- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (V)

شیوه رهبری بی پیرایه دیِگو مَتوز برخلاف شیوه پرشور و حرارت دودامِل است. او با ژست ها و اشاراتش به موزیسین ها اعتماد و معنا می بخشد. دیِگو می گوید: ” رسالت من آفرینش هیجان در مخاطب است، حضور او نیز به همین دلیل است. هر رهبری فرصت انتقال بینشِ خاصِ خود را به مخاطبانش دارد”.

مَتوز با آرامشی خاص، احساس سهولت حیرآوری در رسایی خط ملودی خلق می کند. تسلط بی نظیر او در حرفه اش، تضاد موجود در این نهاد اجتماعی که قادر به تربیت چنین هنرمندانی در شهرهایی با بالاترین رتبه ارتکاب به جرم است، را چشمگیر می کند و گواه این است که موسیقی می تواند خلق و خوها را تلطیف کند. مطمئنا موسیقی نمی تواند تنها پاسخ ونزوئلا به خشونت باشد اما این ماموریت را دارد که از کودکان چه در زمینه شخصی، چه در زمینه اجتماعی، انسان هایی بهتر و مسوولیت پذیرتر بسازد.

گوستاوو دودامِل
اما چهره کاریزماتیکِ اِل سیتما، گوستاوو دودامِل (Gustavo Dudamel) نام دارد. ستاره ای واقعی در کشورش (هر چند او این اصطلاح را نمی پسندد در حالی که از محبوبیت بسیار زیادی برخوردار است)، این رهبر ارکستر در سال ۱۹۸۱ متولد شده است و امروزه جز یکی از موسیقی دان های برجسته کلاسیک به شمار می رود.

گوستاوو دودامِل اولین رهبر اُرکستر زاییده اِل سیستما است. دودامِل خود به تنهایی مظهر موفقیت اِل سیستما است. او در شهر بارکیسیمِتو (Barquisimeto) از پدری نوازنده ترومبون و مادری معلم آواز، متولد شد.
گوستاوو به سوالی درباره نقش رهبر ارکستر و نقش موزیسین ها به صورت عام، این چنین پاسخ می دهد: “ما به کمک هنرمان جهان را مورد خطاب قرار می دهیم. برای این کار زیباترین زبان یعنی زبان موسیقی را بکار می بریم. زبانی که برای همه قابل درک است. هنر، فرهنگ و موسیقی چیزی جز زیبایی نیست. و زمانی که در اطراف شما زیبایی، خلق هنری و آدم هایی باشند که از این طریق با هم در ارتباط هستند و یک گروه را تشکیل می دهند – مثل گروه اُرکستر – شما تبدیل به شهروند خوبی می شوید. این حسی است که ما مخاطبان خود را نیز در آن سهیم می کنیم. و این امر بسیار با اهمیت است. چه کسی امروزه این شانس را دارد که بنشیند، به فکر فرو رود و اجازه دهد که هنر او را تحت تاثیر قرار دهد؟ هنر به طور اصولی بخشی از زندگی طبیعی نیست و مشکل این جاست، به خاطر این که هنر تنها سرگرمی نیست، همان طور که زیبایی تنها در چیزهای قشنگ خلاصه نمی شود. بلکه معنایی روحانی و فلسفی دارد. اگر در نظر بگیریم که کودکان ما حق برخورداری از زیبایی را دارند، می توانیم دنیایی احساسی تر، خلاقانه تر و متعادل تر را تصور کنیم.”