محمد رضا درویشی و کلیدر (VI)

محمد رضا درویشی
محمد رضا درویشی
در انتها ذکر چند نکتۀ تکراری در مورد اجرای مشترک هنرمندان حسین علیزاده و محمدرضا درویشی ضروری به نظر می رسد. شاید یکی از مهمترین نکاتی که نظر خیلی از مخاطبان را به خود جلب کرد ، دعوت از ارکستر زهی ناسیونال اوکراین بود و اینکه آیا این ارکستر توانست از پس اجرای مناسب این آثار برآید؟

آیا بهتر نیست با توجه به محدود و معدود بودن اجراهای موسیقی در ایران از امکانات داخلی مانند نوازندگان ایرانی استفاده نمود؟

همانطور که اکثر مخاطبین علاقمند به موسیقی می دانند بارها و بارها شاهد اجرا های بهتر آثار آهنگسازان ایرانی، با نوازندگان ایرانی، بوده ایم. بنابراین چه لزومی داشت این همه هزینه برای آمدن این تعداد نوازنده (با این اجرای ضعیف) از اوکراین شود؟

در صورتی که قبلا شاهد اجرا های بسیار خوبی از همین قطعۀ نینوا توسط ارکستر های ایرانی مانند ارکستر زهی پارسیان و … بوده ایم.

آیا بهتر نبود برای اجرای این آثار از گروههای شناخته شده مانند ارکستر پارسیان یا بسیاری از نوازندگان جوان ساز های زهی استفاده کرد؟

در هر صورت بهتر بود این اجرا با نوازندگان داخلی به خصوص نوازندگان جوان که انگیزۀ بالایی برای اجرای اینگونه آثار دارند، انجام می شد.

نکتۀ دیگری که توجه بسیاری از مخاطبان را به خود جلب کرد ، محل اجرای این کنسرت بود.

هنوز نتوانسته ام دلیل موجهی برای اجرای این کنسرت و بسیاری دیگر از کنسرت های مشابه در سالن وزارت کشور بیابم، سالنی که از هیچ لحاظ مناسب یک اجرای خوب موسیقی نیست.

البته شاید این سالن برای کسانی که برای برگزار کردن کنسرت ها فقط و فقط به کمیت آن می اندیشند، کاملا مناسب باشد، ولی آیا این سالن برای این کنسرت و آثار جدی آن هم مناسب بود؟
آیا امکانات نامناسب این سالن از جمله مشکلات صوتی و فضای بسیار بزرگ آن، توانست پاسخگوی مخاطبین و علاقمندان آن باشد؟
بنابراین، این سالن برای چنین اجرایی که بیشترین تمرکز را برای درک و دریافت بهتر نیاز دارد، به هیچ وجه مناسب نیست و برگزار کنندگان این کنسرت ظاهرا فقط و فقط به کمیت و پر کردن سالن توجه کرده اند تا کیفیت و نحوۀ اجرا.

این سالن از لحاظ آکوستیک و شنیدار صوتی دارای اشکالات فراوانی است به طوری که در برخی نقاط آن به هیچ وجه صدای مناسبی نمی توان شنید .
بنابراین بهتر بود این اجرا در سالن های کوچکتر با آکوستیک بهتر مانند تالار وحدت یا … اجرا می شد.

در هر صورت اجرای ضعیف ارکستر اوکراین و سالن نامناسب وزارت کشور نتوانست انتظار مخاطبان را برآورده کند و شاید این آثار ارزشمند قربانی تصمیمات مقطعی و غلط برگزارکنندگان این برنامه شد تا حدی بسیاری از شنوندگان ناراضی برای مدت ها ترجیح دهند به اجرای زندۀ اینگونه آثار نروند.

با بررسی اجمالی تمامی دلایل ذکر شده به این نتیجه می رسیم که هنوز در اجرای آثار جدی موسیقی در ایران در آغاز راه هستیم و برای درک و دریافت بهتر و عمیق تر نیازمند بسیاری ازتمهیدات ، مقدمات و پیش زمینه های ساختاری هستیم.

