متبسم:هنر باید در لحظه تاثیرگذار باشد

حمید متبسم و سالار عقیلی
حمید متبسم و سالار عقیلی
استفاده از ساز سیتار در این مجموعه به چه منظور بود؟ آیا با افزوده شدن یک ساز غیر ایرانی در ساز بندی، این اثر جزو آثار تلفیقی ایرانی-هندی به شمار می‌آید؟ آیا فکر نمی‌کنید ورود ناگهانی این ساز، به حال و هوای ایرانی این اثر و همچنین چهارچوب موسیقی ایرانی لطمه وارد می‌کند؟ چرا که مجموعه‌ی “به نام گل سرخ” در غالب موسیقی دستگاهی ایران عرضه شده و ساز سیتار جزو ساز‌های اصیل هندوستان به شمار می‌رود. همچنین لطفا بفرمایید ساز سیتار در چه گوشه‌ای نواخته و آیا برای این ساز هم نت نوشته‌شده بود یا نوازنده به صورت آزاد بر اساس حس و حال خود نواخته است؟
حال و فضای تکنوازی سیتار در این مجموعه به نوازنده توضیح داده شده و خطوط در همنوازی ها همگی نوشته شده و از قبل ساخته شده است، از آنجا که سیتار موسیقی هندی خالص اجرا نمی کند و تحت تاثیر نظر نگارنده است، عنوان تلفیقی برای این تقابل مناسب نیست.

اصولا در کار هنر جستجوی منظور و هدف و ضرورت به جائی نمی رسد، نظم هنر با نظم پدیده های دیگر متفاوت است و در ذات هنر “بهم ریختن و در بی نظمی نظم جدیدی پدید آوردن” نهفته است.

انتظار نوپردازی در هنر موسیقی ایران با نگرانی صدمه خوردن به چهارچوب آن سازگار نیست، آنچه متحول می شود تغییر می کند و حتما به چهار چوب گذشته اش صدمه می خورد، البته فقط در آن اثر! در کنار کوچکی همچو من، هستند بسیاری از بزرگان که حافظ چهار چوب قدیمی این هنر اند؛ پس جای هیچ نگرانی نیست.

استعاره و فانتزی در کلام “به نام گل سرخ” مرا به آنجا می برد که بی پروا باشم. به این فراز شعر توجه کنید:
زین بر نسیم بگذار
تا بگذری از این بحر؛
وز آن دو روزن صبح
در کوچه باغ مستی
باران صبحدم را
بر شاخه اقاقی
آئینه خدا کن.

هنگامی که می توان اینگونه در شعر بی پروا بود چرا در موسیقی نباشیم؟

ساز سیتار در هلند ضبط شده و یا به خاطر ضبط این ساز به کشور دیگری سفر کردید؟
این نوازنده جوان در هلند زندگی می کند و من این بخش کار را در استودیوئی در آلمان ضبط کردم.

آقای سیدهارت کیشنا با موسیقی ایران و کارهای دستان آشنایی داشتند یا خیر؟
تازه آشنائی پیدا کرده اند.

آیا اجباری در کار بود که این اثر فقط با گروه دستان اجرا شود؟ شما در این سی دی از ۳ نوازنده‌ی میهمان دعوت به همکاری کردید، آقای سید هارت کیشنا برای نواختن سیتار – آقای پویا سرائی نوازنده‌ی سنتور و آقای رضا آبائی نوازنده‌ی قیژک. اگر بخواهیم وجه تشابهی در ساز بندی این مجموعه و سازهای غربی پیدا کنیم به نظر می‌رسد شما از قیژک به عنوان ویولن آلتو استفاده کرده‌اید و از سنتور برای رنگ بندی کار به عنوان پیانو. سیتار هم که در واقع سولیست محسوب می‌شود. پس بهتر نبود این کار برای یک ارکستر غربی تنظیم و نواخته می‌شد؟ با ورود سیتار این قاعده که حتما باید از ساز ایرانی استفاده شود شکسته شده بود، چرا این کار انجام نشد تا کار کمی روان تر به گوش شنونده برسد و از این سنگینی یا به قولی فلسفی بودن رهایی یابد؟
منظورتان این است که اگر اینگونه می شد دیگر سنگین و فلسفی نبود!؟

یا منظورتان این است که فلسفی و سنگین بودن خوب نیست!؟

یا شاید می خواهید بگوئید که ویلن آلتو و پیانو در ایجاد چنین فضائی مجازند و سنتور و غیژک خیر!؟

منظور از “روان بگوش رسیدن” اگر راحت درک شدن است و اگراشاره ای است به پیچیدگی این اثر، تائیدی است بر “به نام گل سرخ” و تشویقی برای من. چرا که هر آن موسیقی که تازه است، گوش تازه می خواهد و با باورهای مطلق و تنگ نظری هماهنگی ندارد.

