ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXV)

ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
ادوارد الگار (۱۸۵۷-۱۹۳۴)
نامه از آلیس به کاریس، دوم ژوئن: عزیزم، روستا منتظر آمدن تو است و همچنین خود من! یک جشن خوب نیز در کنار تو به مناسبت تولد پدرت بر پا می کنیم که با حضور تو از عزیزترین جشن ها خواهد بود. هنوز هیچ نامه یا کادویی به دست او نرسیده است، به غیر از چند شاخه گل از طرف رزا!

رزا برلی یکی از دوستان خانوادگی آنها بود. او زمانی رییس موسسه ی “مانت” در مالوِرن بود که الگار در آنجا به آموزش ویلن پرداخته بود. کتاب وی با عنوان “ادوارد الگار: یادبودی از یک دوستی خوب” اکنون دیگر تجدید چاپ نمی شود اما به صورت دست دوم در بازار موجود است.

نامه از الگار به رزا، ۶ ژوئن: تولد به آرامی و با حضور گل های زیبای تو گذشت. نباید کادویی گران می فرستادی اما بسیار مرا خشنود کردی. اینجا واقعا دوست داشتنی است. باغبان علفهای هرز را چیده و فضای اینجا بسیار متمدنانه تر از زمانی ست که تو به اینجا آمده بودی. اگر می دانی کسی به علف هرز نیاز دارد من می توانم چند تن از آن را به وی بدهم! امیدوارم که تو خوب باشی. من استراحت کرده ام اما اصلاً بهبودی در وضعیتم حاصل نشده است. اما من قوی هستم و می خورم و می خوابم و کار می کنم!

سالهای افسردگی و غم – اوایل دهه بیست:
خانم الگار در سال ۱۹۲۰ وفات یافت. الگار از این بابت بسیار غصه دار شده و در سالهای بعد دیگر موسیقی مناسبی بر قلم او جاری نشد. او سعی می کرد پول های خود را تا جایی که امکان دارد در خارج از لندن برگزار نماید. او یا به برینکولز می رفت و یا در خانه ی خواهرش پولی اقامت می کرد. برنامه های آنان برای سال ۱۹۲۰ اما با مریضی بر هم خورد.

نامه از کاریس الگار به آلیس استیوارت وورتلی: بسیار لطف کردید که تلگرام فرستادید، فکر میک نم که پدر بهتر است. قرار بود که فردا عازم خانه ی خواهرش بشود اما حمله ی قلبی دیگری که امروز سراغش آمد این امر را به بعد موکول کرد. من سریعا به سمت دکتر شتافتم و ما برای او در این بیمارستان اتاقی در نظر گرفتیم که منظره ی مناسبی داشته باشد. دکتر می گوید که فشارهای اخیر منجر به چنین ضایعه ای شده است و او باید در شرایط آرامی نگهداری شود. همه ی اوضاع به هم ریخته و بسیار سخت است. این گیجی اخیر نیز بسیار سخت است و او را به شدت افسرده کرده است. همه چیز ناامیدکننده و بی فایده به نظر می آید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (II)

این تجربه‌ای است که به ندرت می‌شود به آن رسید، و به‌نظر من همین گروه کر شهر تهران چه اعضای دائمی و چه اعضایی که به آن اضافه شده‌اند، این تجربه را همراه خودشان در زمان‌های طولانی خواهند داشت و همین باعث خواهد شد که مطمئناً بیشتر علاقه‌مند بشوند و فعال‌تر بشوند و در کارشان ثابت‌قدم‌تر شوند.

مقدمه ای بر نحوۀ ترسیم و برش خطوط کانال سه زه صفحات ویولن

کانال سه زه جایگاه استقرار سه زه بر روی باند محیطی صفحه می باشد و دور تا دور محیط صفحه را در بر می گیرد. این کانال نه تنها نقش اساسی در زیبایی سه زه ها دارد بلکه عملکرد مکانیکی بسیار مهمی را نیز ایفا می نماید. اجرای دقیق کانال سه زه مستلزم داشتن مهارت بوده و همچنین صفحه ای که دارای لبه های کاملا صاف و باند محیطی مسطح باشد، تا بتوان با ترسیم خطوط راهنما مراحل اجرا و برش کانال سه زه را کاملاً تحت کنترل قرار داد.

