درباره‌ی پتریس وسکس (I)

پتریس وسکس
پتریس وسکس
پتریس ‌وسکس در ۱۶ اپریل سال ۱۹۴۶ در شهر آیزپوت (Aizpute) کشور لتونی متولد ‌شد. او پسر یک تعمید‌دهنده‌ بود و تحصیلات اولیه‌ی خود را در یک مدرسه‌ی موسیقی محلی با نام جوزف ویتولز لتونی میوزیک (Jazeps Vitols Latvian Academy Of Music) گذاراند. همچنین از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۴ به یادگیری کنترباس در مدرسه‌ی موسیقی امیلز دارسینز (Emils Darzins Music School) شهر ریگا (پایتخت لتونی) پرداخت و از سال ۱۹۶۱ به عنوان نوازنده در ارکستر سمفونیک و ارکسترهای مجلسی‌ متعددی از جمله ارکستر فیلارمونیک لتونی، ارکستر فیلارمونیک لیتوانی و ارکستر رادیو لتونی فعالیت کرد.

وسکس یادگیری کنترباس را تا سال ۱۹۷۰، قبل از این که به مدت یک سال برای دوره‌ی خدمت سربازی به شوروی سابق برود، نزد ویتوتاس سریکا (Vytautas Sereika) در کنسرواتوار لیتوانی شهر ویولنیوس (پایتخت لیتوانی) ادمه ‌داد.

وسکس آهنگسازی را از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۸ در آکادمی موسیقی لیتوانی شهر ریگا نزد ولنتین اوتکین (۱) ادامه‌ داد. او قطعه‌ی کرال خود را ده سال بعد از جنگ لتونی، دوره‌ای که مردم شبانه از منازل خود به زندان‌ها برده می‌شدند، برای آزادی مردم لتونی نوشت.

در سال ۱۹۷۷ کوارتت برنجی او با نام پرنده‌های زودگذر (The Brass Quinted Music For Fleeting Birds) در مورد فقدان آزادی در شوروی ساخته ‌شد. وسکس در سال ۱۹۷۸ در رشته‌ی آهنگسازی از کنسرواتوار لتونی (Latvian State Conservatory) شهر ریگا فارغ‌‌التحصیل ‌شد و در سال ۱۹۷۹ قطعه‌ی کانتابیله (Cantabile) خود را نوشت. در سال ۱۹۸۳ قطعه‌ی دولورسا (Musica Dolorsa 1983) را برای ساز‌های زهی -در سوگ خواهرش- و سپس قطعه‌ی لودا (Lauda Per Orchestra 1986) را نوشت.

سه قطعه‌ی کانتابیله، دولورسا و لودا زمانی نوشته شد که او در مدرسه‌ی امیلز دارسینز مشغول به تدریس آهنگسازی بود. وسکس تا سال ۱۹۸۹ به عنوان معلم موسیقی در مدرسه‌‌ای در شهر سالاکگریوا (یک شهرک در لتونی) و آهنگسازی را در مدرسه‌ی موسیقی امیلز دارسینز شهر ریگا تدریس می‌کرد. در سال ۱۹۸۹ قطعه‌ی زیمگالا (Zamgala) را که ترکیبی از گروه کر و شعرهای محزون است نوشت که موضوع آن به مردم منطقه‌ای در لتونی و درد و رنج‌هایی که آن‌ها متحمل می‌‌شدند مربوط بود. در‌آن‌ زمان فعالیت هنری او به دلیل فشارهای اجتماعی موجود در شوروی سابق و سرکوب‌هایی که حکومت بر فرهنگ و عقاید مردم وارد می‌‌آورد تحت‌تأثیر‌ قرار‌ گرفت. با‌ این‌حال آهنگسازان لتونیایی آرام ننشستند و به سرعت در گسترش و همه‌گیر‌شدن این موسیقی اهتمام‌ ورزیدند و موفقیت‌‌های فراوانی کسب ‌کردند.

