مرادی: روی گویش های مناطق مختلف ایران کار میکنم

فرزاد مرادی
فرزاد مرادی
نجفی: اینطور که من برداشت می کنم، شما با آزمون و خطا در مسیر اهدافتان حرکت می کنید، درست است؟
سپهری: بله تا حدی همینطور است، شاید چون این کار تجربه نویی به حساب می آمد و ما نمی توانستیم پیش بینی دقیقی از بازخورد این آثار داشته باشیم. ما با طیف گسترده ای از مخاطبان مواجه بودیم. موسیقیدانهایی مثل آقای دکتر ریاحی؛ آقای دکتر عمران و آقای درویشی به عنوان یک اتنوموزیکولوگ تا افرادی که در آرشیو شنیداری آنها؛ موسیقی محلی جایی نداشت. به همین دلیل چیزی که شما می گویید کاملا درست است.

مرادی: برایمان جالب بود که بعد از اجرای کنسرت رنگواره ها، دکتر عمران در مصاحبه ای با ایلنا گفتند: “کنسرت رستاک به فضای افسرده موسیقی ایران جانی تازه بخشید”. ایشان به لحاظ فنی، توانایی نوازنده ها در اجرای چندین ساز، سازبندی، وحدت حاکم بر کل مجموعه، در عین کنتراستی که بین قطعات وجود داشت را از امتیازات رستاک در این اجرا عنوان کردند.

پورقناد: شما در گروه چه سازهایی می زنید؟
مرادی: ساز اصلی من تنبور است اما در رستاک بر اساس نیاز هر قطعه، دوتار، سه تار، بم تار، دسرکوتن و سازهای افکتیو می نوازم و به شکل تخصصی روی گویشهای محلی و تکنیک های آوازی برخی نواحی ایران کار می کنم.

پورقناد: سازهای گروه چیست؟
سپهری: تار، کمانچه، قانون، عود و نی سازهایی هستند که در اغلب قطعات جزء ثابت آنسامبل می باشند و بر مبنای خصلت و شخصیت موسیقی هر منطقه، بعضی از سازهای همان مناطق به این مجموعه اضافه می شوند.

پورقناد: در اصل کار شما یک تابلو زیبا و تروتمیز از موسیقی محلی است!
سپهری: بله

نجفی: شاید یک اجرای نمادین!
سپهری: بله، البته طراحی بیشتر قطعات رستاک بر مبنای اجرای زنده است. پس بخش بصری این قضیه هم برای ما اهمیت زیادی دارد. در این بخش نشان دادن سازهای مناطق مختلف، المانهای تصویری، طراحی صحنه، لباس و … بر مبنای تشدید چنین مقصودی صورت می گیرد.

نجفی: شما در طول یک کنسرت، قطعات چند منطقه را می نوازید؟
سپهری: ۷ تا ۸ منطقه، البته برای ما بعد از طراحی و تنظیم هر قطعه، یکی از سخت ترین کارها، تطبیق گویش ترانه ها بوده است که آقای مرادی همیشه در این مورد به عنوان تکخوان بیشترین زحمت را متحمل می شود.

نجفی: نوع پوشش و لباس گروه را چگونه طراحی می کنید؟ چون این خود از مهمترین عناصر بصری کار شماست.
سپهری: رستاک به معنای جوانه ای است که از بن درختی کهنسال می روید و اوج می گیرد و پایهء طراحی بصری گروه بر مبنای ذهنیت تصویری ما از این کلمه شکل گرفته است. ما در بحثهایمان با خانم لیلا مرآت مدیر هنری گروه به این نتیجه رسیدیم که برای تبدیل ایده های شنیداری رستاک به ما به ازای بصری آن، لازم است فضایی مدرن و متفاوت از گروههای محلی داشته باشیم. چرا که اتلاق عنوان محلی برای گروهی با چنین خصوصیاتی مناسب نیست. این نگاه در طراحی سایت و لوگوی رستاک هم وجود دارد.

پورقناد: آقای عابدیان ساز تخصصی شما کمانچه است. آیا به کمانچه می توان به عنوان یک ساز بومی نگاه کرد؟
عابدیان: البته در حال حاضر کمانچه از سازهای اصلی موسیقی کلاسیک ایران به شمار می رود اما در برخی از مناطق ایران مثل لرستان، کردستان، ترکمن صحرا و مازندران، این ساز با تفاوتهایی در ساختمان آن- نسبت به کمانچه شهری شده – وجود دارد و جزء سازهای اصلی موسیقی این مناطق محسوب می شود.

