دژآهنگ: سبک مورد علاقه من کلاسیک است

الیاس دژآهنگ
الیاس دژآهنگ
نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با الیاس دژآهنگ استاد و نوازنده‌ هارمونیکا، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. وی فوق لیسانس آهنگسازی از دانشگاه هنر است و مدت‌هاست روی تکنیک‌های جدید نوازندگی ساز هارمونیکا تلاش می‌کند و در کنار آن به تشکیل آنسامبلی از انواع هارمونیکا پرداخته است.

چطور با موسیقی آشنا شدید و این ساز را انتخاب کردید؟
من موسیقی را از سال ۸۳ با ساز هارمونیکا شروع کردم. آن موقع کامپیوتر و اینترنت وجود نداشت و یا بهتر بگم به این شکل وجود نداشت. دسترسی به متدهای آموزشی هم میسر نبود و بنابراین خیلی هم نمی شد از استادی انتظار داشت که بخواهد به طور حرفه‌ای سازی را آموزش بدهد ولی با این حال یک استاد خیلی خوب داشتم به اسم آقای زرینی که لطف بزرگش به من این بود که اصول اولیه این ساز را کاملا بصورت پایه‌ای و به شکل صحیح به من آموزش داد. به لطف آن پایه است که تا امروز من دارم پیش می روم و همیشه هم دست بوسش هستم.

در مورد سبک خاصی که هارمونیکا را می‌نوازید و دارید تدریس می‌کنید صحبت کنید. این سبک از کجا آمده و چطور شده که به اجرای قطعات موسیقی کلاسیک با این ساز توجه کردید؟
گرایش اصلی من سبک کلاسیک است و این هم به دلیل علاقه شخصی من به این سبک و هم به این دلیل که حیطه‌ای تحصیلات من متمرکزتر روی این سبک بوده، هم درک بهتری از این سبک دارم و احساس می‌کنم می‌توانم حرف بیشتری در این زمینه بزنم.

به طور کلی گرایش کلاسیک روی هارمونیکا از چند جنبه می‌توان بررسی کرد که یکی از اصلی‌ترین‌ها این جنبه‌ها، قدمت این ساز است که نهایتا صدسال است و اینکه در دوره‌ی خیلی از این آهنگسازها که قطعات خیلی زیادی برای همه‌ سازها نوشته‌اند، این ساز اصلا وجود نداشته و بنابراین یک دلیل عمده گرایش خیلی از نوازنده‌ها به سبک کلاسیک، شناساندن توانایی‌های این ساز بوده به آهنگسازهای هم عصرشان که آنها را وادار کنند که برای هارمونیکا هم قطعاتی بنویسند. مثلا ما وان ویلیامز را داریم که یک رومنس در سی بمل مینور نوشته است. مثلا خیلی این تونالیته خوش دستی است برای هارمونیکا؛ خیلی قطعه‌ پیچیده‌ای است و لری ادلر و چند نفر دیگر هم اجرایش کردند.

یا مثلا کنسرتوهایی برای هارمونیکا داریم که اسپیکاوبسکی نوشته و رابرت بونفیلیو اجرا کرده، یا قطعات دیگری نوشتند مثل کنسرتو هارمونیکا از آرنولد یا لیاوگوس.

همه اینها ثمره تلاش‌هایی است که نوازنده‌ها داشتند یا می‌توانیم تلاش‌های تامی رایلی و چمبر هوارانگ نام ببریم که اینها حتی در دانشگاه جولیارد که می‌توان گفت بهترین دانشگاه موسیقی دنیا است، فقط برای معرفی توانایی‌های این ساز سخنرانی و اجرا داشتند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری (I)

مطلبی که پیش رو دارید، گزارشی است از مراسم رونمایی از آلبوم به‌یاد بهاری: تک‌نوازی کمانچه در فرهنگسرای سرو به تاریخ سوم بهمن ۱۳۹۸ که توسط شهاب مِنا تهیه شده است:

