به چه سبکی سنتور بنوازیم؟ (V)

این نظریه که ” قضاوت فرد کاملاٌ وابسته به اول، سواد و دوم اطلاعات و سوم دید کاملاٌ بی تعصبانه نسبت به یک موضوع است ” به صورت کلی مصداقی تجربه شده دارد. طبیعی است اگر ما به نوازندگی نوازنده ای گوش می کنیم صریحاٌ نظر به اینکه ما این سبک را می پسندیم یا خیر قضاوت می کنیم بدون اینکه به پیشینه و چرایی بوجود آمدن آن سبک دقت کافی به خرج دهیم.

بارها دیده شده است که برخی از سنتور نوازان فعلی راجع به سبکها و شیوه های سنتور نوازی قدیم خیلی بی رحمانه قضاوت می کنند و بسیاری از کارهای قدیمی را به طور کلی اصلاٌ دارای ارزش هنری نمی دانند.

نکته ای که می خواهم بیان کنم این است که آیا بهتر نیست بجای اینکه سبکهای سنتور نوازی قدیم را بی اطلاع کافی مورد نکوهش و انتقاد قرار دهیم (با توجه به اینکه سنتور نوازی قدیم طبعا بستری برای سنتور نوازی فعلی بوده است) سنتور نوازی قدیم را متناسب با همان زمان گوش کنیم و چه بسا موجبات لذت را هم تا حد زیادی برای خود فراهم کنیم و جالب اینکه وقتی بی تعصب به سبک سنتور نوازیهای پیشین گوش می کنیم آنها را دارای نکات آموزنده ی کم و بیش ارزنده ای هم می یابیم (طبق تجربه ی شخصی) با توجه به این نکته که هنگامی که ما از خصوصیات یک نوازنده و هم نوازان آن و اینکه چه امکاناتی داشته اند و برای چی و برای چه کسانی (مردمان چه دوره ای) ساز می نواختند و اینکه چقدر سواد و اطلاعات بی تعصبانه ی ما نسبت به آن نوازنده و طریقه ی نوازندگی آن زیاد است می توان انتظار داشت که قضاوتی که در پیش خواهد بود نسبتاٌ عادلانه است.

کما اینکه بیشتر اوقات با درک شرایط نسبی آنها این نکته تا حدودی روشن می گردد که چه بسا ساز و آواز آنها در خور و متناسب با همه ی شرایط آنها بوده و شاید اصلاٌ شیوه ی دیگری نمی شد و یا نمی طلبید که آنها اجرا کنند و اوج پیشرفت نوازندگی تا به آن زمان کما بیش همانقدر بوده.

یکی از عواملی که در بحث سبکها مورد نظر است عامل زمان است همانطور که می دانیم به سبکی که اردوان کامکار سنتور می نوازد “سبک نوین ” می گویند که این در مقایسه با سبکهای قدیمی تر سنتور نوازان به نظر اصطلاحی درست می رسد. اما با کمی دقت اگر بنگریم خواهیم دانست که مثلاٌ طریقه ی نوازندگی حبیب سماعی نسبت به نوازندگان قدیم تر از زمان او (که البته تعداد آنها انگشت شمار بوده) کاملاٌ سبکی جدید و منحصر به فرد بود و به شیوه ای که او می نواخت می توان “سبک نوین ” در زمان خود او اطلاق کرد.

همینطور شیوه ی نوازندگی استاد پایور از یک مقطعی به بعد با خلق آثاری کاملا تکنیکی کاملاٌ معرف یک سبک جدید و بی همتا بود که در زمان خودش می توانست به عنوان یک “سبک نوین ” شناخته شود و سنتور نوازی پرویز مشکاتیان که در نوع خود حال و هوای تازه ای داشت ولی نه آنقدر که آن را بعد از ساز استاد فرامرز پایور دارای سبک نوینی بدانیم و در ادامه شیوه ی نوازندگی اردوان کامکار که امروزه آنرا بعنوان “سبک نوین ” می شناسیم چرا که شیوه ای که او می نوازد نیز کاملا با شیوه های قدیمیتر از او متفاوت است.

