دژآهنگ: از تدریس اشمل بسیار بهره بردم

الیاس دژآهنگ
الیاس دژآهنگ
از طرفی سونوریته ای که در صداسازی‌های هارمونیکا انجام می شود به شدت قابلیت شخصی‌سازی دارد. مثلا شما می‌توانید از تغییر پوزیشن فک پائین و زبان، جنس صداهای مختلفی را ایجاد کنید که چنین چیزی با آکاردئون قابل انجام نیست.

امروز شاید با پیشرفت این سمپل ها یا این وی‌اس‌دی‌هایی که به وجود آمده، صداهایی که شبیه‌سازی می شود، راحت تر می توان توسط کامپیوتر صدای آکاردئون را در اسکیل خیلی بالا (شاید تا ۷۰ یا ۸۰ درصد) شبیه‌سازی کرد ولی هارمونیکا را واقعا بیشتر از ۲۰درصد نمی شود شبیه‌سازی کرد.

دوست دارم در مورد استاد فقید و افسانه‌ای هارمونیکا صحبت کنید آقای فرانز اشمل، کسی که رپرتوآر موسیقی کلاسیک را به طور جدی روی هارمونیکا اجرا می‌کرد. ظاهرا شما با ایشان در ارتباط بودید؟
بله من از سال ۲۰۰۹ تا قبل از بیماری ایشان، در تماس بودم با ایشان، البته در دوران بیماری هم با هم در تماس بودیم ولی دیگر سعی می کردم مزاحمتی از باب آموزش برایشان ایجاد نکنم.

مثل اینکه شما زیر نظرشان کتابی هم برای تدریس هارمونیکا تالیف کردید، می‌خواستم از شما بپرسم چرا خودشان دست به این کار نزدند؟
خیلی سوال خوبی است و من هم از ایشان سوال کردم، ایشان تمرکز عجیبی روی مقوله‌ نوازندگی داشتند و شاید مدت‌ها روزی ۱۴ ساعت یا ۱۶ ساعت تمرین می‌کردند. این رقم عجیب و غریبی در یک بازده طولانی است تا حدی جواب سوال من و شما را می دهد.

او فقط یک مستر کلاس در سال ۲۰۰۱ برگزار کرد که خیلی از بحث‌ها عمومی و آموزشی را آنجا مطرح کرد ولی بحث‌های تخصصی‌تر را ناچار باید از ایشان می‌پرسیدیم و ایشان هم البته همیشه بدون هیچ چشم‌داشتی جواب می دادند. من هم این افتخار را داشتم که دورادور شاگردی‌ ایشان را کنم و هم از طریق ایمیل خیلی بحث‌های توضیحی را مطرح کنم. در بعضی از مواقع به صورت تصویری با هم در ارتباط بودیم.

استقبال از هارمونیکا در جوانان ما چطور می‌بینید و به نظر شما آنها چقدر تمایل دارند به اجرای موسیقی کلاسیک با هارمونیکا؟
استقبال به نسبت قبل خیلی بهتر شده، در واقع هرچقدر داده این ساز بهتر شناخته می شود، بهتر از آن استقبال می شود ولی به عقیده من، ما هنوز راه خیلی زیادی نسبت به بقیه سازها بخصوص در زمینه کلاسیک که نیازمند آموزش این ساز هست، داریم.

شما با هر دو نوع هارمونیکا کار می‌کنید یعنی هم با دیاتونیک و هم با کروماتیک؟
نه من فقط کروماتیک کار می‌کنم. در واقع همانطور که گفتم این دو ساز کاملا در ریزترین نکات هم باهم متفاوت اند. مثالی که می‌توان بزنم این است که گیتار کلاسیک را با گیتار باس یا الکتریک مقایسه کنید. اینکه شما در نهایت نمی‌توانید از یک گیتار باس‌نواز انتظار داشته باشید، در یک کنسرت گیتار کلاسیک بزند یا برعکس.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «روز ششم»

اگر اهمیت یک آلبوم را تنها در انتشار یک قطعه‌ی مهم تاریخی هم بدانیم، باید اهمیتی چشم‌گیر برای «روز ششم» قائل شویم. زیرا بالاخره پس از هفت دهه ضبطی شایسته از قطعه‌ی پروانه (نسخه‌ی ارکستری) امانوئل ملیک اصلانیان به دست می‌دهد. نسخه‌ی پیانویی پروانه را اصلانیان در سال ۱۳۳۳ نوشت. دانستن همین نکته کافی است تا پس از دقیق شنیدن آن دریابیم چه اندازه رویکردش به استفاده از مصالح موسیقی ایرانی نو و جسورانه بوده است.