در ارتباط با تنظیم این اثر برای ساز های غربی:
تمام این کار هائی که شما می گوئید می توانست انجام بشود، ولی این فقط به صاحب اثر برمی گردد اینکه چگونه کارش را ارائه کند. گروه دستان یکی از بهترین های همنوازی در ایران است و برای من افتخاری است که دستان این اثر را اجرا کرده است و در این ارتباط اجبار کلمه ای است نامناسب. استفاده کردن از سازهای دیگر نیز در برنامه کاری گروه دستان و بر اساس ضرورت همیشه ممکن است.

منظور من این نبود که اگر از ارکستر سنفونیک استفاده می‌کردید دیگر کار سنگین و فلسفی نبود یا این که سنگین و فلسفی بودن خوب نیست. منظور من ارتباط برقرار کردن سریع مخاطب با اثر است. ببینید گوش مردم ایران سال‌ها است که با ارکستر های بزرگ آشنا شده ارکستر‌هایی چون گلها – رادیو و… گرچه از دهه‌ی ۵۰ به بعد آنسامبل‌های سازهای ایرانی بسیاری تشکیل شد و خوش درخشیدند اما هنوز مردم با ارکستر بزرگ راحت تر ارتباط می‌گیرند و جالب است بدانید که به تازگی در ایران هر آنسامبل جدیدی که تشکیل می‌شود اکثرا ارکستر بزرگ هستند و سبک و شیوه‌ی ارکستر گلها – ارکستر ملی و … را دنبال می‌کنند و تنها ارکستر بزرگی که تشکیل شده و راه جدیدی را پیش گرفت ارکستر ملل بوده با این که هزینه کار ارکستر بزرگ بیشتر از یک ارکستر ۸ نفره است و عملا کار با ارکستر بزرگ کاری است دشوار چون المان‌هایی را می‌طلبد که در ایران زیاد در دسترس نیست از جمله مکان تمرین خوب، رهبر ارکستر خوب و… شخصا معتقد هستم که ادای مطلب با یک ارکستر ۸-۹ نفره بسیار سخت‌تر از یک ارکستر مثلا ۵۰ نفره است اما در بین مخاطبین چنین برداشتی وجود ندارد. اگر در این باره توضیحی دارید بفرمایید؟
من به این اعتقاد دارم که هنر باید در لحظه تاثیرگذار باشد، لیکن هنرمند نباید کیفیت های کار خودش را تحت تاثیر این نظریه قرار بدهد. حجم ارکستر نشان کیفیت کار نیست و هر اثر موسیقائی فرم و سازبندی خود را می طلبد و هم از این روست که پدیده های تکنوازی، دو نوازی، تریو تا ارکسترهای مجلسی و سمفونیک و غیره به وجود آمده است.

سنگین و فلسفی اگر عناوین درستی برای “به نام گل سرخ” باشد! هدف آهنگساز نبوده، بلکه به ذات کار مربوط است و اجتناب ناپذیر. شاید بهتر است بجا ی سنگین یا فلسفی بگوئیم که این کار متفاوت است.

این درست مانند این است که شما یک غذای سنتی طبخ کنید که تکلیف طعمش برای همه مشخص است و آشپز اگر از دستور مرسوم طبخ آن غذا عدول کند مورد سئوال قرار می گیرد، نه در مورد اصل آن! در این مورد ولی، متریال های شما سنتی است و غذا سنتی نیست و نمی خواهد باشد.

حال باید دید، آنکه این غذای تازه را ارزش گذاری می کند ذائقه ای سلامت دارد؟ یا اساسا برای چشیدن طعم دیگری آماده است؟
در هر حال، من به عنوان پدیدآورنده و مسئول این اثر، به سلیقه مخالف همه آنهائی که با گشاده قلبی و تامل و نه با پیش داروی و معیار های سنتی “به نام گل سرخ” را می سنجند، احترام می گذارم و برای شنیدن سخن شان همه گوشم.

دوست دارم کمی به مسائل فنی کار بپردازم، ضبط آلبوم “به نام گل سرخ” چند ساعت زمان برد؟
درست بخاطر ندارم ولی فکر می کنم مجموعا چهار روز.

آیا ساز‌ها تک تک ضبط گردیده (گروه دستان) یا به صورت گروه نوازی نواخته و ضبط شد؟
ما معمولا سعی بر اجرای گروهی در استودیو داریم و بسیاری از آثار دستان اینگونه ضبط شده اند، در ارتباط با این کار ولی در گروه های مضرابی، کششی و کوبه ای به استودیو رفتیم.

