ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VIII)

آنتونیو آبرئو به همراه گوستاوو دودامل و دبرا بردا در کنار هنرجویان ال سیستما
آنتونیو آبرئو به همراه گوستاوو دودامل و دبرا بردا در کنار هنرجویان ال سیستما
این برنامه در شهر فوکوشیما پس از وقوع سونامی سال ۲۰۱۱، و پس از تشعشعات اتمی و مشکلات زیست محیطی ناشی از آن، اجرا شد. زمانی که شهر پُر شده بود از کودکان با جراحت های روحی، ژاپنی ها بهترین برنامه آموزشی را پیاده کردند. مطمئنا موفقیت این برنامه از جوایزی که به کودکان می داد نبود بلکه رمز موفقیت آن در “آموزش شاد زیستن” نهفته بود.

ایده این برنامه از یکی از شهروندان خلاق فوکوشیما بود. او فراخوانی پخش کرد و از دختران مدرسه ای شهر، علاقمند به موسیقی پاپ درخواست کرد که عضو گروه موسیقی شوند که نامش را “Hot Spots” گذاشته بود. هدف این برنامه بهبود شیوه برخورد با رادیواکتیوه شدن شهر و جلب توجهات به این منطقه آسیب زده از طریق موسیقی و رقص بود.

همین انگیزه باعث شد چنین برنامه موسیقی ای در شهر سربرنیستا (Screbrenica) در بوسنی نیز اجرا شود. شهری که شاهد بدترین جنایات در جهان پس از جنگ جهانی دوم بود. همسایه همسایه خود را می کشت اما همچنان کنار یکدیگر زندگی می کردند. آنها فکر کردند که بهترین راه از بین بردن شکاف قومی بینشان این است که کودکان با هم موسیقی بنوازند و از آن برای برقراری ارتباط بین والدیشان استفاده کنند. به این صورت که هر بار که کودکانشان اجرا داشتند والدین برای تشویق آنها جمع می شدند و همین فرصتی بود که آنها با هم آواز بخوانند، برقصند و نهایتا کدورت ها و اختلافات را کنار بگذارند.

یکی از اصولی که در برنامه های الهام گرفته از اِل سیستما باید مد نظر گرفته شود این است که این برنامه جهت رشد جوانان است و نه صرفا یک برنامه آموزش موسیقی، و همین موضوع است که آن را چالش برانگیز می کند. هدف برنامه هایی از این دست القای مهارت های اجتماعی اساسی به کودکانی است که از تربیت و آموزش مناسب بی بهره بوده اند. به اعتقاد بوت در این میان، یک جنبه متناض نیز وجود دارد. آن ها می دانند که تنها راهی که بچه ها واقعا می توانند این مهارت ها را توسعه دهند از طریق دستاوردهای هنری در سطح بالاست.

این امر مفهموم توسعه اجتماعی و دستاوردهای هنری را به شیوه ای مختلف در کنار هم قرار می دهد. و این به مفهوم قراردادن کار مبتنی بر جامعه، در سطح ثانوی و یادگیری هنر مبتنی بر جامعه، در سطح جدیدی از بلند پروازی است. دلیل این که اجراکنندگان این برنامه می توانند موفق به تحقق این امر شوند این است که ساعت های طولانی با کودکان وقت می گذرانند و بر رشد انگیزه ذاتی آنها تمرکز می کنند. کل آنسامبل را به درجه ای از بلندپروازی می رسانند که خود مدعی وجود نوعی دیگر از تعالی است؛ برای آنها آموزش موسیقی به تحول اجتماعی می انجامد.

جنبش های جهانی واقعی برای تغییرات اجتماعی در تاریخ بشر نادر است. نادرتر از آن پدیده ی یک جنبش جهانی برای تغییرات اجتماعی از طریق هنر است. اما عصر ما این شانس را دارد که شاهد پدید آمدن و شکوفایی جهانی اِل سیستما باشد؛ برنامه ای که به دنبال تغییر زندگی کودکان و نوجوانان محروم و یا در معرض خطر، از طریق آموزش فراگیر موسیقی در گروه های اُرکستر، است.

