ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (V)

آنتونیو آبرئو به همراه گوستاوو دودامل و دبرا بردا در کنار هنرجویان ال سیستما
آنتونیو آبرئو به همراه گوستاوو دودامل و دبرا بردا در کنار هنرجویان ال سیستما
شیوه رهبری بی پیرایه دیِگو مَتوز برخلاف شیوه پرشور و حرارت دودامِل است. او با ژست ها و اشاراتش به موزیسین ها اعتماد و معنا می بخشد. دیِگو می گوید: ” رسالت من آفرینش هیجان در مخاطب است، حضور او نیز به همین دلیل است. هر رهبری فرصت انتقال بینشِ خاصِ خود را به مخاطبانش دارد”.

مَتوز با آرامشی خاص، احساس سهولت حیرآوری در رسایی خط ملودی خلق می کند. تسلط بی نظیر او در حرفه اش، تضاد موجود در این نهاد اجتماعی که قادر به تربیت چنین هنرمندانی در شهرهایی با بالاترین رتبه ارتکاب به جرم است، را چشمگیر می کند و گواه این است که موسیقی می تواند خلق و خوها را تلطیف کند. مطمئنا موسیقی نمی تواند تنها پاسخ ونزوئلا به خشونت باشد اما این ماموریت را دارد که از کودکان چه در زمینه شخصی، چه در زمینه اجتماعی، انسان هایی بهتر و مسوولیت پذیرتر بسازد.

گوستاوو دودامِل
اما چهره کاریزماتیکِ اِل سیتما، گوستاوو دودامِل (Gustavo Dudamel) نام دارد. ستاره ای واقعی در کشورش (هر چند او این اصطلاح را نمی پسندد در حالی که از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار است)، این رهبر ارکستر در سال ۱۹۸۱ متولد شده است و امروزه جز یکی از موسیقی دان های برجسته کلاسیک به شمار می رود.

گوستاوو دودامِل اولین رهبر اُرکستر زاییده اِل سیستما است. دودامِل خود به تنهایی مظهر موفقیت اِل سیستما است. او در شهر بارکیسیمِتو (Barquisimeto) از پدری نوازنده ترومبون و مادری معلم آواز، متولد شد.
گوستاوو به سوالی درباره نقش رهبر ارکستر و نقش موزیسین ها به صورت عام، این چنین پاسخ می دهد: “ما به کمک هنرمان جهان را مورد خطاب قرار می دهیم. برای این کار زیباترین زبان یعنی زبان موسیقی را بکار می بریم. زبانی که برای همه قابل درک است. هنر، فرهنگ و موسیقی چیزی جز زیبایی نیست. و زمانی که در اطراف شما زیبایی، خلق هنری و آدم هایی باشند که از این طریق با هم در ارتباط هستند و یک گروه را تشکیل می دهند – مثل گروه اُرکستر – شما تبدیل به شهروند خوبی می شوید. این حسی است که ما مخاطبان خود را نیز در آن سهیم می کنیم. و این امر بسیار با اهمیت است. چه کسی امروزه این شانس را دارد که بنشیند، به فکر فرو رود و اجازه دهد که هنر او را تحت تاثیر قرار دهد؟ هنر به طور اصولی بخشی از زندگی طبیعی نیست و مشکل این جاست، به خاطر این که هنر تنها سرگرمی نیست، همان طور که زیبایی تنها در چیزهای قشنگ خلاصه نمی شود. بلکه معنایی روحانی و فلسفی دارد. اگر در نظر بگیریم که کودکان ما حق برخورداری از زیبایی را دارند، می توانیم دنیایی احساسی تر، خلاقانه تر و متعادل تر را تصور کنیم.”

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی تحول ساختارهای موسیقی ایرانی در صد سال اخیر (II)

وقتی بحث ساختار را مطرح کردیم متوجه شدیم که اگر ساختارهای کوچکتر تغییر کنند، ساختارهای بزرگ را نیز به همان نسبت تغییر بزرگتری می کند. لذا آثار به وجود آمده در یک دوره زمانی خاص، از این حیث که تشکیل دهنده ی یک ساختار بزرگتر هستند، با هم در ارتباط مستقیم و در هم تنیده ای هستند و هرگز در هیچ دوره ی تاریخی، نمی توان فقط یک آهنگساز یا نوازنده ی شاخص را دید که به عنوان تک ستاره می درخشد و هیچ آهنگساز و نوازنده ی دیگری وجود نداشته است. بلکه مجموعه ای از ساختارها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و به شاخص شدن، یک یا چند اثر برجسته، کمک کرده اند.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

از روزهای گذشته…

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (III)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (III)

رشد این رشته‌ی علمی در شرایطی که ارتباط با جهان خارج روزبه‌روز کم‌تر می‌شد (به ویژه در دوره‌ی استالین) یک مسیر منحصر به فرد را رقم زد، به ویژه که در دیگر حوزه‌های اندیشه مثل نشانه‌شناسی، نقد ادبی فرمالیست‌های روسی و … نیز خطوط تفکر متمایزی بود که روی نظریه‌پردازان موسیقی تاثیر می‌گذاشت. شرایط بسته، شاید شبه‌گل‌خانه‌ای، موجب رشد مجموعه‌ای از مفاهیم، حوزه‌های مورد علاقه و روشمندی‌های پژوهش موسیقایی شد که یا به‌کلی مختص موسیقی‌شناسی روسی‌اند (موزیکوودینیا) یا اگر در موسیقی‌شناسی غیر روسی هم معادل‌هایی دارند؛ در موزیکوودینیا به معنایی کاملا متفاوت یا در جایگاه‌هایی دیگر به‌کار می‌روند (۶).
دکا (IV)

