اعجاز پاگانینی (II)

مقبره پاگانینی در پارمای ایتالیا
مقبره پاگانینی در پارمای ایتالیا
این باورکردنی‌ترین اتّهامی بود که می‌توانستند به او بزنند، زیرا تا آن زمان هیچ «انسان»ی آنگونه ویولن ننواخته بود! چنین شایعه‌ای در آن عصر کم از ترور فیزیکی نداشت و نیکولو را مجبور به ترک سرزمین مادری و مهاجرت به وین می‌کند. در آنجا با شوبرت آشنا می‌شود و مورد حمایت او قرار می‌گیرد و پس از چندی آوازه‌اش ابتدا پاریس و لندن و پس از چندی تقریباً تمامی شهرهای مهم اروپا را تسخیر می‌کند.

این موفقیت‌ها هرچند برای مدتی محدود سایۀ سنگین فقر را از «سر» او کنار می‌زند – تا جایی که در دوران اقامتش در پاریس حتی به حمایتِ مالی از برلیوز نیز برمی‌خیزد –، «سرنوشت» اما از این سایه هرگز به‌در نمی‌آید و دیری نمی‌پاید که نیکولو به موطن اصلی‌اش بازمی‌گردد. موطن اصلی او نه «جنوا»ی ایتالیا، که «رنج» بود؛ همان موطن ازلی-ابدیِ بسیاری از هنرمندان بزرگ که در زادگاهشان بیگانه‌اند، آن‌هم دقیقاً با اتهاماتی از قماش «همدستی با شیطان»! کلیسای کوتوله‌ها و مرده‌ها بر این عقیده آنقدر راسخ بود که برای چند سال پیاپی از دفن پیکر او در قبرستان کاتولیکی جنوا جلوگیری می‌کرد، غافل از اینکه تنها زندۀ زمانه هم‌او بود؛ موسایی که عصای اعجازش «آرشه» بود، در دریای عمیق و موّاج ویلن‌نوازی. این دریا همچنان دو نیمه دارد، «قبل از پاگانینی» و «بعد از پاگانینی»، که با خطِ خشکِ اعجازِ عبور او از هم جدا شده‌اند.

کاپریس‌های او مشحونند از دشوارترین ظرائف و نفس‌گیر‌ترین جلوه‌های تکنیکی ساز ویولن. آرپژها و پاساژهای برق‌آسا، دابل‌استاپ‌ها-تریپل‌‌استاپ‌ها-کوآدروپل‌‌استاپ‌‌های دهشتناک، شیفت‌پوزیسیون‌ها و فلاژوله‌های محیرالعقول، اسپیکاتوها و سالته‌لاتوها و دیگر دشواری‌های استفاده از آرشه، پیتزیکاتوهای دست چپ، در کنار نوسانات تمپو و اعوجاجات دینامیک از آثار او و بالاخص کاپریس‌هایش چنان هزارتوی هولناکی ساخته‌اند که تا کنون کمترین نوازنده‌ای جرأت و یارای نزدیک‌شدن بدان‌ها را داشته‌ است. در زمان اقامتش در وین، طی اجرایی از قطعۀ مشهورش و برای قدرت‌نمایی هرچه تمام‌تر، در هر قسمت از اجرا یکی از سیم‌های ویولن را از کار می‌اندازد!

یکی از روزنامه‌های وقتِ وین در این مورد چنین می‌نویسد: «پاگانینی قسمت اوّل را روی چهار سیم و قسمت دوّم (واریاسیون‌ها) را روی سه سیم، قسمت سوّم (پولونز) را روی دو سیم و قسمت چهارم (آداجیو) را روی یک سیم نواخت. تنها کسی می‌تواند او را مغلوب کند که بتواند قسمت پنجم (رُندو) را بدون سیم بنوازد!».

