عابدیان: در اجرای موسیقی مناطق مختلف ایران از تکنیکهای بومی استفاده میکنم

رضا عابدینیان
رضا عابدینیان
پورقناد: با این تفاوت ساختار و طبعا صوتی کمانچه در مناطق گوناگون، چرا شما همه قطعات را با یک کمانچه نواختید؟
عابدیان: فکر می کنم آنچه برای ما در رستاک در قبال یک چنین مسئله ای اهمیت دارد، بیشتر بیان و جمله بندی ها و اتمسفر موسیقیایی یک منطقه بوده نه صرفا رنگ صدا. از طرف دیگر چون کمانچه از سازهای اصلی آنسامبل رستاک می باشد و در همه قطعات حضور دارد، امکان تعویض مداوم ساز خصوصا در اجرای زنده و کنسرت امکان پذیر نبود با این حال من با تغییراتی در تکنیک نوازندگی سعی در نزدیک شدن به فضای صوتی مورد نظر در هر منطقه را داشته ام.

پورقناد: آقای پور نقی حالا شما در مورد کارتان در رستاک بگویید؟
پورنقی: آشنایی من با آقای سپهری بواسطه موسیقی بود. نگاه ایشان برایم جذابیت داشت؛ چون نگاه جامعی بود و ایشان همین دید را به ادبیات و دیگر هنرها مثل نقاشی، فیلم و سینما تعمیم می داد.

در عین حال احترامی که برای شعور مخاطب قائل می شد برای من خیلی جالب بود. از آنجا که من به تلفیق موسیقی محلی با موسیقی الکترونیک علاقمند بودم با آقای سپهری فکر کردیم شاید بشود این ایده را کاربردی کرد و شروع کردیم به اتود زدن.

در ادامه به این نتیجه رسیدیم که موسیقی الکترونیک نباید بیان ملودیک داشته باشد و تنها باید فضا ایجاد نماید. فضایی که شاید هیچ سازی نمی تواند در دنیا ایجاد کند.

این تجربیات از سال ۷۵ تا ۸۱ ادامه داشت و پس از تغییراتی که در گروه ایجاد شد و با کمرنگ شدن فضای افکتیو الکترونیک و از آنجا که علاقمندیهای من هم به سمت دیگری سوق پیدا کرده بود تصمیم گرفتم به شکل دیگری در کنار گروه باشم.

من مدیریت تیم اجرایی گروه را بر عهده گرفتم که حیطه اش از تدارکات و پشتیبانی کنسرت ها گرفته تا روابط بین الملل وسعت دارد. به این ترتیب موسیقیدانهای گروه، صرفا کار موسیقی انجام می دهند و از حیطه کارهای اجرایی به دور می باشند.

اما چیزی که اهمیت دارد این است که ما با هم در رستاک در طول این سالها زندگی کرده ایم. من، سیامک، فرزاد و رضا. طی این مدت مَنِشی در حوزه های متفاوتی مانند روابط انسانی، روابط کاری و مالی در رستاک شکل گرفته است که خاص این گروه است. خیلی خوشحال می شوم که گاهی می شنوم: “تنظیم رستاکی”! حتی اگر این سبک، خیلی هم خوب نباشد، بیان و استیلی است که متعلق به خود ماست.

پورقناد: تاکنون در چه کشورهایی کنسرت دادید ؟ اکنون چه کارهایی در دست اجرا دارید؟ و برنامه های آینده شما چیست؟
پورنقی: ما تاکنون در کشورهای ژاپن، اسپانیا، هلند، ایتالیا، آلمان و فرانسه اجرا داشته ایم. در حال حاضر مشغول ضبط مجموعه جدیدی هستیم که احتمالا اوایل سال ۸۸ پروسه تولید آن به پایان می رسد.

حضور در چند جشنواره بین المللی موسیقی فلکلور، طراحی و تنظیم قطعاتی از موسیقی محلی برای رستاک و ارکستر سمفونیک، تنظیم رپرتواری جدید جهت کنسرت در ایران و… از برنامه های رستاک در آینده هستند.

یک دیدگاه

  • مسعود عطایی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۵, ۱۳۸۹ در ۶:۳۹ ب.ظ

    باسلام آلی است ولی اگر یکی ازآهنگ های خود را در سایت قرار میدادید بهتر بود.
    شاگرد شما

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «ایوارگاه»

وحید طهرانی آزاد با ایوارگاهش نشان می‌دهد که امروز، برخلاف تصور درونی‌شده‌ی عمومی، می‌توان بدون عملیات محیرالعقول و شعبده ساز درخور زد و گوشی یافت. اگر از چهار دونوازی کوتاه سنتور و ویلن (پرنای ۱ تا ۴)، با همه‌ی کمیابیِ خودِ ترکیب و نگاه متفاوت به سبک و سیاق خط ویلن، موقتا چشم بپوشیم هیچ چیز عجیب و غریبی در ایوارگاه نمی‌یابیم. آنچه در ایوارگاه به گوش می‌رسد غریبه که نه، اما شخصی است.

