مروری بر کتاب «بنیان های آموزش موسیقی» اثر ادگار ویلمز (II)

تقلید صداها و مقایسه صداها، قضاوت کردن و طبقه بندی کردن صداها به وسیله تمامی امکانات صوتی و ابزارهای صوتی مانند سازهای مختلف اعم از ضربی و غیر ضربی، ضبط صوت و… می تواند صورت پذیرد. تهیه ساز توسط کودک در راستای حساس شدن به صدا و سپس استفاده از خلاقیت و ابتکار توسط خود او، حساس شدن گوش به رنگ صوت، شدت و ارتفاع صوت، اصوات بالا رونده و پایین رونده و شناخت زیر و بمی اصوات همه از فعالیت هایی است که گوش موسیقایی در کودک پرورش می یابد.

این فعالیت ها مانند تقلید صداها و مقایسه صداها در بزرگسالان نیز می تواند در ابتدا صورت پذیرد. اما نکته ای که باید در نظر گرفت این است که در بزرگسالان صدا به نت در ذهن متبادر می شود در صورتیکه خود صدا باید حس شود.

پرورش شنوایی تاثری:
بعد از گذشتن از حس شنوایی به تاثیری که صدا در ذهن و روح انسان بر جای می گذارد پرداخته می شود. این تاثیر شنوایی در انسان می تواند بوسیله فواصل ملودیک و یا ارتباط دو صدا با هم در آوازها و گام ها و مدها و غیره برانگیخته و پرورش یابد . هنگامی تاثر در ما بوجود می آید که ما به اصوات واکنش نشان دهیم.

این تاثر می تواند ناخوشایند نیز باشد اما این تاثیر در ضمیر ناخودآگاه ما ریشه دارد و منبعی برای مکاشفه و الهام ما انسان ها است. در این مرحله شور و هیجان در انسان ایجاد می شود و هنر از همین نقطه است که شکل می گیرد. هنر بدون شور و احساس و هیجان بوجود نمی آید.

پرورش شنوایی ذهنی:
تاثر شنوایی که در پیش گفتیم در ذهن تاثیر به خصوصی می گذارد و تفکر موسیقایی ما را به تدریج شکل می دهد. از طریق شنوایی ذهنی اصوات در ذهن شکل می گیرند. ما به تدریج می توانیم نت ها را از درون و در ذهن بشنویم و به اصوات تسلط پیدا کنیم. ملودی را بشنویم و به روی کاغذ بیاوریم و به درستی اصوات مسلط شویم. اصوات را به صورت همزمان دریافت کنیم و پیوند هارمونیک بین آن ها را تشخیص دهیم. در این مرحله بحث شنوایی نسبی و مطلق به میان می آید.

در شنوایی مطلق فقط اصوات بدون ارتباط با دیگر اصوات هستند به عنوان مثال اگر نت لا را حفظ شده باشیم هر زمان که بخواهیم می توانیم آن را بخوانیم. از این طریق می توانیم آوازها را نیز حفظ کنیم. اما در شنوایی نسبی بحث شنیدن و خلق ملودی مطرح می شود و اصوات در ارتباط با یکدیگر قرار می گیرند. دریافت همزمان آکوردها و ترکیب آنها با یکدیگر در نهایت به بداهه نوازی و خواندن و نوشتن موسیقی منجر خواهد شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آگاهی بی پایان (II)

همچون الماس هایی بالغ به نظر می رسد همه چیز زاینده، بالغ و پیوسته در اتصال به یکدیگر است. باورمند بودن به مجموعه پویای هستی و در هم تنیدگی میان پدیده ها، به انگار که حتی خارج از اراده ماست؛ اما در درون یکپارچگیِ غیر قابل انکاری این پیوستگی را گواهی می دهد. ما چه…
ادامهٔ مطلب »

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:

از روزهای گذشته…

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (IV)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (IV)

همانند شوئنبرگ، آیوز نیز برای مصالح موسیقایی بیش از روش اهمیت قائل بود، یا اگر به زبان شوئنبرگی گفته شود: ایده و سبک؛ ولی آیوز بر آن بود که محدودیت های سنت کلاسیکی را بیشتر از شوئنبرگ درنوردد و برای مصالح موسیقایی خویش بیانی مناسب بیابد. گاهی نیز اصلا به محدوده عملکرد نوازندگان یا سازها توجهی نمی کند. او می نویسد: «چرا موسیقی نتواند همانطور که به درون آدمی رسوخ می کند از درون او به بیرون هم ساطع شود؟ چرا موسیقی باید از این همه مانع و حصار حنجره، دیافراگم، روده، سیم، چوب و مس راه خود را به بیرون باز کند؟… مگر آهنگساز گناه کرده است که بشر فقط ده انگشت دارد؟»
هایدن و مراسمی برای سالگردش (II)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (II)