در میان نوازندگان برجسته‌ای که تا کنون به‌گونه‌ای مطبوع و مقبول توانسته‌اند از پسِ دشواری‌های طاقت‌فرسای اجرای کاپریس‌های او برآیند، نام‌هایی چون شلومو مینتز، سالواتوره آکاردو، مایکل رابین و ایتزاک پرلمن بیش از بقیه زبانزد است. اگرچه اجرای رابینِ آمریکایی به لحاظر المان‌های فنی بسیار مورد ستایش قرار گرفته، امّا، با عنایت به تعبیر جرالد لوینسن که آثار موسیقایی را «ساختارهای صوتیِ صرف» نمی‌داند، شخصاً شورمندی و روح‌مندیِ روایتِ پرلمن را از کاپریس‌های ۲۴گانه بسیار می‌پسندم. و ای‌بسا مدیران و کارشناسان “EMI” هم که یکی از مهم‌ترین و معتبرترین ناشران موسیقی دنیاست، در این مورد با بنده هم‌عقیده و هم‌سلیقه باشند؛ چراکه اجرای مذکور را در زمرۀ مجموعۀ معروف‌ِ «ضبط‌های برتر قرن»شان قرار داده‌اند!

یک دیدگاه

  • علی
    ارسال شده در مرداد ۲۵, ۱۳۹۶ در ۱۲:۱۳ ق.ظ

    پس از مرگش تا پنج سال او را دفن نکردند…پاگانی نی آثار بسیار زیبایی برای ویولن و گیتار و ویولن سولو و ارکستر و آثار تکنوازی به غیر از کاپریس ها و… دارد که شایسته است به آنها نیز پرداخته شود

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

از روزهای گذشته…

گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

از اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ توجه اشتوکهاوزن به موضوع فرهنگ‌های شرق آسیا جلب شد. چنان که در روند تغییرات اندیشه‌های آهنگسازانه و فرهنگی وی مشخص است او از این دوره به تفکر عرفانی شرقی بسیار علاقه‌مند شده بود. این گرایش کلی وی به‌ویژه در دهه‌ی ۱۹۷۰ بر بخشی از جهان روشنفکری وقت سایه افکنده بود و چیزی منحصر به وی نیست (۱۰). از سوی دیگر او نوعی تفکر «گیهانی» نیز تحت تاثیر همین زمینه‌ها پیدا کرد که آن را با نوعی ماجراجویی‌ علمی-تخیلی (۱۱) در هم آمیخت و برخی از آثار هنری‌اش را بر پایه‌ی چنین تخیلات و توهماتی خلق کرد. قطعات این دوره‌اش باز هم مورد نقد هر دو جبهه‌ی نقادان گذشته قرار گرفت.
Big Band – ارکستر و سازها

Big Band – ارکستر و سازها

با وجود اینکه آهنگسازان و تنظیم کنندگان بیگ بند از ترکیبات متنوع سازی استفاده میکردند اما از دهه ۳۰ نوعی سازبندی قراردادی به وجود آمد که شامل بخش ریتم شامل درامز، بیس، پیانو و گاهی گیتار و بخش سازهای بادی – ترومپت، ساکسوفون و ترومبون – بود.
نامجو از نگاه منتقدان (II)

نامجو از نگاه منتقدان (II)

مصطفی کمال پورتراب که در این جلسه شرکت داشت، در مورد محسن نامجو گفت: “… بچه های کوچک که گاهی شیطنت می کنند را حتما دیده اید، به آنها یک آب نبات میدهند و می خورند و ساکت میشوند…!؛ ولی در عین حال یک مطلبی را هم من در این مدتی که در وزارت ارشاد، صداوسیما و دانشگاه تدریس میکردم دیده ام، این بوده که چیزی در وجود ایرانی هست که کمتر در مردم دنیا دیده ام، البته به جز آلمان که بعدا فهمیدم اشتراکات نژادی داریم و آریایی هستیم؛ این نژاد گاهی به ابتکارت جالبی دست میزند … ولی چیزی که این ابتکار را کامل میکند، علم است.
نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (I)

نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (I)

شاید همۀ ما سالهاست که با این واژۀ نام آشنا مواجه هستیم و با معضلات و حواشی آن دست و پنجه نرم می کنیم. البته این پدیده (خواننده سالاری) جزئی از معضلات و مشکلات هنری در کلیۀ کشورها و فرهنگ ها است ولی این مساله در ایران به مانند بسیاری از مسائل دیگر بالاخص در ۳ دهۀ اخیر به مساله ای پیچیده و لاینحل تبدیل شده و بازتاب اجتماعی و فرهنگی آن بسیار ملموس تر از بسیاری فرهنگ های دیگر در سایر ملل می باشد.
نت هایی از حاشیه های موسیقی (I)