فرایند خم کردن زه وارها و اتصال آن به ساختمان کلافها در ویولن (I)

محتوای این مقاله بخشی از دروس ارائه شده در شهریورماه ۱۳۹۷ در کارگاه رضا ضیائی (RZW) توسط رضا ضیائی است که فرشاد شالپوش آن را گردآوری و تدوین کرده و امیر خمسه ویراستاری آن را بر عهده گرفته است. متن کامل و دیگر مقالات مرتبط در آرشیو کارگاه موجود است.

از روزهای گذشته…

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (III)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (III)

نکته‌ی کلیدی گفتارهای این متن در یک اشاره‌ی کوتاه در پیش‌گفتار گفتار سوم آمده: «اصل موضوع در این گفتار، اصالت عرفان است.» (ص ۳۷) این مطلب که در اینجا به روشنی بیان شده در قسمت‌های دیگر نیز بدون شرح رعایت شده. اما در این گفته اولین تناقض مهم با ادعای کتاب پیدا می‌شود؛ فرض سخن عرفانی بر خردورزی به مفهوم فلسفی آن نیست بلکه بی‌شمار عارفان به مذمت این‌گونه تفکر پرداخته و در رد آن کوشیده‌اند.
کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (III)

کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (III)

تا کنون ۵ عنوان کتاب کتاب‌شناسی موسیقی به زبان فارسی چاپ شده، که به ترتیب سال انتشار عبارت است از: [۱] «کتاب‌شناسی موسیقی» تالیف ویدا مشایخی ۱۳۵۵ «مرکز اسناد فرهنگی آسیا»، [۲] «کتاب‌شناسی موسیقی» تالیف «محمدحسین درافشان»۱۳۸۲ «مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما»، [۳] «کتاب‌شناسی موسیقی (۱۳۸۱-۱۲۸۱)» تالیف «مهتاب خرمشاهی» ۱۳۸۳ «سرود»، [۴] «کتاب‌شناسی موسیقی در ایران» تالیف «سیمین حلالی» ۱۳۸۴ «ماهور» و [۵] «کتاب‌شناسی و مقاله‌شناسی موسیقی ایران به طریق توصیفی» تالیف «سید علی‌رضا میرعلی‌نقی» ۱۳۸۶ «مرکز موسیقی حوزه هنری» (۷). شاید اولین نکته‌ای که در همان نظر اول توجه را جلب می‌کند فاصله‌ی تقریبا سی ساله میان اولی و بقیه‌ی کتاب‌شناسی‌های موجود است.
ضرابی: آشنایی با قطعات مختلف هنرجو را علاقمند میکند

ضرابی: آشنایی با قطعات مختلف هنرجو را علاقمند میکند

قطعات خالقی هم شسته رفته است منتها برای یک ساز نبوده. ببینید، هنرجویان سنتور که شروع به یادگیری این ساز میکنند حتما که قصد استاد شدن ندارند، ۸۰% هنرجویان وقتی ساز را شروع میکنند، می آیند تا ببینند که اصلا این ساز را دوست دارند، ندارند! کم کم ادامه میدهند و از هر ۲۰ یا ۳۰ هنرجو یکی می مانند، بعد از یک سال ۵۰ درصد و بعد از دو سه سال ۷۰ درصد هنرجویان ساز زدن را رها میکنند؛ بهانه ای که میشود با آن باعث لذت بردنشان از موسیقی شد، بوسیله موسیقی های خوبی است که آنها میشناسند و دوست دارند، کسی که یک سال ساز زده مثلا از آقای بیگجه خانی چند قطعه شنیده؟! یا چقدر لذت میبرد از آن قطعات؟ ولی مثلا تمایلش به “بهار دلنشین” آقای خالقی بسیار بیشتر است و دوست دارد این قطعه را بزند و بگوید این را میتوانم بزنم. حالا اگر پیشرفت کرد آن قطعات را هم میزند…
موسیقی در ایران باستان (II)

موسیقی در ایران باستان (II)

پس از سقوط دولت ماد توسط کورش، سلسله ی هخامنشی تاسیس گردید. دوران هخامنشی را آغاز تاریخ شاهنشاهی ایران می دانند. طبق گفته ی مورخان در دوره ی هخامنشیان موسیقی محترم شمرده می شد و سه غالب موسیقی بزمی یا درباری، موسیقی مذهبی و مردمی، موسیقی رزمی یا نظامی رواج داشت.
جاش گروبن (III)

جاش گروبن (III)

گروبن در ادامه فعالیتهایش به کشورهای فیلیپین و استرالیا به همراه لانی میسلائوچا (Lani Misalucha) در اکتبر ۲۰۰۷ سفر کرد. در همان سال وی دوئتی را به همراه باربارا استریسند (Barbra Streisand) “تمام آنچه را که راجع به عشق می دانم” و دوئتی دیگر را با میرلی ماتیو (Mireille Mathieu) “در امتداد رنگین کمان” اجرا کرد. گروبن علاقه داشت تا یک روز در مرکز تئاتر برودوی نیویورک اجرا کند. آلبوم نوئل که در ۹ اکتبر ۲۰۰۷ عرضه شد موفقیت فراوانی در آمریکا به دست آورد و رکورد فروش بهترین آلبوم سال ۲۰۰۷ را داشت و این در حالی بود که تنها ۱۰ روز پس از عرضه آن می گذشت!
لیپت: برای انتخاب استاد آواز تحقیق زیادی کنید!

