رئیسیان: چاووش علاقه شخصی ام بود

آرش رئیسیان
آرش رئیسیان
آقای رئیسیان شما آثار زیادی را تاکنون کارگردانی و تولید کرده اید، البته موضوع این مستندات اکثراً به موسیقی ارتباطی نداشتند؛ آیا کارهای دیگری که در دست دارید، با موضوع موسیقی هستند؟
بله، شاید جالب باشد که بگویم، علی رغم اینکه تمام فیلم های من تا به امروز، با موضوعی به غیر از موسیقی بوده اما در میان تمام هنرها پیوند من با موسیقی بسیار عمیق تر است و فهم و درک من از موسیقی بسیار بیشتر از دیگر هنرهاست و همین هم البته در آثارم اثرگذار بوده است، بهره گیری از این درک نسبت به موسیقی. اما علت اینکه تا به حال به موضوع موسیقی نپرداخته ام این است که اصولاً موضوع موسیقی از مهجورترین موضوعاتی است که یک سفارش دهنده به آن بپردازد و من به عنوان مستندساز، مسلماً باید تهیه کننده ای داشته باشم که بتوانم مستندی بسازم.

آقای پیمان سلطانی خب اولین سفارش دهنده ای بودند که در این حوزه به عنوان تهیه کننده وارد شدند و این خود برای من بسیار هیجان انگیز و خوشحال کننده بود چرا که به موضوع موسیقی بسیار علاقه داشتم. علاقه من به موضوع موسیقی برای ساخت فیلم مستند بسیار دیرینه است و یکی از اولین سوژه هایی بود که به عنوان علاقه شخصی شروع کرده و به آن پرداختم، همین موضوع بود ولی به دلیل اینکه باید هزینه های تولید را شخصاً می پرداختم و از طرفی دیگر برای امرار معاش نیاز داشتم که به فیلم های دیگری با موضوعات دیگر بپردازم، همیشه این پروژه مسکوت ماند و مدت ها به طول انجامید.

لطفاً درباره مستندی که در ارتباط با گروه «چاووش» و فعالیت کانون چاووش ساخته اید بیشتر صحبت کنید و ماجرای تولید این اثر را شرح دهید.
موضوع چاووش و علاقه من به ساخت مستندی در این باره به سال ها قبل تر از اینکه وارد عرصه سینما و مستندسازی شوم، برمی گردد. در حقیقت من، موسیقی ایرانی را در سن نوجوانی با شنیدن قطعات چاوش شناختم و پیوند عاطفی با این قطعات برقرار کردم، بعد از آن بود که سال ها موسیقی ایرانی را به طور جدی دنبال کردم. تا به سنین ۳۰ سالگی رسیدم و وارد عرصه مستندسازی شدم، زمانی که وارد عرصه مستندسازی شدم جذاب ترین چیزی که به ذهنم رسید پرداختن به همان دغددغه بود، پرداختن به علاقه ای که در سنین نوجوانی در من شکل گرفته بود.

من در سن ۳۰ سالگی وارد دانشگاه و رشته فیلمسازی شدم و در آنجا با خانم هانا کامکار همکلاس شدم و علاقه قبلی من به موسیقی باعث شد که از ایشان دعوت کنم که به دلیل داشتن ارتباطاتی که با اهل موسیقی داشتن باهم همکاری کنیم و مستندی درباره کانون چاووش بسازیم. جالب این بود که این به نوعی دغدغه ایشان هم بود در آن زمان و یک همکاری بسیار صمیمانه و جدی بین ما شکل گرفت.

این ماجرا مربوط به دورانی است که ما سال های آخر تحصیل را می گذراندیم. حدود سال ۸۲ بود که ما شروع کردیم به انجام مصاحبه با اعضای کانون چاووش. البته به این دلیل که من تجهیزات تصویربرداری و صدابرداری تهیه کرده بودم و مستندنگاری و مستندسازی کار بسیار پرهزینه و سختی نبود ما با یک تیم دو نفره یعنی من و خانم کامکار می رفتیم خدمت یک به یک اعضای کانون چاووش با قرار قبلی و حداقل یک ساعت تا دو ساعت مصاحبه با هر کدامشان انجام می دادیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

از روزهای گذشته…

آلریو دیاز و گنجینه موسیقی آمریکای لاتین (I)

آلریو دیاز و گنجینه موسیقی آمریکای لاتین (I)

قرن بیستم برای گیتار کلاسیک در سراسر دنیا عصری طلایی به شمار می آید. جهشی که از اروپا به رهبری آندرس سگوویا آغاز شد و در قاره های آمریکا و آسیا ادامه پیدا کرد، باعث شد تا عده ی فراوانی جذب این ساز شوند و رپرتوار نوشتاری این ساز دگرگونی بزرگی را تجربه کند. موسیقی کلاسیک اروپایی که تا پیش از این قرن تنها منبع اصلی این سبک گیتار نوازی بود، یک رقیب و همراه جدی در کنار خود پیدا کرد و آن موسیقی بدیع و گوش نواز آمریکای لاتین بود.
“رازهای” استرادیواری (VII)

“رازهای” استرادیواری (VII)