مسعود نجفی: از چهار بخش صدای انسان استفاده کردم

در خصوص ترکیب گروه باید عرض کنم به جای ساز های دیگر، در کنار سنتور، از چهار بخش صدای انسان استفاده شده است که خواننده اصلی با صدای تنور خط ملودی را اجرا می کند و از خواننده های سوپرانو، آلتو و باس به منظور اجرای خط های کنترپوان، نت های پدال و بافت هارمونیک، رنگ دهی و حجم دهی استفاده شده است.

از روزهای گذشته…

موسیقی کانتری (IV)

موسیقی کانتری (IV)

در سال ۱۹۷۷ خانم دالی پارتون (Dolly Parton) موسیقیدان برجسته سبک کانتری با آهنگ “اینجا باز هم تو” به عنوان بهترین آهنگ کانتری و در رده سوم بر روی بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا جای گرفت. همچنین کنی راجرز (Kenny Rogers) پس از موفقیت در پاپ، راک و موسیقی محلی با آهنگ “لوسیل” به موسیقی کانتری راه یافت و در رده پنجم بیلبورد بهترینهای پاپ آمریکا قرارگرفت. در حقیقت راجرز و پاترون هر دو این توانایی را داشتند که هم زمان هم در موسیقی کانتری و هم پاپ برترین باشند.
مصاحبه با راجر واترز (I)

مصاحبه با راجر واترز (I)

“Amused to Death” یکی از زیباترین کارهای راجر واترز می باشد که با وجود شباهت هایی که از لحاظ ساختاری به برخی از کارهای قبلی وی دارد؛ به مراتب از آنها پیچیده تر و سنگین تر می باشد.
بسامه موچو یا مرا ببوس!

بسامه موچو یا مرا ببوس!

چندی قبل به بهانه درگذشت یکی از ترانه سرایان لاتین به نام “کونسوئلو ولازکوئز” مطلبی تهیه کردیم و در آن راجع به یکی از ترانه های جاودانه این شاعر که در اغلب کشورها از شهرت بسیاری برخوردار است صحبت شد. این ترانه Besame Mucho (مرا ببوس) نام دارد که توسط خواننده ها و گروه های بسیاری به زبانهای مختلف اجرا شده است.
معرفی یک اپلیکیشن میکروتونال تحت سیستم عامل اندروید (II)

معرفی یک اپلیکیشن میکروتونال تحت سیستم عامل اندروید (II)

با کمک آیکون + در گوشه سمت راست بالا می توان تعدادِ فواصلِ موجود در اکتاو را زیاد کنیم. مثلا در شکل زیر با کمک آیکون + توانستیم گامی ایجاد کنیم که دارای ۷ فاصله مساوی دراکتاو است. این گام همان گام ۷ قسمتی مساوی یا “۷-EDO” است (لازم به ذکر است این اپلیکیشن برای طراحی سیستم های فواصل تقسیم مساوی طراحی شده است). با برگشت به پنجره “Play” می توان فرکانس های گام را مشاهده کرد و با ضربه زدن بر روی درجات صدای نت ها را شنید و به خلق موسیقی پرداخت. در انتهای این نوشتار می توانید نمونه صوتی کوچکی در گام “۷-EDO” را که توسط این اپلیکیشن اجرا شده است گوش کنید.
نوازندگی سازدهنی مُدرن را بیش تر بشناسیم

نوازندگی سازدهنی مُدرن را بیش تر بشناسیم

اگر به شیوه اجرای نوازندگان بزرگ امروزیِ هارمونیکا* دقت کنیم، متوجه خواهیم شد که نوازندگی آن ها تفاوت عمده ای با نوازندگان قدیمی این ساز دارد. شاید نخستین چیزی که در نگاه اول در شیوه اجرای نوازندگان قدیمی به چشم آید، این باشد که آن ها در حین نوازندگی مرتباً از دست های خود برای ایجاد برخی از افکت های خاص استفاده می کنند.
دو مجموعه تازه برای فلوت نوازان

