درباره‌ی پتریس وسکس (III)

پتریس وسکس
پتریس وسکس
تأثیر موسیقی محلی لتونی در آثار وسکس
سبک وی ترکیبی از تم‌های قدیمی، مردمی و محلی لتونی با دینامیک‌ها و زبان جدید موسیقی معاصر است. او در بیشتر قطعات خود به تقلید از موسیقی محلی لتونی پرداخته که بیشتر در قطعات سمفونیک او یافت می‌شوند مانند قطعه‌ی لودا، کنسرتو برای انگلیش هورن، کنسرتو برای ویولنسل، دیستنت لایت، کنسرتو برای ویولن و ارکستر زهی و سمفونی دومش. موسیقی لتونی در موسیقی او بسیار قوی و پرافتخار معرفی می‌شود مانند قطعه‌ی کانتوس. در قطعات او تم‌ها بیانی رمانتیک و اندیشمندانه دارند. او در قطعه‌ی موسیقی برای پرندگان زودگذر، از موسیقی محلی لتونی استفاده کرده است که برای اولین بار تم این قطعه به عنوان سنبلی از آزادی و وجدان شناخته شد و به همین دلیل از اهمیتی مهم برخوردار است. صدای پرندگان در قطعات او سنبلی است که به وفور یافت می‌شود مانند چشم‌انداز (Landscape)، سمفونی شماره‌ی یک (Symphony No.1 Voices 1991)، موسیقی بهار (Spring Piano Music 1995) و غیره. به گفته‌ی خود او «صدای پرندگان نگرشی است از گرمایی که جهان را احاطه می‌کند، طبیعت، وطن و مردم.»

موسیقی او بر فرایند‌های طبیعی پایه‌گذاری شده‌است. به این معنا که این سبک در ستایش طبیعت، زبانی شاعرانه یا لحنی متظاهر و رنگ‌آمیزی شده دارد. در قطعات وسکس عناصر طبیعت به وفور یافت می‌شوند که با حوادث مخرب جهانی ترکیب شده‌اند مانند قطعه‌ی کانتابیله، کوارتت زهی شماره دو (String Quartet No.2 Entiteled Summer Songs 1984) و قطعه‌ی باس تریپ (Bass Trip For Solo Double-Bass 2003). زبان پیچیده‌ی موسیقی وسکس بازگوی رابطه‌ی متقابل بین طبیعت، تخریب اخلاقی انسان‌ها و رخدادهای پیش‌بینی‌ناپذیر طبیعت است.

موسیقی او راوی رنج‌هایی است که بر لتونی گذشته و سنبلی از احساسات و اتفاق‌های تاریخی است. خط ملودی در کار او بر پایه‌ی دیاتونیک، لهجه، تلفظ، آهنگ‌ها و رقص‌های محلی لتونی ساخته شده‌اند.

قطعه‌ی محلی وزان شو ای باد (BlownWind (Put, Vejini)) در طول تاریخ لتونی از اهمیت خاصی برخوردار بوده زیرا در دهه‌ی هشتم قرن بیستم لتونی در حال طی نمودن دوران استقلال خود بود این قطعه به عنوان یک سرود ملی غیر رسمی خوانده می‌شد چنانچه او نیز گفته است «از این ملودی به صورتی متخصصانه در کنسرتو ویولنسل خود استفاده کرده‌ام که سنبل لتونی اشغال شده به دست نیروهای شوروی است.»

نام‌های قطعات وسکس
وسکس میل شدید و قابل توجهی در استفاده از کلمه‌ی موسیقی با ترکیب یک کلمه‌ی مکمل دیگر در عنوان قطعاتش دارد و در مجموع بین سال‌های ۱۹۷۴ تا ۲۰۰۹ چهارده قطعه نوشت که در آن‌ها از کلمه‌ی موسیقی استفاده شده بود زمانی که دلیل مهم استفاده از این کلمه از او پرسیده شد پاسخ داد: «ایده‌ی من این بود که نمی‌خواستم از کلماتی مانند سوئیت به صورت مکرر در عناوین استفاده کنم به همین علت به دنبال جایگزینی برای عنوان قطعاتم گشتم و چون قطعاتم مانند کودکانم هستند قصد داشتم که هر کدام اسم شخصی، منحصر به فرد و خاص خود را داشته باشند.» همچنین این اسامی کدهای احساسی خاصی را به شنونده انتقال می‌دهند اما به صورت مستقیم ماجرا و داستان موسیقی را نقل نمی‌کنند به همین علت این کار شنونده را به فضای خاص احساسی و فکری منتقل می‌کند. نیز گفته است «…حالا من می‌توانم ببینم که موسیقی برای دو پیانو (Music For Two Pianos 1974)، موسیقی مجلسی (Chamber Music 1975) و در آخر موسیقی برای پرندگان زودگذر (Music For Flown Away Birds 1977) وجود دارد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گفت و گو با جان کیج (III)

