ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (II)

آنتونیو آبرئو به همراه گوستاوو دودامل و دبرا بردا در کنار هنرجویان ال سیستما
آنتونیو آبرئو به همراه گوستاوو دودامل و دبرا بردا در کنار هنرجویان ال سیستما
بودجه عمومی
از زمان تاسیس، اِل سیستما متکی به بودجه عمومی است، از هزینه تامین مکان، رفت و آمد و غذای کودکان گرفته تا هزینه گزاف کرایه و تهیه آلت ها و ابزار موسیقی. پس از موفقیت درخشان ارکستر آبرئو در یک مسابقه بین المللی در سال ۱۹۷۷ که در شهر آبِردین (Aberdeen) در کشوراسکاتلند برگزار شد، دولت ونزوئلا هزینه های کامل ارکستر آبرئو را بر عهده گرفت. از همان ابتدا، ال سیستما تحت نظر وزارت خدمات اجتماعی قرار گرفت و نه وزارت فرهنگ، و این امر به صورت اساسی در بقای آن سهیم بود.

تا به امروز، حکومت چاوز با تامین هزینه های سالیانه و با فراهم کردن سرمایه گزاری های لازم، سخاوتمندترین حامی ال سیستما به شمار می رود.

خوزه آنتونیو آبرئو (Jose-Antonio Abreu)، چهره دوراندیش موسیقی
آبرئو در حالی که سعی می کرد تیزبینی سیاسی و پارسایی مذهبی را به هم پیوند دهد، خود را وقف آرزوی آرمانگرایانه ای کرده بود که بر اساس آن ارکستر بایستی نماینده جامعه ایده آل باشد، و معتقد بود که یک کودک هر چه زودتر از این فضا تغذیه شود، برای همگان مفید خواهد بود.

آبرئو در سال ۱۹۷۹ جایزه ملی موسیقی را برای فعالیت هایش دریافت کرد. وی همچنین در سال ۱۹۹۵، از طرف یونسکو به عنوان سفیر ویژه برای گسترش شبکه جهانی ارکسترها و کُرهای جوانان برگزیده شد؛ او همچنین نماینده ویژه یونسکو برای توسعه شبکه ارکستر در چارچوب جریان جهانی ارکسترها و کُرها برای جوانان است. شبکه ارکستر های او، شامل ۱۰۲ ارکستر برای جوانان و ۵۵ ارکستر برای کودکان (با حدود ۱۰۰۰۰۰ عضو) بعدها زیر نظر وزارت خانواده، بهداشت و ورزش قرار گرفت.

سر سایمون دنیس رتل (Sir Simon Denis Rattle)، رهبر ارکستر فیلارمونیک برلن، در سال ۲۰۱۰ زمانی که مایستر آبرئو را برای جایزه صلح نوبل پیشنهاد داد در مورد او چنین گفت: “آبرئو و اِل سیستما به کمک موسیقی، امید را به هزاران زندگی ارمغان دادند؛ زندگی هایی که در غیر این صورت، با مواد مخدر و خشونت به زوال کشیده می شد”.

آبرئو هنگام اجرای جوانان کاراکاس در کشور ژاپن در مصاحبه ای با شبکه BBC گفته بود که “ارکستر در درون خود ظرفیتِ خاصِ بودن، زندگی کردن و عمل کردن را داراست”. او هیچ گاه نخواست که این ایده را صرفا متعلق به خود بداند.

موسیقی به گونه ای عمیق در تاریخ خانوادگی آبرئو ریشه دارد. پدر بزرگ و مادر بزرگ مادری او در قرن نوزدهم از ایتالیا به ونزوئلا مهاجرت کردند و پدر بزرگ او ارکستری محلی را تاسیس کرد. مادربزرگش که عاشق اُپرا بود، اُپراهای ضبط شده پوچینی (Puccini) و وِردی (Verdi) را برای همسرش ترجمه می کرد.

آبرئو در سن نه سالگی پا بر جای مادرش گذاشت و شروع به نواختن پیانوی خانوادگی کرد. در شهر بارکیسیمِتو (Barquisimeto)، شهری در غرب ونزوئلا، جایی که او بزرگ شد، تنها کودکی بود که موسیقی می نواخت. او به آموختن موسیقی ادامه داد و بعد از مدتی برای تحصیل در رشته اقتصاد جهت حمایت از خانواده اش، به کاراکاس (Caracas) رفت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

هیات داوران ششمین جشنواره موسیقی «نوای خرم» معرفی شدند

به گزارش روابط عمومی ششمین جایزه و جشنواره همایون خرم (نوای خرم )، ستاد برگزاری ششمین جشنواره موسیقی نوای خرم اسامی هیات داوران مرحله رقابتی این دوره در بخش های مختلف را منتشر کرد.