از روزهای گذشته…

چت ادکینز

چت ادکینز

بدون Chet Atkins امکان نداشت که موسیقی Country در دهه های ۵۰ و ۶۰ بتواند با سایر سبکهای موسیقی رقابت کند و به بالای جداول موسیقی برسد. او نوازنده توانای گیتار بود و بیش از اجرای کنسرت های زنده در استودیو کار میکرد، با هنرمندانی چون الویس پریسلی، ادی آرنولد، مایک نافلر و… کار کرد.
تریوی زهی، اثرِ یِفیم گالیشُف (II)

تریوی زهی، اثرِ یِفیم گالیشُف (II)

تریوِ فوق در سالِ ۱۹۱۴ یعنی هفت سال پیش از آغازِ نخستینِ اثرِ دودِکافُنیکِ شوِنبرگ انتشار می‌یابد. این تریو گرداگردِ الگوهای متقارن میان حرکت‌های ریتم نظم داده‌شده‌است و آهنگ‌ساز گاهی اجازه می‌دهد تا «تکرارهای ایستای یک نُت»، «گذرِ یک نُت از یک ساز به سازِ دیگر»، و «دوبله‌کردنِ در اکتاو» در این الگوها نمود بیابند. پِیس می‌گوید: “دسته‌های دوازده-‌تُنی با شمارگان یک تا دوازده در دست‌خطِ خودِ آهنگ‌ساز نیز موجود است.” در هر بخش کلِ هر دوازده نُت استفاده می‌شوند، اما نه در نظمی ثابت و ازپیش‌تعیین‌شده. هر موومان براساسِ علامت‌های دینامیکی (= شدت‌وری) نام‌گذاری شده‌است: (۱٫ مِتزو- فورته، ۲٫ فورتیسّیمو، ۳٫ پیانو، ۴٫ پیانیسّیمو، ۵٫ آداجّو [انتخابِ شدت‌وری در این موومانِ پنجم بر عهده‌ی نوازندگان است])، که به نظرِ من، او با این کار الگوها را به دینامیک نیز تعمیم می‌دهد.
دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (II)

دیدگاه افلاطون و فیثاغورث در باب موسیقی (II)

از نظر فیثاغورث موسیقی یکی از شاخه های علم ریاضی بود که هارمونی موجود در آن، با تناسب های ریاضی کنترل می شد. او نخستین پایه گذار علم موسیقی شناخته شده است و عقیده داشت که اعداد، حقایق اصلی یا تنها حقایق این جهان هستند. به باور او اعداد در روابط طبیعی، فردی و اجتماعی، نقشی اساسی داشتند. هارمونی، صداهای گوش نواز، قرینه و فواصل کمکی، زاییده اعداد و روابط ریاضی بودند و ریاضیات، مادر تمام علوم و از جمله موسیقی به شمار می رفت. از نظر فیثاغورث موسیقی یک امر واحد ترکیب یافته از روابط اعداد بود و چون اعداد فی نفسه دارای صفات اخلاقی بودند، موسیقی هم باید در زمره ی ارزش های اخلاقی ارزش یابی و بررسی می شد.
توماس فتس والر، اسطوره جز (III)

توماس فتس والر، اسطوره جز (III)

گروه “Fats Waller And His Rhythm” در طی سالهای ۴۳-۱۹۳۴ پس از بستن قرارداد با شرکت ویکتوری بیش از ۱۵۰ صفحه ضبط کردند که باید به آن آثار سولوی پیانو و ارگ والر و چند اثر با گروههای مشهور را اضافه کنیم.
هنرمند افسانه ای ، قسمت دوم

هنرمند افسانه ای ، قسمت دوم

پس از آزمودن عده ای از نوازندگان بیس، جان دیکن (John Deacon) به گروه پیوست. ورود او درست مصادف با ضبط اولین آلبوم گروه به نام Queen در سال ۱۹۷۳بود. این آلبوم و تک ترانه ای که مرکوری قبل از پخش آن اجرا کرده بود “I can hear music” موفقیت چندانی کسب نکردند.
استاد احمد عاشورپور ترانه خوان عشق و امید

