حضور خانواده وفادار و جمعی از هنرمندان در تمرین ارکستر نیایش

پوراندخت وفادار و تعدادی از هنرمندان عرصه موسیقی و سینما پنج شنبه ۲۶ مردادماه بصورت سرزده با حضور در تمرین ارکستر نیایش به تماشای اجرای بخشی از قطعات آلبوم «بگو کجایی» از جاودانه‌های استاد مجید وفادار نشستند.

در این مراسم که تعدادی از هنرمندان موسیقی و سینما به دعوت شرکت شیناتک و بصورت سرزده از نزدیک شاهد تمرین ارکستر «نیایش» به رهبری رضا شایسته و خوانندگی محمد معتمدی بودند، ابتدا علیرضا امینی، سرپرست و مدیر هنری ارکستر، روی صحنه آمد و ضمن خوش آمدگویی و خوشحالی از حضور هنرمندان در این تمرین، نکاتی را پیرامون دلیل انتخاب آثار استاد مجید وفادار برای اجرا و چگونگی همکاری با شرکت شیناتک (گروه هنری موزاوی) به حاضرین ارائه کرد.

امینی در مورد اهمیت آثار مجید وفادار توضیح داد: خیلی از ژانرها تکرار می‌شوند؛ آهنگسازی آهنگ می‌سازد و از او می‌پرسیم چرا به این شکل آکوردها را می‌نویسی و او می‌گوید من شاگرد هارمونی استاد فخرالدینی بوده‌ام، یا شاگرد آهنگسازی استاد احمد پژمان بوده‌ام، یعنی مسیر استاد خود را به‌گونه‌ای دیگر دنبال می‌کنند. بعضی از نسل‌ها به دلیل انقطاع نسلی دیگر ادامه دار نشد، متاسفانه سبک آهنگسازی استاد مجید وفادار دیگر تکرار نشد، متوقف شد و فقط ما این سبک را در بین آثارش می‌توانیم پیدا کنیم.

در ادامه و پیش از شروع تمرین رضا شایسته رهبر ارکستر، ضمن تشکر ویژه از هنرمندان و مدیران شرکت شیناتک برای حضور غیرمنتظره در تمرین گفت: من کارهای استاد وفادار را خیلی دوست دارم. وقتی پیشنهاد اجرای این آثار به خوانندگی محمد معتمدی به من داده شد خوشحال شدم که در کنار دوستان هستم، ضمن اینکه معتمدی جزو معدود خواننده‌هایی هستند که برای کاری که می‌کند وسواس دارد.

از قطعاتی که در این تمرین هنرمندان با صدای محمد معتمدی شاهد اجرای آن بودند می توان «سفری در شب»، «غرور شکسته»، «گل اندام»، «چون تو را دیدم» را نام برد.همچنین معتمدی با درخواست فاضل جمشیدی و علیرضا امینی آوازی بداهه با تار رضا موسوی زاده اجرا کرد که مورد استقبال و تشویق قرار گرفت و در انتها به اصرار هنرمندان تصنیف گل اندام تکرار و سپس حاضرین سالن رو ترک نموده و تمرین ادامه پیدا کرد.

پیشنهاد کردم محمد معتمدی آثار را بخواند
در پایان این تمرین پوراندخت وفادار، در مورد تنظیم آثار و انتخاب محمد معتمدی به عنوان خواننده‌ی ارکستر برای این آثار گفت: این چند قطعه که امروز شاهد آن بودید با ارکستر کامل اجرا نشد و جنبه‌ی تمرین داشت، اما ارکستر پیشرفت خوبی داشته. از آنجا که بی‌نهایت صدای آقای محمد معتمدی را دوست دارم پیشنهاد کردم ایشان قبول کنند و آثار عمویم را بخوانند و بسیار از اجرای ایشان راضی‌ام. اجرای خوب و با حس و حالی بود.

فاضل جمشیدی خواننده‌ی موسیقی ایرانی یکی دیگر از هنرمندان حاضر در این تمرین، گفت: شرکت ها و سرمایه گذارها همچون شرکت شیناتک با تشخیص درست از موسیقی می توانند در این عرصه فعالتر عمل کنند و این یعنی بدانند که این زمین، زمین خوبی برای کشت است و اتفاقاً مسائل مالی هم در آن وجود دارد، منتها نحوه کاشتن مهم است و نباید به اشتباه سراغ زمین‌های دیگر بروند. او در ادامه صحبت‌های خود در مورد اجرای این برنامه و خواننده‌ی اثر گفت: اجرای خوب و با حس و حالی بود. آقای معتمدی خواننده‌ی بسیار آگاهی است. اگر خواننده‌ای درونش خوب نباشد صدای به این خوبی از او درنمی‌آید. از کوزه همان برون تراود که در اوست. نصف خواندن از درونِ آدم بیرون می‌آید نه از تکنیک و چیزهای دیگر.

