گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

این نگاه جزءنگر به درون گوشه‌ها پیش از طلایی هم وجود داشته است اما تا پیش از او جایی در متن‌های آموزشی نمود نمی‌یافت. نمود اصلی‌اش در عمل موسیقایی نوازندگان استاد، به صورت جمله‌بندی زیبا و پرانرژی بود یا در مقالات و کتاب‌های موسیقی شناسی. آوردن آنها در یک متن آموزشی رسمی چیزی را که احتمالا از کمی پیش از آن در میان مدرسان سایه‌هایش موجود بود، به سطح آورد (۱۲).

این نگاه جزءنگر به درون گوشه‌ها پیش از طلایی هم وجود داشته است اما تا پیش از او جایی در متن‌های آموزشی نمود نمی‌یافت. نمود اصلی‌اش در عمل موسیقایی نوازندگان استاد، به صورت جمله‌بندی زیبا و پرانرژی بود یا در مقالات و کتاب‌های موسیقی شناسی. آوردن آنها در یک متن آموزشی رسمی چیزی را که احتمالا از کمی پیش از آن در میان مدرسان سایه‌هایش موجود بود، به سطح آورد (۱۲).

اما طلایی به همین بسنده نکرد. از دید او این اجزای در سطح جمله در بخش‌هایی متمایز از کالبد گوشه تجمع می‌کنند یا به بیانی درون گوشه‌ها از دیدگاه فرمی واحدهای قابل تشخیص بزرگتر از جمله دیده میشود. و به همین دلیل در این اثر جدید او دست به تحلیل آنها یا به گفته‌ی خودش آناتومی گوشه‌ها می زند.

بحث کردن درباره‌ی ساختار داخلی گوشه‌ها به ویژه بخش‌های بزرگ‌تر از جمله موضوعی معاصر است. در بعضی کلاس‌ها یا متن‌های تحلیلی دست‌کم سه بخش متمایز درون گوشه‌ها تشخیص داده می‌شود؛ آغازی، میانی، پایانی، افتتاحیه، میانی، اختتامیه (طاهری ۱۳۸۲: ۳۵) یا مقدمه، بدنه، خاتمه و از این قبیل. بدین ترتیب در نظر نخست کار طلایی را ممکن است تنها از جهت گستره‌ی متنی که یک نوازنده تحلیل کرده (تمام ردیف) (۱۳) منحصر به فرد بدانیم، اما نگاهی دقیق‌تر به آناتومی (کالبدشناسی) ای که او از گوشه ارایه می‌کند و از آن هم دقیق‌تر به آنچه حقیقتا در تحلیل‌هایش از تک تک گوشه‌های ردیف هویدا می‌شود، نشان می‌دهد که این پایان داستان نیست.

طلایی در بررسی فرمال ساختار یک گوشه به بخش‌های آغازین، معرف، گسترشی، تکمیلی، پایانی و ختم (صص ۴۱-۳۶) اشاره می‌کند. (با ترمینولوژی موافق باشیم یا نه) حتا با خواندن عنوان‌ها هم می‌توان دریافت که این به وضوح تحلیل ریزبینانه‌تری نسبت متن‌های گذشته است. اما دقت این تحلیل‌ها آنجا بیشتر آشکار می‌شود که به خود گوشه‌ها نگاهی بیاندازیم، نه تعریف‌های انتزاعی ابتدای کتاب. طلایی موفق شده پله‌ی قبلی کارش (تحلیل جمله‌ها و نقش‌مایه‌ها) را به خوبی با این پله‌ی جدید پیوند بزند؛ در متنِ تحلیل، رابطه‌ی بین جمله‌ها، نقش‌مایه‌ها و بخش‌های یاد شده به شکلی بسیار گویا بیان شده و تداوم منطقی ساختمانی که در کار قبلی انجام شده بود همچنان حفظ شده است.

پی‌نوشت‌
۱۲- به زودی میبینیم که یک بار دیگر هم طلایی همین کار را با کتاب جدیدش انجام داده است.
۱۳- نمونه‌های دیگر که می‌شناسم اغلب محدود به حداکثر یک دستگاه هستند و گرچه بعضی‌هاشان در آغاز راه قرار بوده تمام ردیف را بپوشانند اما به دلایلی نامعلوم در همان گام‌های نخست متوقف مانده‌اند.

آروین صداقت کیش

متولد ۱۳۵۳ تهران
منتقد و محقق موسیقی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است