نشست بررسی و نقد کتاب «دانش هرمی موسیقی» اثر محمدسعید شریفیان برگزار می‌شود

نشست بررسی و نقد کتاب «دانش هرمی موسیقی» اثر محمدسعید شریفیان برگزار می‌شود. در این نشست که عصر روز دوشنبه هفتم بهمن‌ماه برگزار می‌شود نویسنده اثر محمدسعید شریفیان، محمدرضا آزاده‌فر و محمدعلی مرآتی حضور خواهند داشت. نشست بررسی و نقد کتاب «دانش هرمی موسیقی» دوشنبه هفتم بهمن‌ماه از ساعت ۱۵ تا ۱۷ در سرای اهل قلم واقع در خیابان انقلاب،‌ خیابان فلسطین جنوبی، کوچه خواجه نصیر پلاک ۲ برگزار می‌شود.

از روزهای گذشته…

گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (I)

گفتگو با عمر زیاد قانون‌نواز عراقی (I)

نوشته ای که پیش رو دارید گفتگویی است که توسط مژگان محمدحسینی (نوازنده قانون) در حاشیه برگزاری کارگاه”نوازندگی قانون” در تهران با استاد این کارگاه «عمر زیاد حکمت» قانون نواز برجسته‌ی اهل عراق، انجام شده است. این کارگاه در شهریورماه گذشته به همت “میثاق نامی” (نوازنده قانون) برگزار شده است. محور این گفتگوی کوتاه وضعیت موسیقی و نوازندگی در کشورهایی است که در آنها ساز قانون جزو سازهای اصلی ارکستر به شمار می رود و نقش مهمی را در موسیقی شان ایفا می‌کند.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (I)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (I)

داریوش طلایی از موسیقیدانان نسل سوم بعد از وزیری است، او نوازنده برجسته تار و سه تار و استاد ردیف شناسی در موسیقی ایرانی است. «نت نویسی آموزشی و تحلیلی او از ردیف میرزاعبدالله» بهترین منبع و مرجع برای آموزش ردیف تار و سه تار میرزا عبدالله است. او در سال ۱۳۷۲ رساله «نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی» (۱)، را ارائه داده است.
موسیقی تنهائی (II)

موسیقی تنهائی (II)

در بیشتر موارد اجرای سوال و جواب های جملات موسیقایی بین بخش های مختلف ارکستر تنها چیزی است که اجرای ارکستر ایرانی را از اجراهای تکنوازی متمایز می کند. قواعد نا نوشته ی هامونی و ارکستراسیون موسیقی ایرانی برای ارکسترهای بزرگ همچون ارکستر سنفونیک نیز که توسط آهنگسازان مختلف به کار گرفته شده است به هیچ عنوان نمی تواند پیرو الگو های پلی فونیک ارکسترهای دیگر نقاط جهان باشد چراکه ماهیت این نغمات اجازه ی این دخل و تصرف را از آهنگساز گرفته است.
ویولن از کجا آمده است

ویولن از کجا آمده است

عده کثیری از تاریخ نویسان موسیقی منشا آن چیزی را که ما امروزه به نام ویولن می شناسیم از ایتالیا، در سالهای ۱۴۹۶ تا ۱۵۰۵ میدانند.
به بهانه ی انتشار خسوف (I)

به بهانه ی انتشار خسوف (I)

ریشه ی واژه ی اوراتوریو (oratorio) به دورانی در قرن شانزدهم باز می گردد که قدیس فلیپ نری (saint philippe neri) روحانی کاتولیک، مجالسی را برای شنیدن آثار موسیقایی در کلیسای مشهور «اوراتوار» (oratoir) واقع در شهر رم تشکیل می داد. واژه ی «اوراتوریو» نیز از نام همین کلیسا مشتق شده است.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (II)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (II)

در موسیقی چنین موضوعات آموزشی را سازه های میانی موسیقی می نامیم. این سازه ها هستند که می توانند موجب آشکار سازی و تجسد زدایی اثر شوند. از دهان ما که اصوات از آن خارج می شوند تا یک ساز که در اثر تمرین، توانایی نوازندگی آن را پیدا می کنیم تا نت ها و قوانین هارمونی و کنترپوآن را می توان سازه های میانی در قلمرو موسیقی نام نهاد که وظیفه شان همان آشکار سازی و تجسد زدایی و تنوع اثری بوده که در درون ما خلق شده است.
رمضان: هر سبکی سونوریته ای می طلبد

