گزارشی از نشست پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران (II)

آروين صداقت كيش (تصوير از مهرنيوز)
آروين صداقت كيش (تصوير از مهرنيوز)
آروین صداقت‌ کیش در ادامه افزود: تمام این مشکلات را به چیزی احساسی که در اینترنت داریم نسبت می‌دهم؛ که در سایه بودن یا در تاریکی بودن است. در آن لحظه‌ای که من ایرانی در فضای راحت [خانه] پشت دستگاهم نشسته‌ام، شرایط از نظر روانشناختی به من می‌گوید، همه کار می توانم بکنم! من در خانه ی خودم وقتی تنها هستم، ممکن است هر کار دور از شأن [اجتماعی] هم بکنم. این همان احساس را به من القا می‌کند؛ من در اتاقم پشت کامپیوترم نشسته‌ام و احساس می‌کنم که هر کاری بخواهم می توانم بکنم و می کنم. از آن لحظه به بعد به قول آقای مختاباد دیگر «غول از شیشه بیرون آمده» و ما هم نمی‌دانیم چه‌طور آن را به شیشه برگردانیم.

تنها شانسی که آورده‌ایم این است که به گمان من این‌جا دیگ و چغندر با هم نسبتی دارند! یعنی کسی چیزی را که من نوشته‌ام خیلی جدی نمی‌گیرد و دنبال نمی کند.

وقتی که من خیلی این اخلاق را رعایت نمی کنم پس از مدتی خواننده یا شنونده من هم به این موضوع عادت می‌کند و او هم در کامنت‌های خود نوشته‌ی مرا خیلی جدی نمی‌گیرد. وقتی من به خواننده‌ی خودم توجه نمی‌کنم، خوب قاعدتا خواننده هم [با خود] می‌گوید: «چه اهمیتی دارد من هم همین کار را می کنم».

مسئله بعدی که فقط مخصوص اینترنت نیست و در بقیه‌ی جامعه هم وجود دارد، مسئله‌ی حقوق معنوی آثار است که در اینترنت بسیار شدید می‌شود. [این مسئله] در ایران واقعا یک آشوب بزرگ است و فقط مربوط به حوزه‌ی موسیقی نیست. گویا تمام افراد این حق را برای خود قائلند که نوشته‌های دیگران را [در سایت خود] بگذارند. وقتی امکان کپی کردن برای من وجود دارد دلیل نمی‌شود که اجازه داشته باشم این کار را بکنم.

مثلا اگر من پشت یک تانک نشسته‌ام این دلیل خوبی نیست که به خانه همسایه‌ام شلیک کنم! الان رفتار ما با کپی دقیقا همین‌ طور است؛ چون من امکانش را دارم که ظرف یک ثانیه مقاله تو را بردارم، پس بر می دارم. مسئله برایمان دیگر فقط فنی است. مواد صوتی و تصویری هم که [اصلا] نباید صحبتش را کرد، چون همه آلبوم‌ها را می توان به‌دست آورد. هر آلبومی را که بخواهید می توان از اینترنت گرفت، از آهنگسازان ایرانی که عمرشان را روی کارشان گذاشتند بگیرید تا آهنگسازان غیر ایرانی …

من اینجا یک نظریه دارم که نیاز به برخورد آرا و عقاید دارد؛ به نظر من دقیقا جایی که از همه‌ی این چیزها دور می‌شویم که برخورد حرفه‌ای می‌کنیم. برخورد حرفه‌ای تا آنجایی که من متوجه شده‌ام شامل این است که شما فراموش کنید یک وبلاگ یا وبسایت دارید.

یعنی عملا هرجایی که دارید فکر می‌کنید به شکل یک دایرهالمعارف یا یک مجله یا کتاب [سایت] دوباره برمی‌گردد و شکل حرفه‌ای پیدا می‌کند. نمی دانم، آزمایش نشده یا پرسیده نشده که آیا این رابطه ای با جایگاه ذهنی برتر کتاب یا نوشته‌ی کاغذی در ذهن ما دارد یا ندارد؟ که البته به گمان من دارد، هرچند که به هیچ سندی ندارم که فعلا اثبات کنم.. [مشخص کردن] آن هم کار عده‌ای است که پژوهش کنند.

در تمام نوشته‌هایی که نگاه کرده‌ام این مسائل در آنچه که من از لحاظ فنی و غیر فنی وبلاگ می‌نامم شدیدتر دیده می‌شود. [تا آن‌جا که من می‌د انم] آن‌هایی که سایت دارند از این لحاظ کمتر غیر حرفه‌ای عمل می‌کنند.