تنها کسی که تمام آهنگ‌هایش گل کرد
میلاد کیایی، نوازنده‌ی پیشکسوت سنتور و آهنگساز نیز در خصوص این اجرا گفت: این عزیزان زحمت می‌کشند و آهنگ‌های زمان هشت‌ـ نه سالگی ما را، یعنی بیش از شصت سال پیش را، بازسازی می‌کنند و می‌بینیم که بیش از نیم قرن از ساخت آنها می‌گذرد و نسل جوانِ این کشور این آثار را اجرا می‌کند.

او در مورد مجید وفادار گفت: این هنرمند خیلی ناباورانه از دنیا رفت و خیلی به او ظلم شد. چقدر به بهانه‌های مختلف ایشان را اذیت کردند و دل این هنرمند را شکستند. آهنگسازان زیادی آمدند و رفتند، اما تنها کسی که تمام آهنگ‌هایش گل کرد مجید وفادار بود.

پوران دخت وفادار، ناصر آقایی، مهرداد پازوکی، مسعود مظلوم، جهانبخش فرجی، میلاد کیایی، مصطفی نیکو، حسن اردستانی، فاضل جمشیدی، محسن جلیلی، انوش معظمی، هاله وزیری، مهدی امام زاده، قدرت الله امین الرعایا(از حامیان فرهنگ و هنر وخیر مدرسه ساز) از جمله هنرمندانی بودند که به تماشای تمرین کنسرت بگو کجایی نشستند.

شایان ذکراست محمد معتمدی خواننده موسیقی اصیل ایرانی ۹ شهریور ماه از ساعت ۲۱:۳۰ در برج میلاد تهران در تازه ترین کنسرت خود آثار استاد مجید وفادار با نام «بگو کجایی» را به همت شرکت شیناتک(گروه هنری موزاوی) اجرا خواهد کرد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

یک اتفاق خوب

یک اتفاق خوب

در وانفسای کنونی ِ رکود ظهور و بروز موسیقی های خوب، گاه اتفاق هایی هرچند کوچک، می تواند دلگرم کننده و فرخنده باشند. یکی از این اتفاق ها، سلسله برنامه هایی کوچک و به نسبت خودمانی بود که در اولین روزهای سال نو در شهر کرمانشاه برگزار شد؛ برنامه ای با عنوان «چهار روز با موسیقی»، در «کافه گالری آذرستان». نوشته ی حاضر، گزارش و توصیفی است مختصر از آنچه در این چهار روز به اجرا درآمد. این برنامه ها به ترتیب در روزهای سوم، چهارم، پنجم و ششم فروردین ارائه شد.
گفتگو با تیبو (VII)

گفتگو با تیبو (VII)

کرایسلر که استعداد زیادی در پیاده کردن نت ها داشت تنظیم های شگفت انگیزی را انجام داده است. همچنین تیوادار ناچز (Tivadar Nachèz) و آرتور هارتمن آثار خوبی را تنظیم کرده اند. این آثار همراه با کارهای کوتاه تر ویوتام و وینیاوسکی، مثل Ballade et Polonaise از ویوتام، آثار خوبی برای اجرا هستند؛ هرچند پیوریست های موسیقی (musical purists) ممکن است این اثر را تأیید نکنند. به نظر من Polonaise در سطح آثار شوپن است یا مثلا از نظر ویرتوز بودن Gypsy Airs از سارازات را در در نظر بگیرید که با هر کدام از راپسودی های لیست برابرند.
بررسی علل جدایی نسل جدید از موسیقی کلاسیک ایرانی

بررسی علل جدایی نسل جدید از موسیقی کلاسیک ایرانی

مطلبی که پیش رو دارید، نوشته ای است از یکی از خوانندگان سایت گفتگوی هارمونیک؛ بهرام ورامینی، نوازنده و مدرس موسیقی، این نوشته را از شهر آبادان برای سایت فرستاده است که در آن، به دلایل جدایی نسل امروز با موسیقی کلاسیک ایرانی می پردازد.
گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (III)

گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (III)

دکتر محمد سریر: اخیرا بیستمین سال راه اندازی اینترنت را جشن گرفته اند، این یک قدم بزرگ بود؛ من فکر می کنم، یک کانال بسیار عمومی در سراسر دنیا باز شد که شاید مهمترین پدیده این قرن بتواند باشد. به هر حال امتیازات بسیار دارد البته به قول فرهنگی ها تکنولوژی یک ضررهای جنبی هم دارد ولی در مجموع امتیازات خیلی بیشتری دارد. زمانی فکر می کردند پیشرفتهایی وسیعی کرده اند و از ماهواره ها استفاده می شود ولی پدیده اینترنت واقعا انفجار بود که می تواند همه را در هر جا در هر لحظه به هم متصل کند و من فکر می کنم در حوزه موسیقی می تواند خدمات زیادی داشته باشد.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (IX)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (IX)

