درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (II)

چند سالیست که در ایران نیز هنرجویان و آهنگسازان حوزه موسیقی فیلم و… از نرم افزارها و بانک های “VST” مختلف استفاده می کنند و بخشی از آثار را با استفاده از چنین امکاناتی خلق می کنند. اما متاسفانه عده ای دیگر از آهنگسازان و منتقدین نسبت به هر گونه تغییر تکنولوژیک واکنش منفی نشان داده و بدون در نظرگرفتن تمایز و تفاوت هویتی موسیقی دیجیتال و موسیقی آکوستیک، موضع گرفته و به طور کلی چنین کارهایی را مردود و از دایره اثر هنری خارج دانسته و هیچگونه ارزش زیباشناختی برای موسیقی منتج از شیوه آهنگسازی دیجیتال و کامپیوتری به خصوص در حوزه موسیقی ارکسترال و کلاسیک قائل نیستند.

البته باید اذعان داشت استفاده از “Vst” در حوزه موسیقی کامپیوتری و دیجیتال نیاز به مهارت داشته و خود یک تکنیک است. اگر بپذیریم که “Vst” ابزاری است همانند ساز پیانو، کسی که صداگیری خوبی از “Vst” های به روز و با کیفیت انجام دهد، همانند یک پیانیست ماهر محصولی زیبا به گوش خواهد رساند که حس زیباشناختی شنونده را تحریک می نماید.

در این بین آهنگساز موظف است با آموزش و سعی در کاربرد امکانات پنهان در “Vst” و ایجاد محصولی با کیفیت صوتی خوب به شیوه کار خود اذعان کرده و پنهان کاری ننماید. لازم به ذکر است که همانند موسیقی آکوستیک نباید از نقش فرایند میکس و مستر استودیویی در ایجاد کیفیت صوتی خوب موسیقی غافل شد. اکثر استودیو داران در میکس و مستر موسیقی ارکسترال – محصول سازهای “vst” یا آکوستیک – مهارت چندانی از خود نشان نمی دهند.

با تمام این اوصاف این سوالِ تکراری مدام در ذهن مخاطبین آگاه شکل می گیرد که چرا بعد از پیشرفت عظیم غرب در خصوص تکامل سازها و رشد تکنولوژی موسیقی دیجیتال، ما همچنان باید با چشمانی کاملا بسته، ذهنی بسته تر و گوشی ناشنوا در برابر چنین تغییراتی جبهه بگیریم؟
آیا حساسیت موسیقی دانان ما آنقدر بالاست که نمی توانند خلق فضایی نو را تحمل کنند؟
موسیقی رایانه ای و دیجیتال در غرب از دوره آزمون و خطا گذشته و امروز به عنوان یکی از شاخه های مهمِ تولید موسیقی مورد توجه قرار می گیرد. در دوره حاضر نمی توان با چشم و گوش بسته و ذهنی عقب تر از کشورهای دیگر وارد رقابت های موسیقایی شد. بنابراین به قول سهراب سپهری «چشم ها را باید شست» و با حوله ای تمیز پاک کرد و از هر ابزاری چه سخت افزاری و چه نرم افزاری برای اجرایی کردن یک بیان موسیقاییِ خلاق و هنری درست استفاده کرد.

اگر هنرمندان موسیقی و نوازندگان به کار خود برسند، خوانندگان هم فقط بخوانند، سازسازان به ساز تخصصی خود بپردازند و دوستان فعال در عرصه موسیقی دیجیتال آثار هنری خوب را در دسترس عموم قرار دهند، نه تنها موسیقی آسیب نمی بیند بلکه در روند رسیدن به تکامل، اتفاقات نو و تجربیات ارزشمندی وارد فضای موسیقایی کشورمان خواهد شد.

ای کاش زمانی نیز برسد که موسیقی ما نیز از مرز حساسیت های افراطی و بعضا ناآگاهانه گذر کرده و مسیر عقلانیت را طی کند. در زیر به قطعه Microtonal Chahargah (تنظیم ارکسترال قطعه ای درچهارگاه براساس ایده ملودیک ازاستاد لطف اله مجد همراه با مدولاسیونهای میکروتونال) اثر یکی از نگارندگان این نوشتار (شاهین مهاجری) که تماما با استفاده Vst ساخته شده است گوش فرا دهید. لازم به ذکراست در این اثر میکس و مسترینگ استودیوی صورت نگرفته است.
***
audio file اثری به نام «میکروتنال چهارگاه» را با آهنگسازی شاهین مهاجری بشنوید

چند منبع مفید برای مطالعه بیشتر
۱- “The Computer Music Tutorial”
این کتاب نوشته Curtis Roads بوده و در سال ۱۹۹۶ توسط انتشارات “MIT Press” در انگلیس منتشر شده است.

