شناخت کالبد گوشه‌ها (III)

داریوش طلایی
داریوش طلایی
پیش از هر چیز و حتا قبل از ورود به محتوا عنوان بخش دوم، برآورد داریوش طلایی را از کار خودش (یا دقیق تر بگوییم هدف پژوهش اش را) ظاهر می‌کند. همان طور که اشاره شد در تمامی سه پژوهشِ تاکنون منتشر شده از وی، هدف اصلی یافتن نوعی دستور زبان بوده است آن هم نه با هدف صرف تجزیه و تحلیل بلکه به آن امید که شاید بتوان با به سطح خودآگاه کشیدن آن انرژی آفرینشی را در میان نوازندگان موسیقی دستگاهی آزاد کرد و به برخورد متصلب با متن ردیف خاتمه داد (۹).



برای این که ویژگی‌های اصلی کار تحلیلی طلایی به خوبی دیده شود کار را باید نه از تحلیل ردیف که از نغمه‌نگاری ردیف میرزاعبدالله که سال‌ها پیش از آن انجام شده شروع کنیم. اساس کار تحلیلی و گرافیکی طلایی بر نوعی فروکاست یا فشرده‌سازی قرار گرفته است (۱۰).

این دیدگاهی معمول در بین تحلیل‌گران امروزی است که نوعی استخوان‌بندی یا نقشه‌ی اصلی را در موجودیت موسیقایی جستجو می‌کنند که پس از کنار زدن حشو و زوایدِ کار پدیدار می‌شود. طلایی این نوع نگاه را نه فقط در تحلیل به معنای موسیقی‌شناختی بلکه در نغمه‌نگاری‌ای با اهداف غالبا آموزشی هم داشته است و چنین از آن یاد کرده:
«[در این کتاب] از روش تحلیلی‌ای استفاده شده است که که اساس آن مبتنی بر تفکیک اصل از فرع و تغییرپذیرها از ثابت‌هاست. تقطیع جملات و نشان دادن ارتباط آن‌ها نیز به شناخت بهتر جمله‌بندی ردیف و اجزاء آن کمک می‌کند.» (طلایی ۱۳۸۵: پنج)

ریشه‌ی این دیدگاه در باور به تداوم سلسله مراتب مد در سطح ملودی‌ها نهفته است؛ همچنان که در مُد برخی نغمه‌ها مهمتر از برخی دیگر هستند، در ملودی نیز بعضی اجزا از بعضی دیگر بااهمیت‌ترند. اگر چنین باشد پس فروکاست به جوهره‌ی ملودیک کاری بسیار طبیعی است.

افزون بر این، متن گوشه‌های ردیف از دید طلایی دارای اجزای داخلی است. این اجزا نخست در سطح جمله‌بندی خود را نشان می‌دهند و از هم تفکیک می‌شوند. در اینجا گرچه گوشه هنگام نواختن یک ملودی خطی است اما هنگام فراگیری یا تحلیل دیگر به عنوان یک فضای خطی ساده دیده نمی‌شود. یک مقایسه با نت‌نویسی‌های قدیمی‌تر ردیف نشان می‌دهد که حتا تصور گرافیکی پدید آمده از چنین تلقی‌ای هم متفاوت است. در حالی که در آن نت‌نویسی‌ها چشم گوشه را از سر تا ته پیوسته می‌بیند، در اینجا هر گوشه به شکل مفصل‌بندی شده و تفکیک شده دیده می‌شود (۱۱).

پی نوشت
۹- این را که تا چه اندازه چنین کاری از راه پیشنهادی طلایی میسر است به زودی خواهیم دید. ۱۰- در لایه‌های زیرین اکثر روش‌های تحلیلی نوعی نگرش فروکاست‌گرا به موسیقی وجود دارد. در میان تجزیه و تحلیل‌های منتشر شده از موسیقی دستگاهی (اعم از متن خود ردیف یا غیر آن) جز روش محمدتقی مسعودیه که با وسواس از فروکاست می‌پرهیزد (و در برخی نقاط شایستهی عنوان فراافزایشی یا تشریحی می‌شود)، بقیه کم و بیش سطوحی از فروکاست را می‌پذیرند. با وجود این که دست کم بر سر وجود برخی عناصر ساختاری و عناصر تزیینی در ردیف توافق نسبتا عمومی وجود دارد اما گاهی بر سر درستی ذاتی چنین فروکاست‌هایی بحث درمی‌گیرد. (برای آگاهی از بحث مفصل‌تر نک. (صداقت کیش ۱۳۹۱)
۱۱- این نوع نتنویسی را برای نخستین بار در ایران محمدتقی مسعودیه در تجزیه و تحلیل ردیف آوازی محمود کریمی (۱۳۷۶) به‌کار برد و به دنبال او شکل بسیار ساده‌شدهی آن را مجید کیانی در نغمه‌نگاری دستگاه شور.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امیرآهنگ: شریف لطفی مرا به حنانه معرفی کرد