در انتهای طولانی ترین راهروی بین مثلث ها یک فیلم پخش می شد و در راهرو دیگر اسلایدهایی به نمایش درآمدند. من بر یک نردبان رفتم و به سخنرانی پرداختم که سکوت هایی را نیز در بر داشت. نردبان دیگری نیز وجود داشت که ام. سی. ریچاردز (M. C. Richards) و چارلز اسلن (Charles Oslen) در زمان های متفاوتی بر روی آن رفتند. در برهه هایی، که من پرانتزهای زمانی (Time bracket) می نامم، بازیگران با رعایت محدودیت هایی آزاد بودند – فکر می کنم شما به آنها بازه (compartment) می گویید – بازه هایی که آنها مجبور به پر کردنشان نبودند مانند چراغ سبز در ترافیک. تا این بخش آغاز نمی شد آنها اجازه نداشتند اجرا کنند، اما وقتی که شروع می شد می توانتسند تا زمانی که می خواستند در طول آن به اجرا بپردازند. رابرت راشنبرگ (Robert Rauschenberg) گرامافونی قدیمی که شیپور داشت را روشن کرده بود و یک سگ در گوشه ای به آن گوش می داد، دیوید تیودر (David Tudor) پیانو می نواخت و مرس کانینگهام (Merce Cunningham) و رقصنده های دیگر بین و اطراف تماشاچیان حرکت می کردند. عکس های راشنبرگ بالای سر تماشاچیان آویزان شده بود.

«بازخوانی آرای فارابی در باب موسیقی» در کنگره فارابی

کنگره «فارابی» با همکاری نهادها و سازمان‌‌های فرهنگی و هنری در سال ۹۹ برگزار می‌شود. بخشی از این کنگره به «بازخوانی آرای فارابی در باب موسیقی» اختصاص دارد که با هدف ایجاد بستری مناسب برای شناخت آرای موسیقایی فارابی و تأثیرات آن بر موسیقی حوزه ایرانی، عربی و ترکی توسط فرهنگستان هنر برگزار می‌شود.

از روزهای گذشته…

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIV)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XIV)

شاید علتِ مخالفتِ آدرنو با نظراتِ والتر بنیامین این بود که بنیامین تحتِ تاثیرِ برتولت برشت بر تاثیر هنر بر گروه تاکید داشت نه بر فرد. این دیدگاه در نظرِ آدرنو موجبِ همگانی شدن هنرِ والا و بازاری شدنِ آن می شد. از دیدِ آدرنو، ایدئولوژیِ برشت و بنیامین کارکردی تخریبی داشت. آدرنو به عنوانِ یک جامعه شناسِ فرهنگ( به گفته ی خودِ آدرنو) مقابلِ عقیده ی قرن نوزدهمی بود که در موسیقی فقط احساسات را ملاک قرار داده بود و عقل را در حدِ تکنیک پایین آورده بود، از نظرِ او موسیقی فقط احساساتِ لذت بخش نیست بلکه یک تلاشِ عقلانی است.
بیژن کامکار: پدرم تحت تاثیر صبا بود

بیژن کامکار: پدرم تحت تاثیر صبا بود

ظاهرن‌ پدرم با پول تو جیبی‌هایش ساز می‌خریده و پدرش چند بار سازش را شکسته بود ولی باز پدرم ادامه می‌داده است. به هر حال در آن دوره، موسیقی را مطربی می‌دانستند و اصلاً شأن خوبی نداشته است. با تکنیک کمانچه‌ای که داشت و نُت هم می‌دانست شروع کرد به زدن قطعه‌های محلی و کُردی با ویولن تا اینکه برای یک دوره‌ی موزیک نظام از طرف ارتش به تهران می‌آید. ‌
جانِ تولدی نو

جانِ تولدی نو

گوستاو کلیمت نقاش نماد گرای اتریشی، انشعاب وین (سِسِشِنیزم) را در سال ۱۸۹۷ بنیان نهاد. غالبا موضوع نقاشی های کلیمت زن است که یکی از فاکتورهای محبوب آثار او به حساب می آید. زن در نقاشی های او بیشتر جنبه ی آیینی دارد و همچنین تداعی گر حالات و وضعیت های مبهم احساسی است. در آثار او، زن ها غالبا با رنگ های طلایی و درخشان نشان داده می شوند و برخلاف آثار “ادوارد مونش” که زن در آن ها گاه تا مرز گمنامی و سادگی پیش می رود، کلیمت زنان را با حالات انسانی و مقتدر به تصویر می کشد.
سان را و فلسفه کیهانی (VII)

سان را و فلسفه کیهانی (VII)

سان را و تعدادی از موزیسین های اصلی گروهش (آلن، گیلمور و بویکینز) در جولای ۱۹۶۱ شیکاگو را ترک کردند و پیش از مستقر شدن در نیویورک سیتی تا پایان سپتامبر در مونترال ماندند. در ابتدا، یافتن مکان هایی برای کنسرت برای آنها دشوار بود و آنها همچنین مجبور شدند که به دلیل گرانی هزینه ها با یکدیگر زندگی کنند. این ناامیدی باعث ایجاد تغییرات بزرگی در موسیقی آرکسترا شد زیرا موسیقی سان را دوره ای تجربه گرایانه را پشت سر گذاشت که از موسیقی فیری جز (free jazz) تأثیر گرفته بود.
آواز بنان (III)