گاهی با خودم فکر می‌کنم که اگر نام آن وبلاگ‌ها تا این حد غلط انداز نبود، امروز شاید ما اصلا راجع به آن‌ها صحبت نمی‌کردیم. من دوست دارم صبح‌ها که بلند می شوم یه مقدار راجع به موسیقی در دفترچه‌ی یادداشتم بنویسم.

حالا این دفترچه را شما هم می‌توانید ببینید. [با این وصف] یکی دیگر از این بد اخلاقی‌ها (که به آن برمی‌گردم) [و به گمان من] دارد مهم‌ترین [بد اخلاقی] می شود ادعایی است که مطرح می‌شود؛ ناهنجاری ادعایی که مطرح می شود، من چه می گویم؟ حرف من چیست؟ من چه کاره هستم؟ ادعایم چیست؟ فرض کنید بنده امشب می‌روم در اینترنت یک سایتی درست می‌کنم به نام «خانه موسیقی ایران» -من نمونه‌هایش را دیدم که البته در موسیقی اتفاق نیافتاده اما در جاهای دیگر رخ داده است- اما [به جای مطالب مرتبط با خانه‌ی موسیقی یا حتا موسیقی] صبح ها که بلند می شوم راجع به قرمه سبزی یک سری مطالب [در آن] می‌گذارم!

مثلا اگر من پشت یک تانک نشسته‌ام این دلیل خوبی نیست که به خانه همسایه‌ام شلیک کنم! الان رفتار ما با کپی دقیقا همین‌ طور است؛ چون من امکانش را دارم که ظرف یک ثانیه مقاله تو را بردارم، پس بر می دارم. مسئله برایمان دیگر فقط فنی است. مواد صوتی و تصویری هم که [اصلا] نباید صحبتش را کرد، چون همه آلبوم‌ها را می توان به‌دست آورد. هر آلبومی را که بخواهید می توان از اینترنت گرفت، از آهنگسازان ایرانی که عمرشان را روی کارشان گذاشتند بگیرید تا آهنگسازان غیر ایرانی …
در واقع نوشتن من راجع به آن مسائل (قرمه سبزی و …) نیست که ناراحت کننده است، بلکه ادعایی که کرده‌ام نادرست است. [احتناب از این ایراد] خیلی هم ساده است، از لحاظ حقوقی شما در یک پرانتزی اشاره کنید به این که مردم حواستان باشد! چیزهایی که من اینجا می‌نویسم درد دل‌های خودم است، اسمش هم خیلی بزرگ است [مثلا] «تارنوازان ایران»! ولی من درد دل‌های خودم را از تارنوازان ایران می‌نویسم.

به همین سادگی! حالا [نویسنده] می‌خواهد مطرح نشود، [نشود.] ولی می‌تواند ضمن مخفی ماندن (و این که خودش را معرفی نمی‌کند) هنجارها را رعایت کند و درستکار باقی بماند. مثل روزنامه‌نگارها، دلیلی ندارد که وقتی روزنامه‌نگار اسم مستعار [پای مقاله‌اش] می‌گذارد به مردم تهمت بزند. این چند موردی است که من فکر می کنم وبلاگ نویسان ما خوب است آنرا عملی کنند.

[در این مورد بیایید] فرض کنیم پنجاه نفر بیایند و کامنت بگذارند که من هیچ مطلب مرتبطی با این نامی که شما [روی وبلاگ یا سایتتان] گذاشته‌اید ندیدم، شما را به فکر می اندازد؟! فکر می‌کنم وظیفه‌ی وبلاگ نویسان در این باره این است که خودشان، خودشان را اصلاح کنند، هیچ کس نمی تواند بیاید به من و شما بگوید چه‌طور بنویسیم. آخرین مطلبی که به آن اشاره می کنم که باز یک ناهنجاری کوچکی است که به نظر من رخ می‌دهد؛ [و آن] مسئله توازن در پاسخ دادن است. قبلا در این‌گونه نشست‌ها هر وقت از من می‌خواستند که اشاره کنم، می‌گفتم [مشکل] پاسخ ندادن [است.] اما الان می‌گویم توازن در پاسخ دادن. جاهایی را می شناسم که پاسخ دادن تبدیل به یک نوع [مبارزه در] رینگ بوکس شده یعنی به ازای هر یک کامنتی که آنجا گذاشته می شود نویسنده هم جواب می‌دهد.

