مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (IV)

جمشید شمیرانی و سعید هرمزی
جمشید شمیرانی و سعید هرمزی
تحقیق در موسیقی قدیم ایران بسیار مشکل است زیرا با مسلمان شدن ایران قدیم، موسیقی صدمه بسیار دید، نه تنها اجرای موسیقی، بلکه انتقال این نغمه‏ ها از یک نسل به نسل‏ دیگر هم زیان دید، به همین علت محققان فعلی موسیقی ایرانی‏ شکایت دارند که پیدا کردن خلاء حاصله بین تئوری و عمل‏ موسیقی قدیم بسیار مشکل است.

تئوریسین‏ های بزرگ بین قرن دهم و سیزدهم میلادی: الفارابی، ابن سینا و صفی الدین به عربی می ‏نوشتند اما اجرا کنندگان موسیقی عملا فقط فارسی صحبت می ‏کردند و اغلب آنها بی سواد بودند.

باید دانست که کشور ایران هفت برابر مساحت کشور فدرال آلمان است و به همین علت نیز در بسیاری از نقاط دور دست سنت‏های دور از مرکز دست نخورده مانده است. البته این دنیای موسیقی را به عنوان (عقب مانده) متهم‏ کرده ‏اند و طبعا نمی ‏توانست در برنامه یک کشور مترقی و صنعتی جا داشته باشد. امروز حرکتی در ایران شروع شده که‏ از ثروت دست نخورده موسیقی هم استفاده کنند و ترانه‏ های‏ محلی را با غرور و تکبری که شایسته آن نیز هست عرضه‏ می‏ کنند.

البته رابطه ‏ای بین موسیقی هنری به اصطلاح “Musique Savante” که به یک طبقه کوچک اهل موسیقی تعلق داشت و موسیقی محلی و عامیانه وجود دارد. موسیقی دان های بزرگ‏ همه نوازندگان درباری بودند و در ملاء عام کنسرت‏ نمی ‏دادند.

با این وصف باید بین این دو نوع موسیقی اساسا اختلاف گذاشت، موسیقی هنری هم به نوبه خود به دو قسمت‏ می ‏شود: موسیقی وزین و عمقی برای التذاذ روحی و موسیقی دیگری که ایرانیها آنرا «مطربی» می‏ نامند و بیشتر سطحی است.

اشکال بزرگ درک موسیقی ایرانی برای یک بیگانه سیستم‏ صوتی آن است و اینجا معلوم می ‏شود چرا موسیقی ایرانی‏ مطلقا به موسیقی اروپائی شباهت ندارد. گامهای موسیقی که ایرانی ها بکار می‏ برند «دستگاه» ها نامیده می‏ شوند. از آنها مدهای فرعی بنام «آواز» ها منشعب‏ می‏ شود. این سیستم غیر معتدل شامل فواصل تقریبا نیم پرده، یک پرده و سه چهارم پرده است. دستگاه ایرانی معادل «مقام» در موسیقی غرب است‏ مجموعه دوازده گانه دستگاه ‏ها و آوازها نیز معادل دوازده‏ مقام عربی است. مشخصات آن از حیث خواندن (قرائت) و نت‏های انتهائی (فرود)، گامهای کلیسایی اروپا را به خاطر می‏ آورد.

هر دستگاه طبق قاعده معینی از قطعات مختلف یا ریتم یا بطور آزاد و غیر متریک تشکیل شده که به شیوه بداهه نوازی‏ نواخته می‏ شود. بعد از یک مقدمه (پیش درآمد) با سازهای متعدد که‏ در آغاز دستگاه به اجرا درمی‏ آید، نوبت به ساز تنها یا غالبا به آواز می‏ رسد. این آواز معمولا روی اشعار قدیم ایرانی‏ ساخته شده است و قاعدتا با یک تصنیف عامه پسند شروع‏ می‏ شود و بعد به قسمت دیگر ردیف که دارای جنبه‏ های‏ هنری و تزئینی مشکل است می ‏رسد.