دکا (IV)

جان کالشاو (John Culshaw) که در سال ۱۹۴۶ به دکا پیوست به تدریج به مقام مدیر تولید آثار کلاسیک دست یافت. وی در شیوه ضبط به ویژه ضبط کلاسیک، تغییری اساسی ایجاد کرد. تا آن زمان، شیوه ضبط بدین طریق بود که میکروفون را جلوی اجرا کنندگان می گذاشتند و به سادگی ضبط می کردند.
شناخت کالبد گوشه‌ها (VI)

شناخت کالبد گوشه‌ها (VI)

آنچنان که از مطالعه‌ی کتاب برمی‌آید سه هدف را برآورده می‌سازد. دو هدف آشکار و به‌خواسته و تصریح خود مولف و یکی پوشیده‌تر و بی‌اشارهی مستقیم وی. آنچه خود طلایی به عنوان غایت پژوهش دنباله‌دارش به شکل عام و تحلیل ردیف به طور خاص طرح می‌کند چنان که دیدیم یافتن نوعی دستور زبان است آن هم نه با قصد صرف شناخت، بلکه با این پندار که موسیقی مشابه زبان است و با کمک قواعد محدود و واژه‌ها می‌توان بی‌نهایت ترکیب معنی‌دار در آن ساخت.
آواز بنان (IV)

آواز بنان (IV)

او غزلی را اجرا کرده است با ردیف «نشینم» (۲) که غزل‌سرا به جای «ببوسم»، «نشینم» را انتخاب کرده و بنان با چنان مهارتی این غزل را اجرا کرده که زهر و ابتذال کلمه را گرفته و این کاری است که از عهده همه کس برنمی‌آید.
هفتادمین شماره فصلنامه ماهور منتشر شد

هفتادمین شماره فصلنامه ماهور منتشر شد

هفتادمین شماره فصلنامه ماهور منتشر شد. این شماره با همکاری هیئت تحریریه: ساسان فاطمی، محمد موسوی، بابک خضرایی، آرش محافظ، سعید کردمافی و مدیر مسئول: محمد موسوی با مطالبی در حوزه موسیقی شناسی به انتشار رسیده است.
نخستین دوسالانه آهنگسازی موسیقی نو در تهران

نخستین دوسالانه آهنگسازی موسیقی نو در تهران

در یازدهم و دوازدهم آذرماه ۱۳۸۲، نخستین دوسالانه (بینا ل) آهنگسازی موسیقی نو (برای پیانو) در تالار آوینی دانشگاه تهران برگزار گردید. این برنامه به همت کانون موسیقی دانشگاه تهران، گروه موسیقی تهران و دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، با نظارت علیرضا مشایخی و فریما قوام صدری ترتیب یافته بود.
لیپت: تجربه خوانندگی در کر مفید است

لیپت: تجربه خوانندگی در کر مفید است

یک مس موزار و اپرای موزار تفاوتشان از دید غیر موسیقایی تنها در مذهبی بودن و نبودنشان است و از نظر تاریخی هر دو اثر مربوط به یکدوره هستند و آهنگسازشان هم یکی است ولی از نظر موسیقایی تفاوت این دو استیل را باید در نوع رنگ آمیزی، خوانش و … نشان دهیم؛ پس حتی دو اثر مربوط به یک آهنگساز هم باید با مختصات مشخص شده برای آن اثر خاص اجرا شود.
جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (II)

جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (II)

در یک مدل ساده شده موسیقی و سرگذشتش در ایران را به درستی حاصل کنش و واکنش جامعه ی مخاطبان، نهادهای حکومتی و ساز و کارهای درونی جامعه ی موسیقی و در متن کتاب به ویژگیها و پویایی هریک و نوع اثری که بر هم می گذاشته اند، پرداخته اند. در این راه طبیعتا سهم کمتر از آن جامعه شناسی مخاطبان است زیرا در فقدان یک جامعه شناسی موسیقی پیشرفته داده های قابل اطمینان جامعه شناختی اندکی از آنها درست باقی می ماند. آنها حاضران خاموش اند، البته نه کاملا، چون از راه ابراز رضایت و نارضایی با شمار زیادشان برفرآیندها تاثیر می گذارند.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VII)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VII)

سال ۱۹۶۱ به درخواست برونو کوکَتریس (Bruno Coquatrix)، ادیت پیاف در اُلمپیایِ پاریس (Olympia de Paris) که به خاطر مشکلات مالی در حال ورشکستگی بود، یک سری کنسرت برگزار کرد که جزِ, به یادماندنی ترین و متأثر کننده ترین کنسرت هایش بود. ادیت با اجرای این برنامه ها، اُلمپیا را از ورشکستگی نجات داد اما وضعیت جسمی خودش بسیار وخیم بود و بیماریِ آرتریت او را از کاراُفتاده کرده بود و تنها با تزریق مقدار زیادی مورفین می توانست به خواندن ادامه دهد و خود را بر روی صحنه سر پا نگه دارد.
۱۱۰۰ Bel Air Place

۱۱۰۰ Bel Air Place

موفقیت بی نظیر و جهانی خولیو با آلبوم “۱۱۰۰ Bel Air Place” بوجود آمد که مجموعه ای از ترانه های دو صدایی بود و ترانه To All the Girls I’ve Loved Before, که خولیو با همراهی ویلی نلسون Willie Nelson خواننده مشهور و صاحب سبک کانتری اجرا کرده بود بسیار موفق و در فهرست ده تایی (top 10) قرار گرفت.