همان طور که می‌دانیم اعضا گروه دستان به جز آقای فرج پوری هیچ یک در ایران ساکن نیستند و شما فقط برای اجرای کنسرت به ایران سفر کردید، با این توصیف، این آلبوم چه موقع ضبط گردید؟
شما می دانید که ما در چند سال اخیر زمان زیادی در ایران بودیم و کنسرت های متعددی دادیم، به علاوه، سفر های مشترک ما به نقاط مختلف جهان به ما این امکان را می دهد که باهم باشیم و به برنامه های آینده مان بپردازیم و تمرین کنیم.

برنامه‌ی آینده شما چه خواهد بود؟
دو کار قدیمی ام “ونوشه” برای سه تار و ارکستر سازهای ملی و “رقص ناز” برای تار و ارکستر سازهای ملی را که قبلا با قلم و دوات نوشته شده بود را در کامپیوتر به نگاری کردم و امیددارم که در پائیز آینده با کمک موسسه “نقطه تعریف” تقدیم علاقمندان کنم.

در حال حاضر با گروه دستان مشغول تدارک کنسرت با همایون شجریان و اجرای دو اثر “خورشید آرزو” و “غژک کولی” در اروپا و آمریکای شمالی هستیم. برای سال ۲۰۱۰ ارائه صحنه ای “به نام گل سرخ” را در نظر داریم و کارمان با همایون شجریان را نیز دنبال خواهیم کرد.

پروژه موسیقی “سیمرغ”- اپرتی برای ارکستر بزرگ ساز های ملی و پنج خواننده- کاری که از سال ۱۳۷۵ روی داستان زال از شاهنامه فردوسی در دست دارم، بزودی به پایان خواهد رسید و بطور رسمی فعالیت و تمرین هایش را آغاز خواهیم کرد.

2 دیدگاه

  • ارسال شده در فروردین ۲۶, ۱۳۸۸ در ۸:۲۳ ق.ظ

    به طور قطع میتوان حمید متبسم را یکی از بزرگترین آهنگسازان عرصه موسیقی ایرانی دانست .

  • مانی موسوی
    ارسال شده در اردیبهشت ۸, ۱۳۸۸ در ۶:۳۸ ق.ظ

    بنام حمید متبسم با گل سرخ
    آثار این هنرمتد توانا را بایدشنید.او نه تنها موسیقی را به زیبایی برای هوش و گوش شنونده هایش میسازد بلکه با درکی عمیق ازشعردر گفته هایش مفاهیم ونکته های نهفته در شعر و موسیقی را بازگو میکند.آثارو
    نظرات اورا در مورد هنرش همچون گنجینه یی باید ضبط و ثبت کرد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

از روزهای گذشته…

تنش و آرامش در موسیقی

تنش و آرامش در موسیقی

هنگام بررسی موسیقی Jazz، روشهای بداهه نوازی یا آهنگسازی با اصطلاح Tension & Release بسیار برخورد می کنیم. سعی داریم در این نوشته بصورت خلاصه به آن بپردازیم.
علی رهبری و موسیقی صلح

علی رهبری و موسیقی صلح

علی رهبری امروزه یکی از مشهورترین موسیقیدانان ایران در سطح جهان است. سابقه رهبری بیشتر از ۱۲۰ ارکستر در کشورهای مختلف و مخصوصا” انتشار ۱۵۰ CD که بیش از ۳۵ CD و DVD آن توسط انتشارات Naxos به انتشار رسیده، جایگاه والایی را برای او فراهم کرده است(به غیر از علی رهبری و خواهرانش، رضا والی هم به تازگی اثری را با این انتشارات به بازار عرضه کرده است)
لیپت: تجربه خوانندگی در کر مفید است

لیپت: تجربه خوانندگی در کر مفید است

یک مس موزار و اپرای موزار تفاوتشان از دید غیر موسیقایی تنها در مذهبی بودن و نبودنشان است و از نظر تاریخی هر دو اثر مربوط به یکدوره هستند و آهنگسازشان هم یکی است ولی از نظر موسیقایی تفاوت این دو استیل را باید در نوع رنگ آمیزی، خوانش و … نشان دهیم؛ پس حتی دو اثر مربوط به یک آهنگساز هم باید با مختصات مشخص شده برای آن اثر خاص اجرا شود.
گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (I)

گفتگو با پندرسکی در مورد موسیقی آوانگارد (I)

یکی از مهمترین موسیقیدانان قرن بیستم که صاحب مکتبی در آهنگسازی به شمار می رود، پندرسکی است. او یکی از شاخصترین آهنگسازان آوانگارد جهان و یکی از مهمترین نمایندگان این تفکر در قرن بیستم بود. پندرسکی در سالهای گذشته تا حد زیادی سبک آهنگسازی خود را تغییر داده و به گفته خودش این تغییر سبک از تغییر نگاه او به موسیقی می آید. برای هواداران موسیقی آوانگارد، این تغییر مسیر او بسیار سئوال برانگیز بوده است.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IX)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (IX)