در این دوره او شغلهای گوناگون و بدون هیچ گونه قراردادی داشت: معلم موسیقی، موسیقیدان خیابانی و سرانجام در سال ۱۷۵۲ به دستیاری آهنگساز ایتالیایی نیکولا پورپورا (Nicola Porpora) درآمد که خود هایدن بعدها گفت: “از نیکولا بود که پایه صحیح آهنگسازی را آموختم.” دوره ای که هایدن در گروه کر بود، تئوری زیاد و اساسی درباره آهنگسازی نیاموخت و خود از آن دوره به عنوان یک فاصله جدی یاد می کرد.
به قلم یک بانوی رهبر (II)

به قلم یک بانوی رهبر (II)

زنان تا قرن بیستم، در واقع یعنی تا سال ۱۹۳۰، وارد عرصه رهبری نشدند. در آن سال، آنتونیا بریکو (Antonia Brico) برای نخستین بار با ارکستر فیلارمونیک برلین به اجرا پرداخت و البته خشم منتقدین را برانگیخت. سپس به کشورش یعنی ایالات متحده آمریکا بازگشت و هیچ پیشنهاد رهبری به او نشد.
زود یاد بگیرید (I)

زود یاد بگیرید (I)

مطلبی که پیش رو دارید، نوشته ای است از خانم سارا فریبرزی از مجله “strings” که ترجمه آن را می خوانید:سال گذشته قصد اجرای مجموعه ای از آثار موسیقی مجلسی را داشتیم و من تریوی هلن تافه سیویلیش (۱۹۸۰) را پیشنهاد کردم. به نظر ایده جالبی می آمد، اما زمانی که مشغول یادگیری آن شدیم، تازه فهمیدیم که کار بسیار سختی است. آثار دیگری برای جایگزینی داشتیم، اما فرصتمان بسیار کوتاه بود. درست یک هفته بعد از اولین تمرین کنسرت داشتیم و این قطعه برای همه ما جدید و سخت بود. باری سرعت بخشیدن به فرآیند یادگیری نمی توانستیم از آثار ضبط شده استفاده کنیم، چون سی دی این اثر هنوز منتشر نشده بود. هدف نهایی ما اجرای موسیقی تاثیرگذار در کنسرت بود، بنابراین ناچار بودیم بی وقفه کار کنیم.
موسیقى رنگ ها (II)

موسیقى رنگ ها (II)

بنابراین، این سبک بسیار متنوع و متفاوت با سبک هاى رایج است. موسیقى موسورگسکى توصیف هاى روشنى دارد و لحن آوازهاى آن نشان دهنده محیط اطراف او است، بنابراین در بعضى از مواقع مهیب و شاید هم تا حدودى زننده باشد. شهرت بیشتر آثار او به خاطر رنگ آمیزى صوتى گسترده آنها است. او در آثارش از بسیارى از موضوعات قرون وسطایى در روسیه، استفاده کرده است. آرزوى او هر چه نزدیک تر کردن هنر به زندگى واقعى بود.
باکت هد

باکت هد

موسیقی این گیتاریست همانقدر شگفت و تازه است که کاراکتر وی… در این نوشته بیشتر سعی بر این است که به جای بیوگرافی و شرح احوال به خصوصیات مهم و جالب توجه موسیقی این گیتاریست معروف پرداخته شود لذا فقط مختصری جهت آشنایی نوشته می شود. باکت هد (Buckethead) در سال ۱۹۶۹ در امریکا متولد شد و در ۱۷ سالگی شروع به نواختن گیتار نمود و در ابتدا به صورت خود آموز و بعدا با استفاده از نوازندگانی چون شاون لین و پل گیلبرت به یادگیری ادامه داد و تقریبا همزمان با شروع کار هنری از یک ماسک بر روی صورت و پاکت های زباله ی معروف کنتاکی به جای کلاه بر سر استفاده میکند و این ظاهر به علاوه ی حرکات روبوتیک، رقص های ترنس و بریک و بعضا اجرای نمایش های رزمی بر روی استیج از وی شخصیتی کاریزماتیک ساخته است.
گفتگو با حسین علیشاپور (V)

