دوشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸ ،
رضا ضیایی
آوانگاردیسم در قلمرو ابداع و نو آوری
بدرستی ابداع و نوآوری نتیجه چه فرآیندی است؟
هنگامی که در تاریکی های ذهن سیر می کنیم چه محصولی پدید می آید و گاهی که در تلاطم اندیشه به این سو و آن سو پراکنده می شویم در کدام موقعیت عینی حضور می یابیم. مسیر گذر از تجربه و علم به امتداد کدام عملکرد و چه کیفیتی سرانجام می گیرد و گاه و بی گاه که در نفس اختیار تصوراتمان به خیال صحت و سلامت پیش بینی هایمان به سر می بریم، چه می کنیم و چه می آفرینیم؟ محصول این خلق چیست؟ محصول این اختیار و امکان چیست؟
در این زندگی برای هر آنچه در دنیای پیرامون ماست قانونمندی و نظام وجود دارد از ریزترین ذره تا نا شناخته ها،گریزی از قالب نظم و هماهنگی نیست و این معیار و قالب ابدی و جاودان در فطرت هر آنچه در این دایره هستی حضور دارد، نهفته و نهادینه است، چرا که ما خود نیز در تعامل و تقابل ازل تا ابد، چنین ترتیبی و حساب و کتابی را جستجو می کنیم،ولی نفس کنجکاو و عجول ناگهان پا به عرصه ظهور می گذارد و جدول محاسبات و تنظیمات سیستماتیک را دچار اختلال می کند.
جای نگرانی چندانی نیست، در این هستی بیکران هر آنچه فاقد پویایی و نظم هستی زاد باشد محکوم به فناست،چرا که درزیر چرخهای حرکت عظیم این پویایی، تاب نمی آورد و از صحنه این جدال خارج می گردد.
اما می تواند کوتاه زمانی را به خود اختصاص دهد و جریان را به دست گیرد،اما بی خبر از آنکه به مقدار حضورش در محدوده ای که خود فراهم کرده است،عمق فاجعه و دقت محیط اطراف را به ساختار وجود خویش اختصاص می دهد.و هر چه می گذرد سوالها و پرسشها، نقد ها و نگاه های تیز بین بر آن مستولی شده و در دوره های زمانی مختلف در اذهان عمومی مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد.
از آنجاست که ارائه محصولی جدید مسئولیتی خطیر و طاقت فرسا را به پیش می کشد حال در هر زمینه ایکه باشد طبیعی است که در مقاطع و شرایط حساس تر، موضوع دچار پیچیدگی و ابهام بیشتری خواهد بود،در نتیجه توجه بیشتری را به خود جلب خواهد کرد.
در این وضعیت حضور 2 حالت اجتناب ناپذیر است: وضعیت آگاه و وضعیت نا آگاه
معمولا تولید و ابداع و نو آوری ناقص و یا ابتر در وضعیت نا آگاه از تمام جوانب به دنبال مامنی برای ادامه حیات خویش است، و در نهایت به هر موقعیتی پناه خواهد برد و بسته به کیفیت خالق آن بستر و شرایط،محیط با آن شکل پذیری پیدا خواهد کرد و همچنان در تبادل حالتی مطلوب بین یکدیگر به حیات نامطمئن خود ادامه می دهد.
اما در وضعیت آگاه که آگاهی و علم در مقام نظاره گر تولید و مصرف حضور پیدا می کند،هر پدیده و محصولی که مصرفی باشد،الزاما جایگاهی را بدست نیاورده و در صورت عدم هماهنگی با سایر قوانین و مستندات و معقولات، محکوم به حذف و نابودی است.
البته این موضوع قابل ذکر است که با توجه به عیار سنجش اجتماع و در تقابل با آن امکان مقاومت پدیده و یا محصول تولید شده وجود داشته و شاید بتواند مقداری بیشتر از حد تخمین، حیات خود را برای زمانی نه چندان طولانی حفظ کند که آن نیز سر انجامش مشخص بوده و چراغی از آن افروخته نخواهد شد.
وضعیت تولید و ارائه محصول در بخش ادوات موسیقی دچار چنین بیماری سخت و کهنه است،که متاسفانه به طعم حضور ابداعات و اکتشافات و نو آوری هایی مزین شده است.جای بسی پرسش و انتقاد است هر آنچه شاید گوش شنوایی نباشد و یا ذهن تحلیل گری. اما عدم حضور جایگاه سنجش و نقد، دلیل بر سلامت و درستی قضایا نیست، خلسه ابهام آوری است که همه در آن به جشن و پایکوبی نشسته ایم و در خیال طی کردن مسیری درست و رضایت بخش، حتی گاهی از بیرون به وضعیت فعلی نظاره نمی کنیم و به مثال همان وضعیت نا آگاه به مصرف محصولات اینچنینی و آنچنانی مشغولیم و دائما در حال توجیه کردن و استدلالهای هیچ انگارانه.
غافل از اینکه در سراشیبی سقوط استانداردها، با سرعتی هر چه بیشتر، سیر و سیاحت می کنیم.
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۱۳ ق.ظ
VERY GOOD
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۸ at ۸:۵۰ ق.ظ
رضا ضیایی عزیز.
مرسی از مقاله خوبت. نقد شما به عدم حضور مناسب جایگاه نقد در موسیقی، آنجا که به قول خودت در وضعیتی ناآگاه ابداع و نوآوری را دست و پا می زنیم هوشمندانه و مفید بود.
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۱ ق.ظ
kheyli khoub boud batashakora az shoma,movafagh bashid
اردیبهشت ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۳ ق.ظ
kheyli khoub boud,ba tashakor az maghaleye khoubetoun,movafagh bashid.
اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۸ ب.ظ
سلام جناب ضیایی
به نظرشما همیشه پیروی نکردن از استاندارد سقوط محسوب میشودپس جای خلاقیت کجاست؟
اردیبهشت ۲۱م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۴۶ ق.ظ
با سلام
جمله اول شما اگر حالت پرسشی و یا خبری داشته باشد،در هر دو وضعیت باید بگویم خیر. استانداردها نیز دارای دامنه تغییرات هستند، اما کیفیت این تغییر و تحول در راستای توسعه و پیشرفت ،همگام با اقتضای شرایط زمان و مکان سنجیده و برآورد می گردد.
اما در مورد خلاقیت :
به عنوان یک عامل مهم و ریشه ای در راستای بروز درونیات هر انسانی نقش بسزا خواهد داشت، زیرا که قطعا تجربیات گذشته را در هنگام خلق در نظر داشته و یا به صورت خودکار، با توجه به شرایط رشد شخص و سلامت شعوری او، آثار و اعمال از هویت پویایی برخوردارخواهند بود، که در طول زمان، کامل و دقیق تر می شود و در نتیجه بصورت یک قاعده صحیح می تواند مورد پیروی گروه و یا جامعه ای قرار بگیرد و در نهایت، به استاندارد تبدیل شود.
در غیر اینصورت سایر خلاقیتها و اصطلاحا عملی کردن وقایع درونی، بدون پشتوانه شعوری فاقد پویایی و بقای کافی خواهند بود ،که با توجه به انتخاب ما از این دو تعریف کلی و یا تعاریف دیگر،برداشت ما از خلاقیت مشخص شده و محصول ما نیز قابل پیش بینی خواهد بود.
موضوع ،آگاهی لازم بر چگونگی عملکرد است و نه چیز دیگر.