۲- “Introduction to Computer Music”
این کتاب نوشته Nick Collins بوده و در سال ۲۰۰۹ توسط انتشارات “John Wiley & sons” در انگلیس منتشر شده است.

۳- “Sound Synthesis and Sampling”
این کتاب نوشته Martin Russ بوده و در سال ۲۰۰۴ توسط انتشارات “Focal Press” در انگلیس منتشر شده است.

۴- “Computer Orchestration: Tips and Tricks”
این کتاب نوشته Stephen Bennett بوده و در سال ۲۰۰۹ توسط انتشارات “PC Publishing” در انگلیس منتشر شده است.

۵- “A Professional Guide to Audio Plug-ins and Virtual Instruments”
این کتاب نوشته Mike Collins بوده و در سال ۲۰۰۳ توسط انتشارات Focal Press در انگلیس منتشر شده است.

۶- “Acoustic and MIDI Orchestration for the Contemporary Composer: A Practical Guide to Writing and Sequencing for the Studio Orchestra”
این کتاب نوشته Andrea Pejrolo و Richard DeRosa بوده و در سال ۲۰۱۷ توسط انتشارات “Routledge” در نیویورک منتشر شده است.

3 دیدگاه

  • محمد ایمن
    ارسال شده در مهر ۱۱, ۱۳۹۶ در ۳:۳۴ ق.ظ

    بله ، موسیقی دیجیتال هم به عنوان محصولی از قرن حاضر ، میتواند مخاطبان خودش را داشته باشد ، گرچه ، این امکانات دیجیتالی به آهنگسازان این فرصت را میدهد که فارغ از هزینه های بسیار و سختیهای فراوان اجرای آثار با ارکستر ، اثر خود را بشنوند و به مخاطب نیز عرضه کنند ، لیکن بازهم اثر یک اجرای واقعی را نخواهند داشت . به خصوص که صدای حاصله ازیک ساز آکوستیک و هارمونیکهای حاصله ، طبیعتی سازگار با شنوایی داشته و اثر خسته کنندگی بسیار کمتری دارند .
    به هر روی ، تکنولوژی همواره در هنر ، اثری تسهیل کننده برای هنرمند داشته ، اما در نفس هنر و زیبایی بیشتر آثار بعید میدانم . افکتها ، صداها ، داینامیک ، آرتیکولاسیونها ، نوانس و حالتهای بیانی منبعث از اجرایی طبیعی و انسانی ، چیزی نیست که با فرامین رایانه ای کامل ادا شوند . لذت دیدن اجرای یک قطعه با ساز و شنیدن ترکیب اصوات و رنگ سازها و قرار گرفتن در محیطی که آهنگساز مد نظرش بوده ، اینها با رایانه قابل ارایه نیست بالاخص زمانیکه موسیقی برای سازهای ارکسترال نوشته شده باشد نه امواج تصنعی دیجیتالی ترکیبی و به قولی موسیقی مدرن دیجیتال و سازها و صداهای دیجیتال . این موسیقی هم میتواند مخاطب خود را داشته باشد ، اما من بیشتر به جنبه ی ابزاری به آن نگاه میکنم برای آهنگساز برای بررسی آنچه در ذهن دارد نه خلق اثر هنری با صداها و برپایه ی آن . تابحال به این فکر کردید که چرا حسی که به یک مجسمه چوبی ساخته شده با دست داریم ، بسیار متفاوت ازهمان خواهد بود زمانیکه توسط نرم افزار و دستگاههای CNC سه بعدی تراشیده شده باشد ؟

  • شاهین مهاجری
    ارسال شده در مهر ۱۱, ۱۳۹۶ در ۱۰:۳۷ ق.ظ

    دوست عزیز … سلایق متفاوت است … و البته که اجرای زنده ارزش دیگری دارد …. ولی در هر حال زمانه به پیش میرود و باید از این امکانات استفاده کرد ….

  • شاهین مهاجری
    ارسال شده در مهر ۱۱, ۱۳۹۶ در ۱۰:۴۰ ق.ظ

    اما از طرفی یک سمپل یه نمونه صوتی واقعی است و نه یک موج صوتی تصنعی …. یک آرشه نمونه برداری شده ویلون همان هارمونیک های ویلون است و این با یک صدای شبیه سازی شده فرق دارد … اما در مورد ترکیب هارمونیک ها در یک اجرای زنده تفاوت وجود دارد ولی در هر حال امکاناتی در اختیار شما میگذارد که حاضرید از چیزهای دیگر بگذرید .. در عین حال هستند بسیاری که از این ابزار برای خلق اثر هنری استفاده میکنند و هستند کسانی که از آن برای شبیه سازی اثر هنری استفاده میکنند و هر دو طایفه هم محترم هستند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«شیوه‌ی نوازندگی» در موسیقی ما چه معنایی دارد؟ (I)