با وجودی که هر سه از انواع مختلف دراب به عنوان تزیین استفاده کرده‌اند صداهای تشکیل دهنده یکسان نیست (نمونه‌ی ۱۸). در این مورد خاص به نظر می‌رسد که تفاوتی که در نوشته‌ی بهجت با دو نوشته‌ی دیگر موجود است حاصل سلیقه‌ی او در تنظیم برای سنتور بوده باشد، چرا که اجرای این نوع از دراب با تار چندان مرسوم نیست و با توجه به این‌که منبع اصلی وی به گفته‌ی خودش نواخته‌های برومند بوده، محتمل‌ترین حالت این است که دخالت سلیقه‌ی او را بپذیریم.
لورنس هموند : اختراع کافی نیست

لورنس هموند : اختراع کافی نیست

داستان ارگ های Hammond به اطاق زیر شیروانی یک خواربار فروشی کوچک بر می گردد، به آن موقعی که حتی ایده داشتن ارگ الکترونیکی هنوز یک رویا بود.
کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (I)

کشته از بس که فزون است کفن نتوان کرد (I)

نشر «دنیای نو» که تا کنون در حوزه‌ی موسیقی نیز کتاب‌هایی را منتشر کرده است، دی‌ماه امسال کتاب دیگری راروانه‌ی بازار کرد. کتابی که می‌توان آن را مهمترین کتاب دربارۀ موسیقی‌دانان آذربایجان دانست. کتابی با عنوان اصلی «آذربایجان خالق موسیقی‌چی‌لری» (موسیقی‌دانان خلق آذربایجان) کهچند بار به زبان ترکی و خط کریلمنتشر شده و بنا به تصمیم ناشر یا مترجم، عنوان آن تغییر یافته و با نام «تاریخ موسیقی آذربایجان»! چاپ شده‌است.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (IV)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (IV)

سر جوزف بیچام تحت تأثیر یک سرمایه دار به نام جیمز وات با خرید کاونت گاردن از دوک بدفورد و تأسیس یه شرکت محدود برای اداره ملک به صورت تجاری موافقت کرد. بر اساس قرارداد ۶ جولای ۱۹۱۴، سر جوزف متعهد به پرداخت دو میلیون پوند به ازای مالکیت کاونت گاردن شد. او مبلغ اولیه دویست هزار پوند را پرداخت و متعهد شد که باقیمانده را روز یازدهم نوامبر پرداخت کند. اما یک ماه بعد جنگ جهانی اول آغاز شد و محدودیت های رسمی جدیدی برای معامله نقدی مانع تکمیل قرارداد شد. در نتیجه اداره ملک و بازار در عهده کارمندان دوک باقیماند، اما در اکتبر ۱۹۱۶ با مرگ جوزف بیچام شرایط پیچیده تر نیز شد.
گئورگی سندلر لیگتی (II)

گئورگی سندلر لیگتی (II)

لیگتی خواهر زاده بزرگ ویولنیست نامدار لئوپولد ائور (Leopold Auer) بوده و فرزندش لوکاس نیز آهنگساز و پرکاشنیست مقیم نیویورک می باشد. نخستین کارهای لیگتی به گونه ای تعمیم زبان موسیقایی هم وطنش بلا بارتوک (Béla Bartók) است. به عنوان مثال قطعات پیانو او با عنوان Musica Ricercata 1951-53 اغلب با Mikrokosmos٬ مجموعه آثار پیانو بارتوک مقایسه می شوند.
کتابی در اقتصاد موسیقی (III)

کتابی در اقتصاد موسیقی (III)

ادبیات اقتصادی کتاب پیروِ هدف‌گذاری آن، با زبانی ساده، جنبه‌های اقتصادی تولید و عرضه‌ی موسیقی را بیان می‌کند. برای نمونه در پس جمله‌ای از کتاب، که پیش‌تر نقل شد، این پیش‌فرضِ نانوشته است که هدفْ کسب سود اقتصادی از فعالیت موسیقی است و نه درآمد. در حقیقت، در جملاتی همچون جمله مذکور منظور از درآمد همان سود اقتصادی است؛ زیرا می‌دانیم اگر برای مثال ۱۰۰ ریال هزینه‌ی کل تولید یک اثر موسیقی باشد، صاحب اثر با کسب ۹۰ ریال درآمد هنوز متضرر است و محصول تولیدی با شکست مواجه است. بنابراین موفقیت نهایی زمانی خواهد بود که درآمد کسب‌شده از فروشِ اثر موسیقی، افزون بر اینکه کل هزینه‌های آشکار و پنهان تولید اثر را پوشش می دهد، از آن نیز فراتر رود و سود مدنظر را محقق کند. این نوع ساده‌گویی‌های زبانی و اجتناب از تخصصی‌ترشدن مباحث اقتصادی در دیگر بخش‌های کتاب نیز مشهود است.