نت هایی از حاشیه های موسیقی (I)

مقاله ای که در زیر می خوانید ترجمه ای است از مقاله ای که چند ماه پیش در سایت روزنامه ی گاردین درباره ی نابرابری تعداد آهنگسازان زن و مرد در جامعه ی بریتانیا منتشر شده است. اهمیت ترجمه ی این مطلب از این روست که این نابرابری در جامعه ی موسیقیایی ایران نیز مشاهده می گردد. هرچند بی شک شرایط اجتماعی ایران و بریتانیا متفاوت است، اما شباهت های زیادی می توان در قیاس کمّی تعداد آهنگسازان زن این دو کشور دید.
بالیده بر بالین هنر

بالیده بر بالین هنر

چه غریب است دلدادگی آدمی بر نشان های تعالی؛ چه دشوار است روایت عشق انسان، بر دستاورد های انسانی… نوشته ای که پیش رو دارید روایتی است از اراده بشر، بر رهایی از بندها و پرواز بر خواسته های بشری، در پهن دشت هنر موسیقی. درک باطنی این مقال، تجربه ای از عشق و محرومیت را می طلبد که تنها برای سوختگان، فهمش میسر است. این نوشته نه تنها ستایشی ست از یک فرزند هنر، بلکه پاسداشتی ست از مردان و زنانی که با سلوک شان، پایمردی در راه هنر را، نه تنها به بی هنران که به خالقین هنر آموختند؛ کسانی که بدون نام نشانی، پیامبران هنر هستند به نسل های دگر…
کلارا راکمور، ترمینیست نابغه

کلارا راکمور، ترمینیست نابغه

کلارا راکمور (نام خانوادگی پدری او، رایزنبرگ بود) نوازنده چیره دست ترمین (theremin) بود که در روز نهم ماه مارچ سال ۱۹۱۱ در ویلنیوس، لیتوانی کنونی، به دنیا آمد. کلارا اگر زنده بود می بایست امروز ۱۰۵ ساله شود.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه سوم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه سوم (I)

برای بررسی سیر تطور تاریخی رشتۀ اتنوموزیکولوژی (۱) ضروری است ابتدا «موسیقی‌شناسیِ‌ِ تطبیقی» (۲) و «مردم‌شناسیِ موسیقی» (۳) مورد مطالعه قرار گیرد و سپس تاریخچۀ این رشته از دهۀ ۱۹۵۰ – یعنی زمانی که با نام کنونی آن یعنی «اتنوموزیکولوژی» شناخته می‌شود – بررسی شود. به دلیل اهمیت حوزۀ مردم‌شناسی (۴) در مطالعات اتنوموزیکولوژی، در این بخش ابتدا کلیات مردم‌شناسی با معرفی عناوین مطالعاتی آن ارائه می‌شود و پس از آن به ترتیب موسیقی‌شناسیِ تطبیقی و اتنوموزیکولوژی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

نقد فمینیستی (و البته بعضی گرایش‌های دیگر در نقد نیز) هراسی از آن ندارد که به جای جهانشمول دیدن معیارهای ارزیابی هنرهای زیبا و آثار مرجعی که مصداق‌های ارزیابی و بسترهای عینی آن را شکل می‌دهند، آنها را آفریده‌ی گرایش‌های «مرد سفیدپوست اروپایی» بداند و به جست‌وجوی علل حذف گرایش بخش‌های بزرگی از جمعیت جهان (به‌ویژه غیبت زنان و زنانگی در تعیین آثار مرجع) در آن بپردازد.
وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (X)

وضعیت موسیقی ایران قبل از ورود اعراب (X)

در دولت سلجوقیان امور لشکری در دست افراد ترک و امور کشوری در دست منشیان و وزرای ایرانی بود. سلجوقیان نیز ازدوستداران هنر و موسیقی بودند. در این دوره موسیقی مذهبی نیز نقش پررنگی در جامعه داشت. عزاداری ها شکل نمایشی به خود گرفت و به صورت تعزیه و شبیه خوانی درآمد.