با این وضعیتی که در مورد آشنایی مردم با پارامتر های هنری و فرهنگی داریم، معتقدم قبل از مردم و مخاطبین، منتقدین و نویسندگان مقالات موسیقی می بایست کمی بیشتر با فرهنگ ساختاری یک موسیقی جدی و هنری آشنا شوند و کمی بیشتر بشنوند و تحقیق کنند تا اینگونه سطحی، عجولانه و شتابزده در مورد هنرمندانی که تمام عمر و زندگی خود را وقف موسیقی کرده اند، قلم نزنند.

بنابراین بهتر است کمی سطح نقد های موسیقی بالاتر رفته تا شاید مخاطبینی که مطلبی را در مورد کنسرت ها و آثار موسیقی در ایران می خوانند، لااقل نکات بیشتری از آن نوشته ها آموخته و به دیدگاه های هنری آنها افزوده شود. بنا براین بهتر است با وجود این همه موانع، دیوار ها و بن بست های فکری و فرهنگی در قبال موسیقی و درک و دریافت آن، منتقدین و نویسندگان موسیقی در نقد های خود باریکه راهی را برای بالاتر بردن درک و بینش هنری مخاطبان خود ایجاد کنند شاید به واسطۀ آن، معدودی شنونده انگیزۀ تعمق و تامل بیشتر را در قبال آثار جدی پیدا کنند.

audio file Tristan & Isolde اثر واگنر

audio file مومان سوم سمفونی شماره چهارم سیبلیوس

audio file مومان اول سمفونی شماره ۸ شوستاگویچ

audio file “مدیتیشن اثر مسنت

audio file “کاواله” اثر ماسکانی

audio file ” Solveig’s Song ” اثر گریگ

audio file “رومئو ژولیت ” اثر گنود

در انتها فکر می کنم بهتر است با توجه به بسته بودن بسیاری از راه ها برای معرفی بهتر موسیقی ها و اجرا های جدی ، در پی راههایی برای معرفی بهتر این هنر ارزشمند باشیم.

شاید یکی از بهترین راه های اشاعۀ فرهنگ شنیداری موسیقی، سایت ها و وبلاگ های موسیقی باشند. بنابراین باید تلاش کرد با تداوم مقالات آموزشی دربارۀ موسیقی های هنری و تجزیه و تحلیل آثار ارزشمند موسیقی، زمینه را برای آشنایی هر چه بیشتر مخاطبان و علاقمندان موسیقی با پارامتر های هنری و ویژگی های ساختاری یک اثر جدی، فراهم کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

جمال الدین منبری پس از سالها سکوت به روی صحنه می رود

ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی جمال الدین منبری و پوریا اخواص، ۱۶ اسفند ماه ۹۷ ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. این برنامه آخرین کنسرت سال ۹۷ ارکستر ملی با رهبری شهبازیان خواهد بود.

از روزهای گذشته…

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

پدر و مادر الگار، خانه ی زمان تولد وی را که “فیرس” (The Firs) نامیده می شد، اجاره کرده بودند. پدر الگار که ویلیام نام داشت، تجارتی به سامان و تثبیت شده در زمینه ی موسیقی داشت. از این رو تنها می توانست آخر هفته ها را همراه الگار در کلبه ی کوچکشان بگذراند. به نظر می رسد که زندگی در آن کلبه و در شهر برادهیت، انتخاب مادر الگار بوده است که با ذوق و قریحه ی هنری ای که در نهاد خود داشته است، می خواسته که فرزندانش در محیطی طبیعی و در شرایط روستا به زندگی خود ادامه دهند.
گفتگو با علی صمدپور (II)

گفتگو با علی صمدپور (II)