3 دیدگاه

  • امیر
    ارسال شده در شهریور ۱۱, ۱۳۸۹ در ۱۲:۳۹ ب.ظ

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی اعضای گروه رستاک.من از اقوام خانم لیلا مرات هستم.می خواستم از آقای عابدی بپرسم مشخصات یک کمانچه خوب چیه؟ و آیا برای کسی که هیچ سر رشته ای از موسیقی نداره شروع کردن با کمانچه مناسب هست یا نه؟
    ممنون از لطف شما

  • ارسال شده در شهریور ۱۳, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۸ ب.ظ

    درود بر شما

    من از شیفتگان گروه خلاق و دوست داشتنی و پرنشاط رستاک و البته آقای فرزاد مرادی هستم..

    امیدوارم شاهد پیشرفتهای روزافزون این عزیزان باشیم….

  • ارسال شده در آبان ۲۵, ۱۳۹۰ در ۹:۲۵ ق.ظ

    با سلام
    چرا گروه رستاک از همه اقوام ایرانی آهنگ ساخته ولی به زبان قوم مستقل لک وجود ندارد
    lakail.persianblog.ir

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

از روزهای گذشته…

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (I)

ایدئولوژی موسیقی پست مدرن و سیاست‌های چپ (I)

آدورنو بعضی از تند و تیزترین اظهار نظرهایش در جامعه شناسی موسیقی را به طبقه “هواداران” معطوف کرد. برای مثال: با وجود اینکه، جاز لحظه تسلیم به یک گزافه‌گویی مقلدانه است، چه چیز بین علاقه‌مندان جاز در همه کشورها مشترک است (؟). در این رابطه نواختنشان، جدیت بی‌رحمانه توده‌های مقلد را درکشورهای توتالیتر به یاد می آورد. تا جاییکه تفاوت میان تفریح و جدیت به اندازه فرق میان مرگ و زندگی می‌شود (…).
پژوهش هایی درباره ی وضعیت بانوان رهبر معاصر (I)

پژوهش هایی درباره ی وضعیت بانوان رهبر معاصر (I)

در ادامه ی مقاله ی وضعیت بانوان رهبر معاصر چاپ شده در شماره ی دی ماه زنان موسیقی، مقاله ی زیر را می خوانیم که گزارشی است از پژوهشی که در حدود یک سال پیش درباره ی واکنش ها به آثار رهبری شده توسط زنان و مردان می پردازد.
دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (III)

دنیای نوازنده و حقیقت درک صدا (III)

دوم، جنبه فیزیکی و جسمی شخص است که طبیعتا به اعضای درگیر با این موضوع منتهی می شود، به طور مشخص عضو تعیین کننده ای که بیشترین حساسیت در مورد آن اعمال می گردد، گوش و سیستم شنوایی است که به عنوان ورودی اطلاعات صوتی، انتقال وتبدیل ایفای نقش می کند و قسمت نهایی، سلسله اعصاب و مغزمی باشد و کیفیت، تحلیل و پاسخ را به عهده دارد.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

در سه نوشتار دیگر هم تلاش نویسندگان برای توصیف فنی قطعه (دو مورد دونوازی تار و یک مورد کوارتت و کلارینت) با این هشدار مدرس مواجه شد که برای مطمئن بودن از نتیجه‌ی چنین توصیف‌هایی بهتر است پارتیتور قطعات مطالعه شود (یا دیکته‌ی بی عیب و نقصی از قطعه فراهم شود). در ضمن منطبق کردن قطعاتی که ادعای بیرون رفتن از دایره‌ی یک زیباشناسی جا افتاده را دارند بر شناخت نظری برآمده از همان زیباشناسی (رخ داده در مورد سوم) اگر غیر ممکن نباشد لااقل دشوار است، پس بهتر است با احتیاط و دقت بیشتری صورت پذیرد.
مایکل برکر، نوازنده برجسته ساکسفون درگذشت

