امینی: باید مانند سینما در موسیقی هم شورای تهیه کنندگان داشته باشیم

علیرضا امینی
علیرضا امینی
در این گنجینه، وقتی ما وارد شدیم دیدیم که حجم انبوهی از کار است، به خاطر همین ما آمدیم یک پروسه چند منظوره طراحی کردیم و گفتیم یک کتاب از زندگینامه مجید وفادار باید انتشار پیدا کند که پوراندخت وفادار برادرزاده مجید وفادار که در دفتر حمید وفادار بوده به ما کمک‌های خیلی زیادی که کرد، از او تشکر می‌کنم. از شهرزاد وفادار دختر خود مجید وفادار که در این پروسه واقعا به ما کمک کردند و آثار را در اختیار ما گذاشتند و یک حرکت فرهنگی بزرگ شکل گرفت؛ کتابی تحت عنوان «خنیاگر آسمانی» که مراحل مجوزهاش دارد تمام می‌شود و برای نشر آماده می‌شود که متعاقبا رونمایی می‌شود.

این کتاب و یک سی‌دی که ۸ تصنیف از جاودانه‌های مجید وفادار در آن است رونمایی می‌شود که با صدای محمد معتمدی اجرا و یک سی‌دی از تک نوازی‌های ویولون است که آن روز برای مردم رونمایی می‌شود و همان شب هم در پایان این مراسم در سالن اصلی تالار میلاد کنسرت ارکستر نیایش برگزار می‌شود.

این ارکستر حدود ۲۰ یا ۲۵ نفر است که یک ارکستر مجلسی است به همراه پیانو، سازهای کوبه‌ایی و ساز ایرانی که دوست عزیزم رضا موسوی‌زاده آنرا همراهی می‌کند. در این پکیج فرهنگی ما در تلاش هستیم که دوباره مجید وفادار به این جامعه برگردانیم و آثارش را معرفی کنیم و در حرکت‌های آینده هم خیلی کارهای گسترده‌ایی داریم که شکل بدهیم.

یعنی چند اجرای دیگر هم از الان برنامه‌ریزی شده که تا شهریور بتوانیم آثار را معرفی کنیم. ما کلیه آثار را داریم آماده می‌کنیم. نت‌نویسی‌ها در حال آماده شدن است برای انتشار و آثار در حال آماده شدن هستند تا خواننده‌های مستعد و نسل جوان امروز که اثر خوب و فاخر می‌خواهند بتوانند از آن استفاده کنند.

فکر می‌کنم این حرکت حداقل در این دو سه دهه که خود شما هم واقعا به عنوان یک عنصر حرفه‌ایی در موسیقی فعالیت کردی و خیلی از ما پیشکسوت تر هستی، در این عرصه همچنین حرکت‌هایی سازمان‌دهی شده نیاز به حمایت داشت، حالا که خود مهندس سهیلی اینجا نیستند ولی در برنامه‌های بعدی اگر امکانش باشد و خود ایشان باشد تا ببینیم اصلا انگیزه‌ شان چه بوده برای حضور در این پروژه و همینطور سایر حامیان موسیقی هم بیایند و وارد بشوند.

باور کنید ما دنبال این حرکت هستیم که مثل آن شورای تهیه‌کنندگان سینما که چندتا از علاقه‌مندان این حوزه که با دید اقتصادی وارد شدند حالا با بزرگترین سیاست‌گذاران فرهنگ سینما تبدیل شدند. ما باید بتوانیم در موسیقی هم یک شورای تهیه‌کنندگان داشته باشیم. یعنی آدم‌هایی بیایند با پتانسیل‌های اقتصادی و پروژه‌های فرهنگی خوب را هدایت و حمایت کنند.

