درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

پتریس وسکس
پتریس وسکس
در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»

کانتابیله پر آرچی (Cantabile Per Archi) اولین قطعه‌ی سازی است که در اواخر دهه‌ی ۱۹۷۰ توسط وسکس نوشته شده. علاوه بر این اولین قطعه نوشته شده او برای ارکستر است که منحصراً برای ارکستر زهی نوشته شده. این قطعه میان دیگر قطعاتش بسیار مهم و محبوب شد. قطعه‌ا‌ی تک موومانی که کاراکتر آن با ادامه‌ای خاص در گسترش به اوجی بسیار قوی به حالت و احساس بسیار خوب و مثبت می‌رسد. او نیز گفته است «من آرام آرام ولی خیلی زود فهمیدم که صدای ساز زهی صدای ایده‌آل من است بر پایه‌ی این که من هیجان زده و خوش حال می‌شوم با یک حس آواز بی‌انتها که یک قدرت نیرومند است.

زهی‌ها بهترین صدای پیام من هستند همچنین می‌توانم آن‌ها را به بهترین حالت بخوانم.» کانتابیله پر آریچی یکی ازمثبت‌ترین و آرام‌ترین مجموعه‌های اوست که وجود نور، امید، نظم در آن مشهود است. این قطعه کاراکتری یکپارچه و ملودی سلیس و مشخصی دارد که احساس یک آواز بی پایان و بی وقفه را می‌دهد همچنین با استفاده از موتیف‌های دیاتونیک و ملودیکی که به آهنگ‌های محلی موسیقی لتونی نزدیک است روشنی به روح مثبت و قوی این مجموعه گواهی می‌دهد.

چهار قطعه‌ی سازی دیگر با نام چشم‌انداز ساخته شده‌اند. این قطعات چشم انداز با پرندگان (Landscape With Birds)، چشم انداز سفید (White Landscape)، چشم انداز از کره‌ی زمین سوخته (Landscape Of The Burnt-Out Earth) و چشم انداز سبز (Green Landscape)هستند. علاوه بر این همه‌ی آن‌ها برای قطعات سولو نوشته شده‌اند. تمام قطعه‌های چشم انداز وسکس تک موومانی هستند ولی در ساخته‌های قبل هر کدام از تم‌ها تفسیری خاص و شخصی از فرم داشتند. با این اوصاف می‌توان دید که یک اصل عادی و معمول گسترش در چنین قطعاتی وجود دارد از جمله تکرارهای متفاوت ملودی‌های کوچک و ساختارهای هارمونیک، خلق یک تظاهرات طولانی مدت، موجی از احساسات خاص، ویژه و رنگ‌های متفاوت.

وسکس می‌گوید «گاه شرح تمامی جزئیات و عناصر یک قطعه امری غیر ممکن است. هر قطعه‌ای مانند بچه‌ا‌ی کوچک به دنیا می‌آید. و المان‌هایی از احساسات و خلق و خوی آهنگساز را در بر دارد. خلق هر قطعه‌ای اسراری با خود به همراه دارد و این جنبه‌ی نامعقول همیشه وجود دارد که با قدرت‌های فوق بشری ارتباط دارد و مردم نیز بر آن باور دارند.»

سازبندی
او استفاده‌ی بسیار خلاقانه‌ای از سازها می‌کند. از او سوال شد که قطعات را بر اساس چه المان‌هایی می‌نویسد؟ او جواب داد «خیلی اوقات زمانی که سر تقاطع‌ها ایستاده بودم چند سوال به ذهنم می‌آمد این که برای چه کسی باید بنویسم؟ و این بستگی به آن نوازنده‌ای داشت که قصد اجرای قطعات را کرده بود.» همچنین او چند سال بعد در مصاحبه‌ای گفت «موسیقی انتزاعی نیست و برای اجرای خاص یا انتخاب ارکستر فکر و تفسیر صورت می‌گیرد برای مثال قطعه‌ی موسیقی ادونچز برای ارکستر زهی در ابتدا یک کوارتت زهی بود و فکر می‌کردم بسیار موفق و کامل است.