اگر در موسیقی کلاسیک غربی کار می‌کنیم دادن جواب همه‌فهم به این سوال نسبتا ساده است. یعنی روشی که هر نوازنده آثار را می‌نوازد. بخشی به رابطه‌ی فیزیکی‌ای که یک نوازنده با سازش دارد مربوط است، یعنی مسائلی مثل روش دست گرفتن ساز یا پشت ساز نشستن، نحوه‌ی انگشت گذاشتن، انتقال نیرو به ساز (تقریبا اِکول) و … بخشی هم به مسایل صوتی، مثل صدایی که از ساز درمی‌آورد، دامنه‌ی شدت و ضعف‌هایی که می‌تواند به هر نت یا پاساژ بدهد، شیوش‌های مختلفی که می‌تواند هنگام نواختن هر نغمه یا تکنیک ایجاد کند و بخشی هم به مسایل تکنیکی مثل دامنه‌ی ویبراتوها و از این قبیل.

جمال الدین منبری پس از سالها سکوت به روی صحنه می رود

ارکستر ملی ایران به رهبری فریدون شهبازیان و خوانندگی جمال الدین منبری و پوریا اخواص، ۱۶ اسفند ماه ۹۷ ساعت ۲۱:۳۰ دقیقه در تالار وحدت به روی صحنه می رود. این برنامه آخرین کنسرت سال ۹۷ ارکستر ملی با رهبری شهبازیان خواهد بود.

از روزهای گذشته…

تلونیوس مانک

تلونیوس مانک

بسیاری از هنرمندان بخاطر کارهای زیاد و حضور پررنگشان در دنیای هنر به شهرت می رسند اما در این میان برخی نیز هستند که بخاطر آوردن سبک و ایده های جدید در هنر شهرت کسب می کنند.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

بعد از ظهر چهارشنبه ۱۱ بهمن ماه، سومین جلسه‌ی «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» در ساختمان فاطمی خانه‌ی موسیقی برگزار شد. درس جلسه‌ی سوم ادامه‌ی درس جلسه‌ی پیش از آن (تکنیک‌های عمومی نقد) بود و بیشتر بر ارائه‌ی مثال‌هایی از میان نقدهای نوشته شده‌ تکیه داشت که تکنیک‌های مربوط به آنها در جلسه‌ی دوم معرفی شده، اما نمونه‌ای از آنها ارائه نشده بود.
گروه ریمونز (IV)

گروه ریمونز (IV)

به عقیده جانی، اجراهای همراه با بارک که نامش به الویس ریمون (Elvis Ramone) تغییر یافته بود، فاجعه بودند! بارک بعد از دو اجرا اخراج شد زیرا درام نوازی وی به هیچ وجه به کیفیت دیگر اعضای گروه نبود. پس از آن مارکی که الکل را ترک کرده بود، خود به گروه بازگشت. دی دی ریمون بعد از آلبوم “تهی مغز” (Brain Drain) سال ۱۹۸۹ که توسط ری تولید شد گروه را ترک کرد و بیل لازول (Bill Laswell) سولو نواز توانست صاحب نام “شاه دی دی” شود.
هستی و شناخت در منظر هنر (II)

هستی و شناخت در منظر هنر (II)

علت این تمایز حاصل برجسته شدن یکی از دو رکن عشق و تجربه (نه تسلط آنها) در جریان شناخت است. بدین ترتیب که در عرصه علم، محور اصلی میدان اثرات متقابل سه رکن، تجربه است اما در هنر این محور به عشق و آرزومندی تبدیل می شود. به همین دلیل است که هنر در صورت تکرار به فن و فن در صورت خلاقیت به هنر نزدیک می شوند و باز هم به همین دلیل است که میان هنر و فن رابطه ای ویژه وجود دارد. این رابطه از طریق ظهور یا خلا خلاقیت و زایندگی پدید می آید.
ارسلان کامکار: نوازنده معمولی بودن را دوست ندارم

ارسلان کامکار: نوازنده معمولی بودن را دوست ندارم

اگر بخواهم یک نوازنده معمولی باشم، زیاد بر مذاق من خوشایند نیست! من دوست دارم اگر می خواهم یک ساز را بزنم و یا اینکه یک اثری را بنویسم، بسیار خوب از آب درآید. در همین کنسرت اخیرمان که من سولوی عود نسبتا مشکلی را زدم، ولی خودم زیاد از نوازندگی‌ام در آن کنسرت راضی نبودم و زمانی که از کارم راضی نباشم، رغبتی برای ادامه دادنش هم ندارم.
پنج لم مولووا برای نواختن باخ