اینجا نمی‌توانم رهنمود بدهم و فقط می توانم سلیقه‌ی شخصی‌ام را بیان کنم. فکر می کنم اگر ما نویسندگانی هستیم که موضوع کارمان جدی است و می‌خواهیم کار حرفه‌ای بکنیم، برخورد حرفه‌ای هم لازمه‌ی آن است. اگر برایم یک کامنت -از نظر خودم- درست گذاشتند، جوابش را می دهم اما اگر غیر از این بود جواب نمی‌دهم. همین باعث می شود خواننده‌ی من هدایت شود، نمونه‌ی این را در «گفتگوی هارمونیک» دیده‌ایم. [در آن‌جا] هر وقت که نوشته‌ها حاشیه‌های کمتری دارند، مردم هم دقیقا یک یا دو سوال دارند که به شصت نوشته (کامنت) دیگری که در مطالب جنجالی موجود است می‌ارزد!

یک نکته‌ی کوچک دیگر این که یک اتفاق در دنیای اینترنتی موسیقی افتاده که من فکر می کنم که اگر به آن اشاره نکنم در واقع ندیده گرفتن مهم‌ترین اتفاقاتی است که در این حوزه رخ داده و آن هم ظهور نوعی تقریبا فراموش شده از طنزی است که در ادبیات ایران بسیار سابقه داشته است. در یک وبلاگی که چه بخواهم اسمش را ببرم و چه نبرم، همه آن را می‌شناسند. وبلاگی به نام دهلچی است که این روزها فکر کنم همه‌ی مردم با آن آشنا هستند، بدون اینکه بخواهم بگویم در این مورد اصولا چیزی مورد تایید من است یا نه، (چرا که شاید شخصی آن نوشته‌ها را دوست نداشته باشد) ولی اتفاقی است که باید [آن را] به فال نیک گرفت. [این وبلاگ] یک جایی [است] که آدم‌ها خیلی سرسخت هستند و انگار که زیاد دوست ندارند به هیچ کس توجهی نشان بدهند. خود طنز و نقد برایشان اهمیت پیدا کرده و ای کاش که آنقدر فضا باز بود که اینجا بنشینند و [با هم] حرف بزنیم شاید می‌توانستیم از آن‌ها چیزهایی یاد بگیریم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.

از روزهای گذشته…

رمضان: فستیوال باربد کاشف پیانیست های جوان خواهد بود

رمضان: فستیوال باربد کاشف پیانیست های جوان خواهد بود

می خواستم از یکی از فعالیت هایم صحبت کنم که برگزاری جایزه ی پیانو باربد در شیراز است. من پارسال به همراه آقای محمد ملازم رئیس کارخانه ی پیانوی باربد در ایران و آقای محسن خباز، مدیر کانون فرهنگی شهر آفتاب در شیراز و همین طور آقای آرش اسماعیلی سردبیر مجله ی زنگار در شیراز، تصمیم گرفتیم یک فستیوال پیانو را برپا بکنیم، برپایی این فستیوال در حقیقت به عهده ی آقای محمد ملازم بود که خیلی دوست داشتند اسپانسر یک فعالیت هنری برای پیانیست های کشور باشند.
هفتادمین شماره فصلنامه ماهور منتشر شد

هفتادمین شماره فصلنامه ماهور منتشر شد

هفتادمین شماره فصلنامه ماهور منتشر شد. این شماره با همکاری هیئت تحریریه: ساسان فاطمی، محمد موسوی، بابک خضرایی، آرش محافظ، سعید کردمافی و مدیر مسئول: محمد موسوی با مطالبی در حوزه موسیقی شناسی به انتشار رسیده است.
لیر یا چنگ ارجان؟ (IV)

لیر یا چنگ ارجان؟ (IV)

موسیقی شناسان آلمانی و اتریشی “Curt Sachs” و “Erich von Hornbostel” سیستم رده بندی سازها را در ۱۹۱۴ ارائه دادند. خط کلی این رده بندی برمبنای بررسی اولین صفت مشترک سازها یعنی ویژگی فیزیکی ارتعاش ساز بنا شده است. بر این اساس سازها به پنج دسته تقسیم می شوند:

گروه های اجرای جز

گروه های موسیقی جز (Jazz) در حالت کوچک بین سه تا هشت نفر و در حالت بزرگ بین ده تا پانزده نفر هستند. پیانو، کنترباس و درامز از پایه های ریتمیک این گروه ها بوده و گاه و بیگاه، گیتار هم به عنوان یک پایه ریتمیک به آنها اضافه می شود.
Toccata

