سخنرانی روح الله خالقی درباره وضعیت رادیو تهران (I)

در سال ۱۳۳۳، شورایی از موسیقیدانان مشهور آن زمان از جمله: ابوالحسن صبا، موسی معروفی، سید حسین‌ طـاهرزاده‌، روح اللّه خالقی، جواد معروفی، مشیر‌همایون‌ شهردار‌ و… تشکیل شد تا با نظارت مسئولین ذی‌ربط، تغییراتی کیفی در موسیقی رادیو ایجاد کنند، هرچند حیات این شورا‌ بسیار کوتاه مدت بود. اسـناد و مدارک این‌ شورای‌ مهم در مـجله گـنجینه اسـناد، سال اول، شماره اول (پاییز ۱۳۷۰) به قلم سید علیرضا میر علی نقی‌ به همراه‌ چند‌ شرح و تحلیل، منتشر شده است و نوشته ای که پیش رو دارید نیز بخشی از این اسناد می باشد که از روی سخنرانی روح الله خالقی (بـه نمایندگی از طرف آن‌ شورا‌) در ۹ صبح جمعه ۲۵ فـروردین ۱۳۳۴، در‌ رادیو تهران پیدا سازی شده است:

سالها بود که علاقه‌مندان هنرهای ملی انتظار داشتند کار موسیقی رادیو بـه دسـت‌ کـسانی‌ سپرده شود که به رموز فن آشنا باشند و بتوانند موسیقی رادیو را به‌ طرز‌ شـایسته‌ای‌ اداره نـمایند. خـوشبختانه این موضوع از چندی قبل مورد توجه قرار گرفت و اداره کل انتشارات‌ از‌ چند تن استادان مـوسیقی دعـوت کرد که نظر خود را ابراز دارند‌. اولین‌ مطلبی‌ که به نظر می‌رسید ایـن بـود کـه شخاصی که مأمور این کار می‌شوند ثابت باشند‌ و مدتی‌ نسبتا‌ طولانی سرپرستی این کـار را بـه عهده آنها گذارده شود تا بتوانند‌ اقدامات‌ اساسی به عمل آورند. به هـمین مـنظور طـرح تصویب نامه‌ای را پیشنهاد کردند که پس از‌ چند‌ جلسه تبادل‌نظر در تاریخ ۲۸ اسفندماه از تصویب نهائی هیئت وزیران گـذشت‌.

بـه‌ موجب این تصویب‌نامه کمیسیونی به نام شورای‌ عالی‌ موسیقی‌ تشکیل شده اسـت کـه در قـسمت موسیقی‌ رادیو‌ با اختیار تام و مستقلا انجام وظیفه خواهد کرد و هفت تن از کسانی که‌ در‌ ایـن هـنر سـوابق طولانی دارند به‌ عضویت شورا‌ انتخاب‌ شده‌ و با ابلاغ مقام نخست وزیـری از‌ ۱۵‌ فـروردین در اداره کل انتشارات شروع به کار کرده‌اند.

شک نیست که‌ چون‌ گذشته چنین تشکیلاتی وجود نداشت، وضـع‌ مـوسیقی آشفته شده بود‌ و اصلاح‌ اساسی انحرافات گذشته، فرصت و مطالعه‌ و بودجه‌ و اعتبار کـافی مـی‌خواهد و نباید شنوندگان محترم انتظار داشته باشند کـه یـک مـرتبه وضع‌ دگرگون‌ گردد و کاملا اصلاح شود، ولی طـبیعی‌ است‌ اعضای شورای که‌ اکنون‌ چنین مأموریتی یافته‌اند، تمام‌ کوشش‌ خود را به کـار خـواهند برد که وضع مطلوب‌تری دیـد آیـد و به تـدریج کـه‌ مـوجبات‌ فراهم گردد شالوده محکمی پی‌ریزی شـود‌.

بـه‌ همین مناسبت‌ در‌ این‌ چند روزه شروع به‌ اقداماتی مقدماتی هم نموده‌اند که شـاید تـا اندازه‌ای آثار آن مشهود شده باشد.

نـظر اساسی‌ شورا‌ این اسـت کـه از این پس‌ موسیقی‌ اصیل‌ و کـلاسیک‌ ایـرانی‌ از رادیو تهران‌ پخش‌ شود و کسانی که منحرف شده‌اند، راهنمایی گردند که دوباره راهـی صـحیح در پیش گیرند. مورخین، موسیقی‌ ایـران‌ را‌ سـرچشمه مـوسیقی ملل مشرق مـی‌دانند.