منابع
la-croix.com elsistema-france.org telerama.fr fr.wikipedia.org fr.wikipedia.org lefigaro.fr ledevoir.com francemusique.fr ۲۴heures.newsnetz.ch francemusique.fr francemusique.fr ericbooth.net theatlantic.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «باغ بی برگی»

زبان اصالت برای مدرنیست‌ها یا آهنگسازان «موسیقی معاصر» ما معادل منطق زبانی است. عمدتاً گنجینه‌ی از پیش موجود دستگاهی را می‌کاوند تا بخشی از منطقش را در بستری آشنازدایی‌شده به‌کارگیرند و موسیقی به‌راستی پیشرو بیافرینند. برای بعضی (که بیشتر در خارج از ایران کار و زندگی می‌کنند) همین برداشت ماده‌ی اولیه کافی است. ماده‌ای که برداشته‌اند یا منطقی که ترکیب کرده‌اند به‌قدر کافی ناآشنا هست که «مدرن» بنماید. اما برخی دیگر از این پله فراتر می‌روند. درک و جذب منطق زبانی و توان تکلم با آن ولو با کلماتی که از آنِ همان زبان نیست، هدفشان می‌شود (گرچه گاه ناخودآگاه). آنها در پی چیرگی نوآورانه بر منطق کهن و تصعید آن به جهانی نو هستند.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIII)

به همین ترتیب مثال های زیر را مشاهده کنید و سعی کنید جملات تاثیر گرفته از ردیف را مقایسه کنید. قطعۀ «پیش درآمد نغمه» در دستگاه چهارگاه و گوشۀ زنگ شتر از ردیف میرزا عبدالله.

از روزهای گذشته…

آنتونیو ویوالدی

آنتونیو ویوالدی

در سال ۱۶۷۸ در ونیز متولد شد، پدر او یک نوازنده ماهر در ویلن بود. او برای فراگیری علوم مذهبی و در نهایت کشیش شدن به یکی از مدارس مذهبی فرستاده شد، مدتی درس خواند اما حاضر نشد این کار را ادامه دهد، او ادعا می کرد که مشکلی در قفسه سینه خود دارد و این باعث می شود که اغلب گلودرد و … داشته باشد.
نگاهی به اپرای عاشورا (VI)

نگاهی به اپرای عاشورا (VI)

تمی با الهام از سروده عاشورایی معروف “ای اهل حرم پیر علم دار نیامد” شروع کننده آخرین پرده این اپرا است. چهار بار این تم را میشنویم که هربار این تم از روی پدال آخرین نت تم قبلی با فاصله ششم کوچک آغاز میشود. محتشم با همراهی دف آغاز میکند، “عباس علی بازوی شیر افکن حیدر، گفت این به برادر…” با آغاز این قسمت یکی از درخشان ترین بخشهای این اپرا آغاز میشود؛ یک بحر طویل با حمایت ارکستر و دف. ارکستر گاهی به قدری در فضا سازی پیش میرود که گویا تر از کلام محتشم خودنمایی میکند.
گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

پس از آن خلاصه‌ای از یک مقاله‌ی دیگر که در کتاب «ویکتوریا الکساندر» آمده، خوانده شد. پیش از خواندن بخش‌هایی از این خلاصه اشاره شد که آن مقاله یک نقد موسیقایی به معنای مرسوم نیست بلکه یک مطالعه‌ی موردیِ جامعه‌شناختی است با این حال مطالعه‌ی آن ازجهت روندها و رویکرد‌ها و نتایج به دست آمده برای کارگاه مفید است:
دئو برای سنتور

دئو برای سنتور

قطعه دیگری که تقریبا” همزمان با “گفتگو” تصنیف شد “دوئو برای سنتور” در سه گاه نام داشت که توسط حسین دهلوی حدود سال ۱۳۳۲ ساخته شد و توسط فرامرز پایور و داریوش صفوت اجرا و در ۱۳۳۶ منتشر شد.
گفت و گویی کوتاه با پیمان سلطانی در باره آواز ایرانی