لیپت: برای انتخاب استاد آواز تحقیق زیادی کنید!

گفتگویی که پیش رو دارید، آخرین مصاحبه با زنده یاد فلورانس لیپت، استاد آواز کلاسیک است. بخشهایی از این گفتگو به صورت رو در رو ثبت شده است و بخشهایی نیز توسط ایشان مکتوب شده بود که پس از درگذشت این هنرمند با همکاری همسر گرامی ایشان، دکتر محمد سعید شریفیان ترجمه شد. قرار بود این مصاحبه مفصل تر و کاملتر انجام شود ولی روزی که قرار بود با ایشان و همسرشان گفتگو انجام بگیرد، به خاطر کسالتی که داشتند، گفتگو به روزهای بعد موکول شد که متاسفانه با فوت ایشان همراه شد.
فرج نژاد: جشنواره موسیقی فجر به سمت تجاری شدن رفته است

فرج نژاد: جشنواره موسیقی فجر به سمت تجاری شدن رفته است

هر زمان دیگری در طول سال هم شما به در حقیقت سالن‌های کنسرت مراجعه کنید یا سایت‌های فروش بلیط خوب این عزیزان هستند مشکل خاصی نیست یعنی به سمت تجاری شدن پیش رفت و از آن اهداف اولیه‌ی جشنواره فجر خوب خیلی فاصله گرفت و این بی‌تفاوتی مدیران جشنواره ما را ناراحت کرد به موسیقی ایرانی و به انواع مختلف موسیقی که در ایران در حال حاضر فعالیت می‌کنند و جریان‌های هنری هستند و رفتن جشنواره از سمت جریان‌های هنری به سمت جریان‌های تجاری برای مؤلفین و کسانی که به صورت حرفه‌ای کار موسیقی را دنبال می‌کنند خوب دلچسب و دلپسند نبود این را هم اضافه بکنم که من اگر به جشنواره فجر ایراد و اشکالی را وارد می‌دانستم به خاطر خودم نبود چون من شاید هیچ وقت در جشنواره فجر شرکت نکنم یا من در تمام این سال‌ها فقط یکبار آن هم در اندازه ۴۵ دقیقه یک تکنوازی را روی صحنه‌ی جشنواره بردم و هیچ وقت نرفتم ولی این را نمی‌توانستم ببینم که یکسری از جوان‌های کشور در شهرستان‌ها در مناطق محروم از آمدن روی صحنه و دیده شدن محروم می‌شوند این دلسردی در جامعه به وجود می‌آورد.
گفتگو با هوشنگ ظریف (III)

گفتگو با هوشنگ ظریف (III)

من در دوره‌ی هنرستان، در کنار تار، دو سال هم پیش استاد حسین تهرانی تنبک یادگرفتم. بعد زمان آقای دهلوی ایشان گفتند تنبک متد ندارد برو و آقای تهرانی را بیاور و درس‌های ایشان را ثبت کن تا متدی تهیه کنیم. هفته‌ای یک روز آقای تهرانی را که منزل‌شان هفت‌حوض بود می‌رفتم و با ماشین برشان می‌داشتم می‌بردم هنرستان. ایشان از اول شروع کردند و با دید آموزشی، درس‌ها را زدند و من نوت کردم. آن سالها دستم روی تنبک هم خیلی روان بود. حتی دوستان و فامیل دور هم که جمع می‌شدند خیلی وقتها جای تار به من می‌گفتند تنبک بزنم. تنبک را هم مثل چپ دست‌ها می‌زنم. چون پا و دست چپم قوی‌تر هستند و از اول آنطور عادت کرده بودم. خیلی از گلهایی که در جام جهانی زده‌ام هم با پای چپم زده‌ام (خنده).
رئیسیان: «بعد از فراموشی» تولید شناسنامه ای برای «ایران جوان» بود

رئیسیان: «بعد از فراموشی» تولید شناسنامه ای برای «ایران جوان» بود

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با آرش رئیسیان، کارگردان و مستند ساز موسیقی درباره فعالیت های اخیرش، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. آرش رئیسیان ساخت مستند «بعد از خاموشی» را در کارنامه خود دارد و هم اکنون نیز در حال آماده سازی مستند دیگری در مورد گروه چاووش است.
روش سوزوکی (قسمت سی هشتم)

روش سوزوکی (قسمت سی هشتم)

هیچ میل و خواسته‌ای نداشتم، خودم را موظف می‌دیدم که صبح‌ها ساعت پنج بیدار بشوم، چون کارگران هم به همین گونه کار را شروع می‌کردند این یک صدای درونی بود، صدای وجدان، صدای خدا که در کلمات تولستوی جا گرفته بود و من سعی می‌کردم آنها را در عمل محقق کنم. احتمالاً حسی در من در حال تحقق و اجرا بود، در هر حال من خیلی خوشبخت بودم به همین دلیل هم توانستم از سفر به کیشیما (Chishima) لذت ببرم.