گذر از کوچه گلستان

دکتر قدرت الله نورسته (خنجی)
دکتر قدرت الله نورسته (خنجی)
زندگی در عصر ارتباطات هرچند جهان بی انتهای پدران ما را به دهکده ای کوچک، آشفته و به دور از فضیلتهای اخلاقی تبدیل نموده ولی حداقل این حسن را نیز داشته است که در گوشه ای از بازار مکاره این دهکده میتوان اندک شماری را یافت که به دور از هرگونه خودباختگی و وابستگی به زرق و برق دنیا و بی توجه به اطراف و تنها برای دل خود به کاری مشغولند.

شاید بتوان یکی از این اندک شمارها را در عرصه موسیقی فولکلور ایران دکتر قدرت الله نورسته (دکتر خنجی) رهبر و بانی گروه گلستان دانست که با همتی والا و ذهنی خلاق در کشور مجارستان، به دنبال یافتن راهی برای آسان نمودن تحمل رنج دوری از زادگاه و به کمک دوستان هنرمند مجاری خود گروه گلستان را بوجودآورده است. نگارنده این مطلب نیز اقبال شنیدن آوای دلنشین دکتر خنجی را در گوشه ای دور از وطن داشته وشاید این نوشته که علاوه بر معرفی گروه دربرگیرنده برداشت شخصی من از آثار بوجود آمده در آن است، بتواند سپاسنامه خالصانه ای به نمایندگی از طرفداران گروه گلستان باشد.

دکتر خنجی زاده گرمسیر و پرورش یافته در سایه نخلِ سیراب از آب انبار است. برخاسته از بطن مردم خونگرم و خاکی جنوب و وفادار به آب و خاک و خانه و کوچه و یار و دیار است. حرفه اصلی اش طبابت است و به ظاهر در اتاق عمل با جسم نیمه جان انسانها سروکار دارد ولی با خلق آثاری چون “اچم” و “مجار” پا از حریم حرفه ای خود فراتر نهاده و به درمان روح زخمی و جان خسته ما ایرانیان دور از وطن پرداخته است.

جذابیت گروه گلستان تنها در ارائه آثاری بدیع و نوآوری در موسیقی فولکلور ایران خلاصه نمیشود بلکه بانی این گروه با کشف ریشه های مشترک موسیقی محلی اچمی (که به زبان خنجی اطلاق میشود) و موسیقی محلی مجارستانی و پیوند تحسین برانگیز این دو با هم، مرزهای فرهنگی و هنری موجود را لااقل در بین این دو کانون جغرافیایی و در این مورد بخصوص در هم شکسته است.

گفته های دکتر خنجی در مصاحبه اش با بخش فارسی رادیو بی بی سی در ژانویه ۲۰۰۳ حکایت از این داشت که اندیشه تشکیل گروه گلستان به دنبال اجرای موسیقی محلی خنجی در هنگام مراسم افتتاح نمایشگاه عکس چشم اندازهای خنج و در شهر پش مجارستان (آوریل۲۰۰۱) (که با استقبال به جای مردم نیز روبرو شده بود)، در ذهن ایشان جان گرفت. به گفته وی مهمترین عامل در خلق ملودیهای محلی که سرودن اشعار آن را از سالها قبل آغاز کرده بود، زنده نگه داشتن زبان مادری و حفظ ارزشهای فرهنگی زادگاه خود بوده که این مهم در قالب شعر و موسیقی و با اجرایی نو پایه های اصلی تشکیل گروه گلستان را بوجود آورد.

توانایی دکتر خنجی در بیان دلمشغولیهای خود به زبان مادری مقوله دیگری است که میتوان برای هر ترانه و هر گوشه آن مطلبی دیگر نوشت و به ویژگی های آن اشاره کرد. لازم به ذکر است علاقمندان گروه گلستان پس از شنیدن مصاحبه دکتر خنجی با شبکه تلویزیون آی تی انITN در آمریکا در انتظار اجرای کنسرت این هنرمند در زمستان ۸۴ و در شهر دبی به انتظار نشسته اند.

