درباره‌ی پتریس وسکس (II)

پتریس وسکس
پتریس وسکس
موسیقی لتونی
موسیقی لتونی تاریخ طولانیی ندارد. این موسیقی به دهه‌ی هفتاد قرن اخیر باز می‌گردد زمانی که یکی از معلم‌های آموزش‌دیده‌ی اصیل لتونیایی به نام جنیس چیمز (Janis Cimze 1814 – 1881) مجموعه‌ای به نام سیزمه روتا (Dziesmu Rota) که آهنگ‌ها و قطعات زیبایی برای کر بودند منتشر کرد. چهار جلد از هشت جلد این مجموعه لکو پوکز (Lauku Pukes) نخستین آهنگ‌های محلیِ تنظیم شده بودند. آهنگ‌های محلی لتونی تنظیم شده برای کر اهمیت زیادی دارند. این موضوع برای دانش‌آموزان سیزما در سمینار معلم‌ها در والکا -از شهر‌های شمالی کشور لتونی- شروع شد و تا امروز ادامه دارد. این تنظیم نشانه‌ای از معنویت و هویت موسیقی لتونی بود.

کمی بعد‌تر موسیقی سازی مهم شد که به سرعت نخستین قطعه‌ی سازی که یک رقص لتونیایی برای ارکستر سمفونیک بود توسط آهنگساز و فولکورولیست آندره جورجیان (Andreis Jurjans 1856 – 1922) نوشته و منتشر شد. همچنین واریاسیونی بر روی یک آهنگ محلی لتونیایی به نام «برو پسرم، هر چه زودتر به سمت خداوند برو» توسط موسس کنسرواتوار لتونی، جوزپز ویتولد (Jazeps Vitols 1863 – ۱۹۴۸) نوشته شد که از مهم‌ترین آثار است. این‌ قطعات هنوز در لتونیا نفوذ دارند و در حال حاضر می‌توان رد پای آن‌ها‌ را در موسیقی‌های مدرن لتونیا پیدا کرد. در چند دهه‌ی اخیر تمایل آهنگسازان به نزدیک کردن عناصر موسیقی رمانتیک و موسیقی محلی لتونی به یکدیگر امری آشکار است. این موضوع از زمانی رخ داد که آهنگسازان قطعات زیادی را بر اساس موسیقی محلی لتونی تنظیم کردند و از آن زمان ملودی‌ها رنگ موسیقی محلی لتونی را یافتند.

سبک موسیقی وسکس
وسکس در آغاز کار آهنگسازی خود از ویتولد لوتوسلاوسکی، کریستف پندرتسکی و جورج کرامب الهام گرفت و می‌توان گفت سبکی نزدیک به آن‌ها دارد. امّا در نهایت او زبان شخصی و سبک خاص موسیقی خود را آفرید و آن را در قطعات سازی پیدا کرد. سبکی که گاه ریشه‌ها و گرایش‌هایی در موسیقی دوران رمانتیک و نئورمانتیک دارد و گاه دارای هارمونی‌های خشن و گاه هارمونی‌های لطیف و سبک است. موسیقی او شخصیتی قدرتمند و در عین حال احساسی دارد که با وجود نا‌امیدی، غم و خشم، راه به سمت روشنایی و زیبایی باز می‌کند. هر یک از قطعاتش شخصیتی خاص و روایت و داستانی دارند. همچنین انتقال پیام‌هایش در برابر بی‌عدالتی و ظلم‌ جهانی قابل‌ توجه ‌است. او در مورد مشکلات بی‌انتهای جهان مانند مرگ و زندگی، تنفر و بخشش، نظم و بی‌نظمی صحبت می‌کند که کم و بیش همیشه در تم‌های قطعاتش یافت می‌شوند. با این وجود میل شخصی‌اش به استفاده از سبک نئورمانتیک است.‌ همچنین آواز، سنبلی از ابدیت، معنویت و عشق در قطعات اوست.