چند گام… در امتداد راه علی‌نقی وزیری (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، آخرین مقاله زنده یاد خسرو جعفرزاده موزیکولوگ، معمار و از نویسندگان ثابت ژورنال گفتگوی هارمونیک است. این نوشته یکی از مهمترین مقالات این نویسنده فقید محسوب می شود که در آن به گسترش نظریه خود (که در کتاب «موسیقی ایرانی شناسی» از انتشارات «هنر موسیقی» منتشر شده است) بر اساس اصلوب تئوری علینقی وزیری می پردازد. (سردبیر)

از روزهای گذشته…

«همه رشته های موسیقی می توانند در جشنواره شرکت کنند»

«همه رشته های موسیقی می توانند در جشنواره شرکت کنند»

شاید بیش از آنکه نام سجاد پورقناد به عنوان موسیقیدان برای اهالی موسیقی آشنا باشد، نام او به عنوان نویسنده مقالات انتقادی موسیقی در اینترنت و مطبوعات دیده میشود. او یکی از قدیمی ترین چهره های فعال موسیقی در اینترنت است و امروز دوازده سال از شروع فعالیت او در این فضا میگذرد. در سال ۱۳۸۶ نشستی با حضور فعالین وب سایتهای موسیقی فارسی زبان در شیراز برگزار شد و پس از آن این نشست با تغییراتی به یک جشنواره جدی تبدیل شد. دبیری این جشنواره سجاد پورقناد است که گفتگوی ما را با او میخوانیم:
جان فیلیپ سوزا «شاه مارش» (I)

جان فیلیپ سوزا «شاه مارش» (I)

جان فیلیپ سوزا (John Philip Sousa) روز ششم نوامبر سال ۱۸۵۴ در واشنگتن دی سی به دنیا آمد. او آهنگساز و رهبر ارکستر آمریکایی اواخر دوره رمانتیک و سومین فرزند از ده فرزند جان آنتونیو سوزا (متولد اسپانیا از والدین پرتغالی) و ماریا الیزابت ترینخاوس (متولد باواریا، آلمان) بود. پدر جان فیلیپ در ارکستر نیروی دریایی آمریکا نوازنده ترومبون بود؛ به این دلیل سوسادر فضای موسیقی ارکستر های نظامی بزرگ شد.
کتابی منحصربفرد درباره موسیقی ژاپن

کتابی منحصربفرد درباره موسیقی ژاپن

درباره موسیقی و سازهای کهن ژاپن، سالها پیش در «مجله موسیقی»، نوشتارهایی پراکنده انتشار یافته و به نظر می رسد که متاسفانه هنوز کتاب جامعی درباره این موضوع در دسترس علاقه مندان پارسی زبان نباشد. چنین مشکلی حدود نیم قرن پیش در دنیای انگلیسی زبانان هم وجود داشت و همین کمبود شد که به ویلیام مالم (William Malm) پیشنهاد شود کتابی درباره موسیقی ژاپنی به زبان انگلیسی بنویسد.
دنیس برین، مروج هورن (I)

دنیس برین، مروج هورن (I)

دنیس برین (Dennis Brain) هورن نواز برجسته انگلیسی بود که عمدتا به خاطر رواج دادن هورن به عنوان یک ساز کلاسیک و تکنوازی در جامعه پس از جنگ جهانی دوم در انگلیس بسیار معروف است. اجرای کنسرتوهای هورن موزار توسط برین با همکاری هربرت فون کارایان (Herbert von Karajan) و ارکستر فیلارمونیک برلین همچنان به عنوان اصلی ترین قطعات ضبط شده از این کنسرتوها به شمار می روند.
به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (I)

به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (I)

طبعاً این آگاهى وجود دارد که اندیشه ها نمى توانند نقش یک کالا را ایفا کرده و نمى توانند به عنوان یک ثروت خانوادگى محسوب شوند. به محض اینکه ایران وارد بازار جهانى شده، با تکنولوژى غربى آشنا شده و در این داد و ستد رشد بازار صنایع اش را در رقابت شکل داده و برخى را نیز از دست مى دهد. لذا با نوعى از آن تفکر هم روبرو مى شود و درون روندگى فرهنگى را آغاز مى کند ، طبعاً متأثر مى شود، تأثیر مى گذارد، رقابت مى کند و بخشى از اصالت ها را نیز از دست مى دهد. سال ها پیش ایران یکى از صادرکنندگان پنبه در جهان به حساب مى آمده که امروز دیگر این چنین نیست.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (II)