افراد لیست می‌توانستند بدون مجوز بروند و ضبط کنند و بعد از ضبط بروند مجوز بگیرند؛ یعنی یک مانع را از جلوی پای عده‌ای برداشتند.تازه این محدودیت برای کنسرت چند برابر بود و البته شاید هم شأن بالاتری برای کنسرت دادن قائل بودند. موضوع دیگر این است که نسل قبل از ما موزیسین‌های شناخته‌شده‌ای بودند و از طرف جامعه‌ی محدود موسیقی‌ایرانی دوستان هم پذیرفته شده بودند. جامعه پذیرای آدم جدید نبود. از طرفی بزرگان آن نسل هم ایران نبودند. فقط مشکاتیان ایران بودکه او هم آن کارهای عالی با شجریان را منتشر می‌کرد. دیگران نبودند. تا می‌رسیم به سال ۶۷ که آقای علیزاده برگشتند و کنسرت شورانگیز را گذاشتند که نقطه‌ی عطفی بود و یک پتانسیل همه‌جانبه بعد از آن دوباره به راه افتاد.
بحیرایی: از ایده های جدید استقبال میکنم

بحیرایی: از ایده های جدید استقبال میکنم

همونطور که اشاره کردید تا حال سه آلبوم در بازار موسیقی عرضه شده اند که من هم در شکل گیری آنها نقش داشتم. در واقع دو آلبوم با صدای بنده به نامهای خوان هشتم که یک آلبوم صوتی است، به آهنگسازی آقای وحید طارمی و بر روی شعری از مهدی اخوان ثالث و آلبوم تصویری شهان آسمانی که از دوشب کنسرت با گروه شاهو به آهنگسازی آقای حامد صغیری منتشر شده است و آلبوم دیگر که به نام سرخانه بر اساس طرحی از آقای فاطمی است بنده یک تراک آن آلبوم را که به آهنگسازی آقای پیام جهانمانی است را اجرا کردم.
نت هایی از حاشیه های موسیقی (III)

نت هایی از حاشیه های موسیقی (III)

برخی از آنها نام مستعار برگزیدند، نام هایی مانند «خانم هارمونیکا»؛ بسیاری از آنها نیز به فراموشی سپرده شدند تا زمانی که رشته ی مطالعات جنسیت (gender studies) به جانبخشی به تاریخ فراموش شده ی زنان پرداخت. آرون کوهن (Aaron Cohen) در دانشنامه ی بین المللی زنان آهنگساز (International Encyclopedia of Women Composers) که در سال ۱۹۸۷ چاپ شد، از ۶۰۰۰ آهنگساز زن نام می برد.
چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (II)

چگونه سکوت مرگ را یادآوری می کند (II)

آثار موسیقایی زمانی که توسط مصنفین موسیقی نگاشته می شوند، با وجود موارد نسبی و قابل تغییری چون تمپو (Tempo) ، آکسان و شدت و ضعف صدا (Accentuation) نمی توانند صداقت و وفاداری شان را به خواسته ی آهنگ ساز و پارتیتور (Dynamics) نشان دهند و آکسان (score) تا زمانی که به اجرا در نیایند، به طور واقعی وجود نخواهند داشت؛ چرا که تأویل و تعبیر در موسیقی نیز نتیجه ی همین تعلیق در عناصر است و حتا عناصر دیگری چون شفافیت ، وضوح (Transparency)، سونوریته و صدا دهی (Audibility).
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دوم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه دوم (I)

در این جلسه به تعاریف مختلف اتنوموزیکولوژی از دیدگاه برجسته ترین نظریه پردازان این رشته و همچنین مکاتب مختلف اتنوموزیکولوژی پرداخته شده است. پیاده سازی و ویرایش این نوشته را نسیم احمدیان دانشجوی نوازنده و اتنوموزیکولوگ انجام داده است.
اریک دلفی، بدعت گزار موسیقی جز

اریک دلفی، بدعت گزار موسیقی جز

در تابستان ۱۹۶۱، انجمن بین المللی منتقدان جز داون بیت down beat، اریک دلفی Eric Dolphy را به عنوان بهترین نوازنده ساکسوفون آلتو نسل جدید انتخاب کردند. این نتایج در حالی به چاپ رسید که دلفی در حال اجرای یک کنسرت تاریخی در کافه Five Spot نیویورک بود (که در سه صفحه LP کمپانی Prestige به ثبت رسیده است). یک ماه بعد، او به سمت اروپا حرکت کرد و در اوایل ماه سپتامبر کنسرت کپنهاک Copenhagen Concert او ضبط شد.
هایدن و مراسمی برای سالگردش (III)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (III)