بعد به یک فستیوال موسیقی زمستانی دعوت شدم. در آن جا ارکستر استروبوتین و دوست من یوها کانگاس که یک رهبر ارکستر است حضور داشتند. خیلی راحت قطعه را برای ارکستر زهی تغییر دادم و در مورد اجرای آن به ارکستر استروبوتین (Ostrobothnian Orchestra) به رهبری یوها کانگاس (Juha Kangas) فکر کردم.» در مجموع او پنج کار سولو دارد که منحصراً برای پیانو است.

همچنین وسکس فقط سه قطعه‌ی ارکسترال دارد که منحصراً برای ارکستر زهی است. این ماجرا تاییدی بر نگرش، علاقه‌ی خاص و شخصی آهنگساز به تمبرهای رنگارنگ، متعدد و متفاوت به خصوص برای سازهای زهی است همچنین نشان دهنده‌ی این است که احتمالاً او یکی از این سازها را می‌نوازد و آن کنترباس است. او در ابتدا قطعات سولو می‌نوشت و بعد به مجموعه‌های موسیقی که برای ارکستر زهی بود تبدیل شد. در نتیجه می‌توان گفت که با پدیده‌ای ناپایدار و متزلزل رو به رو هستیم.

2 دیدگاه

  • مجید پویان
    ارسال شده در فروردین ۱۴, ۱۳۹۷ در ۸:۲۰ ب.ظ

    سلام موارد خواسته شده اصلاح شد در صورتی که تمایل به نشر ندارید بفرمایید تا کلا مقاله را حذف کنم این کار با کمال میل اجام خواهد شد . بابت اتفاق رخ داده عذر خواهی می کنم

  • ارسال شده در فروردین ۱۵, ۱۳۹۷ در ۵:۵۳ ب.ظ

    آقای پویان عزیز
    در قوانین سایت ما نوشته شده است مطالب بدون ذکر منبع و لینک اجازه انتشار ندارند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (III)

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (III)

با ورود «بنان» و تغییر نیم درجه ای کروماتیک درجه ی هفتم (فا دیز به فا بکار)، مدولاسیون بسیار نرم و محتاطانه ای به شور انجام می شود. مدولاسیون رایج در سنت دستگاهی از همایون یا اصفهان به شور، معمولاَ با تغییر درجه ی سوم بالای شاهد (در اینجا سی بمل) به ربع پرده بالاتر انجام می شود که اگر در نواحی پایین دسته ی ساز انجام شود، اوج نام می گیرد، که –با فرض انجام آن در تنالیته ی مورد بحث- شاید بتوان آن را اشاره به ابوعطای «ر» یا شور «لا» دانست. اما در مدولاسیون استفاده شده در «چنگ رودکی»، با تغییر «فا»، قطعه به شورِ «ر» مدولاسیون می کند.
موسیقی پست مدرن (IV)

موسیقی پست مدرن (IV)

چرخه‌ی صوتی پیشاپیش استفاده از نمونه برداری در موسیقی تکنو، هاوس و «اسکرچینگ» هیپ‌هاپ را نشان می‌داد. علاوه بر این رویکرد «حذف و اضافه» طعنه آمیز (مجازی) آثار متاخر اشتوکهاوزن (که عناصری از هر دو رده‌ی موسیقی پست و والا را به کار می‌گرفت) به‌شدت بر آهنگساران راک و پاپ بیشماری در دهه‌ی ۷۰، ۸۰ و ۹۰ میلادی اثر گذاشت. برای مثال فرانک زاپا و گروه «رزیدنت».
ریچارد کلایدرمن

ریچارد کلایدرمن

ریچارد کلایدرمن بعنوان یک نوازنده حرفه ای پیانو توانست به مقام و شهرتی دست پیدا کند که کمتر هنرمند موسیقی فرانسوی تا کنون به این درجه رسیده است. او طی سالها نوازندگی پیانو، تهیه آلبوم های زیبا و اجرای کنسرت از خود یک چهره بین المللی بر جای گذاشته است. وی در طول فعالیت حرفه ای خود بیش از ۸۰۰ آلبوم موسیقی تهیه کرده است که در این میان ۶۳ عدد از آنها بعنوان آلبوم پلاتینیوم و ۲۶۳ عدد بعنوان آلبوم طلایی شناخته شده است، آمار فروش آلبوم های او نزدیک به نود میلیون نسخه ثبت شده تخمین زده می شود.
جاوید افسری راد به عنوان آهنگساز سال نروژ برگزیده شد