از طرفی، طی چند دهه اخیر شاهد هجوم مشتاقان و گرایش جوانان به فعالیت های هنری بوده ایم که بعضاً با روحیه کاسب کارانه و برخوردهای بازاری به سمت و سویی ناروا کشیده می شود؛ خصوصاً در جنبه نوازندگی باید گفت که آشفتگی عمیقی بین روش ها و متدهای گوناگون وجود دارد. با توجه به نبودِ استانداردهای آموزشی در زمینه های مختلف موسیقی از جمله نوازندگی، اغلب روش هایی، با حداقل آشنایی با مبانی موسیقی و به دور از اصول اولیه و شروط لازم برای نوازندگی در کلاس ها به کار گرفته می شود و هر کس با اندکی ساز نواختن، خود را نوازنده و یا آهنگساز فرض می کند.
رابرت وایز کارگردان فیلم “آوای موسیقی” درگذشت

رابرت وایز کارگردان فیلم “آوای موسیقی” درگذشت

رابرت وایز (Robert Wise)، کارگردان بزرگ آثار بزرگ سینمایی و برنده ۴ جایزه اسکار در طی ۶۵ سال فعالیت درخشان خود بود. آثار او طیف وسیعی را از تدوین “همشهری کین” ساخته اورسن ولز Orson Welles تا کارگردانی فیلم جاودانی “آوای موسیقی” –که ما آنرا با نام اشکها و لبخندها دیده ایم- و اولین فیلم از سری “پیشتازان فضا” Star Trek در بر میگیرد.
ریتم و ترادیسی (XII)

ریتم و ترادیسی (XII)

از این رو حرکات رخ داده برای سمت چپ (یا راست) بدن منطقاً بر سمت چپ (یا راست) خط مرکزی نمایش داده می شود. نمادها در ستون ها قرار می گیرد: مستطیل ها به منظور نشان دادن جهتْ تغییر شکل می یابند، رنگ و/یا سایه برای نشان دادن سطح استفاده می شود، و طول برای نشان دادن کشش زمانی اسفاده می شود. نمادهای ویژه ای برای نشان دادن مفاصل (شانه ها، زانوها، انگشتان)، برای سطوح بدن (کف دست، صورت، و قفسه ی سینه) استفاده می شوند، و علائم ویژه ای می تواند برای طیف وسیعی از کنش ها مانند لمس کردن، سُریدن، محکم کوبیدن، دست زدن، و… استفاده شود. معرفیِ در دسترسی از نت نویسی لِیبا می تواند در دیوان نت نویسی رقص یافت شود (نک. اینجا).
تار و پودِ نشانه (II)

تار و پودِ نشانه (II)

این نکته به گمان من مهم‌ترین چالش را بر سر راهِ کارهای مشابه پدید می‌آورد. در حقیقت آهنگساز اولِ کار از خود می‌پرسد «چرا باید سراغ این شعر رفت؟» و جواب می‌گیرد «برای بازنمودن زیبایی‌هایش در موسیقی» یا «برای اضافه کردن به زیبایی‌اش به‌وسیله‌ی همراهی موسیقی». اما از این سؤال و جواب‌ها گذشته قدری هم برای اجتناب از تکراری شدنِ موسیقی‌ای که شعر را بر آن می‌نشاند، از سر ناچاری به سراغ همراه کردن موسیقی با معنای شعر می‌رود.
افق‌های مبهم گفت‌وگو (II)

افق‌های مبهم گفت‌وگو (II)

در چنین وضعیتی پیشاپیش گفت‌وشنود برقرار است. پس پرسش اصلی این است که دریافت‌کننده چه چیزی می‌تواند به مؤلف بازگوید؟ ساده‌ترین پاسخ واکنش ذوق است. مؤلفان در کنش و واکنش دائمی با مخاطبانشان گفت‌وگویی را شکل می‌دهند. دراین‌حال گفت‌وگو حول پذیرش و اقبال شکل می‌گیرد و نماینده‌ای برای «سلیقه‌ی» عمومی می‌شود. و آنجا رابطه‌ی گوینده‌ی محض-شنونده‌ی محض به یک گوینده/شنونده با گوینده/شنونده‌ی دیگر تغییر می‌کند که مؤلف نیز به «گفت» دریافت‌کنندگانش گوش بسپارد (۴).