سبک‌ها و عناصری که از دوران باروک گرفته شده‌اند در قطعات او یافت می‌شود. مانند پارتیتایی برای ویولن و پیانو (Partita Per Violin cello E Piano 1974)، و توکاتایی برای دو پیانو (Toccata For Two Pianos 1977). در موسیقی آوازی نیز مانند یک مادریگال به نام همنشینی با گل‌ها (Madrigal With Time Flowers Wilt For Mix Choir 1976) با تنظیمی برای گروه کر و یک کانتات برای خواننده‌ی زن سوپرانو وگروه کر (Cantata For Women For Soprano).

از دیگر ژانرهای دیده شده در کارهای او ژانر کلاسیک است مانند کوارتت زهی شماره‌ی یک. او همواره ایده‌های جدیدی را دنبال می‌کند مانند مجموعه‌ی منحصر به فرد او با نام سه خراش (Three Grazes) که برای گروه‌هایی با ترکیب سازی‌های مختلف نوشته است.

در مجموع سه گرایش‌ اصلی بسیار متفاوت در موسیقی پتریس وسکس می‌توان یافت. اولین گرایش که در قطعات کانتابیله و موسیقی دولورسا دیده می‌شود ویژگی درونگرا ولی پرقدرت بودن ملودی‌ها و همچنین حالت مدیتیشن موسیقی می‌باشد. دومین ویژگی که از جنگ‌های منطقه‌ی لتونی نشأت می‌گیرد ویژگی دراماتیکی است که به تدریج به نقطه‌ی اوج می‌رسد و در قطعه‌ی پیام برای ارکستر زهی، دو پیانو و پرکاشن (Message For String, Two Pianos And Perrcussion 1982) می‌توان آن را سراغ گرفت. و سومین ویژگی که حماسی بودن و تصویرسازی است به طور واضح در قطعه‌ی لودا وجود دارد.

قطعات وسکس معمولاً آرام و کمی مرموز شروع می‌شوند که به واسطه‌ی نوانس پیانو پیانیسیمو با حالتی جمع شونده به وجود آمده‌اند اما با گسترشی دردناک و دراماتیک ادامه می‌یابند. موسیقی او انعکاس یکنواختی از حس عمیق درد و سرگذشت انسان‌ها و برخورد و رفتار فاجعه آمیزشان است حتی گاهی هیچ امید و حس مثبتی در قطعه نیست.

از دلایلی که او به یکی از مهم‌ترین آهنگسازان اروپایی تبدیل‌ شد ویژگیهای منحصر بفرد ملودی‌هایش و در مجموع نظام ملودیک و روح آزادی است که در این ملودی‌ها جریان‌ دارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (II)

گویی نام او دچار همان «نسیانی» شده است که «خورخه لوئیس بورخس»، نویسنده‌ی بزرگ آرژانتینی در آرزویش بود؛ یعنی واروژان و آثارش به‌گونه‌ای واقعی وارد فرهنگ و زندگی روزمره‌ی ما شده که این ورود مثل هوایی که هر لحظه تنفس می‌کنیم، آن‌قدر طبیعی و واقعی بوده که برای بیشتر ما ملموس نیست. از طرف دیگر عوامل متعدد که از‌جمله‌ی آن بی‌تمایلی خود واروژان به عکس‌انداختن و مصاحبه‌کردن، باعث شده تا «نسیانِ افسانه‌ای» درباره‌اش اتفاق بیفتد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VII)

پس هرچه علم میدان مشترک جهان آینده را می آفریند، هنر با ایجاد حیطه های فردی و منطقه یی معرفت شناسی خود، زمینه را برای گریز از هیچ انگاری این نوع از استحاله فردی فراهم می آورد. علم به همان اندازه که عقل جمعی می آ فریند، ناچار است هنر را برای توان زایش ارزش های فردی اش پاس بدارد. بنابراین جهانی شدن به معنی استحاله فردیت ها در فرهنگ جهانی نیست، بلکه برعکس به معنی امکان بیشتر حضور خلاق و زاینده فردیت ها در میدان گسترده و جذاب تر است. هرچه علم پیشرفت کند به همان اندازه نیاز ما به هنر نیز بیشتر می شود.