استاد حنانه در آن زمان یعنی در اوایل سال ۱۳۶۵ که من خدمتشان رفتم سر گرم ساختن موسیقی متن سریال تلویزیونی (هزار دستان) و موسیقی متن فیلم مستند (موج و گلیم) بودند. همچنین بر روی کتاب های پژوهشی و تالیفی خود کار می کردند. کتاب هایی همچون: گام های گمشده، تئوری موسیقی کنونی ایران، فرهنگ موسیقی ایران، رساله پولیفونی بر مبنای موسیقی ایران، ترجمه و تفسیر مقاصد الالحان از عبدالقادر مراغه ای و… کتاب های دیگر. البته نوشتن برخی از این کتاب ها را به پایان برده بودند و در حال تایپ و بازنگری و ویرایش آنها بودند. بر روی برخی دیگر هم در حال کار و تکمیل کردن شان بودند.

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (V)

برونو نتل و کارول بابی راکی نیز در مقاله‌ی ارزشمند خود با عنوان «روابط درونی میان اجزای دستگاه شور»، گوشه‌های اصلی این دستگاه را در سه بلوک گنجانده‌اند که این بلوک‌بندی بر اساس نحوه‌ی توزیع گوشه‌های اصلی مشترک در ردیف‌ها (هجده نمونه ردیف مورد استفاده در این پژوهش) بنیان نهاده شده‌است.

از روزهای گذشته…

استفاده از تصویر صوتی در بداهه نوازی

استفاده از تصویر صوتی در بداهه نوازی

در مطالب قبل راجع به تهیه تصویر صوتی از یک قطعه موسیقی در ذهن صحبت کردیم و با برخی مفاهیم اولیه آن آشنا شدیم. درادامه این بحث در نظر داریم با استفاده از هنر به تصویر کشیدن موسیقی به یکی از تکنیک های بداهه نوازی اشاره ای داشته باشم.
مغالطات ایرانی – آهنگسازی و تنظیم

مغالطات ایرانی – آهنگسازی و تنظیم

در سنت موسیقی کلاسیک، به صورت عمومی سعی می شود، اصطلاحات مربوط به موسیقی، به صورت همه گیر در تمام کشورها به یک صورت استفاده شود؛ حتی در فرهنگ هایی که برای آن اصطلاح واژه های بومی وجود دارد، استفاده از واژه های شناخته شده تر به صورت بین المللی در اکثر مواقع جای خود را به واژه های بومی می دهند برای نمونه اولین کتاب هارمونی که در ایران توسط سالار معزز ترجمه میشود، عنوان «تناسب» را داشته و بعضی از اصطلاحات آن مانند «هارمونی» و «کلاویه» فارسی سازی شده و به «تناسب» و «مضراب» تبدیل شدند، اما با گذشت زمان، دوباره اصطلاحات غربی آن جای خود را در ادبیات اصلاح شناسی موسیقی ایران باز کرد.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (X)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (X)

کلیه کوشش هایی که تاکنون در جهت تجزیه و تحلیل سیستم های تنال این موسیقی ها با استفاده از نوتاسیون معمول اروپا به عمل آمده نامؤفق بوده و بی اندازه غیردقیق و خودسرانه صورت پذیرفته است. ایراد و انتقاد بعضی از محققین به آوانویسی موسیقی های غیرغربی با استفاده از نوتاسیون معمول اروپا، بی شک تا حدودی منطقی به نظر می رسد. این نوتاسیون قادر نیست کلیه ویژگی های ملودیک، ترکیبات و کیفیت های صوتی موسیقی فرهنگ های غیرغربی را مشخص کند. به همین دلیل ابتکارها و پیشنهادهای دیگری در جهت ثبت ملودی های این فرهنگ ها ارائه می شود‌‌» (مسعودیه/۱۳۸۳، ۴۸ و ۴۹).
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (IX)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (IX)

آکورد اول که با رنگ قرمز مشخص شده ر – فا – ر- سی است که در واقع آکورد معکوس اول فاصله دوم شوشتری “لا” است که در واقع سی – ر – فا بوده است که به آکورد می – فا – می – دو اتصال یافته که یک آکورد دو-می-سل است که پنجم آن یعنی سل حذف شده است؛ این آکورد که با رنگ سبز مشخص شده، درجه سوم شوشتری است که بوسیله “فا” (که از آکورد قبلی مانده) شبیه به آکوردهایی با فواصل زوج شده که به زعم صاحب این قلم برای کدر شدن آکورد این فا حفظ شده است.
فلسفۀ سازهای ابداعی (II)