تا کنون گروه گلستان توانسته است دو آلبوم مجار که به زبان محلی خنجی به معنی همه داد و فریادها و به بیانی دیگر همان مجارستان و قوم مجار است و آلبوم اچم را به بازار عرضه کند. همه آنچه که من از دو آلبوم مجار و اچم شنیده ام ملودیهای منحصر بفردی است که با وجود رنگ و لعاب نوگرایانه و خلاقانه آن ریشه ای عمیق در فرهنگ عامیانه ایرانی داشته و دلنشین بودن این ملودیها به گوش مجارها نیز ارزش فعالیت هنری گروه گلستان را دو چندان کرده است.

بیشتر ملودیها با بیانی ساده و نوایی بی آلایش فضایی معمارگونه خلق نموده که شنونده بی اختیار خود را دعوت شده به این فضای آکنده از شور و شعف می یابد. فضایی که بوی خاک، رنگ لاجوردی آسمان، سفره پر ستاره شب، رقص بوته های گز در خنکای نسیم غروب، قامت رسای نخل در زیر آفتاب ظهر تیرماه و شیطنتهای کودکانه در کوچه و پس کوچه های شهر عناصر سازنده آن را تشکیل میدهند.

تجربه احساسی من پس از شنیدن این ملودیهای شگفت انگیز به دشواری قابل بیان است. چه، هر شنونده ای بسته به ذوق و سلیقه موسیقیایی خود تجربه ای متفاوت خواهد داشت. اما آنچه که وجه مشترک علاقمندان به سبک و سیاق آوازخوانی و نواختن نی دکتر خنجی است، حزین وعرفانی بودن برخی از این نواها است. حزن صدا و پس زمینه ای که ملودیها در آن جاری است، ویژگی انحصاری آن بوده و این ویژگی مانند ریسمانی محکم شنونده با حس و حال را به اصل خود وصل مینماید.

عصر ما بیمار آثار کسالت بار تکراری و بازاری در تمام مقوله های هنر است و ارزش واقعی این دست آثار ماندگار به دلیل طبع درویش مأبانه گرداننده این گروه متاسفانه کمتر شناخته شده است.

ملودیهای دو آلبوم مجار و اچم مجموعه ای است از بیان عواطف بی آلایش، احساسات پر شور و غم مشترک همه غربت زده هایی که به ریشه های خود وابسته اند و دور بودن از زادگاه حتی برای یک دوره زمانی بیست ساله نه تنها این پیوند را سست ننموده بلکه موجب تقویت آن نیز شده که این نشانه آشکار خلوص است.

بی اغراق خلوص صوت عارفانه دکتر خنجی و کلام بسیار ساده او در کنار غنای موسیقی این آثار میتواند شنونده را به مکانی بالاتر از این جهان فانی هدایت کند. هنگامی که از راهی پر خطر و گله ای بی چوپان میخواند خود را در تنگنای دریده شدن به دست گرگهای عصر ارتباطات و دهکده آشفته جهانی می یابیم که در مقدمه به آن اشاره شد.

مو میاد چو که ره پر گرگه
چیپونی نی و نصف گله مرده
تو تیاد به که تا ابد عشقت
دل و دینم هر دوتاش برده

ناگفته نماند هنرمندان مجاری در همخوانی و نواختن ملودیها به خوبی نقش داشته و نوآوری این گروه در ترکیب جالب چند ساز موسیقی است که در کنار نی دکتر خنجی شنیدن این آثار را دلنشینتر کرده است.

در انتها لازم است سایر اعضای گروه گلستان را نیز معرفی و از زحمات آنها نیز صمیمانه سپاسگذاری نمود.