موزه Civic در کرمونا شامل مجموعه ای از قالبها، طرح ها، نقشه ها، الگوها و مطالعاتی هستند که توسط Stradivari صورت گرفته است که تا کنون، بیش از آنکه در معرض آزمایشات مهم قرار گیرند، در حکم موضوعاتی نادر بوده و همیشه کنجکاوی را تحریک کرده اند. زمانی که این گنجینه تحت اختیار استاد Fiorini بود امکانی برای من فراهم شد که بتوانم بر روی آن مطالعاتی انجام دهم. در آن زمان من کاربرد هر قطعه را به تنهایی شناسایی کردم. اغلب این قطعات ریز نوشته هایی از استراد یا پسرانش بودند.
نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (II)

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (II)

در قطعه کوارتت زهی، آهنگساز این بار توان خود را در بکار بردن کمترین ایده برای آهنگسازی آزموده است. جایی که تنها با استفاده از فاصله دوم و سوم کوچک، فضایی بسیار دراماتیک را آفریده است. او با کنترپوانی استادانه و بهره گیری از وسعت سازها بنظر بدنبال حل مسئله است که او را از یک جا ماندن باز می دارد و سعی دارد تا با ساختن تضاد، باعث حرکت شود. تضاد بافت ها، تضاد هارمونیک، تضادهای ریتمیک و تضادهای نوانس.
دومینگو رکورد دار تنور

دومینگو رکورد دار تنور

خوزه پلاسیدو دومینگو امبیل (Plácido Domingo) یکی از خوانندگان تنور میباشد که شهرت عمده ای به واسطه اجراهای بینظیرش در میان مخاطبان کلاسیک و حتی عام پیدا کرده است. وی یکی از فعالترین خوانندگان اپرا در سطح بین الملل میباشد و تاکنون نقش های بسیاری را در اپرا به اجرا گذاشته است در مارس سال ۲۰۰۸ وی صد و بیست و ششمین نقش خود را بر روی صحنه اجرا نمود که یک نوع رکورد محسوب میشود و از بسیاری از خوانندگان تنور دنیا نیز پیشی گرفته است.
مصاحبه با کورت مازور (II)

مصاحبه با کورت مازور (II)

ما فقط می توانستیم در این باره حدس هایی بزنیم. در روزنامه ها خوانده بودیم که اگر لازم شد نیروهای نظامی می توانند که تظاهرات را در هم بریزند. زمانی که این خبر را شنیدیم، نمایندگان New Forum (جنبش اصلاحی که در سال ۱۹۸۹ آغاز شد) با من تماس گرفتند. آن روز دفتر کار من در Gewandhaus به نوعی به مرکز ارتباطات تبدیل شده بود، من با کورت میری، نماینده فرهنگی حزب تماس گرفتم. وقتی که او دو ساعت پیش از تظاهرات تماس گرفت، گروه کوچکی در منزل ما جمع شدند و به سرعت پیش نویسی از درخواستمان تهیه کردیم که من بعد بر روی نوار ضبط کردم.
درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (II)

درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (II)

چند سالیست که در ایران نیز هنرجویان و آهنگسازان حوزه موسیقی فیلم و… از نرم افزارها و بانک های “VST” مختلف استفاده می کنند و بخشی از آثار را با استفاده از چنین امکاناتی خلق می کنند. اما متاسفانه عده ای دیگر از آهنگسازان و منتقدین نسبت به هر گونه تغییر تکنولوژیک واکنش منفی نشان داده و بدون در نظرگرفتن تمایز و تفاوت هویتی موسیقی دیجیتال و موسیقی آکوستیک، موضع گرفته و به طور کلی چنین کارهایی را مردود و از دایره اثر هنری خارج دانسته و هیچگونه ارزش زیباشناختی برای موسیقی منتج از شیوه آهنگسازی دیجیتال و کامپیوتری به خصوص در حوزه موسیقی ارکسترال و کلاسیک قائل نیستند.
صدای بوچلی

صدای بوچلی

بوچلی در ۱۹ آوریل قدم به صحنه موسیقی آمریکا گذاشت و روز بعد از اجرای خود در واشنگتن به کاخ سفید دعوت شد. تور داخل آمریکای او هم با موفقیتی بی سابقه همراه بود و در تمام اجراها سالن نمایش لبریز از هواداران این ستاره موسیقی کلاسیک بود.

تعرفه آگهی در سایت گفتگوی هارمونیک

تعرفه آگهی در سایت گفتگوی هارمونیک آگهی های مجله گفتگوی هارمونیک در دو ستون سمت راست و چپ سایت منتشر می شود: آگهی سمت راست سایت در سایز ۱۶۰×۱۶۰ پیکسل با قیمت ۴۰۰ هزار تومان برای هر ماه است. آگهی سمت چپ سایت در سایز ۱۵۰×۲۲۰ پیکسل با قیمت ۴۰۰ هزار تومان برای هر ماه…
ادامهٔ مطلب »
کنسرتو ویولن سیبلیوس (II)

کنسرتو ویولن سیبلیوس (II)

موومان دوم این اثر، ابتدا با نواختن کلارینت ها آغاز گشته و پس از ورود ابوا و سپس فلوت در آن، زمینه آرامش بخشی برای سولیست مهیا می گردد.
از گربه ها گفتید از شیرها هم بگوئید (II)

از گربه ها گفتید از شیرها هم بگوئید (II)

برای دست یابی به تعریفی دقیق تر از موسیقی های زیر زمینی در جهانِ حاضر باید چیستیِ این نوع موسیقی را در کشورهایی جستجو کرد که در آن هنرمندان با وجود اینکه محدودیتی به نام اخذ مجوز ندارند، با این حال موسیقی های زیر زمینی در آنها به شدت رواج دارند.