از روزهای گذشته…

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (I)

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (I)

سازهای بادی‌برنجی ازنظر یادگیری و اجرا، جزو مشکل‌ترین سازهای موسیقی هستند و احتمال بروز برخی مشکلات پزشکی در میان نوازندگان این سازها، از هر سنی و با هر میزان مهارتی، نسبت به افراد دیگر بالاتر است. این اختلالات از نظر شدت، از یافته‌های تصادفیِ بدون علامت در میان نوازندگان غیرحرفهای، تا آسیب‌های جدی که نوازندگان حرفه‌ای را از تمرین یا اجرا ناتوان می‌کنند، متغیرند. این مقاله به برخی از این مشکلات رایج، راه‌های پیشگیری و درمان آن‌ها اشاره خواهد داشت. برخی از این بیماری‌ها در مورد نوازندگان تمامی سازهای بادی صدق می‌کنند اما ازآنجاکه نواختن سازهای بادی‌برنجی معمولاً با فشار و تنشِ فیزیکی و جسمیِ بیشتری همراه است عمدۀ این موارد بیش از همه در مورد سازهای بادی‌برنجی اهمیت پیدا می‌کنند. در میانِ مشکلاتی که در ادامه خواهد آمد، برخی مانند سرگیجه یا مشکلات لب‌ها یا عارضه‌های نخاعی بسیار رایج‌اند اما برخی دیگر مانند پنومونی یا لارینگوسِل به‌ندرت دیده می‌شوند و بیشتر ناشی از نوازندگی با شیوه‌های نادرست و غیرعلمی، عوامل خارج از موسیقی یا مواردی استثنایی هستند.
از چه آکوردی به چه آکوردی برویم؟

از چه آکوردی به چه آکوردی برویم؟

احتمالا خیلی از شما افرادی را دیده اید که توانایی همراهی با هر ترانه ای که یک خواننده می خواند را دارند. اینگونه از افراد با گوشهای دقیق، تجربه و معلوماتی که از دانش هارمونی دارند بسادگی می توانند به چنین قدرتی دست پیدا کنند. اما چگونه؟
بیانیه هیات داوران جشنواره سایتها و وبلاگها و اسامی برگزیدگان جشنواره

بیانیه هیات داوران جشنواره سایتها و وبلاگها و اسامی برگزیدگان جشنواره

جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی امروز در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. در این برنامه که با سخنرانی دبیر جشنواره سجاد پورقناد، سخنگوی خانه موسیقی، داریوش پیرنیاکان، نماینده هیات داوران محمدرضا فیاض و اجرای موسیقی توسط گروه “مهتاب رو” همراه بود، به برگزیدگان جوایزی اهدا شد.
درباره کتاب «خاطره»

درباره کتاب «خاطره»

«خاطره» آموزش موسیقی کودک با بِلز (با رویکرد تقویت دو نیمکُرۀ مغز) کتابی است با تالیف مهدی عقیلی که سال جاری بوسیله انتشارات خنیاگر روانه بازار موسیقی شده است.
هنر و موسیقی انسان نئاندرتال (II)

هنر و موسیقی انسان نئاندرتال (II)

هنر انسان نئاندرتال بخشی از هنر دوران پارینه سنگی است که سرآغاز آفرینش های هنری می باشد. آثار هنری این دوران به جز موارد معدود در آسیا (مثلا در نزدیک دریاچه بایکال) اکثرا در اروپا مشاهده می شود. اسپانیا و فرانسه بیشترین شواهد را در خود نهفته دارند. تقریبا به طور قاطع می توان گفت که کانونهای بزرگ دیگری نیز وجود داشته اند ولی به دلیل مصرف مواد بی دوام هیچ مدرکی از آنها وجود ندارد.
تور پاییزی گروه مضراب