در سال ۱۷۹۰ پرنس نیکولاس از دنیا رفت و جانشین او پرنسی کاملا به دور از ذوق موسیقی بود که تمام موسیقیدانان از جمله هایدن را از قصر اخراج نمود! در این زمان هایدن دعوت جوهان پیر سالمون (Johann Peter Salomon) مدیر کنسرت آلمانی، مبنی بر دیدار از انگلستان و رهبری سمفونی های جدید خود به همراه ارکستری بزرگ را پذیرفت.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

-در مورد نخست، موسیقی‌دان کارگر (اگر چه احتمالاً یقه سفید) محسوب شده و همان از خود بیگانگی که برای کارگران تحت سلطه‌ی سرمایه‌داری روی می‌دهد برای آنان نیز متصور است. مناسبات تولیدی موسیقی می‌تواند در پرتو چنین سازوکارهایی توصیف، یا تحلیل شود. در این هنگام «قاسم آفرین» پرسید این چه ارتباطی با مساله‌ی از خودبیگانگی روان‌شناختی دارد؟ مدرس پاسخ داد به نظر نمی‌رسد از دیدگاه مارکسیست‌ها این دو ارتباطی داشته باشند. «سعید یعقوبیان» هم اشاره کرد که علاوه بر مارکسیست‌ها لیبرال‌ها هم مفهوم از خودبیگانگی (البته به معنایی دیگر) را در کارهای نظری خود لحاظ می‌کنند و به نظر می‌رسد همه به نوعی با از خودبیگانگی دست به گریبان‌اند.
منا: از دوره سلامت رضا محجوبی، اثری در دسترس نیست

منا: از دوره سلامت رضا محجوبی، اثری در دسترس نیست

رضا محجوبی در واقع بر نوازندگان بعد از خودش هم موثر بوده است مثلا در نوازندگی استاد پرویز یاحقی؛ در واقع در دو صفحه که باعث اشتهار ایشان بود، استاد یاحقی دو اثر از رضا محجوبی اجرا کرده اند و در نوبت های اول انتشار نوشته شده است: «به یاد رضا محجوبی» و در واقع آثار، ساخته رضا محجوبی هستند که توسط پرویز یاحقی بازنوازی شده اند؛ البته با تغییراتی به سلیقه خودشان ولی ملودی از رضا محجوبی است. به نوعی این موسیقیدان در عین نبوغ و در واقع مایه ای که داشته اند، مهجور مانده و یک دلیل بخاطر جنونی است که به ایشان عارض می شود و کسالت روحی که بوجود می آید و بعد از یک دوره درمان و گذشت یکی دو سال، متاسفانه این بیماری ایشان را تا آخر عمر درگیر می کند، بعد در همان حدود سال های ۱۳۰۶، صفحاتی که از موسیقیدان های مختلف به جا مانده به وفور در ابتدا یا انتهای کارها، اثری از رضا محجوبی بازنوازی شده است و این نشان می دهد که او چقدر محبوبیت داشته حتی در لوح فشرده همراه کتاب دوم، یک نمونه فنوگراف هست (و توضیح اینکه فونوگراف قدیمی ترین سیستم ضبط صدا است که روی استوانه های مومی صدا را در طول مدت ۲ تا ۳ دقیقه ضبط می کرده و اختراع ادیسون بوده است) نمونه ای وجود دارد مربوط به سال ۱۳۰۶ که خواننده ای اثری را دارد زمزمه می کند که آن هم ملودیش از رضا محجوبی است و نشان می دهد که چقدر آثار رضا محجوبی در دوره خودش مقبول و محبوب بوده است ولی خوب طرز زندگی ایشان و سرانجام زندگی ایشان که به جنون می رسد، شاید که سایه می ندازد به آن همه آثار زیبا که خلق کرده و کمتر باعث درخشش و شنیده شدن نواخته هایش شده است.