گفت و گویی کوتاه با پیمان سلطانی در باره آواز ایرانی

در یکی از روزهای گرم مرداد ماه، برای خرید کتاب به انتشاراتی ویستار واقع در میدان هفت تیر تهران رفته بودم، به طور اتفاقی پیمان سلطانی هم در آن جا حضور داشت. بعد از احوال پرسی مثل همیشه صحبت موسیقی به میان آمد و بحث بر سر آواز ایرانی بالا گرفت. پس از دقایقی صحبت، با خود اندیشیدم که چه خوب است این گفت و گو را به مصاحبه ای تبدیل کنم، اول خواستم به ایشان بگویم وقتی تعیین کنند که مفصل در این باره بحث کنیم اما با اطلاع از اینکه پیمان سلطانی مشغله ی کاری زیادی دارد و ممکن است به این زودی فرصتی برای این کار پیدا نشود، تصمیم گرفتیم بحث را در همان جا ادامه دهیم و از او خواستم چند دقیقه ای وقتش را به من دهد و او هم مثل همیشه با خوش رویی پذیرفت و گفت و گو را ادامه دادیم.
نگاهی به دورنمای پژوهش موسیقی در ایران (II)

نگاهی به دورنمای پژوهش موسیقی در ایران (II)

گرایش به تبیین مبانی نظری موسیقی ایرانی دراین دوره با چاپ آثار قابل توجهی از کیانی، فرهت، طلایی و دیگران دنبال شد. بررسی موسیقی نواحی مختلف ایران توسط مسعودیه، درویشی، فاطمی و دیگران ادامه یافت. پژوهشهای دیگر پژوهشگران موسیقی ایران که در دوره های اول و دوم انجام شده بود – مانند آثار وزیری ، خالقی ، ملاح و … – چاپ یا تجدید چاپ شد.
شهسوار تار

شهسوار تار

جلیل شهناز را می توان به جرات بنیانگذار سبکی در تارنوازی نامید که در دوران حکومت مکتب تهران بر موسیقی ایرانی، تار ملیح مکتب اصفهان را به اوج شکوفایی خود در پایتخت رساند.
طبقه بندی صدای انسان در آواز (II)

طبقه بندی صدای انسان در آواز (II)

در مقاله قبلی درباره ژانر های مختلف صدای انسان صحبت کردیم و در پایان آن مطلب به صداهای سوپرانوی کولوراتور لیریک، سوپرانوی کولوراتور دراماتیک و سوبرته اشاره کردیم که در این مطلب این بحث را ادامه میدهیم.
بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VII)

بررسی جنبش احیای موسیقی دستگاهی در نیمه سده‌ حاضر (VII)

از آن‌جا که تقریبا تمامی مراکز و شوراهای تصمیم‌گیری موسیقی در اختیار احیاگرایان بود، جنبش احیا -دستکم در آن سال‌ها- ماهیتی رسمی یافت. با توجه به تعریف لیوینگستُن از احیا، می‌توان گفت در ایران یک جنبش ذاتا مخالف خوان بر اثر اتفاقی که اصلا موسیقایی نبود و ربطی هم به خود جنبش نداشت، تبدیل به نگاه رسمی شد، در نتیجه برای این جنبش نیز احتمالا همان اتفاقی افتاد که برای دیگر جنبش‌های مخالف فرهنگی که در موضع رسمی قرار می‌گیرند، رخ می دهد۱۸؛ یعنی احتمال گم شدن هدف احیا، چرا که دیگر هیچ نیروی معارضی باقی نمی‌ماند که سنت در مقابل آن نیاز به حفاظت داشته باشد.
گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

گذر از مرز ستایشِ محض (IV)

از اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ توجه اشتوکهاوزن به موضوع فرهنگ‌های شرق آسیا جلب شد. چنان که در روند تغییرات اندیشه‌های آهنگسازانه و فرهنگی وی مشخص است او از این دوره به تفکر عرفانی شرقی بسیار علاقه‌مند شده بود. این گرایش کلی وی به‌ویژه در دهه‌ی ۱۹۷۰ بر بخشی از جهان روشنفکری وقت سایه افکنده بود و چیزی منحصر به وی نیست (۱۰). از سوی دیگر او نوعی تفکر «گیهانی» نیز تحت تاثیر همین زمینه‌ها پیدا کرد که آن را با نوعی ماجراجویی‌ علمی-تخیلی (۱۱) در هم آمیخت و برخی از آثار هنری‌اش را بر پایه‌ی چنین تخیلات و توهماتی خلق کرد. قطعات این دوره‌اش باز هم مورد نقد هر دو جبهه‌ی نقادان گذشته قرار گرفت.