گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (I)

هر صدای موسیقی به لحاظ زیر و بمی، رنگ صوتی و شدت و ضعف، دارای شخصیت ممتازی نسبت به سایر نت های یک آهنگ است و در خدمت یک ساختار بزرگتر به نام کل آن آهنگ است.این آهنگ خود در خدمت ساختار بزرگتری به نام آثار آهنگساز است و مجموعه ی آثار آهنگساز در خدمت ساختار بزرگتری به نام ژانر یا سبک موسیقی است.

هر صدای موسیقی به لحاظ زیر و بمی، رنگ صوتی و شدت و ضعف، دارای شخصیت ممتازی نسبت به سایر نت های یک آهنگ است و در خدمت یک ساختار بزرگتر به نام کل آن آهنگ است.این آهنگ خود در خدمت ساختار بزرگتری به نام آثار آهنگساز است و مجموعه ی آثار آهنگساز در خدمت ساختار بزرگتری به نام ژانر یا سبک موسیقی است.

در این میان ما شاهد آثاری در موسیقی هستیم که این آثار، در مقایسه با یکدیگر، اثر یا آثاری شاخص می شوند و از دیگر آثار آن سبک یا ژانر ، متمایز می شوند و آثاری نیز در لابلای این آثار، محو می شوند و فقط در تاریخ شاید نامی از آنها باقی بماند.

اگر آثار به وجود آمده در یک دوره ی زمانی مشخص را ، به آسمان تشبیه کنیم که تشبیه دور از ذهنی هم نیست، آثار موسیقی مانند ستارگان این آسمان هستند. هر کدام درخشش خاص خود را دارند برخی نورانی تر برخی بسیار شاخص و برخی نیز بسیار کم سو. و البته ستارگان دیگری هم هستند که به هیچ وجه با چشم غیر مسلح قابل رؤیت نیستند.

اگر به سراغ آثار شاخص برویم، نخستین مواجهه ی ما با فرم اثر خواهد بود و نخستین تمایز این آثار در فرم به ما خودنمایی خواهند کرد. دیگر آثار که در مرتبه ی بعدی خواهند بود، شاید ساختار تازه ای داشته باشند، اما از فرم تازه ای برخوردار نیستند و این بدان معناست که ساختار های کوچکی در میان اثر موسیقایی وجود دارد که شاید در یک قسمت از قطعه خود نمایی کند، اما ساختار های کوچک نتوانسته اند کثرت پیدا کنند و در کل قطعه وحدت آفرین شوند و بنابراین در ارائه ی فرم موفق نبوده اند.

شاید اگر این مثال را در ادبیات نیز بررسی کنیم مطلب روشن تر شود. ما در ادبیات فارسی با شاعرانی روبرو هستیم که فرم تازه ای را وارد دنیای ادبیات کردند. شاخص بودن این شاعران، صرف نظر از همه ی مسائل تاریخی و اجتماعی روزگار شاعر، که بی تاثیر در به وجود آمدن همان فرم هم نیستند، مدیون همین موضوع فرم تازه است.

در مرحله ی بعد شاعرانی را می بینیم که به اعتبار یک یا چند غزل و قصیده جایگاهی را در ادبیات به خود اختصاص داده اند. در مرتبه ی پایین تر شاعرانی هستند که تنها شاید یک بیت درخشان و یا یک مصرع ناب دارند.

گروه دوم و سوم در این دسته بندی شاعرانی هستند که شاید اگر همان یک غزل و یا قصیده و یا حتی همان یک بیت و یک مصرع را هم نداشتند در میان خیل انبوهی از شاعران عصر خویش، حتی به اندازه ی نامی هم در کتاب های تاریخ ادبیات از آن ها باقی نمی ماند.

مهدی کهیازی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است