در واقع بر فرض اینکه یک سبک از تمام لحاظ مورد انتقاد و نکوهش قرار گیرد و هیچ نکته مثبتی نیز نداشته باشد باز هم بعنوان یک اثر قابل ارزش است چرا که برای آیندگان یک تجربه ی انجام شده را نمایان کرده و حد اقل راهی رفته را مشخص کرده که نسلهای آینده برای آن دوباره زحمتی نکشند و یک تجربه ی ناموفق را دوباره تجربه نکنند.

طبیعی است هر سبکی با مشخصه های ویژه ای که دارد قادر است یک یا چند نوع مختلف از قطعات موجود ساز را بهتر از دیگر سبکها اجرا کند.

بطور کلی می توان پذیرفت شیوه ی نوازندگی و نوع سنتور های ساخته شده در قدیم تا حد قابل توجهی با سبکهای فعلی نوازندگی و نوع سنتورهای زمان ما متفاوت است و همینطور که انتظار نیز میرفت تکنیک نوازندگی این ساز پیشرفت چشمگیری داشته است.

اصل پذیرفتنی دیگر اینکه با سبکهای قدیم سنتور نوازی نمی توان قطعات پیشرفته ی فعلی را نواخت و همچنین با شیوه ی نوازندگی امروزی و با سازهای فعلی به راحتی نمی توان با همان حس و حال سنتور نوازان قدیم قطعه یا آوازی را اجرا کرد پس بطور یقین نمی توان انتظار داشت که سنتور نوازان قدیم با آن سازهایی که با علم آن روز ساخته شده اند قطعاتی با تکنیک فعلی می توانستند بنوازند.

حال آیا می توان گفت سبک های جدید کلاٌ باعث بهبود کیفیت سنتور نوازی از دید کلی موسیقی شده است؟ یا خیر؟ بدیهی است اگر حس و حال را ملاک بگیریم سبکهای سنتور نوازی قدیم رویهم رفته از معدل بالاتری برخوردار خواهند بود و اگر تکنیک را مد نظر قرار دهیم تکنیک سنتور نوازی فعلی به مراتب بهتر و پیشرفته تر از قدیم است و این نکته که ما هنوز در سنتور نوازی، نوازنده ای نداشته ایم که هم از حس و حال سنتور نوازی قدیم و هم از تکنیک سنتور نوازی معاصر به طور کامل بهره مند باشد.( که اگر برای نوازنده ای این دو خصیصه مهیا شد زهی سعادت)

در آخر اگر بخواهیم سبکی را انتخاب کنیم این بدان معنی نخواهد بود که دیگر سبکها را نمی پسندیم یا بطور کلی قبول نداریم بلکه به تناسب سلیقه و سواد و اطلاعات و حالات درونی آن سبکی که به درک ما از هر لحاظ نزدیکتر است و ما را بیشتر ارضا می کند و موجب لذت ما می شود برای نوازندگی انتخاب می کنیم و ما بقی سبکها را بعنوان نوع دیگری از شیوه های نوازندگی که قطعاٌ نکات مثبتی کمی هم ندارند را بعنوان موسیقی گوش می کنیم و لذت می بریم و به نظر من چه بهتر نوازندگانی که از تکنیک قابل ملاحظه و همچنین حس و حال نسبتا خوبی برخوردارند سعی کنند که تنها به یک شیوه اتکا نکنند و در حد توانایی خود نقاط مثبت هر سبک را در شیوه ی نوازندگی خود وارد کنند.

در کلام آخر می توانیم با انتخاب همه ی سبکها برای شنیدن و یا نواختن و یا تدریس، خود را در واقع از هیچ زیبایی محروم نکرده و از هر سبکی از خصیصه ی خوب آنها لذت برده و استفاده کنیم.

2 دیدگاه

  • maryam
    ارسال شده در خرداد ۳۰, ۱۳۸۹ در ۹:۳۸ ق.ظ

    salam mataleb jaleband.man be tazegi ketabe payvaro tamam kardam.vali ehsas mikonan dastam sorate khobi nadare.chetor in moshkelo hal konam?