مایکل برکر، نوازنده برجسته ساکسفون درگذشت

مایکل برکر Michael Brecker نوازنده ساکسفون، برنده ۱۱ جایزه Grammy و از بزرگترین نوازندگان جز معاصر، روز ۱۳ ژانویه ۲۰۰۷ در سن ۵۷ سالگی در شهر نیویورک زندگی را بدرود گفت.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VIII)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VIII)

برای جنبش احیای موسیقی سنتی ایران نمی‌توان دقیقا طول عمری مشخص کرد، اما اگر آغاز آنرا در نیمه‌ی دهه‌ی ۱۳۴۰ و همزمان با تاسیس گروه موسیقی دانشگاه تهران بدانیم عمر شاخه‌ی اصلی آنرا باید حدود دو تا سه دهه به حساب آوریم.
موسیقی یا مُسکِن؟! (I)

موسیقی یا مُسکِن؟! (I)

موسیقی بخش مهمی از ناخودآگاه ذهن ماست. برای هر کدام از ما، بارها پیش آمده که بدون آنکه دقت کنیم یا آگاهانه خواسته باشیم به زمزمه ترانه، آواز یا آهنگی که علاقه داریم پرداخته ایم. گاهی از مرور یا زمزمه موسیقی در ذهن مان واکنش های دفاعی در برابر ترس، دلهره، یا دیگر احساسات منفی ساخته ایم و برای پرت کردن حواسمان از رخدادهای نا مطلوب پیرامون خود به موسیقی روی آورده ایم. مطلب زیر ترجمه ای است از مقاله ای که به طور خلاصه به بررسی نتایج پژوهش های مختلفی که در زمینه نقش موسیقی در تسکین درد انجام شده است می پردازد. (محبوبه خلوتی)
تکنیک های نی و محدودیت های آن (II)

تکنیک های نی و محدودیت های آن (II)

در شماره قبل گفتیم که اگر ما پنج سوراخ روی نی را آزاد گذاشته و فقط یک سوراخ پشتی را ببندیم، هر نتی که در این حالت از انگشت گذاری تولید می شود نام آن نت روی نی گذاشته می شود یعنی اگر این نت “فای دیاپازون” بود، این نی را “فا کوک” می نامیم و به همین ترتیب تمامی نی ها به این صورت نامگذاری می شوند. با این حال می بایست پذیرفت که نامگذاری بر اساس این نوع انگشت گذاری هیچگونه مطابقتی با اصول سازشناسی نداشته و اگر قرار است انگشت گذاری ملاک قرارگیرد، بهتر است حالت دست بسته یعنی حالتی که تمام سوراخها را گرفته ایم (طبق نظر دکتر حسین عمومی) مبنای نامگذاری گردد.
صداسازی در آواز (I)

صداسازی در آواز (I)

آواز، دغدغه و علاقه همیشگی من بوده است و بر این اساس به عنوان یک هنرجو در زمینه تکنیکهای صداسازی آواز کلاسیک، مدتی را در این کلاس ها مشغول به کسب مهارت بوده ام. همزمان با آن برای درک و یادگیری بهتر این هنر به منابع دیگری از قبیل ویدئوهای آموزشی، فایلهای صوتی و مطالب نوشتاری از اساتید مطرح در این زمینه نیز رجوع کردم; طبعا نکات زیادی برای یادگیری وجود داشت ولی نکته جالب توجه و در عین حال عجیب این بود که هر کدام از این اساتید از شیوه ای کاملا متفاوت و خاص خود برای آموزش یک موضوع واحد (صداسازی ) بهره می بردند.
تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (I)

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (I)

۳۰ ویولون کرمونایی که در کارگاه های استرادیواری و گوارنری ساخته شده اند، با توجه به طیف های میانگین طولانی مدت مورد مقایسه قرار گرفتند. طیف های ۳/۱ اکتاو نیز از یک برنامه ضبط شده که در آن قطعه های یکسانی در شرایط یکسان با هرکدام از ویولن ها نواخته می شوند گرفته شدند. در حالت کلی طیف ها با یک باند ۱۰ دسی بلی از ۲۵۰ تا ۴۰۰۰ هرتز منطبقند. یک ویولن استرادیواری معمولی در باند های ۲۰۰ و ۲۵۰ و بالاتر از ۶/۱ هرتزی قوی تر است.