رمضان: هر سبکی سونوریته ای می طلبد

چراکه در حقیقت ما نت های مختلف داریم که می مانند و بر روی آن نت ها موتیف های دیگری می آیند و در حقیقت تعادلی که بین این قسمت های مختلف صوتی باید رعایت شود مشکل است و این کار نوازنده را مشکل می کند، به خصوص که بسیاری از این نت ها را باید با پدال سوستنوتو که پدالی است در وسط پیانو رویال، پیانوهای گراند، این پدال که پدال خاصی است که در قرن بیستم روی پیانو اضافه شده، برای این تکنیک موسیقی خاص.
مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (II)

مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (II)

دو کتاب دیگر هر دو به موضوعاتی تخصصی می‌پردازند. کتاب «تجزیه و تحلیل و شرح ردیف موسیقی ایران»، کتابی است که برخلاف عنوان‌اش تجزیه و تحلیلی در مورد ردیف و بنیان‌ها و خاستگاه‌هایش نمی‌دهد و با رویکردی قدیمی و رد شده صرفاً برداشت‌های دوره‌ی جوانی مؤلف نسبت به ردیف را بازمی‌نمایاند و نشانی از یافته‌های اخیر در حوزه‌ی ردیف و موسیقی کلاسیک ایرانی ندارد. موسیقی‌شناسان ایرانی در گذشته، هرچند رسالات قدیمی را مدنظر قرار می‌دادند اما به جز برخی شباهت‌های اسمی، معمولاً در کارهایشان چیزی که متن رسالات را به عمل موسیقایی امروز وصل کند وجود نداشت. چنین ارتباطی شاید با مدنظر قرار دادن موسیقی کشورهای همجوار که در آنها سنت موسیقایی، همچون جفرافیای امروز ایران منقطع نبوده، می‌توانست محقق گردد که در دو دهه‌ی گذشته پژوهش‌های ارزشمندی در این خصوص صورت گرفته است.
گفت و گویی کوتاه با پیمان سلطانی در باره آواز ایرانی

گفت و گویی کوتاه با پیمان سلطانی در باره آواز ایرانی

در یکی از روزهای گرم مرداد ماه، برای خرید کتاب به انتشاراتی ویستار واقع در میدان هفت تیر تهران رفته بودم، به طور اتفاقی پیمان سلطانی هم در آن جا حضور داشت. بعد از احوال پرسی مثل همیشه صحبت موسیقی به میان آمد و بحث بر سر آواز ایرانی بالا گرفت. پس از دقایقی صحبت، با خود اندیشیدم که چه خوب است این گفت و گو را به مصاحبه ای تبدیل کنم، اول خواستم به ایشان بگویم وقتی تعیین کنند که مفصل در این باره بحث کنیم اما با اطلاع از اینکه پیمان سلطانی مشغله ی کاری زیادی دارد و ممکن است به این زودی فرصتی برای این کار پیدا نشود، تصمیم گرفتیم بحث را در همان جا ادامه دهیم و از او خواستم چند دقیقه ای وقتش را به من دهد و او هم مثل همیشه با خوش رویی پذیرفت و گفت و گو را ادامه دادیم.
نوایی: میخواهیم  کر فلوت تشکیل بدهیم

نوایی: میخواهیم کر فلوت تشکیل بدهیم

از این رو بلافاصله پس از بازگشت به ایران در هنرستان به عنوان استاد یار استخدام شدم و در ارکستر سمفونیک هم به عنوان اولین نوازنده زن فلوت وارد ارکستر سمفونیک تهران شدم. البته قبل از من نوازنده فلوت زن در ارکستر بود ولی تمام آنها خارجی بودند. آقای مشکات از من امتحان گرفت و خیلی نوازندگی من را پسندید و آن زمان خیلی اصرار داشت که من حتماً در ایران بمانم. شش ماه پس از زمانی که من وارد ارکستر شدم، انقلاب شد.