این پروژه ما را به این باور رساند که انشالله بتوانیم یک حرکت خیلی خوب را شکل بدیم با حضور همه‌ای دوستان و حالا از این بعد حواسمان بیشتر جمع کنیم که دوستانی مثل سجاد پورقناد عزیزم ما را رصد می‌کند که انشالله کار خوبی بشود!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر موسیقیِ متنِ فیلم «آندرانیک»

آنچه در موسیقیِ اغلب فیلم‌های گروه «هنر و تجربه» می‌توان شناسایی کرد این است که به نظر می‌رسد چنین باوری شکل گرفته‌ که فیلم‌های غیربازاری، کم‌کنش و درون‌گرایانه باید موسیقی‌ای کم‌کنش و دور از تلاطم داشته باشند. موسیقیِ «آندرانیک» گویی از چنین باوری حاصل شده‌است. درحالیکه لزوماً اینگونه نیست. به اقتضای هر فیلم این موضوع جنبه‌های متفاوتی می‌یابد و موسیقی گاه می‌تواند به جای تصویر، یک آشوب درونی را بازنمایاند.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری: تک‌نوازی کمانچه در فرهنگسرای سرو به تاریخ سوم بهمن ۱۳۹۸ که توسط شهاب مِنا تهیه شده است:

از روزهای گذشته…

پدر موسیقی ساده و ماندگار

پدر موسیقی ساده و ماندگار

در دنیای موسیقی امروز، یک آلمانی به پدر موسیقی ساده شهرت پیدا کرده است. او کسی نیست جز برت کامپفرت، کسی که گروه بیتلز را کشف کرد و بسیاری از ملودی های زیبایی دنیای موسیقی پاپ و Jazz به او تعلق دارد و همه روزه میلونها نفر این ملودی های زیبا را گوشه و کنار دنیا گوش می دهند. او در باره موسیقی خود می گوید : “اگر مردمی که موسیقی من را می شناسند احساس کنند که این موسیقی کافی است، خوشحال هستم چون تمامی آنچیزی است که می خواهم بگویم.”
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (I)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (I)

دوره ساسانیان دوره‌ی شکوفایی، اعتلا و جهش عظیم موسیقی در ایران بوده است. موسیقی در این عصر نزد پادشاهان مقام والا و به سزایی کسب کرد، توجه و علاقه درباریان و اشراف به موسیقی موجب پرورش و رشد موسیقی گردید، به‌طوری‌که سرودهای مذهبی، ترانه‌های ملی و بومی و ترانه‌ای که از وقایع مهم سرچشمه می‌گرفت برای اولین بار در این دوره سروده و خوانده شد.
شناخت کالبد گوشه‌ها (III)

شناخت کالبد گوشه‌ها (III)

پیش از هر چیز و حتا قبل از ورود به محتوا عنوان بخش دوم، برآورد داریوش طلایی را از کار خودش (یا دقیق تر بگوییم هدف پژوهش اش را) ظاهر می‌کند. همان طور که اشاره شد در تمامی سه پژوهشِ تاکنون منتشر شده از وی، هدف اصلی یافتن نوعی دستور زبان بوده است آن هم نه با هدف صرف تجزیه و تحلیل بلکه به آن امید که شاید بتوان با به سطح خودآگاه کشیدن آن انرژی آفرینشی را در میان نوازندگان موسیقی دستگاهی آزاد کرد و به برخورد متصلب با متن ردیف خاتمه داد (۹).
روش سوزوکی (قسمت سی یک ام)

روش سوزوکی (قسمت سی یک ام)

در آلمان، جائی که من بعد از جنگ جهانی اول به عنوان دانشجو زندگی می‌کردم، تورم اقتصادی شدیدی حاکم بود. هیتلر پدیدار و جنگ جهانی دوم آغاز شد. برلین دچار سردرگمی‌ ها و ماجراهای پیچیده ای شده بود، همه از آلمانی‌ و غیرآلمانی درگیر شده بودند؛ در آنجا حتی به دانشجویی مثل من پیشنهاد می‌کردند که: در فلان جا یک خانه پنج طبقه برای فروش موجود می‌باشد، شما می‌توانید آن را در ازای حتی ۱۰۰۰۰ ین (Yen) صاحب شوید و من همیشه رد می‌کردم و می‌گفتم که برای پول درآوردن به آلمان نیامده ام.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (III)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (III)

پی آمدن چپ و راست، بی شک توان وی را در پیاده کردن ریتم ها و الگوهای ضربی متفاوت تری می افزاید. توان را فزون می سازد اما این قدرت چون هر قدرتی باید مهار شود. وقتی با کشش های مطول کار می کنید و ضرباهنگ موسیقی را زیر آن کپه ریزها می سازید، حساسیت ها کمتر است، دقت بر تک ضربه ها نیست. نه اینکه تک ضربه بی اهمیت باشد، نه، اما چون به دور هر گام ریتم، گوشتی تنیده شده از گستره زمان که با ضربات پر شده است، اگر کمی از این گوشت نیز ساییده شود، به استخوان نخواهد رسید و ریتم سلیس خواهد ماند.
متبسم: من فرزند گروه های پیشین هستم!