وسکس در سال۱۹۹۳ در قطعه‌ی لیتنه (Litene) به انتقاد از قوانین غیر انسانی شوروی‌ پرداخت و آن را در قالب یک قطعه‌ی آوازی نوشت. این قطعه‌ی ‌کرال که در فرم بالاد است یادآور قتل مامورین لتونیایی بعد از تشکیل ارتش سرخ در سال ۱۹۴۱ است که با بالا‌ و ‌پایین کردن کوک قسمت آوازی، حالتی وحشت‌زده‌ و فریادگونه را به‌ تصویر ‌می‌کشد. همچنین او پنج کوارتت زهی نوشته است که آخرین کوارتت زهی او در سال ۲۰۰۶ نوشته‌ شد. این پنج کوارتت برای مجموعه‌ی کرونوس کوارتت (۲) نوشته ‌شده‌ است. در سال‌های اخیر او کنسرتو ویولن‌های متعددی نوشته که سبب همکاری او با گروه‌ها و نوازنده‌های مهمی بوده‌ است. برای نمونه در سال ۲۰۰۶ دومین کنسرتو ویولن خود به نام فرشته‌ی تنها (Violin Concerto Lonely Angel) را نوشت که به کریمر تقدیم شد.

این قطعه نگاه وسکس به فرشته‌ای است که در برابر دنیا بر سر دوراهی یأس و امید مانده است. ملودی‌های بخش ویولن‌ سولو در این اثر درخشان هستند و در ارکستر زهی صداهایی زنبور مانند ایجاد ‌می‌کنند. او کنسرتو ‌ویولنسل خود را نیز در سال ۲۰۱۲ با نام کلاتباتون برای سول گابتا (۳) نوشت که استقبال فراوانی در سرتاسر دنیا از این اثر صورت گرفت.

امروزه قطعات پیترناستر (Pater Noster 2000)، میسا (Missa 2000) و پرلودِ دعایِ «ای خداوند، چشم ما را باز کن» (Lord, Open Our Eyes 2012) جزو قطعات آوازی و ارکستری شاخص او شناخته می‌شوند. در سال۱۹۸۰ نیز ضبط کامل مجموعه قطعات پیانویی او با نام فصل‌ها (Piano Cycle “The Seasons”) شروع شد‌ که در سال ۲۰۰۹ پایان‌ یافت. این مجموعه در سال ۲۰۱۰ توسط موسسه‌ی نشر ورگولیبل (Wergo Label) منتشر ‌شد.

پی نوشت
۱- ولنتین اوتکین (Valentin Utkin) در سال ۱۹۰۴ در ریگا متولد شد و در سال ۱۹۵۵ در همین شهر چشم از جهان فروبست. او یک آهنگساز و میزیکولوژیست بود.
۲- کرونوس کوارتت یک گروه آمریکایی با بیش از چهل سال فعالیت در سبک‌های گوناگون از جمله موسیقی معاصر است.
۳- سول گابتا یک بانوی چلیست است، متولد ۱۸ اِپریل سال ۱۹۸۱٫

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «زمین»

«زمین» یک دونوازی است؛ دوئت برای پیانو و خوانش شعر، هوشیار خیام و احمد پوری. و نتیجه‌اش شش قطعه‌ی موسیقی است و راهی دیگر برای همنشینی خوانش و موسیقی. نام موسیقایی قطعه‌ها، پرلودیوم، سرناد، آریوزو و … هم به تمثیل همین را می‌گوید. حتا اگر ندانیم که روش ساخته شدن این آثار، اجرای همزمان بوده است، سرشت دونوازانه‌ی این خوانش خود را نخست در نسبت حضور صدای گوینده و صدای پیانو می‌یابد؛ در سکوت‌ها و مکث‌ها. آنجا که شاعر خاموشی اختیار می‌کند تا جایی به حضور همنوازش بدهد. و چه هوشمندانه و با ظرافت چنین می‌کند. می‌شنود. می‌اندیشد و در لحظه تصمیم می‌گیرد و ناگهان بافت ساخته شده از صدای پیانو/انسان دگرگون می‌شود.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (X)

زن هایی که علاقه مند به دریافت هدیه بودند اما نمی خواستند شناخته شوند در حالی که صورت خود را می پوشاندند، الکی به دست گرفته و آن را به صاحب خانه می دادند. او هم که از ویژگی مراسم با خبر بود، هدیه را درون الک گذارده به صاحبش بر می گرداند. علت نام‌گذاری مراسم نیز وجود همین الک است که در هرمزگان به آن آرگیز یا هارگیز (آردبیز) گویند.