آواز بنان (III)

به عبارت دیگر با هماهنگ گرداندن افسون صدا و موسیقی با حرکت و تپش درونی شعر و ترانه، تأثیری شگرف به آوای خویش بخشیده است. کشش و تحریر و وقف و تأکید و اوج و فرود در آواز او بجاست. هیچ‌گاه شنیده نمی‌شود کلمه‌ای را بشکند و نابجا درنگ یا شتاب کند، یا بر سر حروف صامت و انسدادی برای تحریر دادن تلاشی عبث نماید، یا عبارتی را که با نوای بم سازگارتر است با صوت زیر بخواند و برعکس. خلاصه آنکه در آنچه از او می‌شنویم موسیقی و شعر و آواز همه دارای روحی واحد و همنوا و همگامند، آن هم در کسوت هم‌آهنگی ظریف و هنرمندانه. بعلاوه او در عرضه داشتن این کیفیت به ابتکارهایی دست می‌زند متنوّع و متناسب در هر مورد، چندان که تحریرها و زیر و بم‌ها و کرشمه‌هایی که در آواز اوست برای شنونده آشنا خود در حد موسیقی و آهنگی زیبا و شعری بلند، کشش و رُبایش و جلوه و تابش دارد.
رمضان: فستیوال باربد کاشف پیانیست های جوان خواهد بود

رمضان: فستیوال باربد کاشف پیانیست های جوان خواهد بود

می خواستم از یکی از فعالیت هایم صحبت کنم که برگزاری جایزه ی پیانو باربد در شیراز است. من پارسال به همراه آقای محمد ملازم رئیس کارخانه ی پیانوی باربد در ایران و آقای محسن خباز، مدیر کانون فرهنگی شهر آفتاب در شیراز و همین طور آقای آرش اسماعیلی سردبیر مجله ی زنگار در شیراز، تصمیم گرفتیم یک فستیوال پیانو را برپا بکنیم، برپایی این فستیوال در حقیقت به عهده ی آقای محمد ملازم بود که خیلی دوست داشتند اسپانسر یک فعالیت هنری برای پیانیست های کشور باشند.
تاثیر موسیقی بر روی قلب

تاثیر موسیقی بر روی قلب

یادگیری و نواختن ساز میتواند تاثیرات مثبتی را بر روی قلب داشته باشد؛ محققان ایتالیایی و انگلیسی در یک سری از آزمایشات دست به مقایسه میان افراد موزیسین و غیر موزیسن و تاثیر موسیقی در سبکهای مختلف همچون آثار کلاسیک مانند قطعات بتهوون و یا حتی موسیقی تکنو نمودند.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (III)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (III)

این موضوع تا زمانی که نغمه‌نگاری نواخته‌های یک ساز کششی در میان باشد ایجاد اشکال نمی‌کند اما به مجرد آنکه با سازهای مضرابی ایرانی سروکار پیدا می‌کنیم دشواری‌هایی برای ثبت کشش‌های بلند بروز می‌کند؛ در نواختن این سازها کشش‌های بلند از توالی ضربات سریع و پیاپی پدید می‌آید و این یعنی این که علاوه بر نامعلوم بودن کشش تعداد ضربات تشکیل دهنده‌ی یک «ریز» هم می‌تواند گوناگون باشد. کمیتی که آن را فشردگی یا پُری یک ریز می‌نامیم.
شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (III)

زمانی که مشغول به تنظیم قطعه «Playing Love» اثر «انیو موریکونه» (۱) بودم؛ متوجه کاستی های این تکنیک شدم. اگر ما آکوردی در پوزیسیون چهاردهم (XIV) گیتار می گرفتیم و برای کامل شدن هارمونی، نیاز به اجرای هارمونیک نتی، بر روی باره ی هفتم (VII) یا پنجم (V)گیتار پیدا می کردیم؛ امکان لمس سیم برای اجرای این نت هارمونیک وجود نداشت و البته «تکنیک Lip» هم برای گرفتن نت بود نه لمس و ایجاد صدای هارمونیک.
موسیقی در ایران باستان (I)

موسیقی در ایران باستان (I)

ایرانیان نگرش خاصی به زیبایی داشتند، در ایران باستان مراسم عبادتی و پرستشی آناهیتا برگزار می شد. آناهیتا الهه ی بارندگی است و زنی است زیبا با قامتی بلند که سوار بر ارابه ای چهار اسب (باد، باران، ابر و تگرگ) است. پرواضح است که ایرانیان الهه های دیگری نیز داشتند و بیانگر این مطلب است که حس زیبایی و زیباشناسی در ایران ریشه ای کهن دارد. هنر موسیقی نیز از بدو آفرینش های هنری ایرانیان بر طبق شواهد و مدارک به دست آمده همراه و همراز آنان بوده است. در یک تقسیم بندی کلی می توان تاریخ موسیقی ایران را به سه دوره تقسیم کرد: