مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی برگزار می شود

مسترکلاس و کارگاه آواز پروفسور ماریو برونتی از ایتالیا توسط موسسه فرهنگی- هنری فرزانه برگزار می‌شود. این مستر کلاس به دو صورت گروهی و خصوصی برگزار می شود، کلاسهای خصوصی برای کسانی که با آواز کلاسیک و تکنیک های آن آشنا هستند مفید خواهد بود و در صورت داشتن رپرتوار می‌توانند روی قطعه خود از آموزشهای پروفسور برونتی بهره مند شوند.

این سوال برای برخی پیش خواهد آمد که آیا با توجه به مدت زمان کم این کلاسها، این دوره آموزشی تاثیری خواهد داشت یا خیر، در جواب باید گفت که گاهی به دلیل یک ایراد ساده و بنیادی کیفیت صدای خود را از دست می‌دهیم، در تجربه با اساتید بزرگی مثل پروفسور ماریو برونتی، با توجه به تجربه ایشان و تربیت هنرمندان و خوانندگان مطرح در سطح بین‌المللی، شاید یک تمرین ساده و یک نکته پایه ای بتواند مشکلات صوتی ایجاد شده در نتیجه آن را برطرف کند و در مرحله بعدی با فراگرفتن تکنیک های پیشرفته تر، کیفیت و قدرت صدای خود را ارتقا دهد.

لازم به ذکر است که در صورت ثبت نام در حداقل سه جلسه آموزش خصوصی به هنرجویان گواهی شرکت در این دوره تعلق خواهد گرفت. در صورتیکه به تازگی به خوانندگی علاقمند شده اید و مشتاق هستید در این زمینه و بخصوص در رشته آواز کلاسیک به فعالیت خود ادامه دهید، کلاسهای گروهی با تکیه بر بیان نکات کلیدی و آموزشهای پایه ای تر می‌تواند در انتخاب مسیر و استاد به شما کمک کند و اطلاعات عمومی شما در این رشته را بسیار پربارتر کند. ظرفیت کلاسهای گروهی محدود می‌باشد و فقط در دو روز چهارشنبه هفتم تیرماه و پنجشنبه هشتم تیرماه از ساعت ۳ الی ۶ برگزار خواهد شد.

پروفسور برونتی از اساتید به نام اروپا در آواز کلاسیک است و بسیاری از شاگردان ایشان در صحنه های بزرگ بین‌المللی موفق به کسب افتخارات فراوانی گشته اند و در سالن های بزرگ دنیا به ایفای نقش پرداخته اند. وی در دو رشته آواز و ویولون از کنسرواتوار مونته وردی بولتزانو ایتالیا فارغ‌التحصیل شده است و با اساتید بزرگی همکار بوده اند که از آنها می توان به دل موناکو اشاره کرد؛ در اواخر سالهای زندگی مایسترو پاواروتی در زمینه تدریس آواز برنامه هایی را طراحی کرده‌اند و با هم همکاری داشته‌اند.

پروفسور ماریو برونتی در سالهای جوانی نیز اپراهای زیادی در سطح دنیا اجرا کرده‌ و با رهبران مطرحی مثل فرانچسکو مولیرانی، ریکاردو موتی و زوبین مهتا به روی صحنه رفته‌ است. ایشان در سالهای اخیر بیشتر به برگزاری مسترکلاس در کشورهای مختلف مشغول بوده و به تازگی هم آخرین مستر کلاس خود را در کشور روسیه برگزار نموده‌ است. وی از اساتید آواز “بل کانتو” است و با توجه به اینکه این سبک در ایتالیا پایه گذاری گردیده و رشد نموده، قطعا برای بسیاری از خوانندگان و برای آشنایی با این سبک گفتنی های بسیاری دارند. دعوت از این هنرمند بین المللی با تلاش و همت حمیدرضا شعبانی صورت گرفته است.

آکادمی موسیقی کوشا همواره در تلاش بوده تا بهترین فرصت‌ها را برای نوازندگان، خوانندگان و هنرمندان فعال در کشور فراهم آورد؛ موج موسیقی دنیا با سرعتی فزاینده رو به پیشرفت است و برای رسیدن به این موج نیازمند تعاملات موسیقایی در سطح گسترده‌ای هستیم، آکادمی کوشا با همکاری با اساتید با تجربه و مطرح در سطح بین‌المللی این امکان را برای هنرجویان فراهم آورده است تا برای دستیابی به استانداردهای جهانی و ارتقای سطح مهارت نوازندگی خود از آموزشهای لازم بهره مند گردند.

در راستای این اهداف برنامه های منسجمی تدارک دیده شده که می‌توان به مستر کلاس ارکستراسیون و آرانژمان شهرداد روحانی، سری کارگاه های نوازندگی پیانو توسط ایشان، کارگاه آواز خسرو علمیه، کارگاه نوازندگی فلوت فیروزه نوایی و سری کارگاه‌های سازهای کوبه‌ای توسط علی رحیمی اشاره کرد؛ کارگاه آشنایی و نوازندگی “هنگ درام” اولین سری کارگاه های کوبه ای می‌باشد و کارگاه های سایر سازهای کوبه‌ای نیز در حال برنامه ریزی است. اطلاعات کلیه مستر کلاس‌ها و کارگاه ها در کانال تلگرام و صفحه اینستاگرام آکادمی کوشا قابل پیگیری است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (II)

اگرچه محمدرضا درویشی کتاب «بیست ترانه‌ی محلی فارس» را در سال ۱۳۶۳ با انتشارات چنگ منتشر کرده بود ولی می‌توان گفت، او فعالیت قلمی و نوشتاری در حیطه‌ی موسیقی را با چاپ نخستین مقاله‌اش با عنوان «موسیقی محلی ایران، سنّت یا نوآوری» در فروردین ماه ۱۳۶۷ در مجله‌ی آدینه (شماره‌ی ۲۱) آغاز کرد.

امیرآهنگ: تقریبا تمام کتاب های آموزشی موسیقی نظری غربی ایران کپی است

با قاطعیت می توان گفت بجز چند مورد بسیار نادر و اِستثنایی، تقریباً تمامِ کتاب ها و مِتُد های آموزشی ای که در خصوص آموزشِ تئوری موسیقی عمومی، سُلفِژ، هارمونی و غیره توسط موسیقی دانان ایرانی نوشته شده و چاپ شده اند، رونویسیِ دوباره و کپی برابر با اصل بطور عینی از کتاب های تألیفیِ نویسندگان خارجی آن هم اغلب بطور ناقص ارائه شده اند. آن هم بدونِ در نظر گرفتن اینکه آیا اصلا طریقه و شیوه موردِ نظرِ آموزش از نظر طریقه بیان در آن کتابِ مربوطه متناسب با درک و فهم هنرجوی ایرانی می باشد یا نه؟!

از روزهای گذشته…

بیل ایونس از مایلز دیویس می گوید

بیل ایونس از مایلز دیویس می گوید

کمتر از سه دهه پیش، زمانی که مایلز دیویس (Miles Davis) تصمیم گرفت پس از یک وقفه هفت ساله آخرین گروه موسیقی اش را تشکیل دهد، جایگاه (tenor/soprano) را برای بیل ایونس (Bill Evans نوازنده سازهای بادی متولد ۱۹۵۸) ناشناس در نظر گرفت تا نوای ترومپت دیویس را که معمولا حزن انگیز بود، همراهی نماید.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (III)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (III)

معمولا در متن چنین آشناسازی‌هایی یک تعریف اعلام شده یا نشده در نظر گرفته می‌شود و بدون آن که خواننده با مبانی‌اش آشنا شود مرجع شکل دادن به روند شناخت قرار می‌گیرد. در کتاب حاضر تلاش زیادی صورت گرفته تا خواننده دست‌کم بخشی از سربالایی تلاشی را که امروزه برای درک سازماندهی موسیقی دستگاهی صورت می‌گیرد با کمک متن و مولفش بپیماید. اگر جز این باشد به هیچ شکل نمی‌توان وجود آن مقدار توضیحات را درباره‌ی مساله‌ی طبقه‌بندی و دیگر مقولاتی که به نظر نویسنده پایه‌ی شکل‌گیری دستگاه شده‌اند را روا داشت.
پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

بنا بر اطلاعات موجود، نخستین پیانویی که به ایران وارد شد هدیه ای بود از سوی ناپلئون بناپارت به فتحعلی شاه (نگ. خالقی، صص ۸-۱۵۷). بعید به نظر می رسد که این ساز کوچک و پنج اکتاوی که با رسیدن به تهران باید از کوک هم خارج شده باشد هیچگاه مورد استفاده قرار گرفته باشد.در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی، در پی دیدارهای ناصرالدین شاه از اروپا، شمار پیانوهای وارده شده به کشور رو به فزونی نهاد و به مرور در خانه معدودی از درباریان که در اروپا نیز به سر برده بودند جایگاهی برای آن پیدا شد.
نقش گم شده‌ی ویراستار (IV)

نقش گم شده‌ی ویراستار (IV)