خواننده در اینجا از یک تکنیک مخصوص هلهله شبیه‏ “Jodeln” (نوعی آواز کوهستانی اروپا) که آوازی در گلو است‏ و «تحریر» خوانده می‏ شود استفاده می‏ کند. زیبائی سادگی موسیقی هنری ایران را می ‏توان لااقل بطور کلی بدون‏ اشکال زیاد درک کرد. صفحه خوب ایرانی در بازار صفحه‏ فروشی دنیا کمیاب است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (V)

برونو نتل و کارول بابی راکی نیز در مقاله‌ی ارزشمند خود با عنوان «روابط درونی میان اجزای دستگاه شور»، گوشه‌های اصلی این دستگاه را در سه بلوک گنجانده‌اند که این بلوک‌بندی بر اساس نحوه‌ی توزیع گوشه‌های اصلی مشترک در ردیف‌ها (هجده نمونه ردیف مورد استفاده در این پژوهش) بنیان نهاده شده‌است.

درباره‌ی پتریس وسکس (IV)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.

از روزهای گذشته…

ارکستر فیلارمونیک لس انجلس

ارکستر فیلارمونیک لس انجلس

ارکستر فیلارمونیک لس انجلس (Los Angeles Philharmonic Orchestra) یا LAPO در سال ۱۹۱۹ توسط موسیقیدان میلیونر؛ ویلیام آندروز کلارک (William Andrews Clark) و والتر هنری روتوول (Walter Henry Rothwell) که اولین کارگردان موسیقی ارکستر بود، به وجود آمد. تمرینات از ۱۳ اکتبر آغاز شد و اولین کنسرت ارکستر در بیست و چهارم همان ماه در تالار تریتنتی در مرکز شهر لس انجلس برگزار شد. یک سال پس از آن ارکستر به کلیسایی نقل مکان کرد که در سال ۱۹۰۷ ساخته شده بود و با ورود ارکستر به آنجا به تالار فیلارمونیک تغییر نام داد. علی رغم این تغییر نام، سالن اصلی آنجا به عنوان مکانی برای نیایش باقی ماند و ارکستر مجبور بود برای کنسرتهای خود از اطراف کلیسا استفاده کند.
آکوردهای sus – قسمت دوم

آکوردهای sus – قسمت دوم

در ادامه مطلب مربوطه به آکوردهای Sus ، به Improvise انجام شده روی این توالی آکورد شکل اول که تکرار میشود توجه کنید تا در ادامه بحث راجع به آکورد های sus را دنبال کنیم.
ویلنسل (VIII)

ویلنسل (VIII)

گلیساندو افکت اجرایی است که بوسیله سراندن انگشت به بالا و پایین گریف، بدون رها کردن سیم اجرا می شود. این حرکت باعث می شود ارتفاع صدا به نرمی و بدون بریدگی و تغییرات پله پله، بالا و پایین برود.
ارکستر فیلارمونیک برلین (II)

ارکستر فیلارمونیک برلین (II)

در سال ۱۹۲۲ نیکیش (Arthur Nikisch) به طور ناگهانی بر اثر آنفلانزا درگذشت و فورت ونگلر (Wilhelm Furtwängler)، رهبر ارکستر جوان با خلق و خوی متمایز، تعصب، شیوه بیان و رفتار و شگرد غیر عادی موفق شد رهبری ارکستر را به دست گیرد. فورت ونگلر توجه ارکستر را به آهنگ سازان رمانتیک و کلاسیک معطوف کرد.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (I)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (I)

ایرانیان به طور علمی موسیقی را بررسی کردند و الحان موسیقی را بر اساس روزهای هفته به هفت لحن تقسیم کردند که آنها را هفت خسروانی نامیدند. بعدها خسروانی به دستان و دستان به دستگاه تغییر نام داد و در نهایت هفت خسروانی به هفت دستگاه تبدیل شد.
گروه اسکراک – اتصال به گذشته