آلیز بوگردی: نوازنده ویلون ، وکالیست
بولچو بابارتسی: نوازنده گیتار، عود، سه تار، وکالیست
گابی فرنتس: کیبرد، وکالیست
زلتان توت: نوازنده پرکاشن، درام
کرنل کرکش: نوازنده کانتر باس، دبل باس، زنبورک

همچنین وب سایت رسمی گروه گلستان www.golestan.info میتواند اطلاعات بیشتری در خصوص فعالیتهای هنری این گروه در اختیار هموطنان علاقمند قرار دهد.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

یادداشتی بر آلبوم «نبودی تو»

موسیقیِ «نبودی تو» را می‌توان در این عبارت خلاصه کرد: کنار هم نشاندنِ بی‌ربطِ عناصری بی‌ربط و در عین حال نخ‌نما. شیوه‌ی تنظیم و هارمونیزه کردنِ نُه ترانه‌ای که در این آلبوم گنجانده شده عمده‌ترین عنصرِ تاریخ مصرف گذشته‌ی مجموعه است. صدای خواننده نیز معمولاً بی هیچ ایده‌ی مشخصی، در فواصلی مستعمل، بر فضاسازی‌هایی سوار می‌شود که حاصلِ نازل‌ترین فرمول‌های نیم قرن پیش‌اند.

از روزهای گذشته…

نقدی بر اجرای استابات ماتر توسط گروه کر فیلارمونیک ایران

نقدی بر اجرای استابات ماتر توسط گروه کر فیلارمونیک ایران

گروه کر فیلارمونیک ایران، در روزهای ۴، ۵ و ۶ شهریور ماه، “استابات ماتر” اثر آنتونین دورژاک را به رهبری علیرضا شفقی نژاد روی صحنه برد. اجرای این اثر فاخر، کاری بسیار سنگین و بزرگ است که گروههای معتبری در جهان اقدام به اجرای آن نموده اند؛ مطمئنا شنیدن اجراهایی نظیر “گروه کر و ارکستر فیلارمونیک لندن” و یا “ارکستر سمفونیک ژنو” از طرفی سطح توقع شنونده خاص را بالا می برد و از جهتی مخاطب را در مواجهه با ورژن وطنی دچار مشکل می نماید.
عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.
لیپت: برای انتخاب استاد آواز تحقیق زیادی کنید!

لیپت: برای انتخاب استاد آواز تحقیق زیادی کنید!

گفتگویی که پیش رو دارید، آخرین مصاحبه با زنده یاد فلورانس لیپت، استاد آواز کلاسیک است. بخشهایی از این گفتگو به صورت رو در رو ثبت شده است و بخشهایی نیز توسط ایشان مکتوب شده بود که پس از درگذشت این هنرمند با همکاری همسر گرامی ایشان، دکتر محمد سعید شریفیان ترجمه شد. قرار بود این مصاحبه مفصل تر و کاملتر انجام شود ولی روزی که قرار بود با ایشان و همسرشان گفتگو انجام بگیرد، به خاطر کسالتی که داشتند، گفتگو به روزهای بعد موکول شد که متاسفانه با فوت ایشان همراه شد.

ئونارد کوهن و باب دیلان ، شعر و ترانه – ۲

به واقع دیدگاه دیلان به طرز اساسی دیدگاهی رستاخیزی است و در ترانه هایش بارها و بارها تکرار میکند که جهان شرور به زودی نابود خواهد شد و از میان برداشته میشود، شاید آن زمان “که کشتی نجات بییاید”!
گیتار با کوک خودکار

گیتار با کوک خودکار

موسیقیدان های سراسر جهان با در دست داشتن نوع جدیدی از تکنولوژی، با رها شدن از کار شاق کوک کردن ساز، به آزادی هنری بیشتری دست میابند. این فناوری روباتیک که توسط کمپانی آلمانی ترونیکال (Tronical Gmbh) و با شراکت کمپانی گیتار گیبسون (Gibson) به وجود آمده و توسعه یافته است، موجب شده است که جدیدترین مدل گیتار لس پاول (Les Paul) گیبسون، تنها در حدود ثانیه، خود را کوک کند.
بتهوون و Missa Solemnis- قسمت سوم

بتهوون و Missa Solemnis- قسمت سوم

میسا سولمنیس، سازهای متعدد و ترکیب آوایی بسیار مفصلی دارد. این تنظیم با شکوه و پر عظمت بتهوون، به گروه نوازندگان و خوانندگان بسیار بزرگی نیاز داشت که همین امر موجب بروز مشکلی دیگر برای اجرای این قطعه در کلیسا فراهم میکرد. این قطعه خود به پنج قسمت کایری Kyrie (مناجات)، گلوریا Gloria (تسبیح)، کردو Credo (ایمان)، سنکتوس Sanctus (تقدس) و اگنوس دی Agnus Dei (بره خداوند) تقسیم شده است.
کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (I)

کتابی برای آموزش تحلیل دانشورانه‌ اثر موسیقایی (I)

تجزیه و تحلیل موسیقی یا همان آنالیز از آن دسته فنون است که کاربردی دوگانه دارد. در سنت موسیقی کلاسیک دو گروه از افراد هستند که مایلند اطلاعاتی دقیق از ارتباطات دقیق درون یک اثر موسیقایی به دست بیاورند؛ آهنگسازان و موسیقی‌شناسان. شناخت آثار برای این دو گروه که گاه به یکدیگر یاری نیز می‌رسانند، اهمیتی حیاتی دارد. برای گروه نخست اهمیت این فنون در این است که امکان یادگیری از پیشینیان را فراهم می‌سازد.
اعجاز پاگانینی (I)

اعجاز پاگانینی (I)

زمین ارتعاش گام‌های یکی از بزرگترین نوابغ تاریخ بشری را در ذهن خاکی‌اش ذخیره می‌کند. شاید از زمان پیدایش موسیقی نام هیچ نوازنده‌ای به اندازۀ او با تقدیر یک ساز گره نخورده باشد؛ چندان که تا همین امروز هم اجرای کامل و بی‌نقص کاپریس‌های او یکی از مهلک‌ترین ملاک‌ها و دشوارترین آزمون‌های ویرتوئوزیته برای ویولنیست‌ها در سرتاسر دنیاست. در موردش گفته‌اند و بس نیکو هم گفته‌اند که «پاگانینی ویولن را از جایی شروع کرد که دیگران تمام کرده بودند!» این جمله به وفادارترین شکل ممکن و بهتر از هر جملۀ ستایش‌آمیز دیگر، وصف حال اعجوبه‌ای‌ست که تکنیک‌های این ساز را به دوردستی دهها سال جلوتر از عصر خودش پرتاب کرد.
رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (I)

رودز: «از عبارت “موسیقی کلاسیک” متنفرم» (I)

جیمز رُودز (James Rhodes) اولین نوازنده کلاسیک که با یک لیبل راک قرار داد بسته است توضیح می دهد که چرا دوست دارد به جیمز الیور ژانر خود تبدیل شود. اولین کاری که جیمز رودز پس از نشستن پشت میز انجام می دهد سفارش دادن یک قهوه بدون کافئین است. واضح است که رودز از آن دسته افرادی است که به محرک اضافی نیازی ندارد: هنوز ساعت ۱۱ صبح نشده است و او دارد از در و دیوار بالا می رود. در حالیکه واژه هایی که به کار می برد مثل ماشین های برقی به یکدیگر می خورند می گوید «بعضی ها می گویند بی صبرانه منتظر تعطیلات آخر هفته هستیم. من با خودم فکر می کنم چرا؟» رودز با نوک انگشت هایش بر روی میز ضرب می گیرد مثل اینکه دارد آرپژ می زند! «من شخصا الآن همان کاری را انجام می دهم که حتی اگر در یک لاتری هم برنده شوم باز هم ادامه اش خواهم داد».
«ترانه ای دردمند در بستر تنهایی»

«ترانه ای دردمند در بستر تنهایی»

بی شک آنچه که امروز به عنوان موسیقی سنتی ایران در دست داریم، یادگار همه رنجهای بزرگ عاشقان و سالکان این وادی غریب و ژرف بوده است که هر یک گمنام و بی نشان از یادها رفته اند و نغمه ها و زخمه هایشان امّا، در یاد و خاطرۀ نسلها و نسلها بر جای مانده است و با جان و روح مردم این سامان آمیخته گشته است. در نوای شبانان بر پهن دشت این سرزمین، در لای لای مادران، در طلوع صبح و کوچیدن، در میان کوچه ها و در بازار، در خلوتِ رازآلود عاشقان و در سماع قلندران و عارفان و در همۀ یادها و خاطرات مردم این دیار.