از روزهای گذشته…

تاریخچه ورود موسیقی ایران به اینترنت

تاریخچه ورود موسیقی ایران به اینترنت

قسمتی از مطلبی که پیش رو دارید در اولین جلسه همایش پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران توسط سجاد پورقناد خوانده شد که درباره ورود موسیقی ایرانی روی اینترنت اطلاعاتی آورده شده است. این اطلاعات مربوط به سایتهای پربیننده و جدی موسیقی ایران است که از زمان آشنایی نویسنده با اینترنت در حدود ۸ سال پیش تا کنون گرد آوری شده است؛ واضح است که سایتهای زیادی درباره موسیقی ایران روی اینترنت وجود داشته اند که در این مقاله یا به دلیل نا آشنایی نویسنده و یا کم بودن زمان فعالیت آنها، از دید نویسنده این مطلب دور مانده اند، ولی با خواندن این مطلب میتوان از تحوالات کلی موسیقی روی اینترنت با خبر شد.
اوه لین گلنی

اوه لین گلنی

در تاریخ موسیقی، اوه لین گلنی Evelyn Glennie اولین شخصی است که توانسته به عنوان یک نوازنده سولوی سازهای کوبه ای، پرونده حرفه ای بسیار موفق و مداوم داشته باشد. او به عنوان یکی از گزیده کارترین و مبتکرترین موسیقی دانان در صحنه موسیقی امروز به شمار میرود و همواره تعریفی جدید از تواناییها و کاربردهای سازهای کوبه ای ایجاد میکند. برنامه های اوه لین از چنان نیرو و زندگیی برخوردارند که میتوان گفت نوع جدیدی از اجرا را به وجود آورده اند.
گفتگویی با جولیان بریم (IV)

گفتگویی با جولیان بریم (IV)

متأسفانه من معلم خوبی نیستم. فقط گاهی اوقات دوره های آموزشی کوتاه مدت، برای کسانی که علاقه و اشتیاق خیلی زیادی دارند می گذارم که آن هم در مقاطعی برایم خسته کننده می شود و انرژی لازم برای خوب تدریس کردن را از دست می دهم. خب برای یک معلم، خیلی بد است که اینطور باشد. فکر می کنم وقتی که پیرتر شوم بیشتر به تدریس بپردازم.
بهروزی نیا: امکانات بربت به دلیل داشتن دسته بلندتر از عود، بیشتر است

بهروزی نیا: امکانات بربت به دلیل داشتن دسته بلندتر از عود، بیشتر است

یک موقع هست شما با پیانو باید یک قطعه را اجرا کنید یک موقع با تار یا سه تار یا نی. باید توانایی و نوع صدا دهی ساز را هم در نظر داشت و لی معتقد هستم نوازنده تا جایی که امکان دارد و تا جایی که سازش به او اجازه می‌دهد باید تکنیک خود را بالا ببرد و از عهده ی نوازندگی قطعات سخت بر بیاید.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (I)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (I)

چندی پیش به بهانه انتشار یک فایل تصویری از اجرای موسیقی ایرانی با سازی ابداعی («دل و دل» طراحی شده توسط محمدرضا شجریان)، بحثی در یکی از صفحه های فیس بوک پیش آمد که تبدیل به گفت و شنودی طولانی شد. پس از اتمام این بحث بعضی از دوستان تقاضا کردند که این نوشته در سایت باز نشر شود و امروز اولین قسمت این گفت و شنود را که پس از تغییرات و ویرایشی کلی آماده شده است می خوانید. به دلیل اجازه نداشتن از دوستانی که در بحث شرکت کرده اند و انتشار خصوصی این نوشته در جمع دوستان در یک صفحه شخصی، نام هیچ کدام از طرف های گفتگو در این نوشته نمی آید و تنها به جای نام دوستان «الف» و «ب» نوشته می شود و بخشهایی از نوشته های دوستان که به دلیل انتشار در سایت تغییر یافته است در (…) و “” نمایش داده می شود. برای مشخص تر شدن دو طرف بحث، نوشته های دوستان بر زمینه خاکستری و نوشته های نگارنده، در زمینه سفید نمایش پیدا می کند.
عصیان ِ کلیدر (I)

عصیان ِ کلیدر (I)