جاوید افسری راد به عنوان آهنگساز سال نروژ برگزیده شد

رادیوو تلویزیون نروژ ، جاوید افسری راد هنرمند ایرانی را به عنوان آهنگساز سال ۲۰۰۷ در این کشور اروپای شمالی برگزید و در مراسمی به عنوان خلاق ترین هنرمند سال از وی تجلیل کرد. این عنوان به خاطر آهنگهایی که افسری راد برای ارکستر سمفونیک نروژ ساخته و به اجرا درآمده به وی داده شده است.
رنگ و بافت در موسیقی

رنگ و بافت در موسیقی

برای داشتن یک تنظیم خوب و نهایتا” یک موسیقی زیبا آگاهی از اصول رنگ امیزی در ارکستر امری بدیهی است که برای آهنگسازی هم باید ان را مد نظر داشت. هنگامی که یک ملودی با دو ساز و با دینامیکی یکسان اجرا میشود تاثیرات بیانی متفاوتی پدید می آورد و موجب تمییز دادن آن دو صدا از هم میشود که از آن به عنوان رنگ صوتی (timbre) یاد میکنند.
کنسرت غفار ذابح در فرهنگسرای نیاوران

کنسرت غفار ذابح در فرهنگسرای نیاوران

یکشنبه سوم مرداد ۱۳۹۵، فرهنگ‌سرای نیاوران شاهد اولین اجرای گروه «مرغ سحر» به خوانندگی «غفار ذابح» (زادبه) خواهد بود. تنظیم قطعات را در این اجرا، «پویا سرایی» به‌عهده داشته و گرچه نوع این تنظیم به آنسامبل بیشتر نزدیک است، اما رنگ صدایی این ارکستر با بهره‌گیری از سازهای تار، پیانو، ویولن، ویولا، ‌ویولن‌سل و تنبک، اندکی متفاوت خواهد بود.
مرزهای زنانگی در هنر (I)

مرزهای زنانگی در هنر (I)

پرداختن به مسائل حوزه ی زنان که طی یکی دو دهه ی اخیر با تبی فراگیر توجه روشنفکران و گاهی روشنفکرنماها را در سطح جهان به خود مشغول کرده است، در قرن هجدهم و با انتشار بیانیه ای سیصد صفحه ای از سوی “مری ولستون کرافت” (۱) نویسنده و ادیب انگلیسی آغاز شد و سرآغازی شد بر جریانی اجتماعی که به موج اول فمینیسم (۲) مشهور است و هدف آن بیشتر روی رفع تبعیض های جنسیتی در قوانین اجتماعی تمرکز داشت. اما امروزه پرداختنِ ناآگاهانه به چنین موضوعاتی از سوی خیلی ها نه تنها به پیشبرد اهداف این جریان کمکی نمی کند بلکه با اهداف متناقضین عدالت جنسیتی بیشتر سازگار شده است. نوشته ی پیش رو به دور از بحث های دستمالی شده ی مذکور، تنها سعی دارد جایگاه مفهوم زنانگی را از منظر فلسفه ی هنر، در روند تکوین یک اثر هنری و متعاقباً در کیفیت فهم مخاطبان آثار هنری مورد پژوهش قرار دهد.
نکاتی در آموزش نوازندگی (I)

نکاتی در آموزش نوازندگی (I)

در رابطه با اصول آموزش نوازندگی و مسائل مرتبط با آن، همواره هنرجویان نوازندگی با سوالات و ابهاماتی روبرو هستند که می تواند باعث سردرگمی آنها گردد. هدف از ارائه این مقاله، که به شکل پرسش و پاسخ مطرح می گردد، بررسی و گشودن دریچه هایی بر روی مسائل آموزشی هنر نوازندگی است.
امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.
نگاهی به اپرای مولوی (I)

نگاهی به اپرای مولوی (I)

اپرای مولوی دومین اثر اپرای سبک ایرانی تاریخ موسیقی کلاسیک ایران است؛ اولین تجربه اپرای ایرانی در سال ۱۳۸۷ توسط همین زوج هنری یعنی بهروز غریب پور و بهزاد عبدی با موضوع عاشورا ساخته و اجرا شد که تلفیقی بود از سبک معمول اپرای کلاسیک و موسیقی تعزیه که بسیار مورد توجه و استقبال علاقمندان موسیقی و تئاتر قرار گرفت.