دو مجموعه تازه برای فلوت نوازان

مهدی جامعی – فلوت نواز ایرانی مقیم آلمان – اخیراً دو مجموعه با عنوان “هشت اثر برای فلوت و …” و “حفظ نواختن” در تهران منتشر کرد. مجموعه ء نخست، دربرگیرنده هشت قطعه برای تکنواز فلوت، دوفلوت، فلوت و سازهای کوبه ای و دو فلوت و صدای سوپرانو است به نام های : بر مزار صادق هدایت، شکایت، تضاد، دور، بر مزار فروغ فرخزاد، در سکوت، جداگانه و تهران ۱۹۹۴ که به احمد شاملو تقدیم شده است.
مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (III)

مصاحبه با هنری باتلر پیانیست (III)

من فکر می کنم من و تماشاگران، هر دو ساز هستیم. ما هر دو یکدیگر را می نوازیم. در یک کنسرت واقعی، من تمرکز می کنم و آنها هم همچنین تمرکز می کنند. اما من اول روی آنچه می خواهم به آنها بدهم تمرکز می کنم و موسیقی این است و سپس آن را برای آنها می فرستم. الحان و آهنگ ها به سمت آنها می رود، آنها آن را دریافت می کنند و هوشیاری خود را به سوی من می فرستند. این یک جزر و مد است. به سمت جلو و عقب حرکت می کند. آن چه آنها به من می دهند، در حقیقت نوعی از انرژی است که من می توانم آن را به سطوحی دیگر تبدیل کنم. تمام اینها نسبی است و همگی بستگی به این دارد که چطور هر شخصیت جداگانه ای درک کند یا چطور کسی درباره اینکه چه انجام می دهد احساس می کند. فاکتورهای بسیاری وجود دارد.
وقتی همه خوابیم (II)

وقتی همه خوابیم (II)

رهبرانی که بصورت رهبر میهمان در سالهای اخیر سکان ارکستر را به دست گرفتند، نیمی بصورت تجربی رهبری ارکستر را فراگفته بودند (اگر قبول کنیم اصلا فراگیری ای در کار بوده!) این رهبران که حتی نمیتوان عنوان رهبر آماتور را هم برای آنها جایز دانست با اجرایی از آثار خود (که متاسفانه آثارشان هم از کیفیت مطلوبی بهرمند نبود) به هیچ وجه نمیتوانستند حتی برای ارتقا شناخت سبکهای موسیقی هم برای ارکستر مفید باشند. در این میان چند رهبر هم به ارکستر دعوت شدند که دارای توانایی رهبری ارکستر بودند ولی کمبود وقت فقط میتوانستند برای همان کنسرت مفید باشند.
نگاهی به کارنامه شهرام ناظری

نگاهی به کارنامه شهرام ناظری

در سال گذشته مطلبی در مورد حافظ ناظری فرزند شهرام ناظری در این سایت نوشته شد که به خاطر نوع فعالیت فرزند، گاهی بحث هایی هم در مورد فعالیت پدر به میان می آمد. قصد دارم در چند روز آینده قسمت پایانی از مطلبی که در مورد حافظ ناظری مدتها پیش نوشته شده را به انتشار بگذارم ولی پیش از آن برای به حاشیه نرفتن مطلب لازم است به صورت جدا گانه به تاریخچه فعالیت هنری شهرام ناظری خواننده پر آوازه ایرانی بپردازم.
با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

با هم به راه افتادیم، بی او برگشتیم (II)

وقتی از گورستان ظهیرالدوله بیرون می‌آمدیم، ساعت نزدیک به دو ساعت از ظهر گذشته بود. بازگشت ما دو تفاوت عمده با رهسپاری‌مان به‌سوی گورستان داشت. اول اینکه، بازگشت‌مان برخلاف رفتن که جماعت در جمع بودند، بسیار پراکنده بود. دوم اینکه، در رهسپاری‌مان از خانه‌اش با او بودیم و اینک در بازگشت، بدون او. همه‌ی ما به او فکر می‌کردیم و به هنر و دانشش که در لابلای خاک، پیچیده ماند.