  • علی
    ارسال شده در بهمن ۱۹, ۱۳۸۹ در ۱۰:۰۴ ق.ظ

    با سلام
    این سری مقالات بیشتر توصیه نامه ایست اما واقعا به درد می خورد
    با اغلب بچه های موسیقی در دانشگاه برخورد داشتم شیوه رد و اثبات دارند یعنی یک نوازنده را تا مقام خدایی بالا می برند و دیگری را به شدت به زمین می کوبند و اصلا حاضر نیستند از سبکهای مختلف استفاده کنند و لذت ببرند.
    ممنون از سایت خوبت
    موفق باشی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:

غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا خان از روی کتابهایی که با کمک مزین الدوله از فرانسه به فارسی ترجمه شده بود به هنرجویان سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی نظامی و هارمونی درس می داد. جزوه هایی نیز از او نوشته شد در باب سلفژ و تعلیم سازهای بادی که منتشر نشده است.

از روزهای گذشته…

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (VII)

بررسی ساختار دستگاه شور در ردیف میرزاعبدالله» (VII)

این موضوع را از زاویه‌ی دیگری نیز می‌توان دید: درجه‌ی پنجم بالای مد شور شاهد مد دشتی است. پس از آنکه شور دوم از دل شور اول ظاهر می‌شود، در درجه‌ی پنجم خود به مد حسینی می‌رسد. به عبارت دیگر با اندکی مسامحه می‌توان گفت، حسینی در جایگاه دشتیِ شور دوم است. پیش‌تر نیز اشاره شد که مد حسینی ترکیبی از مد شور و مد دشتی است. از این منظر به‌رغم اینکه حسینی مد اولیه و مستقلی است، اما با شور دوم در ارتباطی معنادار است. بنابراین، جداشدن این دو بخش مرتبط با هم، باید علتی آن‌چنان متقن داشته باشد که این تفکیک را توجیه کند و آن را منطقی جلوه دهد.
جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (I)

جامعه، موسیقی، در منشور رادیو (I)

موسیقی امری اجتماعی است، بیش از اغلب هنرها، شاید چون بخش مهمی از کنشی که به عینیت یافتنش منجر می شود پیش چشم و گوش مردم روی می دهد یا شاید چون بیش از هر هنری می تواند در رگ و پی زندگی آدمی برود، با آن آمیخته شود و همه جایش حاضر باشد. به همین نسبت لااقل در میان نویسندگان فارسی زبان موسیقی، تمایلی وجود دارد برای نپرداختن به این وجه که لابد از فرط بدیه ی بودن بسیاری اوقات بحث درباره ی آن را از یاد می برند یا به تلویح برگزار می کنند.
تور پاییزی گروه مضراب

تور پاییزی گروه مضراب

گروه مضراب به سرپرستی حمید متبسم پاییز امسال در شهرهای تورنتو، آتاوا و مونترال کانادا و بسیاری از شهرهای اروپایی به روی صحنه می رود. گروه مضراب یکی از پروژه های جدید حمید متبسم، نوازنده تار و سه تار و آهنگساز است که سالهاست در اروپا اقامت دارد.
روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

روش سوزوکی (قسمت پنجاه و دوم)

چرا بیشتر انسان ها به این می‌اندیشند که کاری را انجام دهند اما در پایان آن را انجام نمی‌دهند؟ چرا آنها قدرت آن را ندارند که آن کاری را که در مغزشان می‌خواهند به آن عمل کنند عمل نمی‌کنند اگر آدم به انجام آن کار فکر کند باید به اجرای آن کار عمل کند.
پوریا رمضانیان: اجرا آیینه تمرین است

پوریا رمضانیان: اجرا آیینه تمرین است

در این اجرا قطعاتی از باخ، بتهوون، ماشکُفسکی، شوپِن، مندلسون، برامس، چایکُفسکی، اسکریابین، پراکُفیِف، بارتُک، اجرا می‌شود. این کنسرت به اجرای هنرجویانِ پیانوی پوریا رمضانیان اختصاص یافته است.
نشست رسانه ای کنسرت «بگو کجایی» برگزار شد