پنج لم مولووا برای نواختن باخ

دیدیم که ویولن نواز روسی، کاترین مولووا تازگی شش سونات و پارتیتای باخ را ضبط کرده و پس از آن لمهایی را که در طول سالها برای نواختن این آثار پیدا کرده بروز داده در صحبت با آندرو پالمر تا در مجله استرینگز منتشر شود. پالمر بحثش را به شخصیت حساس مولووا ابتدا می‌کند. می‌گوید کاترین مولووا در یک روز معمولی روی آیپادش به باخ و هندل گوش می‌دهد و موسیقی کولی و البته موسیقی گیتار پرتغالی، هر نوع موسیقی که احساسی و عاطفی باشد، مثل شخصیت خودش… اینک ادامه داستان.
موسیقی آفریقای جنوبی (IX)

موسیقی آفریقای جنوبی (IX)

در دهه نود قرن بیستم، سبک جدیدی از موسیقی محله های سیاهپوست نشین به نام کویتو خود را در ذهن و قلب جوانان سیاه پوست آفریقای جنوبی جای داد. همانطور که موسیقی بابلگام مناطق سیاهپوست نشین از دیسکوهای آمریکا نشأت گرفته بود، کویتو نیز تفسیری آفریقایی از موسیقی بین المللی رقص دهه نود بود، ژانری که برای آن عبارت نا دقیق موسیقی هاوس (house music) هم به کار برده می شود.
نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (I)

نقد تئوری «دودانگی» در مقام شناسی موسیقی ایرانی (I)

تئوری «دودانگی» از دهه ۷۰ به بعد کم کم به جای تئوری «گام های موسیقی ایرانی» که توسط علینقی وزیری و بعد از او، با کمی اختلاف، روح الله خالقی، ابداع شده بودند، معمول شده است. در گام های وزیری و خالقی ساختار «دو دانگی» گام حضوری نسبتاً کمرنگ به عنوان عنصر سازنده گام دارد. اما در تئوری «دو دانگی» جدید، از «گام» نام و نشانی دیده نمی شود. در وهله نخست، چنین می نماید که اینک استادان موسیقی ایرانی، به یک تعریف مشترک از ساختار مقام های موسیقی ایرانی دست یافته اند و هر مقامی از «دو دانگ» ساخته شده است و «دانگ اول» چنین است و «دانگ دوم» چنان.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (VII)

پرسیدید: «اذعان دارید که هیچ حرکت نوگرایانه ای بی اشکال نیست ولی آیا با منکوب کردن، موسیقی ما پیشرفت می کند؟ کدام ساز اصیل ایرانی (راه چند صد ساله نمی روم) همین سی سال اخیر که اینهمه توجه به این سازها شده به من بفرمایید کدام یک از این سازها از نظر آکوستیکی پیشرفت کرده اند؟» متاسفم که هرگونه نقدی در این مملکت به کوبیدن ترجمه می شود! چطور می گویید هر تغییری را بنده کوبیده ام؟ خود من نوازندگی با تار و سه تار ۳ اکتاو را پیشنهاد می کنم و با آن می نوازم. بنده مقالاتی در مورد نی کلید دار و تنبک کوکی نوشته ام؛ شاید مطالعه کرده باشید. فکر می کنم اولین کسی که در مورد این دو ساز در اینترنت (یا شاید هم در مطبوعات کاغذی) مطلبی نوشت، من بودم؛‌ یعنی زمانی که استادان گرامی پشت این سازها صف نکشیده بودند و تنبک کوکی نایاب نشده بود! «پیشرفت خوب نیست که عالی است!» ولی پیشرفتی که بر اساس معیاری علمی باشد.
موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (II)

موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (II)

درست به همین دلیل است که کیج خطاب به «انجمن ملی معلمان موسیقی (آمریکا)» در ۱۹۵۷ می‌گوید: «قبلا، هر گاه کسی می‌گفت موسیقی‌ای که من ارائه می‌کنم تجربی است، مخالفت می‌کردم.» (*) (**) اضافه کردن صفت تجربی (با این معنی) برای فرهنگی که مفهوم کار هنری را با اندیشیدن بسیار نزدیک می‌داند بار مثبتی نداشته است. در این دوره وقتی کیج به روند آهنگسازی خودش فکر می‌کرد به نظرش می‌رسید که کار او چندان تجربی‌تر از یک نقاش که پیش از کشیدن تابلوی اصلی چندین طرح می‌زند نیست. از نظر او همه‌ی تجربه‌ها مربوط به قبل از تمام شدن اثر بود.