متبسم: من فرزند گروه های پیشین هستم!

اگر بخواهیم مقایسه ای بین گروه دستان و گروه های موجود در ایران داشته باشیم قطعا باید از نظر تفکر آهنگسازی و تاثیر آهنگساز این موضوع را بررسی کنیم. در همین راستا می توان دستان را با ارکستر سازهای ملی به سرپرستی فرامرز پایور مقایسه کرد و البته اینکه من جنس کارهای حسین علیزاده و پرویز مشکاتیان را می پسندم و باید بگوییم که دستان فرزند این گروه ها است که در یک روند طولانی و با یک آنسامل کوچک تر حرکت کرده است؛ حال ممکن است از نظر صدادهی قابل مقایسه با یک گروه ۱۰ نفره نباشد اما از نظر تفکر آهنگسازی این گونه است.
جان کیج و ذن بودیسم (III)

جان کیج و ذن بودیسم (III)

او به زودی خود را مستغرق میان دنیای سریالیسم شوئنبرگ و نئوکلاسیسیسم «استراوینسکی» پیدا کرد و عمیق ترین تآثیرات را از کلاس های آهنگسازی «هنری کاول» پذیرفت. در ۱۹۳۴ به بهترین شاگرد کلاس شوئنبرگ بدل شد. یک بار شوئنبرگ در باره ی او گفت: او برای من نه تنها بهترین شاگردِ آهنگسازی که افتخارِ کشفِ یک نبوغ است.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br> روح الله خالقی (قسمت نوزدهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت نوزدهم)

فضا و حال و هوائی که در این یادنامه توصیف شده، باید با توجه به سن ۱۶ سالگی و تأثیرپذیری انسان در عنفوان جوانی در نظر گرفته شود. آواز جانسوز و صوتِ مؤثر عارف و ناله های جانکاه آهنگ، داستان ملّتی غمزده و کوششهای بی ثمرش در راه آزادی، فضای پررمز و راز، دیدگان اشکبار تماشاچیان و راز نهفته در دلها و بالأخره ترکِ تالار کنسرت با خاطری اندوهناک و غمگینی و خاموشی پدر در راه بازگشت… همه و همه میتوانند جوان حسّاسی چون او را از درون زیر و زبر سازند.
فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (IV)

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (IV)

از سوی دیگر تئودورگولنر یک آواز مذهبی (Benedicamus Domino) از اواخر قرن ۱۴ را نشان می دهد که در آن زمان هنوز با یک صدای واخوان شروع شده و خاتمه میابد. (۷) در مورد اورگانوم های لِه اونینوس، هم در یک گزارش تاریخی، اشاره ای به “burdo” شده است. همچنین در آوازهای مذهبی “cantus firmi” موسیقی آنچنان تنظیم شده است که هجاهای واژه “apti sunt” کاملاً برای اجرای نت های کشیده صدای واخوان مناسب می نمایند و بالاخره باید در نظر داشت که ملودیهای معروف مانند: “Haec dies, Benedicams Domino” از گردش صداهای فرعی دور و بر صدای اصلی ساخته شده اند و شباهت به آهنگ هائی دارند که مدتها پیش توسط اریش فون هورن بوستل در فرهنگ های مختلف از جمله در شرق دریای مدیترانه شناسایی شده اند و عملاً نوعی تزئین یک صدای واخون هستند. (۸)
لوئیس آرمسترانگ

لوئیس آرمسترانگ

در سال ۱۹۰۲ بدنیا آمد، موسیقیدانی بود که بیشترین تاثیر را در قرن بیستم بروی موسیقی، بخصوص Jazz گذارد. به Satchmo (ساچمو مخفف Satchel Mouth) معروف بود و امروزه در رده بزرگان فلسفه، هنر، سیاستمداران و … در مقام مقایسه آورده میشود.