با گذشت دو هفته از برگزاری کنسرت ارکستر زهی کیف در تهران به رهبری ولادمیر سیرنکو، هنوز بازار نقد این کنسرت داغ است و در سایت هر خبرگزاری، چند تیتر مربوط به این کنسرت وجود دارد. عطا نویدی، از همکاران سایت “گفتگوی هارمونیک” که در این کنسرت حضور داشته، در این مطلب سعی داشته، غیر از جمع آوری گفته های مختلف در خبر گزاری ها با موسیقیدانان دیگری هم به تبادل نظر بپردازد که بخش اول این مطلب شش قسمتی را میخوانید:
نقشه‌برداری موسیقایی (VI)

نقشه‌برداری موسیقایی (VI)

شناسایی کامل دستگاه خانه آن‌گاه لازم می‌شود که خریدارْ خانه را برای سکونت و زندگی خود و خانواده و نسل‌های آینده‌اش بخواهد. در این صورت علاوه بر جدول‌های گفته شده، لازم است که یک کارشناس مهندس ساختمان خانه را بررسی کند، گچکاری‌ ها و سقف‌های کاذب را بشکافد، تا جنس مصالح و سازۀ ساختمان شناخته شود و معلوم شود که کدام دیوارها و ستون‌ها حمال هستند و کدام اندام‌ ها تزئینی و قابل جابجایی، چه امکاناتی برای تغییر و تکامل احتمالی موجود است تا نسل‌های جوان بتوانند فضاهایی مطابق با خواسته‌های خودشان ایجاد کنند تا ایشان هم بتوانند در آن خانه در رفاهْ سکونت کنند و مجبور به نقل مکان به آپارتمان‌های نوساز – [یا مثلاً گام‌های] ماژور و مینور – نباشند.
ابوحمزه آثار معروفی را ویرایش می کند

ابوحمزه آثار معروفی را ویرایش می کند

به تازگی کار نت نویسی و ویرایش آثار جواد معروفی توسط عباس ابوحمزه (آهنگساز و پیانیست) به پایان رسیده است و به زودی این کتاب به انتشار می رسد. عباس ابوحمزه که در کنار ساخت تولید آلبوم «پایان پریشانی»، ساخت و تنظیم آثار زیادی را برای پیانو، در کارنامه خود دارد، در این باره این کتاب، توضیحاتی برای خوانندگان گفتگوی هارمونیک نوشته است که می خوانیم:
گزارشی از یک کنسرت چهارساعته (I)

گزارشی از یک کنسرت چهارساعته (I)

علی صمدپور و بهار موحد با همکاری گروهی از نوازندگان ایرانی مقیم امریکا، ۲۶ مارچ ۲۰۱۵، اجرایی از کارگان موسیقی ایرانی را در شهر سیاتل ارایه کردند. در این اجرا ۲۵ تصنیف و قطعه اجرا شد که از دوره‌ی تیموریان تاکنون را در برمی‌گرفت. از عبدالقادر مراغه‌ای تا آهنگسازان امروز. سالن برای یک کنسرت چهارساعته چیده شده بود:‌ پشتی و بالش‌هایی برای راحت نشستن و شیرینی و چای ایرانی دم دست. این یادداشت در پی تحلیل این ایده‌ و اجرای ویژه است.
یک نظریه ی تاریخی

یک نظریه ی تاریخی

الگو ها در آن سو (اروپا و آمریکا) طی نیم قرن اخیر، ما را به سوی زوال غربی سوق داده اند و این در حالی است که ما در عین تقلید مداوم از غرب همیشه هم از آن عقب مانده ایم. ما دو سه قرن پس از دورانی که نهضت کرامولی قرن هفده پشت سر گذاشته می شد، تقلید پیش پا افتاده و ناچیزی از آن کردیم؛ و حالا که غربی ها از خود به بیزاری رسیده اند و فرهنگ غرب عملاً راه زوال و نیستی را در پی گرفته است و تمدنش، با انواع مختلف سلاح ها تجهیز شده، تا از این طریق بتواند خود و دنیا را در یک آن نابود کند، عده ای از ما پشت سر غربی ها راه افتاده اند و مدام پیشرفت ها، بزک ها و تفاوت آنجا را به رخ ایرانیان می کشند درحالی که می توانند مانند هند فرهنگ ایران را به جهان عرضه کنند و در راه شناساندن این فرهنگ کوشا باشند.