باید توجه داشت که فرهنگ در ابعاد کلی و عامش، مجموعه ای مفصل و چند لایه است که در یک دایره خاص و مشخص نمی گنجد. از یک طرف بزرگ ترین دایره فرهنگی، بعد از گذشتن از محدوده های نژاد، زبان و دین، همان محدوده جهانی یا فرهنگ بشری است و از طرف دیگر به دایره های فرهنگی کوچک تری بر می خوریم، مانند دایره فرهنگی لهجه ای خاص، به عنوان مثال لهجه یزدی فقط در محدوده شهرستان یزد یک وسیله ارتباطی و در نتیجه مشخص کننده محدوده ای فرهنگی با تاریخچه و ویژگی های خاص خود است و در پی دایره فرهنگی تنگ تری، در همین یزد، به محله «گَورها» یا گبرها یا زرتشتی ها بر می خوریم با ویژگی ها، زبان، لهجه و تاریخ فرهنگی خاص خودشان و بالاخره در همین سمت، کوچک ترین دایره های فرهنگی، قبیله، خانواده تا ویژگی های فرهنگی یک فرد خاص قابل شناسایی هستند. نتیجه این بررسی را می توان در تز زیر خلاصه کرد:
فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (II)

فیلیکس مندلسون، نابغه هامبورگ (II)

مندلسون عمیقا تحت تاثیر موسیقی غنی باخ بود. سارا لوی (Sarah Levy) هنرجوی پسر باخ، ویلهم فردمان باخ (Wilhelm Friedemann Bach) بود؛ او بسیاری از دست نویسهای باخ را که در قهقرای قرن نوزدهم فرو رفته بودند، گرد آوری کرده بود و آن موسیقی ناب را از نابودی و فراموش شدن نجات داد. وی با استاد مندلسون؛ زلتر، رابطه نزدیکی داشت و از این طریق مندلسون آهنگهای باخ را به دست آورد.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XV)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XV)

ما معمولا برای هر آلات و ابزاری در هر فعل و عملی دو وجه مهم و برجسته را انتظار داریم، یکی کمیت شامل مولفه های بصری، فیزیکی، راحتی، نوع ساخت و هر خصلتی را که بتوان برای آن وسیله یا ابزار در نظر گرفت که بصورت کمی آنرا موجه تر و راحت تر کند و یا نشان دهد و وجه دوم، کیفی است که در این ابزار و آلت که برای ایجاد صوت و صدای موسیقیایی بکار برده می شود.
گاه های گمشده (VI)

گاه های گمشده (VI)

در مورد افتادگی و سقوط تدریجی در درآمد ماهور (که به عنوان برداشت نیز شناخته می شود) باید گفت که این سقوط تدریجی که با یک الگوی تقریبا ثابت اجرا می شود، به شکل موثری شروع دستگاه ماهور را برای گوش تداعی می کند. مرتضی حنانه این سقوط را به عنوان «انگاره ماهور» معرفی کرده است. این انگاره به شکل زیر می باشد.
منبری: خوانندگان امروز گرفتار شجریان زدگی اند!

منبری: خوانندگان امروز گرفتار شجریان زدگی اند!

چگونه می شود خواننده ای بخواهد آگاهانه از مثلاً بیات اصفهان به سه گاه تغییر مد داشته باشد و با فواصل آشنا نباشد. این خواننده می داند که از دو جا این امکان هست. درجه سوم و ششم اصفهان. مرکب خوانی طولی و عرضی. مثلاً در اصفهان سل، سه گاه سی کرن و می کرن را می شود داشت. خوانده ناآشنا با این مفاهیم علمی و فنی، احتمالاً بتواند صرفاً مدولاسیون هایی که در خود ردیف پیش بینی و معرفی و تبیین شده اند را درک کند اما دستش در ورود به تمامی مقام ها بسته است. نتیجه اینکه داشتن صدا کافی نیست. اصلا کافی نیست و باید مسائل زیادی را یک خواننده بیاموزد وگرنه به دردسر خواهد افتاد (خنده).
مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (III)

مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (III)

پدیده صدا در قالب آواز می تواند ریتم درونی کودک را بیدار کند و در شکل حرکات بدنی صورت بپذیرد. یعنی عامل ریتم در آواز نهفته است. آوازها یک فرآیند موسیقایی ناخودآگاه هستند که در آموزش موسیقی بیشترین اهمیت را دارند. آواز استعدادهای موسیقایی کودک (ذاتی یا گاهی ارثی) مانند حس ریتم، سرعت، تقسیمات دوتایی، سه تایی، فواصل ملودیگ و گام ها و آکوردها، حس تنال و مدال وارزش نهفه در کلام و حس شعری را بیدار می سازد.