گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

ایران در کشاکش موسیقی (IV)

موسیقی واپسگرایان دارای یک لحن و یک بیان بوده و در آن تکرار و یکنواختی، آنهم سرا پا ناله، حزن، اندوه و یاس آلودگی و مهمتر از همه بیان تسلیم گرایانه دیده می شود. درست است موسیقی بازتابی از سیر تحولات تاریخی هر ملتی است و کشور ما در طی تاریخ همواره مورد تخت و تاز بیگانگان قرار گرفته اما این امر به تنهایی نمی تواند دلیل یاس آلودگی کل موسیقی ما باشد.

موسیقی واپسگرایان دارای یک لحن و یک بیان بوده و در آن تکرار و یکنواختی، آنهم سرا پا ناله، حزن، اندوه و یاس آلودگی و مهمتر از همه بیان تسلیم گرایانه دیده می شود. درست است موسیقی بازتابی از سیر تحولات تاریخی هر ملتی است و کشور ما در طی تاریخ همواره مورد تخت و تاز بیگانگان قرار گرفته اما این امر به تنهایی نمی تواند دلیل یاس آلودگی کل موسیقی ما باشد.

متاسفانه در فعالیتهای هنری، خود محور بینی جایگزین رسالت والای هنری شده است؛ تکنوازی و بداهه پردازی به علت تقویت انزوا طلبی و روحیه فرد گرایی در طی تاریخ همواره تفرق را در جامعه موسیقی ایران پدید آورده است و خود محور بینی را در شخصیت تکنوازان نمودار کرده است، بطوری که در بسیاری موارد تنگ نظری و حسادت های بی رویه جایگزین رقابتهای سازنده شده است. بروز نفس پرستی، انجماد فکری و خود پسندی که طی تاریخ ضربات مهلکی بر پیکر موسیقی ما وارد ساخته و متاسفانه در برخی موسیقیدانان ما بشدت دیده می‌ شود، بیشتر ناشی‌ از تسلط تکنوازی بر موسیقی است که در تاریخ ما از پیشینه دیرینه ای برخوردار است.

چنانکه ذکر شد مسموم شدن باربد بدست سرکش، موسیقیدانان دوره خسرو پرویز (حتی اگر این روایت افسانه باشد) حاکی از حسادتهای دیرینه ریشه دار این نوع نوازندگی است که به شیوه های گوناگون در تاریخ ما روایت شد.

تکنوازی و بدیهه پردازی در موسیقی ایران مولود خود خوری ها، پریشان حالی ها، انزواطلبی ها و فرار هنرمندان از اجتماع زمان خود بوده است که طی تاریخ همواره در آتش خشک اندیشی محکوم به فنا و نابودی شدند. این شرایط اسفبار ترحم را در هنرمند نسبت به خود پدیدار نموده است. ترحم هنرمند نسبت به خود، خاصیت تکروی، عدم رغبت به کار گروهی، فردگرای، ترجیح منافع فردی به گروهی و…. را در هنرمند تقویت می کند که پیامد بسیار منفی در بر دارد.

اکنون زمانه بکلی دگرگون شده است، در جامعه امروز هنرمند از منزلتی خاص برخوردار است و به او به دیده تحسین و احترام نگریسته می شود نه تحقیر، بنابراین در چنین شرایطی نیازی به انزوا گریزی و گوشه نشینی ندارد و باید از کار انفرادی به کارگروهی روی آورد و از تکنوازی به کار ارکستری بپردازد تا با استفاده از امکانات موسیقایی و اجتماعی ارکستر، بهتر قادر به انجام رسالت هنری خود باشد و آثار غنی تری خلق کند.

با توجه به کلیه عوامل ذکر شده، مهمترین عاملی که هم اکنون سد راه پیشرفت و تحول موسیقی ایرانی شده است، یکی بدیهه نوازی است که توسعه تکنیک نوازندگی را محدود ساخته و دیگری دنباله روی موسیقی از شعر است، مخصوصا در فرم ساز و آواز که موسیقی را در محدوده آواز خوانی به زنجیر کشیده است و چون ساز از صدای خواننده پیروی می کند از نظر موسیقایی فقیر مانده است.

حسین اصلانی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است