جـای بسی‌ تأسف‌ است‌ کـه‌ مـا‌ هنر‌ خود را رها کنیم و از آهنگهای دیگران تقلید نماییم. آن هم چه تقلیدهای ناروایی از موسیقی خـارجی! ایـران سرزمین ادب و شعر است. باز هم زهـی تـأسف که خـوانندگان‌ مـا اشـعاری را بخوانند که روح سعدی و حـافظ از آن بیزار است!

آیا بهتر نیست که آهنگسازان جوان ساخته‌های قدما را مطالعه نمایند و از آنها در برنامه‌های رادیـو اسـتفاده کنند‌ و ضمنا‌ آهنگهای خود را هم بـنوازند و مـقایسه آن را بـه ذوق سـلیم اهـل هنر واگذارند؟

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر موسیقیِ متنِ فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

جدیتِ آغاز فیلم از جایی که گوینده‌ی شبکه‌ی ماهواره‌ای، خبری درباره‌ی «منیرخانوم» می‌گوید به یکباره رنگ عوض می‌کند و بیننده وارد خیالات او می‌شود. این اولین نمود موسیقی در فیلم است: یک هفت‌ضربیِ سرخوشانه‌، با پایه‌ای روی سه‌تار به‌صورتِ خفه (Mute) که به یاریِ تغییر فضایِ فیلم می‌آید. روی همین ملودی، طنز فیلم پررنگ‌تر می‌شود. منیر چندین بار با تغییر کانال‌های ماهواره، گیتارنوازی را می‌بیند که ترانه‌ای با کلیدواژه‌ی نام او می‌خواند. این ملودی چند بار دیگر در لحظاتی که بار کمدی فیلم بیشتر است حضور می‌یابد: صحنه‌ای که منیر دنبال بغلیِ شوهر می‌گردد یا آنجا که همه به توصیه‌ی شوهر، ظاهرِ خود را درست می‌کنند تا برای ورود مأمورین آماده باشند.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

از روزهای گذشته…

مستر کلاس گیتار مهرداد پاکباز

مستر کلاس گیتار مهرداد پاکباز

مستر کلاس گیتار دکتر مهرداد پاکباز در روز های ۷ و ۸ مرداد ۱۳۸۹ در آموزشگاه موسیقی پارت برگزار می شود. شرکت کنندگان در دو گروه فعال (نوازندگانی که قطعه اجرا می کنند) و غیر فعال (علاقمندانی که در کلاس حضور دارند و بیننده هستند) می توانند حضور یابند. نوازندگان گروه فعال، می باید یک قطعه از دوره کلاسیک – رمانتیک مانند سونات، اتود و … منتخب از میان آثار کارولی، جولیانی، سرُ، آگوادو و … را برای اجرا آماده داشته باشند. جهت اطلاعات بیشتر حداکثر تا تاریخ ۵ مرداد ۱۳۸۹ به آموزشگاه موسیقی پارت واقع در تهران، خیابان ستارخان، ابتدای خیابان پاتریس لومومبا، خیابان ترکزاده مراجعه و یا با تلفن ۶۶۹۰۵۰۷۷ تماس حاصل نمایید.
مروری بر آلبوم «پارتیتاها برای ویلن سولو یوهان سباستین باخ»

مروری بر آلبوم «پارتیتاها برای ویلن سولو یوهان سباستین باخ»

افشین ذاکر، ویلن‌نواز ایرانی، سه پارتیتای یوهان سباستین باخ، این به قول ژرژ اِنِسکو «هیمالیای ویلن‌نوازها» (۱) را نواخته و ضبط کرده است. برای هر نوازنده‌ای اجرای قطعاتی از مجموعه‌ی سونات‌ها و پارتیتاهای باخ برای ویلن کاری متهورانه است، نه به دلیل دشواری فنی صرف این قطعات (که می‌دانیم سخت‌ترین نیستند و نمونه‌های سخت‌تری هم در رپرتوار امروزی ویلن‌نوازها هست)، بلکه علاوه بر آن، به دلیل درک موسیقایی گسترده‌ای که برای دریافت ژرفای زیباشناختی‌شان و به ظهور رساندن آن در یک اجرا لازم است.
از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (III)

از سمفونی ۹ بتهوون تا قدرت فاشیسمی آدلف هیتلر (III)

در ساعت ۱٨:۳۰ تاریخ ۲۰ آوریل ۱٨٨۹ میلادی در مسافرخانه ای در شهر مرزی براونا آئو اماین اتریش که در مرز بین اتریش و امپراتوری آلمان بود، پسری چشم به جهان گشود. پسری که تا کنون در دنیا همسانی نداشته است. پسری که پدرش آلویس و مادرش کلارا بود، پدرش که کارمند گمرک بود و بسیار به اصول زندگی معتقد بود به افتخار زنده مانده آدولف دستور داد تا برای درک شکوه و عظمت جهان هستی برای او سمفونی را در ر مینور اپوس ۱۲۵ از بتهوون اجرا کنند. آری او آدولف هیتلر بود و صدای سمفونی نهم در زمان تولدش اولین صدایی بود که او را در این دنیا همراهی می کرد.
گاه و بیگاه