Toccata

به قطعه ای آزاد از لحاظ فرم در موسیقی گفته می شود که معمولا” برای به تصویر کشیدن توانایی های ساز یا نوازنده نوشته میشود؛ دراین نوع از قطعات موسیقی که بیشتر در دوران باروک مورد استفاده بوده است از حرکت های سریع ملودیک با پاساژهای پیچیده و طولانی استفاده می شود.
رندی نیومن و هنر طعنه آمیز (II)

رندی نیومن و هنر طعنه آمیز (II)

گروه “تیکیز” شش آهنگ نیومن را در سالهای ۱۹۶۷ و ۶۹ اجرا نمودند. دراین دوره بود که نیومن رابطه بلند مدت و حرفه ای خود را با لنی وارونکر (Lenny Waronker) آغاز نمود. وارونکر مسئول بستن قراداد برای گروههای مختلف با شرکت ضبط آتمن بود و در عوض او نیومن، لئون راسل و وان دیک پارکز (Van Dyke Parks) را برای اجرا و ضبط در این گروهها معرفی کرد. در اواخر ۱۹۶۶ وارونکر به عنوان برنامه ریز شرکت ضبط A&R توسط وارنر بروس (Warner Bros) انتخاب شد.
مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (I)

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (I)

این مقاله توسط سعدی حسنی، مورخ و موسیقی شناس ایرانی پیش از انقلاب ترجمه شد و پس از سالها، نخستین بار در شماره سوم مجله موسیقایی مقام در سال هفتاد و هفت انتشار یافته و امروز در این سایت بازنشر می شود.
باغسنگانی: دیگر باید کتاب به دست در خانه ها رفت!

باغسنگانی: دیگر باید کتاب به دست در خانه ها رفت!

به نظرم تنها راه در حال حاضر همین روایت است. استاد بزرگوار دکتر زرین کوب به خوبی بر این نکته واقف بوده است. نسل غالب امروز را دیگر نمی توان با متن علمی خشک و بمباران اطلاعات حاصل از متن به این اصول رو به نابودی رهنمون شد. نسل امروز ما نسل توییتر و فیس بوک و گذری و نظری است. پس وقتی می توان با این نسل گفتگو کرد که دقیقا در همان موقعیتی قرار بگیریم که گذر این نسل به آن موقعیت به وفور می افتد. متاسفانه دیگر گذر این نسل، کتابخانه و مسجد و منبر نیست. یعنی سی سال است که این حرفها تمام شده. حالا باید ما هم برای مسلمان کردن خیلی ها قرآن در دست خانه به خانه برویم و مثل راهبان و کشیشان قرآن هدیه بدهیم و ملت را بیاوریم پای منبر و صندلی کتابخانه. نکته اینجاست که بنیاد ها، شکل و رنگ عوض کرده. این نسل، نسل اندروید و تلگرام و صد البته فست فود است و با هیچ کسی هم شوخی ندارد. چه موضوع می خواهد سیاسی باشد چه دینی و فرهنگی. از فروشگاه شما خوشش نیاید عمراً اگر دوباره رویش را ببینی! وقتی رفت، به کل رفته است. با این حال همین نسل، نیازهای عمیقی در ذات خودش دارد که در حال حاضر تنها و تنها با ادبیات داستانی و تکنیک های مختلف این گونه ادبی قابل تحریک است.
گفتگو با ند رورم (IV)

گفتگو با ند رورم (IV)

امشب به کنسرت میلتون بابیت (Milton Babbitt) می روم. او ۹۰ ساله است و امروز تولد اوست. الیوت کارتر (Elliott Carter) این روزها اجراهای بیشماری دارد. او خداست، نه برای من اما برای بسیاری از مردم اینچنین است. برای کسانی که tone row می نویسند که تونال ننویسند. بنابراین هر شنونده ای در هر سنی حتی اگر هیچ آشنای با موسیقی نداشته باشد نقطه اوجی را در یک اثر می شنود.
طبقه‌بندی سازها (IV)

طبقه‌بندی سازها (IV)

پریتوریوس به خاطر آن که مخاطبین‌اش گروهی متخصص بودند، اطلاعاتی ارائه کرد که هنوز هم برای موسیقی‌شناسان بی‌نهایت مهم است. کتاب او شامل یک جدول نمایش اندازه‌ی تمامی سازهای بادی و زهی «Tabella Universalis» است. او همچنین ضمیمه‌ای اضافه کرد که در آن تمام سازهای قرن شانزدهم با مقیاسی (برابر با «برانسویک») که می‌توانست با اندازه‌ی پای طبیعی در اولین صفحه مقایسه شود، تصویر شدند. این سازها نه تنها در گروه‌های مشابه (هم‌خانواده) بلکه همچنین در اشکال گوناگون هم‌نوازی به تصویر آمدند.