تور پاییزی گروه مضراب

گروه مضراب به سرپرستی حمید متبسم پاییز امسال در شهرهای تورنتو، آتاوا و مونترال کانادا و بسیاری از شهرهای اروپایی به روی صحنه می رود. گروه مضراب یکی از پروژه های جدید حمید متبسم، نوازنده تار و سه تار و آهنگساز است که سالهاست در اروپا اقامت دارد.
پدیده های دنیای جز (III)

پدیده های دنیای جز (III)

کمی به عقب برگردیم، به روزگاری می گویند موسیقی Jazz ابداع شد؛ در این زمان بدون شک با نام جلی رول مورتون برخورد خواهیم کرد. او که به مخترع موسیقی Jazz معروف است (هرچند ممکن است کمی اغراق باشد) نوازنده پیانو و موسیقیدان آمریکایی بود که اولین قطعات موسیقی Jazz را تصنیف و منتشر کرد.
وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (V)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (V)

از این دیدگاه؛ از سویی موسیقی‌هایی که او انتخاب کرده است (فرهنگِ دهنده) عمیقا «مونودیک» یا تک صدا درک می‌شود و از سوی دیگر نظریه‌ای وجود دارد که چیرگی یک تک صدای موسیقایی را (بدون هارمونی) و گاه حتا بدون در نظر گرفتن جای آن در یک نردبان موسیقایی می‌پذیرد (فرهنگِ پذیرنده)، برای آن ساختار قائل می‌شود و تاثیر این ساختار بسیار تکین را بر ساختارهای کلان‌تر بررسی می‌کند. علاوه بر این حرکت مصالح موسیقایی به شکل مونودیک، یعنی وقایع موسیقایی منفرد که اگر هم بافت همراهی دارند، به عنوان یک رویداد تکین در لحظه‌ی موسیقایی ظاهر می‌شود و ارتباطی با قبل و بعد از خودش (به مفهوم توالی) نمی‌یابد.
واکاوی نظری موسیقی امبینت (IX)

واکاوی نظری موسیقی امبینت (IX)

او در کتاب خود «موسیقی در گذر از قرنها» داستانی جالب از پادشاه موسیقی شفا بخش استیون هالپرن (۵۲) نقل می کند: «بعد از اتمام یک سمینار در مورد موسیقی نیوایج که در دهه ۷۰ برگزار شده بود من او (استیون هالپرن) را برای صرف شام به خانه ام دعوت کردم و مدت زیادی در باره موسیقی باب روز یعنی نیوایج صحبت کردیم. در آخر من در مورد آلبومش اخیرش (۵۳) از او سوال کردم. یادداشت های او درخلال بروشور آلبوم ادعا می کرد که هر یک از هفت آهنگ این آلبوم برای مدیتیشنی خاص و مخصوص یکی از چاکراهای هفتگانه است. می خواستم بدانم که او از کجا می فهمد که کدام آکورد و چگونه روی چاکرای خاصی تاثیر دارد؟ من او را به این دلیل تحت فشار گذاشتم که فکر می کردم شاید او به معدن طلای اسرار آمیز عرفان (!) دست پیدا کرده است. سرانجام خندید و گفت: همه اینها فقط یک فریب است. نیازی به گفتن نیست که پس از آن، از اینگونه باورها دست برداشتم و رابطه ما همان جا برای همیشه تمام شد.»
رهبری: هنرمندان چند کاره موفق نیستند

رهبری: هنرمندان چند کاره موفق نیستند

بله میتوانستم ولی نکردم… من اعتقاد دارم که خدا به من شانسهای عجیب و غریب و استعداد بسیار خوبی داده است، اگر شما خانه من بیایید خیلی تعجب میکنید که آثار نقاشی من را ببینید، من از ۳۰ سالگی مشغول نقاشی شدم و خانه ام پر از نقاشی است! دیزاین منزلم هم کار خودم هست و هیچ وقت این کارها به من فشار نیاورده است. رهبری ارکستر هم برایم آسانترین کار دنیاست!