گاه و بیگاه

۱- (روی اول) دونوازی سنتورو تنبک – در این قطعه ، ترکیب بندی دو ساز ، بسیار خوب صورت پذیرفته است. همچنین ضربات تنبک ، چیزی بیش از همراهی یک ساز دیگر است و شخصیتی کاملا مستقل دارد.
اپرای ایالتی وین

اپرای ایالتی وین

اپرای ایالتی وین – اشتاتزوپر- واقع در شهر وین اتریش، یکی از مهم ترین اپراهای اروپا و دنیاست و تا سال ۱۹۲۰ کاخ اپرای وین نامیده می شده است. مالر (Gustav Mahler) یکی از برجسته ترین رهبرانی است که دراپرای وین فعالیت کرده است. وی در مدت زمان تصدی مقام رهبری٬ نسل جدیدی از خوانندگان همچون Selma Kurz ,Anna Bahr-Mildenburg و Leo Slezak را تعلیم داده و طراح صحنه جدیدی را استخدام کرد که او صحنه پردازی مدرن مشابه با سبک Jugendstil را جایگزین دکوراسیون قدیمی و پر زرق و برق صحنه نمود.
Radio K.A.O.S – I I

Radio K.A.O.S – I I

شخصیت اصلی این آلبوم، بیلی (Billy) جوانی است که از نقص عضو رنج می برد و در خیالش خود را گیاه می پندارد. تقریبا در شرایطی که هیچ امیدی به بهبودی و پیشرفت او نیست، اما او با پشتکار و اصرار مادرش با استفاده از چوب مخصوص رهبری ارکستر که به پیشانی اش بسته است، قادر به تایپ کردن می گردد و بدین روش اشعار مختلف و متونی که در ذهن دارد را بر روی کاغذ می آورد.
صداسازی در آواز (V)

صداسازی در آواز (V)

سقف دهان در این حالت شیبی برابر با خط فک پایین خواهد داشت. بنابراین هر چقدر فک پایین بازتر شود سقف دهان یا همان نرم کام به موازات و در خلاف جهت آن به سمت بالا خواهد رفت. تاکید می شود این فضا همیشه باید در هنگام تمرین و اجرا حفظ گردد.
گذری بر صفحه گرامافون مرا ببوس (I)

گذری بر صفحه گرامافون مرا ببوس (I)

ترانه مرا ببوس که به دلیل شهرت و استقبال بی نظیر مردم گرفتار افسانه پردازیهای عامیانه و فرصت طلبی کاسب کارانه تا سوء استفاده سیاسی نیز شده است؛ اصل حقیقت ساخت آن در پرده ابهام مانده اما در سالهای اخیر بوسیله برخی نویسندگان مقالاتی به چاپ رسید که تا حد زیادی این پرده ابهام کنار رفت و حقایق روشنتر شد اما تاریخ ضبط صفحات گرامافون بهترین ماخذشناسی تاریخی برای ثبت وقایع موسیقی است.
موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (III)

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (III)

بصورت تقریبی اولین مراسم «گرگیعان» را با تاریخ تولد امام دوم شیعان، امام «حسن مجتبی» (ع) که در ۱۵ رمضان سال سوم پس از هجرت در مدینه توسط کودکان و خبر دادن این تولد به پیامبر (ص) صورت گرفت و چون “گرگیعان» یک مراسم آیینی و همراه با اعتقادات دینی و فرهنگی مردمان بوده است، پس انجام آن را سینه به سینه به فرزادان خود انتقال و آن را با دادن شیرینی و پول تشویق می کردند.
پاسخی بر نظرات مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

پاسخی بر نظرات مقالۀ خواننده و خواننده سالاری

مطلبی که تحت عنوان خواننده سالاری منتشر شد، مقاله ای بود در نکوهش جایگاه کاذب خوانندگان و تلاش آنها برای حفظ این تصورات دروغین در میان مخاطبین و طرفداران خود، نه مقاله ای برای تخریب و نکوهش آقای محمدرضا شجریان. با توجه به تعصبات و نگاه های مقدس مابانۀ برخی علاقمندان هنر موسیقی بالاخص طرفداران آقای شجریان بر آن شدم تا مطالبی را در توضیح برخی نظرات بیان کنم.