گروه اسکراک – اتصال به گذشته

یکی از جنبه های هیجان آور پروژه کر تلفیقی با موسیقی فولک آذربایجان برای نورژی ها؛ جستجو در گذشته و ریشه هایشان بود. چرا که در سال ۱۹۹۵، باستان شناس و محقق نروژی به نام ثور هیردال (Thor Heyerdahl)، مقاله ای در آذربایجان اینترنشنال (Azerbaijan International) به چاپ رساند و در آن برای اولین بار از “شک رو به تزاید” خود سخن گفت.
گاه های گمشده (VII)

گاه های گمشده (VII)

چرا نت پایان دستگاه ها بر اساس ردیف های موجود انتخاب نشده است؟ برای مثال در ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی (که مرتضی حنانه به عنوان منبع خود در «به دست آوردن علامات ترکیبی و عرضی موسیقی امروز ایران» به آن استناد کرده است (صفحه ۱۵۷)) ماهور دو، شور سل، سه گاه می کرن و چهارگاه دو ارائه شده است.
پروژه ساخت ویلن “کانون” (IV)

پروژه ساخت ویلن “کانون” (IV)

مقاله ایی را که ملاحظه می نمائید در ادامه مجموعه مقالات پروژه ساخت کنن می باشد البته به عنوان مبحث تکمیلی و نهایی. همان طور که تاریخ نگارش آخرین شماره مقاله نشان میدهد، فاصله زیادی را تا امروز پیموده است و آن گونه که تصمیم من بود قراری برای بخش کنونی در نظر نگرفته بودم اما به سفارش و تاکید برخی از دوستان به جهت تشریح بیشتر وقایع پیش آمده در مسیر تکمیل این پروژه و همچنین بیان ارزشهای فکری و احساسی و زمان ارزشمندی که صرف خلق این ساز شد متقاعد به نوشتن این متن شدم.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (V)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (V)

وقتی پیانو کنسرتوی شماره ۲ راخمانینوف برای نخستین بار در اکتبر سال ۱۹۰۱ در یکی از کنسرتهای فیلهارمونیک مسکو به طور رسمی به مورد اجرا گذارده شد، خود آهنگساز در نقش تکنواز پیانو هنرنمایی کرد. این کنسرت با استقبال پرشوری مواجه شد و پیانو کنسرتو از همان نخستین اجرا در دل علاقمندان جایی مطمئن یافت و دلایل این مقبولیت نیز بسیار روشن بود: این کنسرتو سراسر مشحون از الهام بخشیهای ملودیک بسیار فریبنده و دلنشین است و هر شنونده ای را هر چقدر هم مشکل پسند باشد بی اختیار تحت تاثیر قرار می دهد. از همان نخستین اجرا، موفقیت چشمگیر این کنسرتو بدان اندازه بارز بود که مقام و شخصیت راخمانینوف را هم به عنوان یک انسان و هم به عنوان یک آهنگساز باری دیگر تثبیت ساخت.
توماس آلبینونی آهنگساز ونیزی

توماس آلبینونی آهنگساز ونیزی

توماس آلبینونی (Tomaso Albinoni) در سال ۱۶۷۱ در ونیز متولد شد. او فرزند کوچک خانواده ثروتمندی بود، پدرش تاجر و ملاک بود و برخلاف نظر خانواده ترجیح داد تا در زندگی به موسیقی بپردازه تا تجارت و بازرگانی. او موسیقی را از سن ۹ سالگی با ساز ویلن و آواز آغاز کرد و به دلیل وضعیت خوب مالی که داشت برخلاف اغلب موسیقیدانان نیازی به کار کردن برای امرار معاش نداشت و این نقطه قوتی برای او بود چون می توانست روی موسیقی تمرکز بیش از حد داشته باشد.