فلسفۀ سازهای ابداعی (II)

متاسفانه بسیاری از دست اندر کاران نسل جوان هنر، آنچنان جذب و شیفتۀ اسامی و نامهای کاذب شده اند که حاضرند به هر قیمتی و فقط و فقط به خاطر بودن در یک تشکیلات به ظاهر هنری و یا صرف بودن در کنار آن نامها، تن به هر خفت و خواری بدهند. غافل از اینکه این فرصت طلبان به ظاهر “هنری نما” فقط و فقط به دنبال افرادی زیر دست و بله و چشم گو جهت تایید حرف ها، افکار و اعمالشان هستند.
کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (I)

کارایندرو، بانوی موسیقی لایت (I)

خانم النی کارایندرو (Eleni Karaindrou) در روستایی کوهستانی تیچیو در مرکز یونان به دنیا آمد و در آتن بزرگ شد، در آنجا او به تحصیل پیانو و تئوری در هلنیکن اُدین (Hellenikon Odion) پرداخت. از سال ۱۹۶۹ تا ۷۴ در رشته اتنوموزیکولوژی (ethnomusicology) در پاریس تحصیل کرد. در بازگشت به یونان در مرکز فرهنگی ORAلابراتواری برای سازهای سنتی یافت، از آن پس به نمایندگی از موسیقی یونان موسیقیدانی فعال بود.
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (V)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (V)

کلا نسبت به منتشر کردن نوشته هایم تردید دارم؛ مطالب زیادی برای منتشر کردن دارم اما آنقدر شاهد چاپ مطالب ضعیف، خسته کننده و بی ارزش بوده ام که ترجیح می دهم که به ارزش نوشته هایم شک کنم تا اینکه اشتباهی را که دیگران مرتکب شدند را تکرار کنم. ما می توانیم از گام های (scales) دبوسی و آهنگسازان پس از او استفاده کنیم، همچنین آکورد های جدید آنها و توالی چهارمها و پنجمها، زیرا فرمول های تکنیکی جدید همیشه پس از یافته های هارمونیک دست می دهند.
در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (III)

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (III)

تجزیه و تحلیل موسیقی آتنال در اغلب روش‌ها موضوعی آمیخته با ریاضیات است. از آنجا که از اولین ویژگی‌های این نوع موسیقی آزاد شدن از قید انتظام خاص و شناخته‌شده‌ی نغمه‌ها (گام‌های تنال) و دستیابی به امکان بازانتظام‌بخشی و هم‌وزن‌سازی در قالب مجموعه‌هایی به اراده‌ی آهنگساز، یعنی هم‌بندی نغمه‌ها در گروه‌هایی جز گام و بدون ترجیح یک نغمه بر دیگری است، نظریه‌ی مجموعه‌های ریاضیات جدید که آزادی عمل و قدرت زیادی در توصیف چنین پدیده‌هایی دارند به نحوی موفق برای تجزیه و تحلیل این موسیقی‌ها به کار گرفته شده است.
والی: در کارهای ما، محور غربی بود و روبنا موسیقی ایرانی!

والی: در کارهای ما، محور غربی بود و روبنا موسیقی ایرانی!

تا سال ۲۰۰۰ وقتی من روی آوازهای محلی کار میکردم، اساس موسیقی غرب بوده، مثل کارهایی که میدانم بسیاری از موسیقیدانان ایران می کردند. خیلی از موسیقیدانان چین و کره هم که مهاجر بودند، به این سبک کار میکردند که زیر بنا سیستم موسیقی غرب است، یعنی گام تعدیل شده باخ و استیلهای مختلفی که از موسیقی غرب آمده، سیستم هارمونی و پلی فنی غربی و در روبنا ملودی ها و نغمه های موسیقی محلی است. من از موسیقی محلی به این خاطر استفاده می کردم که از این موسیقی به عنوان ماده خام به خوبی می شود استفاده کرد.
فقط تصور کن! (I)

فقط تصور کن! (I)

گلوله ای درست مغز او را نشانه گرفت؛ گلوله ای که پیش از آن هم انتظارش را داشت. زمانی که جان لنون گفته بود شاید مثل کندی و گاندی به ضرب گلوله کشته شود، شاید بسیاری از مردم در دل به او پوزخند زدند، اما حقیقت آن بود که خود به درستی فهمیده بود تحت کنترل شدید سازمان سی. آی. ای و اف. بی. آی است. سال ها از این ماجرا می گذرد و هنوز ماهیت این ترور به درستی روشن نشد و هنوز بحث بر سر آن است که آیا این گلوله را مارک چاپمن به اراده خود شلیک کرده یا آلت دستی بیش نبوده است؟