گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (III)

جالب آنکه در اجرای یکی از قطعات، هنگامی که بخشی از مخاطبان به‌اشتباه میان دو موومان به تشویق پرداختند، بلافاصله اشتباه خویش را دریافتند و گویی با اصول شنیدن آثار کلاسیک نیز آشناتر شدند. نکته‌ی دیگر، مکان اجرای موسیقی بود. این فضا نه آن‌قدر مانند فضای باز و نیمه‌باز پردیس نوفه داشت که تمرکزها را منحرف کند و اختلالی در درست شنیدن اجراها ایجاد کند، نه آن‌قدر جدا از فضاهای عمومی بود که خود را کاملاً از فضای عمومی منفک کند. ورودی کتابخانه‌ی پردیس هنرهای زیبا دقیقاً در این لابی قرار داشت و این باعث شده بود تا بسیاری از مراجعان کتابخانه دست‌کم چند دقیقه‌ای بایستند یا بنشینند تا از نزدیک با اجرای موسیقی کلاسیک غربی مواجه شوند.

جالب آنکه در اجرای یکی از قطعات، هنگامی که بخشی از مخاطبان به‌اشتباه میان دو موومان به تشویق پرداختند، بلافاصله اشتباه خویش را دریافتند و گویی با اصول شنیدن آثار کلاسیک نیز آشناتر شدند. نکته‌ی دیگر، مکان اجرای موسیقی بود. این فضا نه آن‌قدر مانند فضای باز و نیمه‌باز پردیس نوفه داشت که تمرکزها را منحرف کند و اختلالی در درست شنیدن اجراها ایجاد کند، نه آن‌قدر جدا از فضاهای عمومی بود که خود را کاملاً از فضای عمومی منفک کند. ورودی کتابخانه‌ی پردیس هنرهای زیبا دقیقاً در این لابی قرار داشت و این باعث شده بود تا بسیاری از مراجعان کتابخانه دست‌کم چند دقیقه‌ای بایستند یا بنشینند تا از نزدیک با اجرای موسیقی کلاسیک غربی مواجه شوند.

برخلاف اجراهای پایان‌نامه‌ای یا دیگر برنامه‌هایی که گروه موسیقی برگزار می‌کند و شنوندگان آن باید با آشنایی پیشینی و اطلاع از تاریخ و زمان و مکان برنامه به دیدن آن‌ها بروند، این‌یکی اوضاعش متفاوت بود و بسیاری از مخاطبان «گذری» را به خود جلب کرده بود.

جدای از این موارد، نکته‌ی بسیار مهم دیگر زمان طولانی این اجراها بود. این طویل بودن مدت اجرا باعث شده بود تا اوّلاً افراد بسیاری که از صبح تا بعدازظهر به دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی می‌آمدند ناگزیز سروکاری با این اجرا پیدا کنند و ثانیاً اگر شنوندگان خسته می‌شدند یا نیاز داشتند که به بیرون بروند، به‌راحتی از دانشکده خارج شوند و بازگردند و بدانند که همچنان شنونده‌ی اجراهایی دیگر خواهند بود.

تأثیر این اجرا به‌گمان من آنی پس از پایان برنامه قابل مشاهده بود. آنچه که من شاهدش بودم این بود که بعضی از افرادی که اصولاً نه چندان تجربه‌ی شنیدن آثار کلاسیک غربی را داشتند نه حتّی دانش عمومی فنّی موسیقایی، به ابراز نظر، اشتیاق، یا حتّی نقد –به‌معنای نامطلوب شمردن جنبه‌هایی از اجرا- درباره‌ی قطعات مختلف برنامه و نوازندگان پرداختند و به‌گمان من این خجسته‌ترین تأثیر این برنامه بود؛ تأثیری که باعث می‌شد موسیقی کلاسیک و اجرای آن موضوع بحث شود و وارد «حوزه‌ی عمومی» دانشجویانی با گرایش‌ها و رشته‌های مختلف گردد؛ دانشجویانی که نه چندان علاقه و اشتیاقی به شنیدن موسیقی کلاسیک نشان می‌دادند و نه نظری در این حیطه‌ی دور و ناآشنا ابراز می‌کردند.

هیچ اهمیتی ندارد که این دیالوگ‌ها چقدر مبتدیانه بودند؛ بلکه نفس شکل‌گیری این «گفت‌و‌گو» و کشیده شدن آن به مخاطبانی که بدون دلبستگی یا حتّی داشتن اطلاع و خبر دست‌کم چنددقیقه‌ای به‌تماشای این اجراها ایستاده بودند مهم و ارج‌مند است.

کامیار صلواتی

متولد ۱۳۶۹، تویسرکان
پژوهشگر حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی و تاریخ معاصر موسیقی در ایران
کارشناس ارشد مطالعات معماری ایران از دانشگاه تهران

۱ نظر

بیشتر بحث شده است