نشست رسانه ای کنسرت «بگو کجایی» برگزار شد

نشست رسانه ای کنسرت «بگو کجایی» به خوانندگی محمد معتمدی و رهبری ارکستر رضا شایسته یکشنبه ۲۹ مرداد ماه در تالار امیرحسین فردی حوزه هنری برگزار شد. در ابتدای این نشست علیرضا امینی سرپرست ارکستر نیایش گفت: مجموعه آثار فاخر کلاسیک ایرانی که از عمر تولید آن بیش از نود سال می گذرد در برگیرنده ویژگی های خاصی هستند. این آثار، آثاری هستند که به صورت سینه به سینه منتقل شده اند و یکی از هنرمندانی که طی دهه های گذشته از خود کارهای بسیار ارزشمندی بر جای گذاشته استاد مجید وفادار است که قطعه های مربوط به این هنرمند تاثیر بسیاری در حوزه شنیداری موسیقی اصیل ایرانی داشته است. این هنرمند نزدیک به سیصد تصنیف دارد که خوشبختانه هم دست نویس آنها وجود دارد و هم بیش از دویست قطعه از آنها به صورت شنیداری قابل دسترسی است.
عدم تشخیص صدای استراد توسط سولیست ها!

عدم تشخیص صدای استراد توسط سولیست ها!

گفته می شود که ویولن استرادیواریوس یکی از خوش صدا ترین سازهایی است که تا کنون ساخته شده است. ویولنیست های درجه اول، میلیون ها پوند داده اند تا بتوانند این ویولن سیصد ساله را در دست بگیرند.
گفتگو با سارا چانگ (V)

گفتگو با سارا چانگ (V)

به اندازه کافی افسرده کننده هستند، چرا خودم را با قرار دادن در آن حالت آزار بدهم؟ اما به هر حال موسیقی می تواند شما را غمگین کند، مسلما بسیار زیبا خواهد بود اگر تمام آنچه را که می نواختید شاد و روشن می بودند، اما اینگونه نیست. بعضی از قطعات و پاساژها بسیار ریتم پایین و افسرده کننده ای دارند و این به درون شما نیز رخنه می کند به خصوص زمانی که یک ارکستر نیز در پشت شما بنوازد و اگر هم یک رهبر فوق العاده مثل استاد ماسور(Masur) داشته باشید که او تمام آن حس را به شما منتقل می کند، شما به او نگاه می کنید و او اینجا است وقتی شما در حال نواختنید، او نیازی ندارد حرفی به شما بزند چون شما می دانید او چه می خواهد.
کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (III)

کدام تغییر؟ کدام نظام؟ (III)

در مورد اول، از آنجایی که نمی توان چندان ارتباطی بین آن و «تغییر نظام تنبک نوازی» یافت، جای بحث چندانی نیست. با این حال، به طور اجمالی باید گفت که نه هواپیما سواری و هتل پنج ستاره رفتن برخی اساتید تنبک نوازی و دیگر اساتید عیب است و نه صاحب درآمد بالا شدن آنان. در «اخلاقیات»، برخی جنبه ها به عنوان سجایای منفی اخلاقی مورد توافق است که اتفاقاَ در این برنامه از سوی ایشان بسیار دیده می شد (بدیهی است که مقصود نگارنده واژه ها و شوخی های جنسی ایشان نیست، بلکه مقصود اتهام های کلی ای است که ایشان به برخی چهره ها می زدند).
«رو به آن وسعت بی‌واژه» برای نی و ارکستر

«رو به آن وسعت بی‌واژه» برای نی و ارکستر

ارکستر مجلسی لوس‌آنجلس در روزهای سوم و چهارم نوامبر ۲۰۰۷ اثری از رضا والی را خواهد نواخت. این قطعه «رو به آن وسعت بی‌واژه» نام دارد که با الهام از سروده‌های سهراب سپهری آفریده شده است.