گفتگو با حسین علیشاپور (V)

آوازخوان بدون نوازنده و ارکستر فایده ای ندارد. بخش عمده ای روایت ارکستر ایرانی بدون خواننده هم می لنگد چون موسیقی ما موسیقی روایی است، موسیقی کلام است. ما وقتی می خواهیم در موسیقیمان درخصوص یک واقعه ای صحبت کنیم، آثار بسیار معدودی وجود دارد که به صورت بدون کلام روایتگر باشند.
نجفی ملکی: تکنیک هم در واقع بخشی از بدنه هنر است

نجفی ملکی: تکنیک هم در واقع بخشی از بدنه هنر است

خب ببینید استیل نوازندگی نی را باید در دو بخش دید؛ اول استیل نوازنده برای تولید صدا و دوم استیل نوازنده در انگشت گذاری. در حالت اول بطور کلی و خیلی خلاصه به نظر من هرچقدر نوازنده صدای شفاف تر و درخشان تر و به اصطلاح سونوریته با کیفیت تری را تولید کند می تواند به لحاظ تکنیکی تسلط بیشتری در نی داشته باشد. به عبارت دیگه هرچقدر شما در تولید صدای با کیفیت در رجسترهای مختلف نی تسلط داشته باشید، به همان میزان در اجرای قطعات و تکنیک های مختلف می توانید مسلط باشید. در مورد دوم هم چون انگشت گذاری در نی به مانند سایر سازهای بادی تابع قوانین تغییر مکانی و به اصطلاح تغییر پوزیسیون نیست و انگشت ها در مکان ثابتی هستند چنانچه نوازنده نی در انگشت گذاری خود همان قواعد کلی را که در تمامی سازهای بادی بطور استاندارد وجود دارد را رعایت کند می تواند نوازندگی نی را با تسلط و تکنیک بالاتری تجربه کند.
نقشه‌برداری موسیقایی (III)

نقشه‌برداری موسیقایی (III)

از این‌رو در زمان اجرا می‌توان با بغل‌دستی گپی هم زد، چون صدا‌های مزاحم در فضای آکنده از صداهای بلند موسیقی محسوس نیستند. به‌عبارت دیگر، شنوندۀ چنین کنسرت‌هایی، حساسیّت لازم برای شنیدن و درک و دریافت موسیقی را به‌دست نمی‌آورند و برای ایشان ناشناخته است و این تأثیری ا‌ست که معماریْ می‌تواند بر درک موسیقایی جامعه بگذارد. به‌عبارت دیگر «کنسرت موسیقی ایرانی» تا حدودی به «دیسکوتیک» که محلّی ا‌ست برای شادی و رقص همراه با موسیقی، شبیه می‌شود؛ به‌ویژه این که سازهای کوبه‌ای همیشه عضو لاینفکِ هر گروهی یا تکنوازی هستند. این نبود حساسیّت در خصوص کیفیت صدا سبب می‌شود که دوستداران موسیقی ایرانی اغلب در خانه‌هایشان همْ از دستگاه‌های ارزان‌قیمت صدا‌دهی استفاده کنند و دغدغۀ کیفیّت صدا نداشته باشند؛ در‌ حالی‌ که کیفیّت صدا در تأثیرگذاری موسیقی سهم مهمّی دارد.
درباره‌ی پتریس وسکس (V)

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

مجمو‌عه‌ی چشم انداز در این دوره نوشته شده‌اند همچنین کنسرتوهای متفاوتی با ژانر کلاسیک مانند کنسرتو برای ویولنسل و ارکستر، دیستنت لایت، کنسرتو برای ویولن و ارکستر زهی (Concerto For Violin And String Orchestra 1997)، چند سونات با نام‌های سونات تنهایی برای سولو گیتار (The Sonata For Lonliness For Solo Guitar 1990)، سونات برای فلوت (Sonata For Flute 1992)، کوارتت زهی شماره‌ی سه (String Quartet No.3 1995) و اولین سمفونی او در این دهه نوشته شد. در سال ۱۹۹۱ موسیقی محلی سازی غنی شده‌ی لتونی در سمفونی اولش برای ارکستر زهی با نام صداها ساخته شد. او در مورد این سمفونی گفته است «ژانر سرزنده‌ی این سمفونی وظیفه‌ی اصلی خود را در آینده انجام می‌دهد. این قطعه در مورد ضروریاتو موضوعات ابدی صحبت می‌کند.»