نوشتن نام‌ها با الفبای فارسی شاید مغشوش‌ترین قسمت کتاب باشد. در این قسمت نه تنها اثری از نام‌ها به شکلی که خوانندگان فارسی زبان با آن مانوس‌اند، نیست، بلکه در جاهای مختلف هم اسامی یک نفر به شکل‌های مختلفی آمده است. برای مثال: نام آنتون وبرن به غیر از یک یا دواستثنا (ص ۱۸۸) (۸) همه جا به شکل «وبر» (ص ۹۸ و …) نوشته شده و معلوم هم نیست چرا این تغییر صورت گرفته است. همچنین است نام «بولز» (ص ۲۰۰) و تغییر یافته‌اش «بولتز» (ص ۲۰۹). یا نام کتاب پل هیندمیت، «آگاهی برای هارمونی» (ص ۱۴۰) و «اطلاعاتی پیرامون هارمونی» (ص ۱۴۶) ترجمه شده، معلوم نیست چه عاملی باعث می‌شود تا ترجمه‌ی نام یک کتاب در طول ۶ صفحه دستخوش چنین تغییر بزرگی بشود. خواننده‌ای که با آثار و نوشته‌های این آهنگساز آشنا نباشد احتمالا گمراه خواهد شد که آهنگساز دو کتاب به این نام‌ها داشته است.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (V)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (V)

تا حدودی مشاهده می شود که عقیده ی تکامل گرایی در هارمونی و عناصر ساختاری موسیقی، در اندیشه ی تکامل گرایی قومی ـ فرهنگیِ آدرنو هم رسوخ کرده است هر چند که رابرت ویتکین نسبت دادنِ اینگونه نقد های نژادپرستی و اروپا محوری را به آدرنو، برچسب زنی می داند و معتقد است که آدرنو در نقد پیرو فلسفه است و کاملا از نژاد پرستی به دور است (ویتیکن۵۳:۱۳۸۲ ).
با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

وقتی از گورستان ظهیرالدوله بیرون می‌آمدیم، ساعت نزدیک به دو ساعت از ظهر گذشته بود. بازگشت ما دو تفاوت عمده با رهسپاری‌مان به‌سوی گورستان داشت. اول اینکه، بازگشت‌مان برخلاف رفتن که جماعت در جمع بودند، بسیار پراکنده بود. دوم اینکه، در رهسپاری‌مان از خانه‌اش با او بودیم و اینک در بازگشت، بدون او. همه‌ی ما به او فکر می‌کردیم و به هنر و دانشش که در لابلای خاک، پیچیده ماند.
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (II)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (II)

حجاز آواز حزین و بزمی بود که آن را نصب العرب می‌نامیدند و موسیقی‌دانان حیره شیوه‌های {اجرایی} هنرمندانه‌تر این آواز را می‌دانستند و عود کاسه چوبی را نیز عربها از مردم حیره اقتباس کردند و به جای عود با کاسه پوست دار {که} مزمر نامیده می‌شد و در حجاز معمول بوده بکار می‌بردند و همچنین در حیره چنگ و تنبور رواج داشت.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (IX)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (IX)

ساختمان این ساز که همانند تار است، یک پارچه از چوب است، دارای چهار رشته سیم از جنس «زه» و دو رشته سیم از جنس مس زرد است که این دو رشته اخیر به یکی از دو سوی دسته ساز نصب شده است؛ این ساز را با یک قطعه مس کوچک که به آن «مضراب» می گویند، می نوازند؛ در ایران دیگر متداول نیست، ولی در سمرقند و بخارا نواختن آن معمول است.
رنگین چون هزار دستان (III)

رنگین چون هزار دستان (III)

بر حسب پاره‌ای شرایط موسیقایی و غیر موسیقایی یکی از این قطعات که بر تیتراژ این سریال پخش می‌شد در خاطر شنونده‌ی ایرانی مانده است. پرسش این است؛ آیا موسیقی هزاردستان نسبت به دیگر آثار حنانه ویژگی خاصی داشت؟ نسبت به دیگر آثار هم‌دوره‌اش چطور؟ خود قطعه‌ی همراه تیتراژ از یک دیدگاه مهم با آثار موسیقایی و سینمایی او متفاوت بود؛ یک ملودی کاملا شناخته شده داشت که البته از ملودی‌های موسیقی محلی نبود.
سیداصفهانی: مگر هنر گناه است؟

سیداصفهانی: مگر هنر گناه است؟

بله، سوال شما سوال مهمی است و اینکه چرا “نامبرده، حسین سرشار”؟ من زمانیکه میخواستم این کتاب را جمع آوری بکنم، این اطلاعات را در واقع، از آقای فرید مصطفوی که یکی از دوستان خوب من در زمینه کار سینما هستند خواستم که اگر چیزی در رابطه با حسین سرشار میدانند در اختیارم بگذارند. لطف کردند و صفحاتی از ماهنامه سینمایی “فیلم” را که آقای گلمکانی -همانطور که الان در ماهنامه سینمایی فیلم کار می کنند آن موقع هم کار میکردند- صفحاتی در اختیار من گذاشتند.