استاد احمد عاشورپور ترانه خوان عشق و امید

استاد احمد عاشورپور هنرمند خلاق و ترانه خوان مردم گیلان در آستانه ی نود و یکمین سال زندگی درگذشت. زندگی مهندس احمد عاشورپور جلوه های گوناگونی دارد و نشانگر مجموعه ای از ویژگی های بارز و برجسته در شخصیت والای اوست. در عرصه ی هنر عاشورپور، آهنگ ساز، ترانه پرداز و خواننده ای با صدای گرم و رسا بود. ترانه های او را نه تنها مردم گیلان که بسیاری از مردم در سایر نقاط ایران ورد زبان داشتند. ترانه های او سرود کوهنوردانی بود که به انگیزه ی فتح قله ها پای در راه های صعب العبور می نهادند.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (III)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (III)

ابوالحسن صبا در کلاس درس ویولون خود شاگردان متعددی داشت که او در اواخر عمرش موفقیت ها و ترقیات آنها را دیده بود ولی یک شاگرد او که بیشتر علاقه اش آهنگسازی تا نوازندگی بود، همیشه مورد توجه و علاقه اش بود؛ این شخص همان شاگرد آهنگسازی حسین ناصحی بود که آنروزها به عنوان یک موزیسین جوان و مستعد شناخته شده بود؛ حسین دهلوی بسیار مورد اطمینان صبا در زمینه کاری موسیقی بود و کسی بود که هنگام تاسیس ارکستر شماره یک هنرهای زیبا، آسیستان او و همکارش در تنظیم قطعه برای این ارکستر بود.
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (IV)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (IV)

بسیار طبیعی است که پندار مشابهی از پیشرفت نیز در درس‌گفتارها و کردار هنری آنها دیده شود؛ به ویژه آنتون وبرن که آشکارا به آن اشاره نیز کرده است: «[…] ما [اکنون] نمی‌توانیم آثاری با روش‌های زمانی دور بیافرینیم برای آن که فرگشت هارمونی را دیده‌ایم.» (۱۰) باز هم همان پندار خطی از تاریخ دگرگونی‌های موسیقی و ارتباط گذشته و آینده با یک نقطه‌ی با اهمیت در محور زمان (اکنون؛ که ما در آن هستیم) به چشم می‌خورد. درست است که شونبرگ آغازگر راه بود و خیال پیشرفت یا فرگشت در موسیقی را با ایده‌های موسیقایی پیود زد اما این پندار از طریق شاگردش وبرن به آینده‌ی موسیقی قرن بیستم پیوست.
به‌یاد «فلورانس لیپت» (I)

به‌یاد «فلورانس لیپت» (I)

پویندگان راستین هنر ایران‌زمین آموخته‌اند که در بزنگاه‌های تاریخی، چونان شبانان گم‌گشته، با برقِ صاعقه‌ای مسیر را بیابند. آموخته‌اند که چگونه طفل نوپای نغمه را به‌دندان بکشند و از دالان‌های تنگ و سخت روزگار برهانند. «آلفرد ژان باتیست لومر»، «لی‌لی بارا»، «سروژ خوتسیف»، «توماس کریستین داووید» و حالا «فلورانس لیپت»، میهمانان خنیاگر ایران‌زمین، چنان شیفته‌ی مردم و فرهنگ ایران شدند که هرچه را داشتند با سخاوت تقدیم به ایرانیان کردند. این نوشته پاسداشتی است بر خدمات سرشار از عشق بانویی انگلیسی به‌نام فلورانس لیپت؛ هنرمندی که به‌واسطه‌ی پیوند زناشویی با یکی از هنرمندان کشورمان، میهمان ما شد و در خاک ایران، سرزمینی که عاشقانه دوستش می‌داشت، جاودانه شد!
بابک ولی پور

بابک ولی پور

متولد ۱۳۶۵ تهران نوازنده گیتار کلاسیک [email protected]