابان جمالزاده شمالی. بالاتر از بلوار کشاورز. کوچه شیرزاد. پلاک ۱۲ برگزار می گردد.*
تقلای یافتن راهی نو (II)

تقلای یافتن راهی نو (II)

“چه”، که متشکل است از یک مصوت کوتاه و یک صامت، برخلاف خوانش درست وزنی شعر (با توجه به اینکه “سخنی نیست” از اشعار موزون شاملوست)، بیش از “بِ” (که مشابه هجای اول است) و “گو” (که کشیده‌تر از دو هجای پیشین است) کشیده می‌شود و عملاً تناسبات وزنی شعر به هم می‌ریزد. به عبارت دیگر، اگر فرض کنیم که این شعر، با نگاه ریتمیک علی قمصری، بدون هر گونه ملودی خوانده شود، شعر از روانی و وزن خود به حالتی معوج تغییر می‌کند. این بی‌دقتی‌ها باز هم به چشم می‌خورند: خواننده (هاله سیفی‌زاده)، بی‌جهت بر روی کلمهٔ “دراند” در مصرع “جز ز موشی که دراند کفنی نیست”، تشدیدی می‌گذارد که وزن شعر را به هم می‌ریزد. در قطعاتی چون “آنکه مست…” نیز این مساله در اجرای مصرعی چون “دل تنگش سر گل چیدن از این باغ نداشت” ا (با کشش غیر عادی “دلِ”) مشاهده می‌شود.
روش سوزوکی (قسمت سیزدهم)

روش سوزوکی (قسمت سیزدهم)

سه سالی که کوجی می بایستی در شرابخانه به عمویش کمک می کرد مسیر تربیتی ای را که در توکیو طی کرده بود، به راه دیگری انداخت. به طور اساسی راه تربیتش را دگرگون شده بود. با تاسف ما متوجه شدیم که رفتارش با اطراف و محیط زیستش ناپسند است، به این دلیل ابتدا شروع کردیم به سرزنش و توبیخ، کار دیگری می توانستیم بکنیم؟ اما توبیخ و سرزنش کار خوبی نیست و باید از این رفتار خودداری می کردیم. یکی از روزها که کوجی در مدرسه بود، همگی ما به یک قول و قراری رسیدیم. در آن سه سال کوجی محیط زیست سخت و آداب و معاشرت ناشایست و بدی را تجربه کرده بود.
لیدی بلانت و مسیح (II)

لیدی بلانت و مسیح (II)

آنچه را که می توان درباره جزئیات قطعات تعویض شده مطرح نمود ابتدا درباره فینگر برد کوتاه و پهن آن است که تماما از چوب افرا ساخته شده و یک روکش نازک از جنس چوب آبنوس بر روی سطح آن قرار داشت و باس بار این ساز که کمی نسبت به نمونه مشابه خود در ویلن مسیح کوتاه تر بوده اما از نظر کیفیت از جنس همان چوب کاج با رگه های پهن ساخته شده است.
ملازم: پیانوهای دیجیتال کمک زیادی به هنرجویان تازه کار کرده است

ملازم: پیانوهای دیجیتال کمک زیادی به هنرجویان تازه کار کرده است

مرداد ماه امسال بزرگترین نمایشگاه پیانو در تهران توسط گالری پیانوی باربد، از ۱۹ تا ۲۷ مردادماه از ساعت ۱۴ تا ۲۳ در مجتمع مگامال شهرک اکباتان برگزار شد. مدیریت این نمایشگاه را محمد ملازم مدیر مجموعه باربد به عهده داشت. امروز گفتگویی با محمد ملازم را می خوانیم.