سپهری: مدیوم های دیگری هم غیر از شنیدار در موسیقی اهمیت دارد

پورقناد: اگر بخواهیم انواع موسیقی را تقسیم بندی کنیم یکی موسیقی کلاسیک است و یکی موسیقی غیر کلاسیک یا به شاید نیمه کلاسیک، مثل موسیقی فیلم، موسیقی درمانی، موسیقی آئینی و … یا می توان بطور کلی گفت موسیقی محض هنری و موسیقی های کاربردی. در موسیقی کاربردی موسیقی و ابزار های آن در خدمت چیز دیگری مثلا آیین و یا درمان قرار دارد و دیگر موسیقی و سازها و ابزارهای آن تحت الشعاع کاربرد قرار می گیرند ولی در موسیقی کلاسیک و یا محض، ما بخاطر اینکه روی موسیقی صرف بحث می کنیم یک دستگاه مشخص نقد داریم.

یعنی اگر سازی از نظر آکوستیک مشکل دارد و با بررسی های به عمل آمده می توان آن را دستکاری کرد و آن را بهینه ساخت، اینکار را میکنند اما در موسیقی آیینی نمی توان چنین کاری کرد، در ساخت موسیقی هم همینطور… پس تناقض آشکاری بوجود می آید وقتی این دو نگرش در کنار هم قرار میگیرد.

آقای سیروس سپهری، شما سازهای آیینی را از سیستم ارزشی دیگری در کنار سازی مثل تار قرار داده اید، سازهایی که اخیرا تغییرات ساختاری زیادی پیدا کرده اند اما سازهای موسیقی آیینی به لحاظ تقدسی که دارند تغییر پذیر نیستند. کنتراست بزرگی پیش آمده است. یک سیستم عقلایی با یک سیستم احساسی در کنار هم قرار گرفته است.

شما این تناقض را چگونه حل می کنید؟

سپهری: تعبیر من از فضاهایی که شما آن را متناقض می گویید، بیشتر یک “کنتراست شنیداری” است، مثلا در قطعه خراسانی از مجموعه “رنگواره های کهن”، قشمه ای که ناگهان در قطعه وارد می شود؛ یک شکست شنیداری ایجاد می کند که شاید بسیار غیرمنتظره هم باشد، بنابراین ما نمی خواهیم این امتیاز را از دست بدهیم.

از طرفی ما یکسری سنبل و نماد از آن مناطق می گیریم که جنبه های بصری این نماد ها هم ممکن است در کنسرت های مان قابل استفاده باشد. بنابراین قصد ما ساختارزدایی و یا لزوما” تغییر دادن و دفرمه کردن این عناصر نیست؛ مبنای تنظیمات، نوعی زیبایی شناسی است که ما در رستاک به آن رسیده ایم و کنتراست یکی از ابزار مهم رستاک در خلق این آثار است.

پورقناد: بیشتر در مورد شکل گرفتن و تالیف یا تصنیف قطعات رستاک توضیح بدهید.

سپهری: معمولا توسط یکی از اعضا که از همان منطقه می باشد یا در مورد موسیقی آن منطقه تحقیق انجام داده، یک ایده ابتدایی مطرح می شود. این سوژه باید شامل ویژگیهای خاصی باشد که بر مبنای رپرتوار، تعریف می شود. مثلا در مجموعه “رنگواره های کهن” سوژه هایی را انتخاب کردیم که بشود با آنها برخورد اکتیو داشت. یک ویژگی دیگر این سوژه ها، بکر بودن آنها بود؛ به این معنا که به لحاظ آماری کمتر شنیده شده باشند. در ادامه، این سوژه در محیطی کارگاهی پرورده می شود یعنی هر کسی ایده ای می دهد، دیگران، مخاطب یا به نوعی منتقد آن می شوند و این سیر ادامه پیدا می کند.

پورقناد: پس شما دارید از سمت موسیقی کلاسیک وارد حوزه موسیقی آیینی می شوید؟

سپهری: و شاید هم برعکس! از آنجا که موسیقی که در مناطق مختلف وجود دارد الزاما موسیقی محض نیست، طبعا یک تداخل فرهنگی و شنیداری دو سویه ایجاد می شود. البته این تلفیق، مشکلات و تناقضاتی هم به لحاظ تکنیکی و کاربردی در پی دارد که گریز ناپذیر هستند، چون ما عناصر شنیداری وآیینی یک فرهنگ را در جایگاه فرهنگی و یا شنیداری دیگری آداپته می کنیم.

نجفی: به نوعی می شود گفت که در گروه شما موسیقی آیینی یا محلی در مفهوم عامش موسیقی کلاسیک ما را در خدمت خودش گرفته است و موسیقی آیینی یا محلی را به یک روایت دیگری اجرا می کنید.

سپهری: بله، ما از موسیقی محلی یا آیینی به عنوان سوژه هایی استفاده می کنیم که قابلیت ارائه متفاوتی، بر مبنای زیبایی شناسی امروز و یا لااقل مبانی زیبایی شناسی خودمان، داشته باشد.

نجفی: نهایتا جنبه نمادین این موسیقی ها در کارهای شما برجسته تر است از رسالت اصلی که موسیقی دارد، چون رسالت اصلی موسیقی بیشتر همان جنبه شنیداریش است.

سپهری: البته فکر می کنم “شنیدار” وسیله ای است که موسیقی از آن طریق به رسالت خود عمل می کند و احساس می کنم اگر مدیوم های دیگری هم وجود داشته باشد که باعث شود یک موسیقی تاثیر بیشتری بر مخاطب خود بگذارد می توان از آن استفاده کرد. برای ما خیلی جالب بود که در کنسرت ما از فرهیختگان موسیقی تا حتی یک بچه بیش فعال، حضور داشتند و به نظر می رسید، در طول کنسرت هیچگاه تا آن حد در تخیل خودشان فرو نرفته بودند که از ما جدا شوند.

شاید یکی از دلایل، همین لحظه های پرکنتراستی بوده که در موسیقی ما وجود داشت. همیشه آثار هنرمندانی مانند لوک بسون برایم جذاب بوده، فردی که آثارش هم یک منتقد هنری را به چالش می کشد و هم یک مخاطب عام علاقمند به فیلمهای اکشن را جذب می کند. رسیدن به چنین ساختاری بسیار دشوار است وما در رستاک در مقطعی بدنبال تجربه آن بوده ایم.

4 فکر می‌کنند “سپهری: مدیوم های دیگری هم غیر از شنیدار در موسیقی اهمیت دارد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.